فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » مستشرقین »

انگیزه قیام هاى ضد اموى علویان از دیدگاه مستشرقین

مقدمه

مستشرقین درباره تاریخ اسلام آثار متعدد و متنوعى دارند که در آن بخشى را هم به قیام هاى ضد اموى منجمله قیام علویان اختصاص داده اند.

با مطالعه در این قیام ها مى بینیم که گروهى از خاورشناسان به طرفدارى از امویان پرداخته و کوشیده اند اتهاماتى را که در طول تاریخ به بنى امیه نسبت داده اند کم رنگ جلوه دهند برخى هم مقتضیات سیاسى و اجتماعى را نادیده گرفته و یا اینکه به تفسیر علم گرایانه پرداخته به گونه اى که عملکرد این خاندان به تبرئه بینجامد.

در عوض تعدادى از مستشرقین جانب انصاف را گرفته و تنها براى نفش علم و دانش وخدمت به فرهنگ تاریخى زحماتى کشیده و واقعیتهاى تاریخ را بیان نموده اند.

اما اغلب آنها به منابع اهل سنت دسترسى داشته و به مآخذ مهم شیعه کمتر رجوع کرده اند.

مثلا اشپولر معتقد است که چون منابع دیگرى نداریم لذا مى بایست از این منابع استفاده نمائیم و آنها را قبول کنیم .

البته برخى از خاورشناسان نظر مورخان اسلامى را که در قرن سوم و چهارم هجرى تالیف شده است آورده اند چون مورخان آن زمان تحت حاکمیت و قدرت عباسیان بوده لذا آنها هم گرایش عباسى داشته و صادقانه واقعیات تاریخى را بیان نکرده اند و یا اینکه تحریفات وجعل احادیث علیه علویان را پذیرفته اند.

از طرف دیگر مستشرقین بخاطر حمایت بنى امیه از مسیحیان و بکارگیرى آنها در کارهاى حکومتى نمى توانسته اند بى طرفانه قضاوت کنند.

به هر حال خوانندگان و علاقه مندان به مطالعه کتب مستشرقین ـ که تعدادشان هم کم نیست ـ باید دقت بیشترى داشته باشند و ببینند آنها از چه منظرى به وقایع تاریخى نگریسته اند آیا اسناد تاریخى را خوب تجزیه و تحلیل نموده اند آیا با دیدگاه منتقدانه به روایات و منقولات پرداخته اند آیا تحریفات و جعلیات را کنار گذاشته و واقعیات را تبیین نموده اند حال ضمن لحاظ این موارد خود به قضاوت بپردازند ولى آنچه که از اهمیت فراوانى برخوردار است باید گفت که تنها با ایجاد محبت اهل بیت (ع ) در دل و مطالعه و تحقیق از متون صحیح و آگاهى دقیق از فلسفه قیام و یا سکوت و… علویان مى توان واقع بینانه قضاوت صحیح داشته باشیم .

در اینجا براى نمونه نوشته هاى تعدادى از خاورشناسان را به طور مختصر ذکر مى نمائیم :

۱ ) کارل بروکلمن خاورشناس آلمانى (۱۹۵۶ م ) که آثار ارزنده اى در خصوص تالیف و چاپ کتاب هاى اسلامى داشته ۱ در کتاب تاریخ ملل ودول اسلامى انگیزه قیام حسین بن على (علیه السلام ) را عدم پذیرش بیعت یزید و تسلیم نشدن و دعوت شدید کوفیان را ذکر مى نماید.

و شهادت حسین (علیه السلام ) را علاوه بر نتایج و اثرات سیاسى موجب تحکیم و اشاعه مذهب شیعه مى داند.۲

او انگیزه قیام زید بن على را چنین بیان مى نماید : « متابعت قرآن و سنت و برکنارى عمال نادرست دولت اموى و حمایت ضعفا و احقاق حق کسانى که از طرف دولت هشام بن عبدالملک به آن ها اجحاف شده است و تقسیم عادلانه درآمد کشور و بیت المال و باز گرداندن سربازانى که در نقاط دور مشغول جنگ بودند » ۳

۲ ) گیپ همیلتون : گیپ اسکاتلندى انگیزه قیام علویان را باز گرداندن خاندان على (علیه السلام ) به خلافت عنوان مى نماید.۴

۳ ) پطروشفسکى : هم همان دیدگاه بروکلمن را دارد و اضافه مى کند امویان به علویان (فرزندان حسن و حسین ) بد گمان بودند و آنها را از مقامات دولتى به دور نگاه داشته و بعضى ها را که خطرناک مى شمردند به هلاکت مى رساندند.

و نیز اضافه مى کند قیام زید به دعوت کوفیان انجام شد . ۵

۴ ) اشپولر : برتولد اشپولر از جمله کسانى است که به اشتباه رهبران علوى را به فقدان بینش سیاسى متهم مى کند.

