پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » معجزات و کرامات » امام صادق(ع) »

باطل کردن سحر ساحران

اشاره:

سحر در لغت به معنای انجام کاری باطل است که به شکل حق درآمده که به آن خدعه نیز گفته می شود. هم چنین به هر چیزی که سبب آن پنهان و دقیق و ظریف باشد، اطلاق می گردد. سحر در اصطلاح، مجموعه باورها، اعمال، فنون و روش هایی است که گمان می رود می توان با بکارگیری آن شرایط طبیعی و فراطبیعی را دگرگون نمود و بدین ترتیب به اهدافی دست یافت. در قرآن کریم ۶۶ آیه به سحر و ساحری اختصاص دارد. در این مقاله به یکی از معجزات امام صادق (علیه‌السلام) درباره بطلان سحر اشاره شده است.

محمد بن سنان می گوید: منصور دوانیقی هفتاد مرد از شهر کابل را فراخواند و به آن ها گفت: وای بر شما که ادعای ساحر بودن دارید و بین زن و شوهر او فاصله می اندازید … .

او با وعده های بسیار آن ها را تحریک کرد تا با انجام سحرهای خود ابا عبدالله(علیه‌السلام) را مبهوت و مقهور خود سازند. ساحران به مجلسی که منصور فراهم کرده بود رفتند و انواع صورت ها از جمله صورت های شیر را به تصویر کشیدند تا هر بیننده ای را سحر کنند. منصور بر تخت خود نشست و تاج خود را بر سرگذاشت و به دربان دستور داد که امام صادق (علیه‌السلام) را وارد سازند. وقتی امام ششم وارد شد، نگاهی به آن ها کرد و دست به دعا برداشت و دعایی خواند که برخی از الفاظ آن شنیده می شد و قسمتی را هم به طور آهسته خواند، سپس فرمود: وای بر شما به خدا قسم سحر شما را باطل خواهم نمود. سپس با صدای بلند فرمود: ای شیرها آن ها را ببلعید، پس هر شیری به ساحری که او را درست کرده بود حمله کرد و او را بلعید. منصور بهت زده از تخت خود بر زمین افتاد و با ترس می گفت: ای ابا عبدالله! مرا ببخش دیگر چنین کاری نخواهم کرد، حضرت هم به او مهلت داد. بعد منصور دوانیقی از امام (علیه السلام) درخواست کرد، شیرها ساحرانی را که خورده بودند برگردانند. امام صادق (علیه السلام) فرمود: اگر عصای موسی آنچه را بلعیده بود برمی گرداند، این شیرها نیز چنین می کردند.[۱]

پی نوشت:

[۱] . مدینه المعاجز، بحرانی، مؤسسه معارف اسلامی، ج ۵، ص ۲۴۶; دلائل الامامه، ابن جریر طبری، مؤسسه البعثه، ص ۲۹۸; اختصاص، شیخ مفید، جامعه مدرسین، ص ۲۴۶.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه