اوصاف مؤمنين در کلام اميرالمومنين علي (عليه السلام)

عبد الله صالحي

امام جعفر صادق(عليه السلام) فرمود:

هنگامي که اميرالمومنين ، علي (عليه السلام) در حال ايراد خطبه و سخنراني بود، مردي به نام همام عابد و خواپرست و رياضتکش برخاست و اظهار داشت: يا امير المومنين! حالات مومن را براي ما به گونه اي وصف کن و شرح ده که گويا او را به چشم خود مي نگريم.

حضرت در پاسخش فرمود: اي همام! همانا مومن، زيرک و هوشمند است؛ شاديش در چهره و اندوهش در درون مي باشد؛ دلش از همه چيز پهناورتر و نزد خود از همه کس خوارتر است؛ ازهر چيز که نابود شدني و فناپذير است، گريزان؛ به هرچه خوب باشد پويان است؛ نه کينه توز است ونه حسود و نه پرخاشگر ونه دشنام گو و نه عيبجو و نه پشت سر بدگو؛ کبر و بزرگ منشي را زشت، و رياست و شهرت طلبي را دشمن شمارد؛ غم و اندوهش طولاني و همتش بلند است.

او بسيار خموش، با وقار، ذاکر و ياد آور، شکيبا، شکرگزار، و از انديشه در آينده خود غمناک و از نداشتن مال دنيا شادمان است؛ خلق و خويش هموار و طبعش خاکسار؛ وفايش پايدار و کم آزار است؛ نه دروغگو باشد ونه آبروريز.

چنانچه بخندد به سبک سري نباشد و اگر خشم کند، بي باک نگردد؛ خنده اش همچون تبسمي بر لبانش نقش بندد؛ وپرسش او براي آموختن و مراجعه اش براي فهميدن باشد.

دانشش بسيار؛ بردباريش بزرگ؛ و پر مهر و محبت است؛ بي جهت نباشد و دلتنگ نگردد؛ و مستي و سرکشي نکند.

درهنگام قضاوت خلاف حق چيزي نگويد ودر علم خود راه ظلم و بيدادگري نپويد؛ او همچون سنگ خارا سخت و محکم است ( و به آساني تحت تاثير ديگران قرار نگيرد و از حق پا فرا ننهد)؛ و رنج و زحمت درکام او از عسل شيرين تر آيد؛ نه احساس نياز کند و نه بي تاب و نه سخت ونه لاف زن باشد؛ نه باري بر دوش ديگران و نه در جستجوي اسرار افراد باشد. به خوبي منازعه نمايد؛ و با بزرگواري بازگردد؛ نه بي باک باشد و نه هتاک و نه زورگو؛ دوستي و رفاقتش خالص است و عهد شکن نمي باشد؛ اومهربان و بردبار و گمنام و کم هزينه خواهد بود.

در همه حال از خداوند عزوجل راضي و خشنود است؛ و با هواي نفساني مخالف باشد؛ بر زيردستان خود سخت نگيرد؛ و آنچه را که با کارش نيايد نگه ندارد؛ حامي دين و مدافع مومنين و پناه مسلمين مي باشد.

مدح و ثنا او را نفريبد و طمع در دلش جاي نگيرد؛ و سخت افراد او را از قضاوت و تصميم حکيمانه اش برنگرداند؛ و نادان بر دانش او آگاه نگردد. به جا سخن مي گويد و بسيار اهل کار و زحمت باشد؛ دانشمندي است آينده نگر و آشنا، نه جسارت کنند ه است و نه هتاک؛ بسيار اهل پيوند بين افراد باشد؛ در جاي خود بسيار اهل بخشش است؛ نه به خود فخر نمايد و نه اهل مکر و دغل باشد.

نه در جستجوي عيب ديگران باشد و نه به کسي ستم روا دارد؛ با افراد خوش برخورد و در زمين مشغول تلاش و کوشش است؛ ياور ناتوان و دادرس بيچارگان باشد؛ پرده اسرار اشخاص را ندرد؛ و رازي را فاش نسازد.

بلاها و سختي ها را تحمل نمايد و کمتر شکوه کند؛ اگر خوبي ببيند به يادش باشد و اگر بدي ببيند فراموش کند؛ عيب ديگران را بپوشاند و از لغزش ايشان درگذرد و نکوهش نکند؛ بر اندرز و موعظه اي که آگاه گردد آن را رها نسازد؛ و بر ناهمواري و ستمي آگاه نگردد, مگر آنکه اصلاحش کند.