او هدف از قیام علویان را سرنگونى سلطه دنیوى و غیردینى امویان و برسرکار آوردن خاندان پیغمبر (صلى الله علیه و آله ) به عنوان تنها خاندان بر حق خواستار به خلافت رساندن علویان ذکر مى کند . ۶

۵ ) لمبتون و هولت : از دیدگاه این مستشرق ناخرسندى از حکومت اموى رشک بردن به سوریه (شام ) به عنوان مرکز امپراتورى از عوامل آشوبهاى علیه دستگاه اموى بوده و حضرت حسین (علیه السلام ) به دعوت کوفیان و عدم بیعت با یزید دست به قیام زد.

او قیام علویان را با انگیزه خواستار رساندن قدرت به یکى از خویشاوندان پیغمبر (صلى الله علیه و آله ) ذکر نموده است .

۷ خطاها و غرض ورزى هاى این مستشرق در عبارات رشک بردن به حکومت شام و معاویه نمایان مى باشد.

۶ ) کورت فریشلر : فریشلر آلمانى انگیزه قیام حسین بن على (علیه السلام ) را نجات اسلام و مقابله با ظلم و فساد و عدم بیعت با یزید بن معاویه که اهل فسق و فجور و ظلم بود بیان مى کند و دعوت کوفیان بخاطر ظلم و ستم یزید ناتوانى در پاسخگویى به سوالات شرعى و عدم دسترسى به امامشان ذکر کرده است .

۸ و مسلم بن عقیل نماینده و سفیر امام حسین (ع ) در رجز خود علت کشته شدنش را « راه حقیقت » عنوان مى کند۹٫

و عباس بن على (حضرت ابوالفضل علیه السلام ) در جواب امان نامه شمر بن ذى الجوشن دفاع از برادرش را قید مى نماید ۱۰

۷ ) یولیوس ولهوزن : قیام حسین بن على (علیه السلام ) را دعوت کوفى ها که با کناره گیرى حسن بن على (علیه السلام ) آرزوى یاران پدرش بر باد رفته بود و شیعیان على (ع ) به حسین بن على (علیه السلام ) روى آوردند بیان مى کند.

از طرفى عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد نوشته بود که بر حسین واجب است که با یزید بیعت کند و خود را تسلیم حکومت یزید نماید در غیر اینصورت با شدت و زور رفتار خواهد شدو یاران او هم حسین را تنها نگذاشتند.۱۱

۸ ) آرنولد توین بى : « حضرت على (علیه السلام ) نتوانست با ریاکارى هاى سیاسى معاویه مقابله کند لذا او و پسرش حسین (علیه السلام ) نوه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) مظلومانه به شهادت رسیدند و بیشترین هواداران انقلاب ضد اموى از سرسپردگان على (علیه السلام ) و جانشینان وى بودند و با ناکامى روبرو شدند.

چنانکه خود حضرت على (علیه السلام ) با ناکامى هاى چندى مواجه گردید . ۱۲

۹ ) گلدزیهر : شهادت امام حسین بن على (علیه السلام ) اسلام را تضمین نمود و تشیع را که بااسلام ولادت یافت به عنوان مشخصه اساسى اسلام در تاریخ ممتاز ساخت (۱۳ )

۱۰ ) کلیفوردادموند بوسورث (باسورث ) : ضمن اینکه بنى امیه را خلفاى ناپاک و دنیا دوست مى داند میگوید که آل على (علیه السلام ) حقانیت بیشترى براى خلافت داشته و این حقانیت را براساس نص حضرت محمد (صلى الله علیه وآله ) که على را به جانشینى خود برگزیده بود مى دانستند و امام حسن به تزویر معاویه از حقوق خود بر خلافت چشم پوشید و اعقاب على (علیه السلام ) بر رهبرى جامعه وامت مسلمان طرفدارى مى کردند و شیعیانشان هم آنها را سزاوارتر و محق تر از دیگران به خلافت و امامت مى دانستند(۱۴ )

۱۱ ) رن فرارى : قیام زیدبن على بر بنى امیه در سال ۱۲۲ هـ . ق را بخاطر ستمگرى اضطراب و خفقان یوسف بن عمر ثقفى عمال امویان در عراق بیان مى نماید و در سال ۱۲۵ هـ . ق یحیى بن زید در خراسان قیام کرد.

هر چند مرگ این دو پدر و پسر نشان پیروزى امویان بود اما در حقیقت تااندازه اى به پیشبرد مقصود عباسیان کمک کرد . (۱۵ )

۱۲ ) ایرام لاپیدوس : شیعیان آرزوى دستیابى به خلافت را در سر مى پروراندند.

