پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » پیامبر اسلام » تاریخ و سیره »

بازگشت به «سیره نبوى»

اشاره:

اوضاع و شرایط فرهنگى دنیاى اسلام، از آفریقا تاخاور دور و از شمال تا جنوب، شعله برجان همه روشنفکران راستین و عالمان دین مى‏زند. دنیاى اسلام امروز گرفتار مشکلات و مصائب فراوان است؛ دردهایى که روح هر مسلمانى را مى‏آزارد. مجد و عزّت دیرین از جهان اسلام رخت بر بسته است. فقر، عقب ماندگى، اعتیاد، فساد، تبعیض و بیداد در بسیارى از کشورهاى مسلمان، حکومت مى‏کند. صهیونیسم جهانى بیش‏ترین گستاخى‏ها را نسبت به امت محمد صلى‏ الله ‏علیه ‏و‏آله‏ وسلم روامى‏دارد. گویى مدینه در محاصره خیبر قرار گرفته است. 

اقبال لاهورى:

شب هندى غلامان را سحر نیست   به این خاک آفتابى را گذر نیست

به ما کن گوشه چشمى که در شرق        مسلمانى زما بیچاره‏تر نیست

در افغانستان هنوز جشن‏هاى عروسى هم، مجلس سوگوارى مى‏شود و آمریکاى جنایتکار از یک عذرخواهى لفظى هم دریغ مى‏ورزد. کشورهاى آزاد شده از سلطه شوروى، هنوز از چاله رها نشده، در چاه ویل آمریکا افتادند و به چنگ سرمایه دارى صهیونیسم گرفتار آمدند. و هنوز فریاد مظلومیت زنان، مردان و کودکان فلسطین به گوش مى‏رسد!

سایه ناوگان‏ها و پادگان‏هاى نظامى دنیاى کفر، برسر مسلمانان و محرومان جهان سنگینى مى‏کند و چشم غرّه‏هاى دشمنان اسلام نفس‏ها را در سینه‏ها حبس کرده است.

اسلام و مسلمانى در شرق و غرب، تحقیر مى‏شود.

روز به روز نهادهاى وابسته به کفر جهانى نفوذ بیشترى مى‏یابند؛ دیگر از وحدت دنیاى اسلام کسى سخن نمى‏گوید و در شرق دور خون میلیون‏ها مسلمان از کانال بانک‏هاى رباخوار مکیده مى‏شود.

اوضاع و شرایط فرهنگى دنیاى اسلام، از آفریقا تاخاور دور و از شمال تا جنوب، شعله بر جان همه روشنفکران راستین و عالمان دین مى‏زند. درد و رنج مسلمانان روز به روز بیشتر مى‏شود، دیگر صداى سیدجمال، امام خمینى قدس‏سره ، اقبال لاهورى، کواکبى و… به گوش نمى‏رسد. دادنامه مسلمانان در هیچ نهاد بین المللى قرائت نمى‏شود.

از تمام دارایى‏هاى مسلمانان، یک ایمان و عشق نبوى و امید آخرت مانده بود که آن هم هدف مهاجمان فرهنگى قرار گرفته است.

امروز دنیاى اسلام به گونه‏اى است که هر مسلمانى آرزوى بازگشت به راه و رسم پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و احیاى مجد و عظمت نخستین و دیرینه را دارد. هر مسلمانى مى‏خواهد بداند چگونه مى‏توان آن شکوه، عظمت، اخوّت، عدالت، معنویّت و استقلال روزگار کهن را بازگرداند. امروز روشنفکران دنیاى اسلام از کمند فرهنگ، صنعت و تمدّن غربى به تنگ آمده‏اند. و مسلمانان سال‏هاست که از خواصّ امّت و مدیران فرهنگى، سیاسى و اقتصادى حاکم بر مسلمانان گله‏مندند.

بیش از نیم قرن قبل، اندیشمند مسلمان اقبال لاهورى از رنج مسلمانان اشک مى‏ریخت و از نابسامانى‏هاى حاکم بر امیران امت اسلام، شکوه‏ها برمى‏آورد.

