خانواده شیعی » تربیت فرزند » نوجوان و جوان »

 نوجوانان از والدین خویش توقعاتی دارند که برآورده شدن این انتظارات، می تواند نقش مهمی در سلامت روان آنان داشته باشد. این عوامل به اختصار عبارتند از:

۱-محرم اسرار

نوجوانان به بزرگسالانی نیاز دارند، که به حرف های آن ها گوش نموده و آن ها را درک نمایند و از همه مهم تر این که رازدار آن ها باشند. این اشخاص می توانند پدر و مادر و یا معلم آن ها باشند.

 ۲-مورد اعتماد بودن

زمانی که نوجوان مرتکب خلافی می شود، باید به او فرصت توضیح داد. برای یک نوجوان دردمند، هیچ چیزی آرامش بخش تر از وجود والدینی که بتواند آزادانه حرفش را به آنان بگوید، نیست.

۳-آزادی در تصمیم گیری

نوجوان می خواهد مشکلاتش را خود حل کند و براساس کمک های والدین و یا معلمان در تصمیم گیری آزاد باشد. والدینی که این فرصت را به فرزندان خویش نمی دهند، درحقیقت آنان را هم از اعتماد به نفس در مواجهه با موقعیت بازداشته و هم از حل مسئله محروم ساخته اند.

۴-توجه و علاقه مداوم والدین

کودکان و نوجوانان دوست دارند، که والدین مسئول داشته باشند. زیرا این حالت به آنان اطمینان می بخشد. روان شناسان در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند، که خانواده مطلوب و ایده آل خانواده ای است که امنیت عاطفی، احساس ارزشمندی، احساس تعلق و مورد عشق و علاقه بودن را تأمین می کند.

۵- هم خوانی در رفتار والدین

به طور کلی ناهم خوانی در رفتار والدین کودکان و به ویژه نوجوانان را ناراحت و عصبانی می کند. عده ای از والدین پیوسته بین سهل گرفتن و سخت گرفتن در مورد فرزندان در نوسانند.کودکان و نوجوانان دوست ندارند در یک دنیای نامطمئن زندگی کنند، دنیایی که در آن به خاطر انجام عملی واحد، در یک روزمجازات شوند و روز دیگر همان عمل به کلی نادیده گرفته شود. آن ها به خوبی از ناهماهنگی و ناهمگنی بین گفتار و رفتار والدین خویش- به ویژه در زمینه مسائل اخلاقی و ارزش– آگاه هستند و نسبت به آن حساسیت دارند.

۶-تشویق

نوجوانان به تشویق و تحسین در کاری که شایستگی آن را دارند نیازمند هستند.

متأسفانه در بسیاری از خانواده ها آن چه بیشتر دریافت می شود، انتقاد است. در پایان به والدین و خانواده ها توصیه می شود به منظور حفظ بهداشت روانی کودکان خویش قواعد ۵گانه زیر را درارتباط با آن رعایت نمایند.

قاعده اول: فرزند خود را دوست داشته باشید.

قاعده دوم: برای فرزند خود الگوی خوبی باشید.

قاعده سوم: به فرزند خود کمک نمایید تا مسائل و موضوعات مختلف را بیاموزد.

قاعده چهارم: فرزند خود را با انضباط بارآورید.

قاعده پنجم: به مسئولیت های خود در قبال کودک خویش آگاه باشید.

با توجه به مطالبی که بیان شد می توان نتیجه گرفت که مدرسه قادر نیست در ایجاد زمینه اصلی در کودک جانشین والدین گردد. بلکه به منظور ایجاد تعامل در کودکان لازم است خانواده و مدرسه با یکدیگر همکاری نمایند.

بیشتر انحرافات، بزهکاری ها و اعتیادی که در اجتماع وجود دارد، ناشی از محیط های خانوادگی نامساعد و نابهنجاری بوده که فرد در آن تکوین یافته و این درحالی است که همه به خوبی می دانیم که تا چه حد تغییر این رفتارهای نابهنجار در زندگی بعدی و بزرگسالی دشوار است.

به طورکلی خانواده بخش مهمی از سرنوشت ماست. کیفیت وضعیت خانوادگی یعنی نخستین و مؤثرترین محیط اجتماعی و معاشرین اولیه ما در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده در اخلاق و صحت و سلامت روانی ما نقش بزرگی عهده دار است.

از این رو برای روان شناسان مدرسه، مشاوران، آموزگاران و دیگر دست اندرکاران امور تعلیم و تربیت بیش از هرچیز شناخت خانواده کودک و نوجوان اهمیت دارد. برای پی بردن به مشکلات آن ها باید دانست که معاشرین- به ویژه معاشرین اولیه آن ها- چه کسانی هستند و روابط کودک و نوجوان با آن ها چگونه بوده است؟

فهرست و منابع و مآخذ:

۱-روانشناسی رشد، شکوه نوابی نژاد و دکتر عباس صادقی استاد (گروه علوم تربیتی)

۲-مسائل نوجوانان و کلیدهای رفتار با نوجوانان، دکتر مسعود حاجی زاده

۳-مجله پیوند، شماره ۲۸۹ آبان ۸۲، فریبا شریفی (کارشناس روانشناسی)

۴-ماهنامه اصلاح و تربیت، شماره ۶۶ سال ۷۹، حمید جمعه پور

۵-دیدگاه پیاژه در گستره تحول روانی، ترجمه منصور محمود.

۶-روانشناسی رشد و نوجوان، حسن احدی

منبع: فرزانه سراج روزنامه کیهان