حسین بن على تلاش کرد که از مدینه به کوفه برود تا رهبرى طرفداران خود را در آن جا بدست گیرد ولى از میان برداشته شد. قتل حسین (علیه السلام ) توسط بنى امیه باعث تفرقه بین مسلمانان گردید.

على (علیه السلام ) بنیانگذار مذهب تشیع و حسین (علیه السلام ) شهید راه آن شد(۱۶ ) و شیعیان ادعا مى کردند خلافت حق اعضاى خانواده على (علیه السلام ) مى باشد و آرزوى برآورده نشده حکومت فرزندان على (علیه السلام )را در سر مى پروراندند(۱۷ )

۱۳ ـ سرپرستى سایکس : خاورشناس انگلیسى قرن بیستم که خود یک ژنرال نظامى است و در بین مستشرقین یاد شده نسبت به علویان دیدگاه منفى دارد.

او در کتاب تاریخ ایران جلد اول در خصوص امام حسین (علیه السلام ) که به دوت کوفیان به سمت کوفه حرکت کرد چنین به خطا مى نویسد :

« حسین بن على که آن وقت رئیس خاندان بود با مطالعات زیادش در این موضوع به اشتباه افتاد و بیانات عذرآمیز (بى وفایى و فریب کارانه ) مردم کوفه را حمل به حقیقت نمود لیکن اگر اطراف این مسئله را به خوبى مطالعه کنیم هیچ وقت آن حضرت را در مطالبه حقوق خاندانى خود ملامت نخواهیم کرد. »

بى اطلاعى یا غرض ورزى دیگر این خاورشناس این است که انگیزه دیگر امام حسین (علیه السلام ) را بخاطر داشتن عائله سنگین و جمعیت زیاد ریاست خاندانش و نیز زوجات و اولاد بر جاى مانده از برادرش امام حسن را عنوان مى نماید . (۱۸ )

همچنین سایکس برخلافت واقعیات و مستندات تاریخى اینگونه بیان مى کند وقتى امام حسین خبر شهادت مسلم بن عقیل (علیه السلام ) را شنید او را اضطراب و وحشت فرا گرفت و خواست برگردد از این رو به دلیل مسافتى که طى کرده بود از بازگشتن منصرف شد از طرفى اقارب و ارحامش هم در مقابل مطالبه خون مسلم برآمدند . (۱۹ )

سایکس در مورد زید بن على هم چنین مى نویسد : « به هر حال اهل عراق روى عادت دیرینه خود عهد و پیمانى که با زیدبن على هم در سال ۱۲۲ هـ . ق بسته بودند به پایان نرسانیده و وى را پس از خروج تنها گذاشتند.

و این حادثه در تقویت عباسیان و انهدام بنى امیه کمک نمود . (۲۰ )

نتیجه

« نتیجه بحث اینکه علاقمندان به آثار خاورشناسان باید جانب احتیاط و دقت را داشته باشند و ببینند کدام مستشرق با چه هدف و دیدگاه و گرایشى تالیف تاریخى کرده است و آنان از علویان تا چه حد آگاهى داشته اند سپس خود به قضاوت بنشینند.

با توجه به آثار ذکر شده اکثریت آنها در خصوص انگیزه قیام هاى ضد اموى علویان همان برگرداندن خلافت به خاندان پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) و دعوت شیعیان براى دادخواهى و مبارزه با ظلم و ستم امویان بوده هر چند که اکثریت دعوت کنندگان آنها را رها کرده و توسط بنى امیه به شهادت رسیدند در صورتى که به اصل هدف و فلسفه واقعى قیام علویان اشاره چندانى نشده است و جنبه الهى و معنوى عملکردشان مغفول مانده است .

علاوه بر این افرادى مانند سایکس سرپرسى هم پیدا مى شوند که یا با دیدگاه مغرضانه و یا عدم آگاهى کامل از قیام هاى علویان و شخصیت و نقش آنها در دوره اموى اظهار نظر کرده و به خطا رفته اند.

