امین الاسلام طبرسی

طبرسی (تفرش ۴۶۷ – ۵۴۸ ق)طبرسی مفسر قرن ششم

فقیه ، مفسربرجستۀ قرن های ۵ و ۶ ق .

ابوعلی فضل بن حسن بن فضل ، ملقب به امین الاسلام ، اهل تفرش . درخاندانی روحانی به دنیا آمد(سبحانی ، ص ۱۰۸) وبسیاری ازاعضای خاندان وی ، ازجمله پدرش ، ازفضلا وبزرگان وعالمان دین بوده اند . دانش های اولیه را نزد پدربزرگوارش آموخت و توانست محضربرخی ازبزرگان زمانۀ خود را درک کند . ازمیان استادان وی می توان به افراد زیر اشاره کرد : ابوعلی طوسی (فرزند و راوی اصلی شیخ طوسی) ، حسن بن حسن (جد شیخ منتجب الدین) ، شیخ ابو الوفای رازی ، سید ابوطالب جرجانی ، سید ابوالحمد مهدی بن نزارقائنی ، ابوالقاسم عبید الله بن عبدالله حسکانی .

بی شک ، درمیان مشایخ او ، نام شیخ طوسی می درخشد . طبرسی دانش خود را به نسل بعد انتقال داد و شاگردان وراویان بسیاری تربیت کرد که از جملۀ آن هایند، فرزندش، حسن بن فضل طبرسی، پدیدآورندۀ کتاب ارزشمند مکارم الاخلاق ؛ قطب الدین راوندی ، صاحب تفسیر؛ شیخ منتجب الدین ، صاحب فهرست معروف ؛ ابن شهرآشوب مازندرانی ، مؤلف معالم العلما ومناقب ؛ شاذان بن جبرئیل قمی ؛ عبدالله بن جعفردوریستی . همۀ شاگردان طبرسی ازعالمان طراز اول محافل شیعه بودند . فضل بن حسن طبرسی آثار بسیاری از خود برجای نهاده است که برخی ازان ها ، مانند اعلام الوری بأعلام الهدی ، بسیارمشهورند که این کتاب درفضایل ومناقب امامان (ع) تألیف شده است . ازدیگر آثاراوست تاج الموالید (درانساب) ، النورالمبین ، الآداب الدینیه الخزانه المعینیه .

بی گمان ، اصلی ترین آثارطبرسی همان تفسیراوست : مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ، الکاف الشاف من کتاب الکشاف ، جوامع الجامع . شناخته ترین تفسیروی ، مجمع البیان ، کتابی سرشارازنکات ومسائل مربوط به ادب ولغت وقرائات وحجج مختلف و مباحث کلامی وغیره است . این کتاب درمیان سال های ۵۳۰ تا ۵۳۴ یا ۵۳۶ ق تألیف شده وتقریباً با تألیف الکشاف زمخشرى هم زمان است ، هرچند طبرسی هنگام تفسیر مجمع البیان ازتألیف الکشاف بی اطلاع بوده است طبرسی تفسیر خود را چنین معرفی کرده است : « تفسیری خلاصه وپیراسته ودارای انتظامی درخورکه اقسام دانش های قرآنی وفنون مربوط به آن را درخور دارد ومطالب اصلی وفرعی آن عبارت است ازقرائت واعراب ولغت وغوامض ومشکلات آن واسباب نزول وتاریخ وقصص و حکایات وآیات الاحکام وفقهیات .

طبرسی هنگام تألیف مجمع البیان به کتاب تفسیری التبیان استاد خویش توجه وبدان تمسک کامل داشته است . او بر این نظربود که تفسیرالتبیان درمیان دیگرآثارتفسیری عامه وخاصه کاملاً برجسته است ؛ چه ، کتابی است متضمن معانی ومفاهیم و اسراربدیع قرآن با شرح وبسط الفاظ ولغات فراوان وانوارالهی ازآن آشکاراست (طبرسی ، فضل ، مجمع البیان ، ج ۱، مقدمۀ) . درواقع ، طبرسی درمجمع البیان به تکمیل وتهذیب التبیان پرداخته واین تا حدی است که گاه عباراتش با شیخ طوسی مطابقت کامل دارد . ازحیث جامعیت ، طبرسی همۀ موضوعات مورد نظرشیخ طوسی را دنبال کرده ، اما مباحث گسترده ای ازقرائت وتوجیه اختلاف قرائات برخی موارد دیگر را به تفسیر شیخ طوسی افزوده وکاراو را تکمیل کرده است .

