نقد و بررسی ادیان و فرق » مقایسه مذهب شیعه با سائر مذاهب »

اهل بیت یا سنت

 

اشاره:

اهل سنت می گویند پیامبر فرمود من قرآن و سنت را برای شما گذاشتم و شیعه می گویند آن حضرت فرمود من قرآن و اهل بیت را در میان شما گذاشتم. در این نوشته بیان شده است که واقعاً پیامبر گرامی اسلام برای اینکه امتش پس از آن حضرت گمراه نشوند چه چیزی بر جای گذاشته است.

 

حدیث ثقلین به مناسبت های مختلف و در مکان های مختلف از وجود مبارک پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) صادر شده و در هر موردی که حضرت این کلام را ایراد فرموده است راویان متعدد آن را روایت نموده و علماء شیعه و سنی آن را در منابع روائی، تاریخی، تفسیری و کتب سیره ضبط کرده اند.

برخی گفته است چون این حدیث و سفارش را پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) در مورد قرآن و اهل بیت (علیهم‌السلام) بارها بیان نموده است در حقیقت می توان گفت یک حدیث نیست بلکه چندین روایت است و روی همین جهت برخی از کلمات آن فرق می کند در برخی «لن یفترقا» و در برخی «لایفترقان»، در برخی «ترکت فیکم» و در برخی دیگر «انی تارک فیکم…» آمده است.[۱]

امّا پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) بعد از واژه ثقلین آیا «کتاب الله و عترتی اهل بیتی» فرموده است یا «کتاب الله و سنتی» در برخی از منابع اهل سنت آمده است که حضرت به جای عترتی «اهل بیتی و سنتی» فرموده است. امّا در بیشتر از منابع معتبر آنان همانند منابع شیعه «عترتی اهل بیتی» و «عترتی» تنها آمده است که در اینجا فقط به ذکر برخی از منابع روائی، تاریخی و تفسیری آنان اکتفاء می شود.

  1. صحیح مسلم، مسلم بن حجاج، بیروت، در احیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۸۷۳
  2. الحاکم النیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۰۹، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ق.
  3. ابن کثیر، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۵، ص۲۲۸، بیروت، داراحیاء التراث العربی، اول، ۱۴۰۸ق.
  4. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۹۴، بیروت، دار صادر، بی تا.
  5. الطبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، ج۳،ص ۶۶، قاهره، مکتبه ابن تیمیه، بی تا.
  6. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۳۷۵ دار احیاء الکتب العربیه، بی تا.
  7. هندی، متقی، کنز العمال، ج۱، ص۱۸۶، بیروت، موسسه الرساله، بی تا.
  8. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ص۲۱۶، دارالفکر، بی تا.
  9. السیوطی، جلال الدین، تفسیر الدر المنثور، ج۲، ص۶۰، دار المعرفه، اول، ۱۳۶۵.
  10. فخر رازی، محمد، تفسیر کبیر، ج۴، ص۱۷۶، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵.
  11. النسائی الشافعی، احمد بن شعیب، خصائص امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ ص۹۳، مکتبه النینوی، بی تا.
  12. الهیثمی، نور الدین، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۶۳، بیروت درالکتب العلمیه، ۱۴۰۸.

حاکم نیشاوری در مستدرک، ج۳، ص۱۰۹ روایت را از زید بن ارقم این گونه آورده است که پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: «… إنی قد ترکت فیکم الثقلین احدهما اکبر من الاخر کتاب الله و عترتی…» دو چیز گرانبها و نفیس را میان شما امتم می گذارم که یکی بزرگتر از دیگری است، کتاب الله و عتره… ایشان می گوید این حدیث طبق شرط مسلم وبخاری صحیح است وسند آن متصل و معتبر بوده و بیش از بیست نفر آن را به طور مستقیم از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) روایت کرده است.[۲]

بنابراین بر اساس منابع معتبر خود اهل سنت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) عترت و اهل بیت (علیهم‌السلام) خود را قرین قرآن قرار داده و در مورد آن دو به امت سفارش کرده که از آن دو جدا نشوند همان طوری که در قرآن، باطل از پیش رو و پشت سر راه ندارد[۳] عترت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) نیز معصوم بوده و از هر گونه خطاء و گناه بدوراند. ثانیا بر فرضی که پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) در یک موردی در تبیین الثقلین «کتاب الله و سنتی» فرموده باشد و آن دو را ضامن نجات بشر از گمراهی معرفی کرده باشد، باید گفت بین «کتاب الله و سنتی» و «کتاب الله و عترتی» هیچ گونه منافاتی وجود ندارد چون سنت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) که روایات و سیره آن حضرت می باشد، به تمام و کمال به وسیله عترت آن حضرت بیان شده است و نزد آنان است چون اهل خانه به آنچه در خانه است بیشتر و بهتر آشنا هستند.