داغم از رسوایى این کاروان     در امیر او ندیدم نور جان

تن پرست و جاه مست و کم نگه      اندرونش بى‏نصیب از لا اله

در حرم زاد و کلیسا را مرید      پرده ناموس ما را بردرید

دامن او را گرفتن ابلهى است سینه او از دل روشن تهى است

اندر این ره، تکیه برخود کن که مرد    صید آهو با سگ کورى نکرد

آه از آن قومى که چشم از خویش‏بست      دل به غیر اللّه داد، از خود گسست

تا خودى در سینه ملت بمرد    کوه کاهى کرد و باد او را ببرد

گرچه دارد لا اله اندر نهاد        از بطون او مسلمانى نزاد

آنکه بخشد بى‏یقینان را یقین   آنکه لرزد از سجود او زمین

آنکه زیر تیغ گوید لا اله    آنکه از خونش بروید لا اله

آن سرور، آن سوز مشتاقى نماند     در حرم صاحبدلى باقى نماند

اى مسلمان، اندرین دیر کهن   تا کجا باشى به بند اهرمن

گرچه دانا حال دل با کس نگفت        از تو درد خویش نتوانم نهفت

تا غلامم در غلامى زاده‏ام       ز آستان کعبه دور افتاده‏ام

چون بنام مصطفى خوانم درود از خجالت آب مى‏گردد وجود

عشق مى‏گوید که‏اى محکوم غیر      سینه تو از بتان مانند دیر

تا ندارى از محمد رنگ و بو       از درود خود میالا نام او

از او بیاموزیم

اگرچه از مسلمانى خویش در برابر رسول خدا شرمنده‏ایم ولى راهى هم جز بازگشت به سوى آن محبوب دلها سراغ نداریم.

بازگشت به سوى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، بازگشت به خداست؛ بازگشت به قرآن است؛ استغفار و توبه از کج اندیشى‏ها و کج روى‏هاى تاریخى است.

بیایید یک بار دیگر به خانه محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بازگردیم و از او و خاندانش بیاموزیم:

چگونه اندیشیدن را،

چگونه خواستن را،

چگونه دیدن را،

چگونه گفتن را، چه سان شنیدن را،

چگونه زیستن و چگونه مردن را،

محبت را، اخوّت را، حکومت را، امانت را،

تلاوت را، صبورى را، استقامت و مدارا را،

نماز و تهجّد را،

انفاق وآزادگى ازحاکمیت‏سرمایه را،

زهد و پارسایى را، جهاد و عزّت را و شهادت را.

راستى وظایف امت در برابر رسول خدا چیست؟ و بایدها و نبایدها در برابر آن بزرگوار کدام است؟

بایدها

ایمان به رسول گرامى،

معرفت پیامبر خدا،

محبت پیامبر،

نصرت و یارى رسول بزرگوار،

پذیرش داورى آن حضرت،

بیعت با پیامبر

جهاد جانى و مالى در رکاب آن عزیز،

پذیرش مرجعیّت نهایى وى،

الگوگیرى از رفتار آن حضرت،

اطاعت از او در تمام امور زندگى

استیذان و گرفتن مرخّصى براى عدم حضور در امور اجتماعى،

ابلاغ سلام و درود بر آن بزرگوار،

و پرسیدن ندانسته‏ها از محضر او،

مودّت ذوى‏القربى و…

اینها، بایدهایى است که به تصریح قرآن نسبت به ساحت قدس نبوى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم برعهده بشریت و مسلمین قرار دارد.

نبایدها

تکذیب رسول گرامى، عصیان او، عداوت و دشمنى با او، تقدّم بر رسول خدا، آزار و بلند کردن صدا در برابر سخن او، ستیزه جویى با او، دروغ بستن به او، ورود بدون اجازه به خانه او، تلاش براى تحمیل نظر بر او، تمسخر و استهزاى او و اندیشه‏هاى آسمانى او و… از نبایدهایى است که قرآن، مسلمانان و عموم بشریت را نسبت به آن هشدار داده است.

کارنامه عملى ما در آستان پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم

حال به راستى آیا وظایف خویش را در برابر آن عزیز الهى، انجام داده‏ایم؟

کارنامه امّت نسبت به آستان قدس نبوى چگونه است؟

کدام یک از اهداف عالى حضرت رسول صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را تحققّ بخشیده‏ایم؛ آزادى بشریت از چنگ بیدادگران را؟ وحدت امت اسلامى را؟ استقرار قسط جهانى را؟ کدام‏یک و به چه میزان؟

زاویه انحراف ما در زندگى فردى و اجتماعى از خطّ مستقیم نبوّت چقدر است؟

پیامبر از چه امورى نگران بود؟ در جهت پیشگیرى از مایه‏هاى نگرانى آن عزیز، چه کرده‏ایم؟

راستى در زمینه سیره پژوهى، سیره نگارى، سیره‏شناسى، سیره آموزى، سیره خوانى و حاکمیّت سیره نبوى چه کرده‏ایم؟

آیا مبانى برنامه‏هاى توسعه و سیاست‏هاى کلان کشورهاى اسلامى، بر قرآن و سیره نبوى عرضه شده است؟

آیا برنامه نویسى و تخصیص بودجه در کشورهاى اسلامى با توجه به اولویت‏هاى سیره و سخن نبوى است؟

آیا مرمّت آثار باستانى در فرهنگ محمّدى، واجب‏تر از تأسیس و نگهدارى مساجد و گسترش فرهنگ قرآنى است؟

آیا نظام قانون گذارى، نظام قضایى، نظام تربیتى، سیاست‏هاى ورزشى، نظام ادارى، سیستم اقتصادى، نظام تبلیغى و اطلاع رسانى و نظام سیاسى و روابط خارجى در کشورهاى اسلامى و حتى جمهورى اسلامى ایران چه میزان با اندیشه‏هاى قرآنى و سیره نبوى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم هماهنگ است؟

بگذریم از کارنامه عملى و اقدامات اجتماعى که غم‏انگیز است!

