نقد و بررسی ادیان و فرق » مقایسه اسلام با سائر ادیان »

برتری های اسلام در حوزه اخلاقی، عبادی و… بر مسیحیت

اشاره:

امتیازات دین مبین اسلام بر دین مسیحیت رایج چه پروتستان و چه کاتولیک و چه ارتدکس با مطالعه متون این دو دین قابل استقصا است. بیان تمام امتیازات در حوزه های مطرح در سوال به نوشتن یک کتاب مفصل نیاز دارد و لذا در این مقاله مجالی برای تفصیل همه موارد وجود ندارد و ما در حد یک مقاله مهمات مسئله را بیان می کنیم.

 

۱. برتری دین اسلام در حوزه اعتقادی: اولین برتری دین اسلام بر مسیحیت اینست که عقاید و آموزه های دین اسلام مبتنی بر توحید می باشد در حالی که مسیحیان با بعضی از اعتقاداتی که دارند از توحید دور افتاده و در ردیف مشرکان درآمده‌اند. چنان که خداوند می فرماید: «یهود گفتند: عُزیر پسر خداست و نصاری گفتند: مسیح پسرخداست. این سخنی است که با زبان خود می‌گویند که همانند گفتار کافران پیشین است. خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف می‌یابند.»[۱] این شرک که در قرآن بدان اشاره شده، در سرتاسر کتاب‌ مقدس مسیحیت کنونی وجود دارد به عنوان مثال در اول انجیل یوحنا می‌گوید: «در ازل پیش از آن که چیزی پدید آید «کلمه» وجود داشت و نزد خداوند بود، او همواره زنده بوده و خود او خداست.»[۲] و بدین ترتیب حضرت عیسی را یکی از خدایان و بلکه خود خدا معرفی می‌کند. مسئله تثلیث و فدا شدن مسیح برای گناهان بشر و فرزندی مسیح نسبت به خداوند از اموری عقل ستیز می باشند که اساس دین مسیحیت رایج را تشکیل می دهند.

۲. برتری دین اسلام در حوزه عبادات: در تعلیمات حضرت عیسی بنا بر همین اناجیل تحریف شده بر پیروی از شریعت بسیار تأکید شده است، چنان که آن حضرت صریحاً فرمود: «خیال نکنید من آمده ام، ناموس (احکام یهودیان) و (گفتار) انبیا را ناقص کنم، بلکه تکمیل کنم، همانا حق را به شما می گویم اگر آسمان و زمین زایل شود یک حرف یا یک نقطه از ناموس زایل نمی گردد …»[۳]

و نیز آن حضرت می گوید: «چون عبادت کنی مانند ریا کاران مباش، زیرا خوش دارند که درکنیسه ها و گوشه های کوچه ها ایستاده نماز گذارند، تا مردم ایشان را ببینند، هر آینه به شما می‌گویم اجر خود را تحصیل نموده اید. لکن تو چون عبادت کنی به حجره خود داخل شو و در را بسته پدر خود را که در نهان است عبادت نما، و پدر نهان بین تو، تو را آشکارا جزا خواهد داد.[۴]

اما مسیحیت رایج که مبتنی بر افکار پولس می باشد به این مطالب پشت پا زده و اصلا شریعت را در مسیحیت از ریشه برداشته است و مسیحیت از عبادات و احکام عملی کاملا تهی شده است. زیرا پولس، ایمان به حضرت مسیح و فدا شدن او را که برگرفته از دین هندوان است[۵] اساس دین مسیحیت قرار داد، و آن را  برای نجات و رستگاری انسان کافی دانسته است و  عمل کردن به شریعت سابق (ناموس) را لازم نمی داند، او در این امر چنان جازم و پا برجا بوده که بر پیروان خود آن را با  اصرار سفارش می کند، و برای آن ها می نویسد که اساس رستگاری، ایمان به آنچه که او بشارت می دهد هست، و عمل به شریعت یهودیان لازم نیست.[۶] مسیحیان بنا بر تعالیم پولس زندگی را در نبود شریعت و شریعت را باعث گناه و مردگی می داند.[۷] عبادت در مسیحیت فقط در مراسم مختصر روز یک شنبه و آن هم با حضور کشیش و فقط در کلیسا قابل انجام می باشد. و هیچ عبادت دیگری غیر از آن در آیین مسیحییت جایگاهی ندارد.

اما دین مبین اسلام بر شریعت استوار می باشد. نمازهای یومیه، نماز های نافله روزانه و شبانه، روزه های واجب و مستحبی، غسلهای مختلف، دعا، حج، زکات، خمس و… تماما از عباداتی به شمار می آیند که اختصاص به دین اسلام دارد و همگی مایه تکامل و تقرب به سوی خدا می شود. و حتی کارهای معمولی انسان با نیت انجام دادن برای خدا به عبادت تبدیل می شوند. نماز از مهمترین عبادات در اسلام است که بسیار راحت و پر محتوا می باشد و در هر مکان و محلی قابل انجام دادن است.