ازدیگر موضوعات مهم دربارۀ اثرطبرسی دیدگاه اودرحجیت ظواهر کتاب است . وی تفسیر به رأی را تأیید وازحجیت ظاهر کتاب دفاع وبیان کرده که تفسیر ، اگر برشواهد لفظی صورت گیرد ، رواست (همان ، ص ۳۹ – ۴۰) ، مفسربا ذهنی آماده ودقیق ومنظماً هربحث را با مکی بودن ومدن بودن آیات وتعداد آیات ووجوه نام گذاری و ، درصورت لزوم ، با بیان اسامی دیگر شروع کرده و درادامه به بیان فضایل وخواص تلاوت سوره وروایات آمده دراین خصوص واختلاف قرائات وبیان اعراب پرداخته است . وی نه زیاده گویی ونه کم گویی را روا دانسته وبراین نظربود که اذهان مردم زمانۀ اوتحمل درک علوم گوناگون را ندارند وازورود به موضوعات پرمخاطره احساس نگرانی می کنند (همان جا) . به همین سبب ، درادامۀ بحث ازهرآیه ، با ذکری ازغوامض وعلل واسباب نزول ، به آرامی وارد تفسیروتأویل شده و ، بیان مناسب و ارتباطات آیات قبل وبعد با یک دیگر ، موضوعات مرتبط با قصص واحکام شرع را بررسی کرده است . طبرسی برای هریک ازاین قسمت ها نامی مانند معنی ولغت و نظم وقصص مشخص کرده وموضوعات را ذیل همان نام آورده است . بدین ترتیب ، خواننده به راحتی می تواند موضوعات گوناگون را ازهم تفکیک وفقط موضوع مورد نظر خود را مطالعه کند .

مجمع البیان تفسیری جامع است که مؤلف درآن ازدوبازوی محکم عقل و نقل بهرۀ فراوان برده است . روایات واحادیث بسیاری درجای جای اثر آمده ، و درکنارآن بهره گیری مفسر ازعلوم عقلی آشکاراست . برخی ازمعاصران ، با دقت دربخشی هایی ازاین تفسیر ، تلاش کرده اند تا حتی الامکان برخی آرای کلامی طبرسی درمجمع البیان را شناسایی وبررسی کنند («آراء کلامی . . . » ، ص ۲۴ – ۴۹) .

تفسیراثرگذارمجمع البیان بارها درمصر وبیروت و ایران منتشرشده است . برخی ازچاپ های معتبرآن این هاست : صیدا ، ۱۳۳۳ ق ؛ تهران ، ۱۳۳۸ ق ، با تصحیح وتعلیق ابوالحسن شعرانی ؛ چاپ محمد شلتوت دردارالتقریب قاهره ؛ چاپ ده جلدی بیروت ، ۱۳۷۹ ق ؛ بیروت ، ۱۴۱۵ ق .

چنان که قبلاً کفتیم ، طبرسی درهنگام نگارش مجمع البیان تفسیرمعاصرخود ، یعنی الکشاف رمخشری ، را دراختیارنداشته است ، اما به محض دست یابی بدان ، که بدون شک پس از۵۳۶ ق بوده ، تفسیری به نام الکاف الشاف تحریر کرده وازشیوۀ زمخشری درتدوین این مختصرپیروی کرد . اطلاعاتی دربارۀ این کتاب درمنابع آمده است ، اما ازخود کتاب نشانی دردست نیست . پس ازآن ، به تألیف سومین اثر تفسیری خود با عنوان جمع الجوامع مبادرت ورزید (حکیم باشی ، ص ۶) .