منابع
۱ ـ اشپولر برتولد تاریخ ایران در قرن نخستین ترجمه جواد فلاطورى تهران : انتشارات علمى و فرهنگى ۱۳۷۷ ش چاپ پنجم
۲ ـ باسورث ادموند سلسله هاى اسلامى جدید ترجمه فریدون بدره اى تهران : مرکز بازشناسى اسلام و ایران ۱۳۸۱ ش
۳ ـ بروکلمان کارل تاریخ ملل و دول اسلامى ترجمه هادى جزایرى تهران : انتشارات علمى و فرهنگى ۱۳۸۳ ش چاپ دوم
۴ ـ پطرو شفسکى اى . پ اسلام در ایران ترجمه کریم کشاورز تهران : انتشارات پیام ۱۳۵۴ ش چاپ چهارم
۵ ـ تو ین بى آرنولد تاریخ تمدن ترجمه یعقوب آژند تهران : انتشارات مولى ۱۳۶۲ ش
۶ ـ سایکس سرپرسى تاریخ ایران ترجمه سید محمد فخر داعى تهران : دنیا کتاب ۱۳۷۷ ش چاپ ششم
۷ ـ فرارى رن تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه ترجمه حسن انوشه تهران : انتشارات امیر کبیر ۱۳۶۳ ش
۸ ـ فریشلر کورت امام حسین و ایران ترجمه ذبیح اله منصورى تهران انتشارات جاوید ۱۳۶۹ ش چاپ ششم
۹ ـ گلدزیهر ورناث اسلام در ایران ترجمه محمود رضا افتخار زاده تهران : ۱۳۷۱ ش
۱۰ ـ گیپ همیلتون اسلام بررسى تاریخى ترجمه منوچهر امیرى تهران : انتشارات علمى و فرهنگى ۱۳۶۷ ش
۱۱ ـ لاپیدوس ایرام تاریخ جوامع اسلامى ترجمه على بختیارى زاده تهران : اطلاعات ۱۳۸۱ ش
۱۲ ـ لمبتون و هولت تاریخ اسلام ترجمه احمد آرام تهران : امیر کبیر ۱۳۸۱ ش چاپ چهارم
۱۳ ـ ولهوزن یولیوس تاریخ سیاسى صدر اسلام ترجمه محمود رضا افتخار زاده قم : نشر معارف اسلامى ۱۳۷۵ ش
۱ ـ حسینى طباطبایى نقد آثار خاورشناسان ص ۳۱
۲ ـ بروکلمان تاریخ ملل و دول اسلامى ص ۸۰
۳ ـ همان ص ۱۰۰
۴ ـ گیپ اسلام بررسى تاریخى ص ۱۳۹
۵ ـ پطروشفسکى اسلام و ایران ص ۵۵
۶ ـ اشپولر تاریخ ایران ۵۹ ۱
۷ ـ هولت و لمبتون تاریخ اسلام صص ۱۳۰ و ۱۳۱
۸ ـ کورت فریشلر امام حسین و ایران صص ۱۲ و ۱۴
۹ ـ همان ص ۱۱۳
۱۰ ـ همان ص ۱۹۷
۱۱ ـ ولهوزن تاریخ سیاسى صدر اسلام ص ۱۵۱
۱۲ ـ توین بى تاریخ تمدن ص ۴۵۱
۱۳ ـ گلدزیهر و رناث اسلام در ایران ص ۹۷
۱۴ ـ نک : ادموند باثورث سلسله هاى اسلامى از ص ۲۶ تا ۴۵
۱۵ ـ رن فرارى تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه ۳۸ ۴
۱۶ ـ ایرام لاپیدوس تاریخ جوامع اسلامى ص ۱۰۶
۱۷ ـ همان ص ۱۱۳
۱۸ ـ از اشتباهات دیگر سایکس این است که او در صفحه ۷۵۰ مى نویسد که : مردم کوفه به خیال اینکه حضرت را زنده دستگیر کنند از ابتدا متعرض شخص وى نشده و او را باقى گذاشتند. وقتى که معلوم شد که تا آخرین قطره خون خود ایستاده به او حمله کردند. در حالیکه اکثر مورخین نوشته اند که جایزه ابن زیاد بریدن سرشان بود و قبایل به تعداد سرهاى بریده جایزه مى گرفتند و با هم رقابت مى کردند. بعضى ها هم نوشته اند که آنها نمى خواستند خون نوه پیامبر(صلى الله علیه وآله ) بر گردنشان باشد و یا اینکه گروهى به قتل برسانند که خونش به گردن یک نفر نباشد.
۲۹ ـ همان ص ۷۵۰
۲۰ ـ سایکس سرپرسى تاریخ ایران ص ۷۷۱
گروهى از مستشرقین به طرفدارى از امویان پرداخته و کوشیده اند اتهاماتى را که در طول تاریخ به بنى امیه نسبت داده اند کم رنگ جلوه دهند. برخى هم مقتضیات سیاسى و اجتماعى را نادیده گرفته و یا اینکه به تفسیر علم گرایانه پرداخته اند تا به گونه اى دیگر بنى امیه را از عملکرد بد تبرئه کنند
برخى از مستشرقین جانب انصاف را گرفته و تنها براى نقش علم و دانش و خدمت به فرهنگ تاریخى زحماتى کشیده و واقعیت هاى تاریخ را درباره علویان بیان نموده اند
در مطالعه آثار خاورشناسان باید جانب احتیاط و دقت رعایت شود و درباره هدف و دیدگاه و گرایش آنان از تالیف کتب تاریخى آگاهى هاى لازم کسب گردد

منبع: روزنامه همشهری