پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » فضائل و مناقب » امام صادق(ع) »

امام ‏جعفر‏صادق(ع) در متون اهل سنت.

اشاره:

در جهان اسلام پنج مذهب فقهی به نام‏های حنفی، شافعی، حنبلی، مالکی و جعفری وجود دارد. مذهب جعفری منسوب به جعفر‏بن محمد الصادق(علیه السلام) است. امام صادق(علیه السلام)، ششمین امام از امامان اهل‏بیت رسول‏الله(ص) هستند که کنیه‏شان ابوعبدالله است. پدرشان امام محمدباقر(علیه السلام)، فرزند امام زین‏العابدین(علیه السلام) پسر امام حسین‏بن علی‏بن ابی‏طالب است. بخاری در تاریخ خود گفته است: «جعفر‏بن محمد، در سال هشتاد هجری متولد شده و در سال یکصد و چهل‏ و هشت وفات نموده است» (نووی، ۱۹۹۶م، ص ۱۵۵). هدف از این مقاله کوتاه، شرح دیدگاه علمای اهل‏سنت درباره امام جعفر‏بن محمد الصادق(علیه السلام) و بیان جایگاه و مقام ایشان در نزد اهل‏سنت است.

 اوصاف امام صادق(علیه السلام)

در کتاب‏های اهل سنت افزون بر ذکر فضایل اهل‏بیت(علیه السلام)، امام جعفر‏بن محمد الصادق(علیه السلام) با عناوین و عباراتی بزرگ و پرمعنا توصیف‏ شده است. این اوصاف و عناوین، حاکی از جلالت و بزرگواری ایشان در نسب و حسب است و بر مقام فوق‏العاده‏ی معنوی و علمی این امام دلالت دارد.

ابن عبدالبر در تعریف ایشان چنین می‏گوید: «جعفر‏بن محمد‏بن علی‏بن ابی‏طالب رضی‏الله‏عنهم، کنیه‏اش ابوعبدالله و مادرش فروه، دختر قاسم پسر محمد‏بن ابابکر صدیق است و او، آن جعفری است که معروف به صادق است و او ثقه، امین، عاقل، حکیم، بسیار باتقوا و صاحب فضلی بوده که مذهب جعفری منسوب به اوست» (یوسف‏بن عبدالله، ۱۳۸۷ق، ص ۶۶).

نووی، دانشمند معروف اهل سنت نیز ایشان را این‏گونه توصیف می‏کند: «او امام ابوعبدالله جعفر‏بن محمد‏بن علی‏بن الحسین‏بن علی‏بن ابی‏طالب رضی‏الله‏عنهم، هاشمی، مدنی و صادق است. محمد‏بن اسحاق و یحیی انصاری و مالک و ابن جریح و شعبه و یحیی القطان و دیگران از او نقل حدیث کرده‏اند و همگی اتفاق بر امامت و جلالت و سیادت او دارند. عمرو‏بن ابی المقدام گفته است که هرگاه به جعفر‏بن محمد نظر می‏کردم، می‏دانستم که او از سلاله انبیاست (نووی، ۱۹۹۶م، ص ۱۵۵).

شیخ عطار در کتاب تذکرهالاولیاء که در شرح حال عرفا و اولیاء نگاشته است، از امام صادق(علیه السلام) آغاز می‏کند و می‏گوید: «آن سلطان ملت مصطفوی، آن برهان حجت نبوی، آن عامل صدیق، آن عالم تحقیق، آن میوه دل اولیاء، آن جگر گوشه انبیاء، آن ناقد علی، آن وارث نبی، آن عارف عاشق: جعفر الصادق رضی‏الله عنه.»

وی همچنین می‏گوید: «ذکر انبیاء و صحابه و اهل‏بیت نیاز به کتاب جداگانه دارد، اما در این کتاب که شرح اولیاء است به سبب تبرک به صادق ابتدا می‏کنیم.» و سپس ادامه می‏دهد: «چون ذکر او کرده شود، از آن ‏همه بود. نه بینی که قومی که مذهب او دارند، مذهب دوازده امام دارند؛ یعنی یکی دوازده است و دوازده یکی. اگر تنها صفت او گویم، به زبان و عبارت من راست نیاید؛ که در جمله علوم و اشارات و عبارات بی‏تکلّف به کمال بود و قدوه جمله‏ی مشایخ بود و اعتماد همه بر وی بود و مقتدای مطلق بود، هم الهیان را شیخ بود و هم محمدیان را امام و هم اهل ذوق را پیشرو و هم اهل عشق را پیشوا. هم عبّاد را مقدّم و هم محمدیان را مکرم، هم صاحب تصنیف حقایق، هم در لطایف تفسیر و اسرار تنزیل بی‏نظیر بود… و عجب دارم از آن قوم که ایشان خیال‏بندند که اهل سنت و جماعت را با اهل‏بیت چیزی در راه است … و من آن نمی‏دانم که کسی در خیال باطل مانده است. آن می‏دانم که هر که به محمد ایمان دارد و به فرزندانش ندارد به محمد ایمان ندارد. تا به حدی که شافعی در دوستی اهل‏بیت به حدی بوده است که به رفضش نسبت کردند و محبوس کردند و او را در آن معنی شعری سروده است و یک بیت آن این است:

