پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » تاریخ و سیره » امام عصر (عج) »

برخورد حکومت با نائبان حضرت مهدی (نواب اربعه)

اشاره:

تردیدی نیست که با توجه به روایات نبوی و نیز احادیثی که از ناحیه ائمه اطهار درباره امام زمان (علیه‌السلام) و حکومت مهدوی وارد گردیده بود، دستگیری امام زمان (علیه‌السلام) یکی از اهداف مهم حکومت وقت بود. آنان می دانستند که نتیجه وجود امام (علیه‌السلام) تهدید حکومت و حاکمیت آنان است. ولذا دیوانه وار می کوشیدند تا دولت خود را از خطر وی نگاه دارند و در این راستا از هیچ گونه اقدامی فرو گذار نکردند. در این مقاله به حوادثی که از سوی حکومت علیه امام زمان اتفاق افتاده بیان شده است.

از سوی حکومت عباسی حمله به خانه امام و فرمان به تفتیش دقیق خانه او سیاستی بود که همه حکّام به کار می بردند و دولتیان از آن پیروی می کردند، تجسّس پیوسته و احتیاط فوق العاده از طرف ماموران برای کشف مکان پنهانی امام (علیه‌السلام) و دستگیری وی صورت می گرفت. آن چه پاسخ به سؤال مورد نظر می تواند باشد این است که فعالیت نوّاب در طول نیابت شان کاملا سرّی، مخفیانه و در استتار شدید انجام می گرفت به گونه ای که دولت وقت با کوشش های زیاد و تجسّس خستگی ناپذیر بعد از نوزده سال فعالیت نواب، تازه فهمیدند که امام علیه السلام در میان مردم وکیل و نائب دارد و فعالیت های مشکوک در دریافت مال و وجوهات به وکالت جهت مصالح امام انجام می دهند.(۱)

اما تنها این نبود بلکه رهبری و نظارت و مراقبت پایگاه های مردمی نیز وجود داشت و اموال را از آن مراکز دریافت می کردند. بر پایه این کشف خطرناک ماموران حکومتی، وقتی «معتضد» زمام خلافت را در دست گرفت، مراقبت ها و تجسّس را درباره امام و خصوصا شناسائی افراد کلیدی مثل نواب تشدید نمود.(۲) به گونه ای که بارها منزل امام (علیه‌السلام) و دیگر اماکن مرتبط به آن بزرگوار و شیعیان اش مورد تهاجم و تفتیش قرار گرفت.

«از مجموع روایات و نصوص تاریخی آشکار می شود که امام (علیه‌السلام) در تنظیمات تشکیلات و ارتباط و تماس خود با پایگاه های مردمی و پیروان خویش تاکید می کرد که در سازمان، نظام هرمی را رعایت کنند. او خود در قلّه و رأس هرم به عنوان رهبر، کارهای خود را در خفاء و به طور سرّی انجام می داد و فرمان ها و دستورات و رهنمود های خود را به طور مستقیم به نواب خود صادر می کرد. دیگران به منزله شاخ و برگ ها بین او و وکیلان او که در مناطق دور (و مخفی از چشم ماموران حکومتی) پراکنده بودند، حلقه پیوند بین امام و پایگاه های وسیع مردمی بودند.»(۳)

و لذا انتخاب افراد به وسیله امام (علیه‌السلام) برای تصدّی سفارت و بر عهده گرفتن وکالت مخصوص، بر اساس ژرفای اخلاص و وفاداری آنان و قدرت و توانائی نسبت به تحمّل شکنجه بود تا اگر به دست ماموران بی رحم حکام ستمگر وقت افتند، توانائی تحّمل آزار و زندان را داشته باشند. و لذا امام (علیه‌السلام) این منصب نیابت خاص را به کسانی واگذار می کرد که اخلاص عمیق و اراده نیرومند داشته باشند و به همین جهت: «عده ای به ابو سهل نوبختی (که از بزرگان شیعه بود) اعتراض کرده و گفتند این امر چگونه رخ داده است (چگونه با وجود شما) آن را به شیخ ابو القاسم حسین بن روح داده اند نه به تو؟ او گفت: آنان دانا ترند و بهتر می دانند چه کسی را انتخاب کنند. اما من کسی هستم که با دشمنان ملاقات و مناظره می کنم و اگر جای او (امام علیه السلام) را همچنان که ابو القاسم می داند می دانستم و تحت فشار قرار می گرفتم، شاید جای او را نشان میدادم. اما ابو القاسم، اگر حجت (امام (علیه‌السلام)) زیر دامانش باشد و او را تکه تکه کنند، او را نشان نمی دهد.(۴)

و بر همین اساس زمانی که حسین بن روح(رحمه‌الله) وکیل شخصی محمد بن عثمان(رحمه‌الله) بود، به دلیل درگیری ها ی قومی، نژادی و فرقه ای دستگاه خلافت عباسی، پس از سقوط خاندان ایرانی بنو فرات از وزارت در خلافت عباسی و روی کار آمدن جناح سنّی، جناب حسین بن روح در سال ۳۱۲ دستگیر شد و تا سال ۳۱۷ قمری زندانی بود در دوران زندان مسئولیت های علمی خود را به دوست و هم فکرش «محمد بن علی شلمغانی» سپرد و هنوز در زندان بود که خبر انحراف عقیدتی شلمغانی را شنید. با صدور نامه ای در لعن او، کلیه مسئولیت ها را از وی پس گرفت. (و با توجه به پایداری و حفظ اسرار نیابت و اجتناب از مواجهه و رویا روئی با مأموران و حکومت وقت) اندکی بعد از زندان آزاد شد و خلیفه وقت تمایل داشت تا با حسین بن روح در تماس باشد.(۵)