هميشه استوار و پايدار است؛ پرهيزکار و پاک است؛ پسنديده و مورد علاقه است؛ عذرپذير باشد وخوب سخن گويد؛ به مردم خوش بين باشد و در ناديدني ها خود را متهم سازد.

براي رضاي خدا و از روي تفقه و دانش با افراد دوستي کند و يا دوستي را بر هم زند؛ شادي ها او را به سرمستي نکشاند؛ وخوشي ها او را منحرف نسازد؛ تذکر دهنده دانايان و آموزش دهنده نادانان باشد؛ حيله و نيرنگ از او انتظار نباشد؛ و از دستبرد او نهراسد. هر تلاش و کوشش ديگري را از تلاش خود پاکتر؛ و هر کس را در برابر خود شاسته تر بداند؛ به عيوب خود آگاه و مشعول به غم و اندوه خود باشد.

جز به پروردگار اعتماد نورزد؛ خود را آواره و تنها و بي علاقه مي بيند؛ براي خدا اظهار دوستي کند؛ و در راه خدا جهاد نمايد تا رضايت و خشنودي او را به دست آورد؛ براي دل و هواي نفس خود انتقام نگيرد؛ با کسي که خشم پروردگارش را برانگيزد، دوستي نکند.

مومن همنشين تهي دستان، هم آهنگ راستگويان، هم دست با اهل حق باشد ؛ کمک و يار دوستان و نزديکان؛ پدري براي يتيمان و شوهر بيوه زنان است؛ نسبت به مستمندان مهربان و اميدي براي هر نااميدي است؛ براي هر مشکلي به او روي آورند؛ با نشاط و خوشروست؛ چهره در هم نمي کشد؛ و اهل تجسس و عيب جو نمي باشد.

بسيار خشم فرو خود و خنده رو و در نگاهش دقيق، و بسيار با احتياط است؛ در برخورد ها ناداني نکند و اگر به او ناداني شود تحمل نمايد؛ بخل نورزد و اگر هم نسبت به او دريغ دارند بردبار باشد؛ و چون در مسائل درايت و تعقل ورزد پاکدامني نمايد؛ و با رعايت قناعت بي نياز باشد.

حيايش بر شهوتش، دوستيش بر حسدش، و عفوش بر کينه اش برتري دارد؛ نادرست سخن نگويد و جز راه اقتصاد نپويد؛ و در رفتارش تواضع باشد.

در مقابل پروردگارش فروتن و متواضع است و در هر حال از پروردگار خويش راضي و خشنود باشد؛ نيتش پاک و کردارش بدون حيله و بدون فريب است؛ نگاهش عبرت و خاموشيش انديشه و گفتارش حکمت باشد؛ خيرخواه ديگران واهل بذل و بخشش و به برادرانش مي باشد؛ در نهان و عيان دلسوز همگان است.

از برادران خود قهر نکند و غيبت او روا مدارد؛ و به او نيرنگ نزند؛ بر آنچه از دستش رافته افسوس نخورد و در برابر مصيبت و بلايي اندوه نخورد؛ به آنچه برايش روا نيست اميد نبندد؛ در سختي ها و تنگدستي ها سست نگردد و در خوشي، خدا را فراموش نکند.

بردباري را با دانش، و خرد را با شکيبايي در آميزد؛ او را در حالتي مشاهده کني که از تنبلي به دور باشد و دائما با نشاط است؛ با آرزويي کوتاه و لغزشي اندک در انتظار مرگ است؛ هميشه دلش خاشع و لرزان و به ياد پروردگار خود است؛ در اميال نفساني قانع و جهلش منفي و امورش سهل و ساده خواهد بود.

براي گناهانش غمگين است؛ و شهوت و هواي نفس خود را کنترل نموده و خشمش را به خوبي فرو نشاند و اخلاقش را منزه گرداند.

همسايه از او در امان و آسوده است و تکبر و فخر ندارد؛ به آنچه دستش آيد قانع است و پايه صبرش استوار؛ کارش مطمئن و بسيار در ياد خود مي باشد؛ با مردم معاشرت نمايد تا برعملش افزون گردد؛ و سعي بر شکوت دارد تا سالم بماند؛ و پرس و جو نمايد تا بفهمد؛ و تجارت کند تا سودي برد.