لو کان رفضا حب آل محمد

فلیشهد الثقلان انی رافض

یعنی: اگر دوستی آل محمد رفض است، گو جمله انس و جن گواهی دهید به رفض من.

(عطار، ۱۳۸۴ش، ص ۱۰)

با توجه به آنچه بیان شد، کسانی که می‏پندارند اهل سنت و جماعت به مقام علمی و معنوی اهل‏بیت رسول خدا(ص) اعتقاد ندارند، با کمال بی‏انصافی مرتکب تهمت آشکار گردیده‏اند. زیرا شدت ارادت و محبت اهل سنت نسبت به اهل‏بیت از احادیثی که در این موضوع از رسول خدا(ص) در کتاب‏های‏شان نقل کرده‏اند بهتر و بیشتر روشن می‏گردد. به‏عنوان نمونه، ابن حبان بستی در صحیح خود از پیامبر اسلام(ص) نقل نموده است که فرمود: «به آن‏کسی قسم می‏خورم که جان من در دست اوست، هیچ‏کسی با ما اهل‏بیت دشمنی نمی‏کند مگر این‏که خدای متعال او را داخل جهنم کند» (بستی، ۱۴۱۴ق، ص ۴۳۵، حدیث ۲۵۷۸)

ç عبادت و تقوای امام صادق(علیه السلام)

امام جعفر صادق(علیه السلام) با جان و دل، بنده واقعی خداوند بود و لحظه‏ای از عبادت خدا غافل نبوده است. مالک(ره) درباره عبادت آن حضرت می‏گوید: «من ندیدم او را مگر بر سه خصلت، یا نمازگزار بود یا روزه‏گیر و یا این‏که قرآن می‏خواند؛ و ندیدم او را که بدون طهارت(وضو) حدیثی از رسول‏الله(ص) نقل کند؛ و درباره چیزی که سودی نداشت سخن نمی‏گفت؛ و از عالمان عابد و زاهدی بود که از خداوند می‏ترسند. همانا سالی با او حج انجام دادم و چون به شجره (محلی است در اطراف مکه که حاجیان در آن‏جا احرام می‏بندند) رسید، محرم شد، پس هر گاه می‏خواست تهلیل بگوید حالت غش و بی‏هوشی بر او عارض می‏گردید. من به او گفتم آیا این حالت حتماً باید بر تو عارض شود؟ او با اکرام و چهره شادمان به من گفت: ای پسر ابی‏عامر من می‏ترسم از این‏که بگویم «لبیک اللهم لبیک» خداوند بگوید «لا لبیک و لا سعدیک» (یوسف‏بن عبدالله، ۱۳۸۷ق، ص ۶۷)

به گفته ابونعیم، ابوعبدالله جعفر‏بن محمد الصادق(علیه السلام) امام ناطق بود و صاحب زمام ولایت بود که به عبادت و فروتنی رو آورده و عزلت و خشوع را اختیار کرده بود (ابو نعیم، ۱۴۰۵ق، ص ۱۹۲).

ç علم و فضل امام(علیه السلام)

فضل و علم امام صادق(علیه السلام) بر ارباب علم و دانش پوشیده نیست. این مطلب در کتاب‏های مختلف مربوطه بیان گردیده است. در اینجا به‏عنوان نمونه به آنچه در برخی کتاب‏های اهل سنت آمده است اشاره می‏شود.

محمد بستی می‏گوید: «و کان من سادات اهل‏البیت فقها و علما و فضلا روی عنه الثوری و مالک و شعبه و…؛» یعنی امام صادق(علیه السلام) از نظر فقه، علم و فضل از سادات اهل ‏بیت(علیه السلام) بود و ثوری و مالک و شعبه و راویان زیادی از او نقل حدیث کرده‏اند (بستی، ۱۳۹۵ق، ص ۱۳۱).