۳. برتری دین اسلام بر مسیحیت در حوزه اخلاق و مسایل اجتماعی و خانوادگی: در اناجیل جملاتی آمده که بر نرمخویی و گذشت در برابر دیگران که معمولا هم‌کیشان خواهند بود توصیه شده و در تورات در ضمن ده فرمان حقوق همسایه مورد توجه قرار گرفته و این توصیه­های اخلاقی مستمسک مسیحیان شده و آن را شعار برتری آیین مسیحیت بر اسلام در میان جوانان نا آگاه و کم اطلاع القا کرده و دین اسلام را به طرف داری از خشونت بلکه عین خشونت معرفی می­کنند.

در انجیل متی آمده که عیسی-علیه السلام-  گفت: «شنیده‌اید که به اولین گفته‌اند: همسایه خود را محبّت نما و با دشمن خود عداوت مکن. امّا من به شما می‌گویم که دشمنان خود را محبّت نمایید و برای لعن کنندگان خود برکت بطلبید و به آنان که از شما نفرت کنند، احسان کنید و به هر که به شما فحش دهد و جفا رساند، دعای خیر کنید تا پدر خود را، که در آسمان است، پسران شوید؛ زیرا که آفتاب خود را بر بدان و نیکان طالع می‌سازد و باران بر عادلان و ظالمان می‌بارد … پس کامل باشید چنان که پدر شما، که در آسمان است، کامل است.»[۸]

همچنین در فراز دیگری از انجیل می‌خوانیم: «شنیده‌اید که گفته شده چشمی به چشمی و دندانی به دندانی، لیکن من به شما می‌گویم: با شریر مقاومت مکنید، بلکه هر که به رخساره تو طپانچه زند، دیگری را نیز به سوی او بگردان؛ و اگر کسی خواهد با تو دعوا کند و قبای تو را بگیرد، عبای خود را نیز بدو واگذار؛ و هر گاه کسی تو را برای یک میل مجبور سازد، دو میل همراه او برو.»[۹]

و نیز در انجیل آمده که کسی از حضرت عیسی(علیه‌السلام) پرسید اول همه احکام کدام است؟ حضرت پاسخ گفت: «اول همه احکام اینست که بشنو ای اسرائیل خداوند خدای واحد است و خداوند خدای خود را به تمام دل و تمامی جان و تمامی خاطر و تمام قوت خود محبّت نما که اول از احکام اینست و دوم مثل اول است که همسایه خود را چون نفس خود محبّت نما»[۱۰]

در کتاب تورات که مسیحیان نیز این کتاب را جزئی از کتاب مقدس خود پذیرفته اند در دو جا(سفر خروج و سفرتثنیه) به عنوان ده فرمان خطاب به حضرت موسی(علیه‌السلام) در جهت تقدیس روز هفتم آخر هفته این گونه ذکر گردیده است:

«پدر و مادر خود را احترام نما، تا روزهای تو در زمینی که یهوه خدایت به تو می­بخشد، دراز شود. قتل مکن، زنا مکن، دزدی مکن، بر همسایه خود شهادت دروغ مده، به خانه همسایه خود طمع مورز، و به زن همسایه­ات و غلامش، و کنیزش، و گاوش، و الاغش و به هیچ چیزی که ازآن همسایه تو باشد طمع مکن»[۱۱]

این جملات نهایت چیزی است که بر سفارشات اخلاقی، خانوادگی و اجتماعی در اناجیل و تورات آمده است. این آموزه­های انسان دوستانه که در اناجیل و تورات به صورت خیلی ناقص مطرح شده چیزی تازه­ای نیست؛ بلکه حتی ادیان غیر توحیدی و غیر آسمانی بیش از آن به این گونه تعالیم توجه دارند. این جملاتی که مسیحیان آنها را به رخ مسلمانان می­کشند به حدی ناقص است که حتی کوچکترین دلالتی بر نوع دوستی با هم کیشان و هم دینان ندارند تا چه رسد که بر دوستی با دشمنان دینی و نظامی دلالت داشته باشند. هر چند رفتار نیک و عادلانه در مسائل مالی و ناموسی با دشمنان دینی و نظامی امر پسندیده است و در اسلام به آن تاکید شده، لکن این جملات با هیچ نوع دلالتی به صورت عام شامل نوع دوستی و بشردوستی نمی­شود.  