کارنامه علمى

فعالیت‏هاى تئوریک، پژوهشى، تبلیغى، اطلاع رسانى و هنرى ما در برابر او چگونه است؟

تاکنون در جهت تدوین «علوم نبوى»، «جهان بینى نبوى»، «آرمان‏هاى نبوى»، «احکام نبوى»، «سیاست نبوى» و «تاریخ و سیره نبوى» چه گام‏هاى عملى برداشته‏ایم و براى نشر و تبلیغ آن چه کرده‏ایم؟

آیا کتاب‏شناسى جامعى در سیره و تاریخ نبوى تدوین کرده‏ایم؟ در زمینه معرفى پیامبر به سطوح گوناگون فکرى و گروه‏هاى مختلف اجتماعى چه کرده‏ایم؟

به راستى، حکم فقهى تمسخر، استهزاء، تحریف و سبّ رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم از طرق آثار مکتوب، شفاهى، تصویرى و نمایشى چیست؟ و چقدر اجرا کرده‏ایم؟

سیره عبادى، سیاسى، اجتماعى، اقتصادى، نظامى، تربیتى و تبلیغى رسول گرامى تا چه میزان تدوین شده و به کدام زبان‏ها ترجمه و منتشر شده است؟

کدام قواعد فقهى را از سیره و سخن پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم استنباط کرده‏ایم؟

راستى منبع و سرچشمه دانش‏هاى نبوى چیست و انسان به چه میزان و چگونه مى‏تواند به آن دست یابد؟

آیا شیعه و سنّى هرکدام «صحیفه نور نبوى» را بر اساس روایات خویش تدوین کرده‏اند؟

چند فیلم دقیق و عمیق از زندگى پیامبر و یارانش ساخته و به دنیاى سینما و تلویزیون سپرده‏ایم؟

کدام شبکه‏ها و سایت‏هاى جهانى و کدام ناشران تخصّصى به معرّفى، شبهه زدایى، تهمت زدایى و تحلیل درست و کامل از سیره و سخن نبوى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم پرداخته‏اند؟

اولویت‏هاى پژوهشى، نگارشى، آموزشى، اطلاع رسانى و تبلیغى در قلمرو تاریخ و سیره رسول گرامى کدام است؟ و کدام نهادها به انجام آن اقدام کرده‏اند؟

در زمینه تدوین سال شمار، ماه‏شمار و روزشمار زندگى رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم چه میزان کار پژوهشى و فرهنگى انجام شده است؟

فرهنگِ دوستان و دشمنان پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و فرهنگِ اعلام مطرح در گفتار رسول خدا را کدام نهاد فرهنگى تدوین مى‏کند؟

در زمینه دائره‏المعارف موضوعى سخنان رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم چه کرده‏ایم؟

اندیشه‏هاى راستین و بنیادین پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در زمینه مسائل امروز ما، تا چه میزان عرضه شده است؟

آیا پیامبر به آزادى مخالفان دین و حکومت دینى مى‏اندیشید یا دستور تخریب مسجد ضرار را صادر مى‏کرد؟

آیا کفاف و عفاف را مبناى زندگى اسلامى مى‏دانست یا به توسعه و بیداد و فجور تن مى‏سپرد؟

راستى کدام یک از احادیث نبوى وارونه تفسیر مى‏شود؟ اسرائیلیات چه میزان به تاریخ و سیره نبوى راه یافته است؟

نقش یهود و معاویه و دست‏هاى جهل و غرض در افزایش و کاهش حقایق سیره و سخن نبوى چیست؟

معیارهاى عزل و نصب در سیره رسول گرامى چه بود؟ پیامبر با جریان نفاق و منافقان چه رفتارى داشت؟

در زمینه عدالت، اصلاحات، آزادى، اشتغال، جهانى سازى، استقلال و… کدام یک از رهنمودهاى پیامبر خدا تدوین شده است؟

این مسائل و صدها پرسش دیگر، هنوز پاسخ متقن و مستند نیافته است و مسئولیت آن بردوش محقّقان مؤمن و بیدار حوزه‏ها و دانشگاه‏هاى بلاد اسلامى است.

در پایان امیدواریم این ویژه نامه، فریادى براى بازگشت به سیره و سخن نبوى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم باشد و امت اسلامى با ابلاغ درود به آن بزرگوار، دوباره راه فلاح خویش را بیابد که به قول سعدى:

محال است سعدى طریق صفا         توان رفت جز در پى مصطفى

«اِنَّ اللّهَ و ملائکتهُ یُصلُّونَ عَلَى النَّبى یا ایهاالذین آمنوا صَلُّوا علیه و سلّموا تسلیماً.»

والسلام

منبع :ماهنامه کوثر،شماره ۵۰