از همه مهم‏تر، ابوحنیفه، رئیس مذهب حنفی که امروز در جامعه اسلامی بیشترین پیرو را دارا است، امام صادق(علیه السلام) را فقیه‏ترین کسی معرفی نموده که در زندگی‏اش دیده است. حسن‏بن زیاد می‏گوید که از ابوحنیفه، از فقیه‏ترین کسی که او دیده است، سؤال شد، او در جواب گفت: «ما رأیت احدا افقه من جعفر‏بن محمد» یعنی هیچ‏کسی را فقیه‏تر از جعفر‏بن محمد ندیده است. او این مطلب را زمانی متوجه شد که او را به دستور منصور خلیفه عباسی آزمود، وقتی ‏که منصور از ابوحنیفه می‏خواهد چهل سؤال مشکل را آماده کرده و از امام صادق(علیه السلام) بپرسد، ابوحنیفه چنین می‏کند و بعد از پاسخ‏های امام بر مبنا و نظرهای تمام مذاهب اسلامی، ابوحنیفه می‏گوید: من قبلاً روایت کرده بودم که داناترین مردم، عالم‏ترین آنان به اختلاف مردم است (قرشی، بی‏تا، ص ۲۸۶؛ جرجانی، ۱۴۰۹ق، ص ۱۳۲؛ مزی، ۱۴۰۰ق، ص ۷۹؛ ذهبی، ۱۴۱۳ق، ص ۲۵۷). مراد امام ابوحنیفه این است که هر کسی که مسلط بر آراء و نظرات تمام مذاهب اسلامی بوده و بر اختلافات بین آنان آگاهی داشته باشد، عالم‏ترین فقیه اسلامی است و امام صادق(علیه السلام) چون علم کامل بر اختلاف آراء و فتاوای همه مذاهب داشته است، پس او فقیه‏تر از همه است.

افزون بر این‏که در متون اهل سنت از امام صادق(علیه السلام) روایات فراوانی نقل‏شده است، در تفسیر نیز از آراء آن حضرت استفاده ‏شده است که به نمونه‏هایی از آن اشاره می‏شود:

سیوطی در ذیل آیه «وَاشْکُرُوا لِی وَلا تَکْفُرُونِ» (بقره، ۱۵۲) سخنی از امام صادق(علیه السلام) نقل می‏کند که آن حضرت فرمود: «شکر کسی را که به شما نعمت می‏دهد انجام دهید؛ زیرا هنگامی ‏که شکر منعم را انجام دهی، نعمت‏ها بی‏پایان می‏گردد و اگر کفران ورزی، نعمت‏ها بقا پیدا نمی‏کند. شکر موجب فراوانی در نعمت و امان از غیر می‏شود.» (سیوطی، ج ۱، ۱۹۹۳م، ص ۳۷۴)

سمرقندی در تفسیر آیات آخر سوره آل‏عمران که شامل دعاهای متعددی می‏شود و به «إِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمِیعَادَ» (آل عمران، ۱۹۴) ختم می‏گردد، این سخن را از امام صادق(علیه السلام) نقل می‏کند که هر که خدا را به این دعاها بخواند، حتماً دعاهایش به اجابت می‏رسد؛ زیرا خداوند به دعا کننده‏ها فرموده است: «أَنِّی لا أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْکُمْ» (آل عمران، ۱۹۵) یعنی ثواب عمل کسی را که در طاعت من آن را انجام داده است، باطل نمی‏کنم حالا می‏خواهد این کس مرد باشد یا زن (سمرقندی، بی‏تا، ج ۱، ص ۳۰۰).

سمعانی در ذیل آیه «لَوْلا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ» (یوسف، ۲۴) که در داستان حضرت یوسف(علیه السلام) آمده، می‏گوید که امام صادق گفته است معنای برهان در این آیه این است که در خانه زن(زلیخا) بتی وجود داشت و او برخاست با پارچه‏ای آن را پوشاند. حضرت یوسف(علیه السلام) به او گفت چرا این کار را کردی؟ او پاسخ داد که من از آن حیا می‏کنم مرا ببیند که مرتکب معصیت می‏شوم. حضرت یوسف گفت پس شایسته‏تر است من از پروردگارم حیا کنم؛ و این را گفت و فرار کرد. (سمعانی، ۱۴۱۸ق، ج ۳، ص ۲۳)

سیوطی به نقل از ابن عباس و ابن عمر می‏گوید که پیامبر(ص) فرمود که خداوند دارای ۹۹ اسم است، هر که آن‏ها را برشمرد داخل بهشت می‏شود. از جعفر‏بن محمد الصادق(علیه السلام) از این اسم‏های نودونه‏گانه پرسیده شد، او در جواب گفت تمام این اسم‏ها در قرآن است. در سوره فاتحه، پنج اسم که عبارت‏اند از «یا الله، یارب، یا رحمن، یا رحیم، یا مالک» و در سوره بقره سی‏وسه اسم است و همین‏طور تا آخر قرآن ۹۹ اسم خدا را از سوره‏های آن برشمردند (سیوطی، ۱۹۹۳م، ج۳، ص ۶۱۵) که مجالی برای ذکر آن‏ها در این مقاله وجود ندارد.