او ، دراواخرعمر ، به درخواست فرزندش وبرخی دیگر ، تفسیر مجملی برای غیرمتخصصان تألیف کرد که دراین ثرمی خواست دواثرپیشین را مختصرومفید دراختیارخوانندگان قراردهد وبه همین سبب کتاب خود ، که مجمع میان آن ها بود ، جمع الجوامع نام نهاد . وی ، که به ویژه دردومین تفسیرش شیوۀ زمخشری درالکشاف را ملاک کارخود قرارداده وگزیده ای ازآن برساخته بود ، این بارترجیح داد با الکشاف هماهنگی وهمسویی بیش تری داشته باشد ، چنان که حتی می توان آن را اقتباسی ازتفسیرزمخشری دانست . درتوصیف این اثر ، که همیشه تحت الشعاع مجمع البیان کم تربدان پرداخته شده ، دوشاخصۀ مهم گرایش ادبی و اختصارشایان ذکر است . اساساً این اثردرمجموعۀ تفاسیراجتهادی با شاخص جامع نویسی قرارمی گیرد . طبرسی ، برای اختصاربیش تر ، درمواردی ، با استفاده ارحروفی مشخص کننده ، ازتکرارواژگان خود داری کرده است . مثلاً ، « ق» و « ت» را برای تفکیک « قرآن » و « تفسیر » به کاربرده است . تأثیرپذیری طبرسی ازالکشاف به حدی است که حتی دربارۀ آن آیاتی که زمخشری تفسیرنکرده یا قرائتی غیرازقرائت عاصم برایش برگذیده اوهم به همین شیوه عمل کرده است . درمقابل ، طبرسی ، هرگاه فرصتی یافته ، موضوع را با گرایشی ها شیعی پیوند زده است (حاج منوچهری ، ذیل « مجمع الجوامع») .

وی درآغازهر سوره نخست شناسه های اولیه ، ازجمله مکی بودن ومدنی بودن و تعداد آیات وفواید سوره ها وقرائت آن ها وروایاتی دراین زمینه ، را درحد چند سطر آورده و ، پس ازآوردن چند آیه ، به تفسیرپرداخته است . دربخش تفسیر ، آیات درحد اختصارو مفاهیم واژگان وجملات بیش تر با منظرادب عرب آمده است . دراین میان ، به فراخور آیه ، مباحث تفسیری درکلام وفقه را هم بیان کرده است . بخش های تفسیری آیات مختصروکوتاه است وخواننده بدون درگیری با موضوعات ومباحث تخصصی امکان ادامۀ قرائت قرآن را دارد . طبرسی درمجمع الجوامع ، که تفسیری غیرمأثورودرایی است ، کم ترین حجم را به روایات اختصاص داده است (همان جا) .

تفسیرمجمع الجوامع ، که براساس مقدمۀ آن آخرین اثرطبرسی بوده ، بارها به چاپ رسیده است . نخستین چاپ آن درتهران ، ۱۳۲۱ق ، به صورت سنگی صورت گرفت . محمد علی قاضی طباطبایی در۱۳۸۳ ق چاپی مصحح ازآن را انتشارداد . تصحیح ابوالقاسم گرجی با مقدمه ای مفصل وارزشمند درانتشارات دانشگاه تهران درقطع رحلی درچهارجلد انتشاریافت وبعدها در۱۳۶۷ ش با مشارکت دانشگاه تهران و شورای مدیریت حوزۀ علمیۀ قم باری دیگرمنتشرشد . افزون براین ، دربیروت هم انتشارات دارالانوار ، در۱۴۰۵ق آن را به چاپ رساند . هم چنین ، دوجلد ازترجمۀ فارسی احمد امیری شاد مهری ازاین اثرنیز تاکنون درتهران در۱۳۷۴ – ۱۳۷۵ ش منتشرشده است .

پی نوشت ها:

سبحانی ، جعفر (۱۳۸۱) . « شخصیت مفسرومتکلم بزرگ شیخ طبرسی دراندیشۀ بزرگان » کلام اسلامی ، ش ۴۴ .

طبرسی ، فضل (۱۳۶۷) . مجمع الجوامع ، به کوشش ابوالقاسم گرجی ، تهران .

حکیم باشی ، حسن (۱۳۸۱) . « طبرسی ؛ اسوه والگوی مفسران » ، پژوهش های قرانی ، ش ۲۹ .

منبع: نقش شیعه در فرهنگ تمدن اسلام و ایران