ابن حجر یکی از متعصب ترین علما اهل سنت می گوید این فرموده پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) در مورد اهل بیت که به آنان نیاموزید که از شما داناترند، دلیل است که عترت آن حضرت دانایان به کتاب و سنت رسول الله (صلی‌الله علیه و آله) هستند و به همین جهت از بقیه علماء ممتازند و نیز به این علت از باقی علما ممتازند که خداوند از آنان رجس را برده و آنان را پاکیزه کرده و تطهیر شان نموده است. بعد ایشان اضافه می کند که امام و عالم اهل بیت علی بن ابی طالب است به جهت زیادی علم او و استنباطات های دقیق او و از این جهت ابوبکر گفت علی عترت رسول خدا است… .[۴]

و البته حفظ و نشر سنت رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) به وسیله اهل بیت (علیهم‌السلام) به موجب علم آنان هیچ منافاتی ندارد که برخی از روایات و سخنان پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) به واسطه کسانی دیگری نیز نقل و حفظ شده باشد.

ثالثا: در حدیث ثقلین پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) تأکید نموده است که مردم به این دو چیز گرانبها تمسک نمایند و تأکید و سفارش و اطاعت مطلق از آن دو بر عصمت آن چیزی که قرین قرآن است دلالت دارد و الاّ اگر معصوم نمی بود پیامبر این گونه با قاطعیت به پیروی از آن دو تأکید نمی نمود.

با عنایت به این نکته می توان گفت هر چند با تبعیت از قرآن و سنت رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) ممکن است انسان از ضلالت نجات یابد ولی این مطلب در صورتی است که سنت رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) از آفات جعل و تغییر و تبدیل مصون مانده باشد در حالی که در میان روایات رسیده، به وضوح روایات جعلی دیده می شود و این خود قرینه و شاهد بر این مطلب می تواند باشد که آن چه را پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) در کنار قرآن قرار داده است «عترت و اهل بیت» می باشد و نه «سنت»، چون اهل بیت (علیهم‌السلام) در هر حال مصون از خطا و گناه بوده و تحریف و تغییر در مورد آنان معنای درستی نمی تواند داشته باشد و آنها هستند که حافظ دین و سنت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) می باشند امّا سنت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) بدون نگهبانی و حراست اوصیاء پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) ممکن است دستخوش تحریف و تغییر به نقیصه و زیاده قرار گیرد و روشن است که سنت تحریف شده نمی تواند عامل نجات انسان از گمراهی و ضلالت باشد.

به بیان دیگر ما مدعی نیستیم که پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) حتی در یک موردی هم سفارش به حفظ «کتاب الله و سنت» خود نکرده است بلکه می گوئیم اگر فرضا این سفارش را در یک مورد کرده در قبال آن در چندین مورد سفارش به تمسک به قرآن و عترت خویش نموده است و مسأله تأمین سعادت و نجات انسان از ضلالت، با «کتاب الله و عترت و اهل بیت» تناسب بیشتر دارد چون عترت هم می تواند کتاب الله را معصومانه تبیین نماید و هم سنت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) را به درستی حفظ و نشر کند و هم در مورد عترت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) که خدا آنها را مصون از خطاء و گناه قرار داده،[۵] تغییر و تحریف وجهی ندارد تا گفته شود همان احتمال تحریف که در سنت رسول الله مطرح است در مورد عترت او نیز هست.

رابعا در سند حدیث که واژه «سنتی» آمده است کسانی قرار گرفته اند که از نظر علم رجال متهم به جعل و کذب اند و این مطلبی است که در کتب خود اهل سنت نسبت به راویان این حدیث آمده است بنابراین حدیث ثقلین به آن کیفیتی که در برخی از کتاب های اهل سنت آمده فاقد اعتبار است.[۶]

پی نوشت:

[۱]. مکارم شیرازی، ناصر پیام قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ پنجم، ۱۳۸۱ش، ج۹، ص۶۴.

[۲]. حاکم نیشابوری، المستدرک، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۱۰۹.

[۳]. فصلت / ۴۲.

[۴]. ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص۱۵۱، به نقل از: وحید خراسانی، حسین، آشنای با اصول دین، قم، مدرسه باقر العلوم، چاپ سوم، ۱۳۸۸ش، ص۱۳۲.

[۵]. احزاب / ۳۳.

[۶]. ذهبی، میزان الاعتدال، ج۱، ص۲۲۳، ج۲، ص۳۰۲، و ج۳، ص۴۰۷، و ج۲، به نقل از: زکریا برکات، علی درویش، قره العین، بحدیث الثقلین، ص۱۰۴، موسسه الکوثر، ۱۴۲۲ق.