بنا بر این با این چند جمله آن هم بیشتر در باره حقوق همسایه و یا گذشت در برابر همنوعان در درگیری­ها و مشاجرات شخصی، نه برتری و حقانیت دین مسیحیت به اثبات می­رسد و نه بطلان و نقص دین اسلام از آن به دست می­آید. بلکه به حکم عقل و نظر عقلا و عرف، کسی که می­خواهد دین حق و برتر را  از میان ادیان رایج دنیا به دست آورد باید بعد از اینکه بر تمام مبانی و آموزه­ های دینی موجود در کتابهای مقدس آنها تسلط و علم کافی داشته و از فهم لازم برخوردار باشد، ادیان را در تمام جهات و ابعاد عقلی، دینی، عبادی، علمی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، اخلاقی، اجتماعی و… مورد بررسی قرار دهد و به این نتیجه برسد که آموزه ­ها و تعالیم کدام یکی از آنها درحوزه ­های مذکور نیازهای فطری و معنوی و دنیایی و اخروی بشر را می­تواند پاسخ بگوید.

ثانیا: وجود این چند توصیه­ی اخلاقی در باره حقوق دیگران و همسایگان در تورات و انجیل دلیل بر این نمی­شود که در قرآن کریم و متون دینی اسلام چنین توصیه­هایی وجود ندارد. بلکه در قرآن کریم با قطع نظر از احادیث پیامبر اسلام(صلی‌الله علیه و آله) و ائمه معصومین(علیه‌السلام) توصیه­های جامع­تر، کامل­تر و گسترده­تر در موضوعات مختلف صادر گردیده که حتی رعایت آنها در چارچوب وجوب و استحباب لازم دانسته شده و ترک غالب آنها دارای حکم حرمت بوده که کیفر دنیوی و عقاب اخروی را درپی دارند. و در این میان به حقوق معنوی و مالی و ناموسی مردم توجه خاص و مؤکّدی مبذول گردیده است. این دستورات الهی در قرآن کریم به حدی گسترده است که نیاز به نوشتن ده­ها بلکه صدهاجلد کتاب دارد و بیان آنها از عهده این گونه مقالات خارج می­باشد. ما در اینجا فقط به عناوین و موضوعاتی که مورد عنایت خداوند در قرآن قرار گرفته اشاره کرده و به ذکر آدرس برخی از آیات مربوطه بسنده می­کنیم:

  1. وجوب احترام و اطاعت والدین حتی اگر کافر باشند(اسراء/۲۳).
  2. انسان دوستی و لزوم رعایت حقوق بشر و مساوی دانستن کشتن یک نفر با کشتن همه مردم و زنده گردانیدن یک انسان با زنده نمودن همه مردم(مائده/۳۲).
  3. ممنوعیت و حرمت تمسخر و تحقیر اقوام و دیگران و عیب­جویی و گذاشتن القاب زشت بر یکدیگر(حجرات/۱۱).
  4. نهی شدید از غیبت و تجسس(حجرات/۱۲).
  5. نفی قوم گرایی و انحصار کرامت انسانی در تقوا(حجرات/۱۳).
  6. نهی از تعدی و ظلم در جنگ با دشمنان دینی و نظامی(توبه/۱۹).
  7. لزوم سخن گفتن نیکو با مردم(بقره/۸۳).
  8. انفاق و رعایت حقوق ایتام و فقرا و مساکین و در ماندگان در کنار والدین(بقره/۲۱۵).
  9. دادن لقب نیکوکار به کسی که از بهترین و دوست داشتنی­ترین مال خود به خویشاوندان و یتیمان و مساکین و در راه ماندگان و گدایان و زندانیان می­بخشد(بقره/۱۷۷).
  10. فرمان به احسان نمودن به والدین و خویشاوندان و یتیمان و مساکین و همسایگان بیگانه و همسفر و رهگذران(نساء/۳۶).
  11. امر براجرای و اقامه عدالت فردی و اجتماعی و شهادت دادن بر علیه خود (نساء/۱۳۵و مائده/۸).
  12. دعوت به راستگویی(توبه/۱۱۹).
  13. امر به تعاون و همکاری در کارهای نیک و تقوی و نهی از همکاری در گناه و تجاوز(مائده/۲)
  14. حرمت و نکوهش اختلاس و زر اندوزی(توبه/۳۴).
  15. امر به خوردن از خوردنی­های پاک و حلال(بقره/۱۶۸).
  16. نهی از خوردن مال یکدیگر به باطل(نساء/۲۹و۱۶۱)
  17. ممنوعیت کم فروشی(اعراف/۸۵، هود/۸۵، شعراء/۱۸۳ومطففین/۱-۲).
  18. حرمت قمار و خوردن چیز های پلید و نجس مثل خون و شراب و…(مائده/۹۰).
  19. نهی از خوردن مال یتیم(نساء/۲و۱۰، اسراء/۳۴).
  20. وجوب وفای به عهد و پیمان(اسراء/۳۴، بقره/۲۷و۱۷۷، رعد/۲۵).
  21. امر به عدالت اجتماعی و احسان و بخشش به خویشاوندان و نهی از فحشا ومنکرات(نحل/۹۰)
  22. وجوب رعایت عفت و پاکدامنی(نور/۳۰و۳۱، مؤمنون/ ا-۶).
  23. ممنوعیت پیروی از گمان و ظن(حجرات/۱۲و اسراء/۳۶).
  24. امر به انفاق و کمک به فقراء و مستمندان(بقره/۲۷۰-۲۷۴و۱۹۵).
  25. نهی از منت گذاشتن در هنگام صدقه دادن(بقره/۲۶۴).
  26. جنگ و جهاد برای نجات بیچارگان و مستضعفین از ظلم ظالمان(نساء/۷۵).
  27. فرمان به امانت داری و قضاوت عادلانه(نساء/۵۸، مؤمنون/۸).
  28. نهی از ایجاد فتنه و فساد در زمین(بقره/۱۹۱، اعراف/۵۶).
  29. دعوت به صبر و تقوا در برابر آزار و اذیت دشمنان(آل عمران/۱۸۶).
  30. دعوت به فروتنی و ملایمت دربرابر برخورد جاهلان(فرقان/۶۳).
  31. وجوب جواب سلام به بهترین وجه(نساء/۸۶)