و همین طور سائر نواب مثلا جناب عثمان بن سعید اسدی که نماینده امام هادی و امام عسکری نیز بود و یکی از کادرهای برجسته شیعه امامیه بود که در دوره حیات و امامت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) رابط بین امام و نمایندگان آن حضرت در مناطق مختلف بود و کلیه پیام ها را جا سازی نموده و به عنوان یک فروشنده روغن خدمت امام عسکری می رسید و تحویل می داد و جواب دریافت نموده، به همان صورت از خانه امام (علیه‌السلام) خارج می شد. وی همین رابطه را با امام هادی (علیه‌السلام) نیز داشته است. لذا مورد توجه و اعتماد کامل خاندان اهل بیت و امامت بود. از همین روی نائب خاص حضرت بقیه الله (سلام الله علیه) گردید و خدمت آن حضرت شرفیاب می شد (و در طول دوران نیابت اش) دستورات لازم را دریافت می داشت (و به طور سرّی و پنهان از دید مأموران حکومتی) به شیعیان می رساند.(۶) و همین طور جناب محمد بن عثمان و نیز علی بن محمد سمری وضعیت مشابهی داشتند و هیچگاه اقدام به فعالیت های علنی و دائر نمودن دفتر و یا نمایندگی نمی کردند تا موجب جلب توجه حکومت و ماموران حکومتی بشود و تمام سعی شان در دوره نیابت هر کدام بر اساس سفارش های امام (علیه‌السلام) و در نظر گرفتن مصالح شیعه، اجتناب از مواجهه و برخورد مستقیم با دولت وقت و ماموران دولتی بود. و لذا در طول شصت و نه سال و شش ماه و پانزده روز غیبت صغری که جناب عثمان بن سعید پنج سال و جناب محمد بن عثمان حدود چهل سال و جناب حسین بن روح بیست و یک سال و جناب علی بن محمد سمری سه سال سمت نیابت خاص ازحضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه الشریف به عهده داشتند هیچگونه حادثه ای که منجر به رویارویی و مواجهه مستقیم با حکومت و ماموران حکومتی بشود واقع نگردید. و بسیار کم اتفاق می افتاد که موضوع علنی شود. هیئت های نمایندگی مردم نزد نائب می آمدند و وجوه و سؤالات را با خود می آوردند. نائب اموال را دریافت می کرد و پاسخ سؤال ها را می داد و مشکلات را حل می کرد. دریافت وجوهات غالباً و عموماً با روش بازرگانی بود ـ یعنی به صورت قرض دادن، به افراد داده می شد بی آن که این روش، شک ماموران را بر انگیزد.(۷)

سخن چینان وجاسوسان دولتی، غالبا با روش های بی اندازه جالب روبرو می شدند که از این قبیل و از باب نمونه نحوه وصول اخبار به عبد الله بن سلیمان وزیر دولت وقت بود، درباره وکلای امام زمان (علیه‌السلام) که در بغداد و دیگر مناطق حضور داشتند و شایع بود که برای امام (علیه‌السلام) کار می کنند. کسانی نزد وزیر مزبور آمدند و به او گفتند که نزد هر یک از این نواب، کسی فرستد و آن اشخاص بگویند که پولی دارند و می خواهند نزد امام بفرستد. هر کس از آنان پولی دریافت کرد، حجت علیه او اقامه می شود و به جرم مشهود دستگیر می گردد، وزیر برای کشف و شناسائی نواب امام (علیه‌السلام) به این نصیحت عمل کرد. امّا دستورها و راهنمائی های معصومانه امام (علیه‌السلام) زودتر از جاسوسان دولت، به وکیلان رسیده بود، لذا آنان نیابت امام را انکار کردند وخود را در برابر مزدوران دولت به نادانی زدند و تجاهل کردند، از این رو توطئه وزیر با شکست روبرو گردید و نواب از شر ماموران نجات یافتند.(۸)

همان گونه که از این جریان و جریان ها و حوادث مشابه آن استفاده می شود وکلا و نواب امام (علیه‌السلام) چه نواب اربعه که مستقیماً با امام (علیه‌السلام) در ارتباط بودند و چه وکلاء و نوابی که با یکی از نواب اربعه در ارتباط بودند ولو دسترسی به خود امام نداشتند، شدیدا مراقب بودند که هیچگونه بهانه به دست ماموران دولتی و حکومت وقت ندهند و البته این در اثر نظارت و سفارش امام (علیه‌السلام) برای حفظ اسرار امام و مصالح شیعیان بوده است.

پی نوشت:

  1. بررسی پیشوایان، استاد عادل اطیب. ترجمه دکتر اسد الله مبشری. مبحث نواب اربعه.
  2. همان.
  3. همان،
  4. غیبت شیخ طوسی (ره) ص ۲۴۰؛ بحار الانوار، ج ۱۳، ص ۹۸.
  5. تاریخ ادیان و مذاهب، ج۳، مبلغی آبادانی.
  6. تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج ۳، مبحث نواب اربعه، مبلغی آبادانی.
  7. همان.
  8. تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج ۳، مبحث نواب اربعه، مبلغی آبادانی، به نقل از : اعلام الوری ص ۴۲۱.

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.