به اخبار گوش ندهد تا بدان ببالد؛ سخن نگويد تا بر ديگران زورنمايي و غلبه کند؛ خودش در امور در رنج و زحمت است؛ ولي مردم به واسطه او در آسايش هستند.

خود را براي فرداي قيامت در رنج اندازد و خود را بر مدرم تحميل نکند تا از او آسوده باشند؛ اگر به او ستمي شود صبرنمايد تا خداوند ياريش نموده و انتقامش را بستاند؛ دوريش از هر کس که کناره گيري کند ناخواسته و پاکي است و نزديکيش به هر کس باشد ملاطفت و مهرباني است؛ دوري کردنش به جهت بزرگ منشي و تکبر نيست؛ و نزديکيش براي فريب و نيرنگ نخواهد بود.

مومن در همه امور به خوبان و هر اهل خيري که پيش از او بوده اند اقتداء کند؛ و نيز پيشوا و راهنماي خوبان پس از خود باشد.

امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد: همام پس از شنيدن بيانات و فرمايشات اميرالمومنين امام علي(عليه السلام) فريادي زد و بيهوش بر زمين افتاد؛ بعد از آن اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود: به خدا سوگند! که من از اين بي تابي بر او وحشت داشتم و مي ترسيدم؛ و سپس فرمود: موعظه ها و پندهاي رسا و عميق با اهل خود چنين کند.در همين بين، گوينده اي برخاست و به آن حضرت گفت: اي اميرالمومنين! اگر چنين است، پس تو را چه شده است؟!

حضرت فرمود: به راستي که هر کسي اجل و مهلت مقرري است، که نمي توان از آن گريزان بود؛ و آن اجل را وقت معيني است که از آن تجاوز نمي کند، پس آرام باش، پيش نيا و سخن خويش را باز مگردان، که همانا شيطان بر زبانت دميده ( يعني اين اعتراض تو يک القاء شيطاني است که جسورانه و گستاخانه به من اظهار داشتن و براي خود حق اعتراض پنداشتي؛ پس خوب بينديش که در چه حالت و موقعيتي مي باشي).

امام علي(عليه السلام) فرمود:

مومن در امور دنيا راست گو، داراي قلبي رازنگهدار، رعايت کننده حدود الهي، در بردارنده علم و دانشف داراي عقلي هوشمند و سرشار، اهل جود و بخشش، قلبي سالم،؛ صبري استوار، يقيني قوي، بذل کننده مال، درب منزلش براي احسان باز، زبانش لطيف و ملايم، خوش برخورد و شاداب، (در درون) به طور دائم اندوهناک، بسيار اهل فکر و انديشه، کم خواب، کم خنده، داراي طبعي خوش و سالم خواهد بود.

از بين برنده و کشنده طمع و هواهاي نفساني، در امور دنيا زاها و قانع، نسبت به آخرت با رغبت و اشتياق، دوست دارند ميهمان، اکرام کننده يتيم، محبت کنند بر اطفال، احترام و مداراکننده نسبت به بزرگان، عطا و کمک کننده به سائل، عيادت کننده از مريض، تشييع کننده جنازه، و آشناي به قرآن و احکام آن، اهل مناجات با پروردگار؛ و گريه کننده بر گناهانش، اهل امر به معروف و نهي از منکر، ( در غذا و آب) کم خوراک، حرکات و برخورهايش با ادب، کلام و سخنش آموزنده و سازنده مي باشد.

راهنمايي و موعظه هايش را آرامش و محبت، نمي ترسد مگر از خداوند متعال، اميدي ندارد به جز او، مرتب مشغول حمد وثناي الهي است، نه سستي مي کند و نه تکبر مي ورزد؛ و نه به ثروت ومقام دنيا افتخار مي نمايد، مشغول بررسي معايت و نقص هاي خود مي باشد؛ و از توجه به عيوب ديگران غافل است.

نماز چراغ و روشنايي چشم مومن است، روزه داري برنامه مداوم وي، راستگويي عادت او، شکرو سپاس برنامه او، عقل و تفکر راهنماي او، تقوا توشه او، دنيا (و متعلقات آن سرمايه) کسب و کار او، صبر و تحمل منزلگاه (فکر و انديشه) او، ساعات شبانه روي سرمايه کسب و تجارتش؛ و بهشت پناهگاه او، قرآن سخن روزمره اش؛ و محمد (رسول الله(صلي الله عليه واله وسلم) شفيع او؛ و خداوند متعال يادآور و انيس و مونس او مي باشد.

منبع:کتاب شناخت شيعه