ووو…

 ملاحظه می­شود که این فرامین و دستورات قرآنی کاملا در راستای رعایت حقوق بشر و انسان دوستی و احقاق کرامت انسانی القا شده اند. و آنچه که در کتاب مقدس مسیحیان آمده، در برابر مطالب قرآنی بسیار محدود و ناچیز است، بنا بر این، کتاب مقدس مسیحیان باید در برابر قرآن سر تعظیم فرود آورد چون نمی­تواند در برابر آن عرض اندام کند و در صورت قرار گرفتن در برابر قرآن جز شرمساری و خجلت چیزی نصیب او نمی­گردد. پس این مسلمانانند که با داشتن چنین کتاب کامل و پر محتوا باید در برابر مسیحیان و پیروان سایر ادیان با سربلندی افتخار کنند و در جهان از حقوق بشر و انسانیت دفاع نموده و دنیا را به سوی امنیت و عدالت سوق دهد.

۴. در حوزه سیاسی و نظامی دست مسیحیت کاملا بسته است و هیچ سخنی برای گفتن ندارد. در کتاب مقدس مسیحیت چیزی قابل توجهی در مورد سیاست و امور نظامی دیده نمی شود. در حالی که جامعه بشری ناگزیر از امور سیاسی و مردم داری می باشد. و نیز مسئله جنگ در جامعه بشری یک امر و پدیده­ی اجتناب ناپذیر است و این ادعا که یک قوم و یا یک دین و مذهب می­تواند جنگ را از صفحه روزگار محو کند، ادعای باطل و غیر قابل تحقق می­باشد. مگر اینکه همه انسان­ها به فرشته تبدیل شده و معصوم گردند که در این صورت هیچ نوع اصطکاک و برخورد در میان آنان در عرصه معنا و ماده قابل تصور نخواهد بود. با توجه با اجتناب ناپذیر بودن جنگ باید قانون و توصیه های انسان دوستانه برای جنگ وجود داشته باشد که در آموزه های قرآن به تمام و کمال به آن پرداخته شده است و در احادیث نبوی و معصومین (علیه‌السلام) اخلاق و قوانین عدالت محور جنگ بازگو و بر آنها تاکید شده و سرپیچی از آنها حرام و عمل غیر قابل بخشش قرار داده شده است. که به علت طولانی شدن مقاله از ذکر آنها خود داری می شود.

پی نوشت:

[۱] . توبه، ۳۰.

[۲] . انجیل یوحنا، باب۱: ۳، و هم چنین ر.ک: میشل، توماس، کلام مسیحی، ص ۷۲ تا ۷۸، ترجمه حسین توفیقی، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چ دوم، ۱۳۸۱.

[۳]. انجیل متی، باب ۶ : ۱۷ – ۱۹.

[۴]. انجیل متی، باب ۶: ۵- ۷.

[۵]. آل اسحاق خوینی علی، مسیحیت، ص ۲۹۷، پیشین.

[۶]. سلطان الواعظین شیرازی سید محمد، صد مقاله سلطانی، طهران، چاپخانه حیدری، ص ۶۹.

[۷] .رک: رساله پلس به رومیان باب ششم و هفتم.

[۸] – متی/۵: ۴۴.

[۹] – همان/ ۵: ۳۸.

[۱۰] . انجیل مرقس/ باب۱۲جملات۲۸-۳۱.

[۱۱] . کتاب مقدس، سفر خروج، باب ۲۰ و سفر تثنیه، باب۵.

نویسنده: حمید رفیعی.