ç سخنان و نصایح

امام صادق(علیه السلام) مانند اجداد طاهرین خود تمام عمرش را در راه ارشاد و رستگاری امت اسلامی و بالا بردن سطح علمی جامعه بشری سپری نمود و دلسوزانه با پیروی از رهنمود‏های جدش رسول خدا(ص) در هدایت مردم کوشید و به همین جهت است که سخنان و نصایح حکیمانه‏ی زیادی از آن حضرت به ارث مانده است. امروز این میراث ارزشمند اسلامی، مایه افتخار مسلمانان در جهان است و نه‏تنها مسلمانان، بلکه همه بشریت می‏توانند گفتار و کردار این امام مسلمانان را سرمشق زندگی خود قرار داده و از تاریکی‏های جهل و نادانی، خود را رهایی داده و از لذت نور علم و هدایت بهره‏مند شوند.

سخنان امام صادق(علیه السلام) شامل حوزه‏های اعتقادی، اخلاقی، عبادی، اجتماعی و علمی می‏شود. در این زمینه به چند نمونه‏ از این سخنان و نصایحی که در کتاب‏های اهل سنت منعکس‏شده اشاره می‏کنیم.

از جعفر‏بن محمد از کیفیت خدا پرسیده شد، در جواب گفت: «نور لا ظلمه فیه و علم لا جهل فیه و حیات لا موت فیه» (حسین‏بن محمد، ۱۴۲۰م، ج ۲، ص ۴۱۰)؛ یعنی خدا نوری است که هیچ تاریکی‏ای در آن نیست و علمی است که جهلی در آن وجود ندارد و زندگی است که مرگی در آن نیست.

امام صادق(علیه السلام) مردم را به جلب رضای خدا توصیه نموده و می‏گوید: «مردم را با چیزی که خدا را به سخط می‏آورد، راضی نکنید و آنان را به خاطر چیزی که خدا به شما نداده است، نکوهش و مذمت نکنید و آنان را به خاطر رزقی که خداوند به آنان داده ستایش نکنید؛ زیرا رزق و روزی چیزی است که به ‏وسیله حرص حریص به دست نمی‏آید و به ‏وسیله تنفر متنفر رد نمی‏شود. اگر یکی از شما از رزق فرار کند، همان‏گونه که از مرگ فرار می‏کند، همانا رزقش او را درک خواهد نمود، همانند مرگ که او را درک می‏کند.» (مالکی، ۱۴۲۳ق، ج ۱، ص ۴۹۴)

امام صادق(علیه السلام) استحکام روابط اجتماعی و ایجاد اعتماد و برادری بین افراد جامعه را بر نفی ظلم و دروغ و وعده‏خلافی منوط می‏داند و می‏گوید: «کسی که سه خصلت در او باشد، چهار چیز نسبت به او بر مردم واجب می‏گردد: در هنگام معاشرت با آن‏ها بر آنان ظلم نکند و در هنگام سخن گفتن با آن‏ها به آنان دروغ نگوید و در هنگام وعده دادن به آن‏ها با آنان وعده‏‏ی خلافی نکند و در این صورت بر مردم است که عدل او را آشکار سازد و مروّت او را به کمال رساند و برادری او بر آنان واجب می‏گردد و غیبتش بر آنان حرام می‏شود.» (بستی، ۱۳۹۷،ج ۱، ص ۱۰۲)

ایشان در سخنی دیگری گفته‏اند: «لا زاد افضل من التقوی و لا شئ احسن من الصمت و لا عدو اضر من الجهل و لا داء ادوی من الکذب» (احمد‏بن عبدالله، ۱۴۰۵ق، ج ۳، ص ۱۹۶) یعنی هیچ توشه‏ای بالاتر از تقوی نیست و هیچ‏ چیزی نیکوتر از سکوت نیست و هیچ دشمنی ضررناک‏تر از جهل نیست و هیچ دردی ناخوش‏تر از دروغ نیست.

ç سفیان ثوری و امام صادق(علیه السلام)

سفیان ثوری یکی از عرفای اهل سنت است که در زمان امام(علیه السلام) می‏زیسته و از شاگردان آن حضرت بود که بیشترین تعامل را با ایشان داشته است. روزی سفیان به امام(علیه السلام) می‏گوید: از نزد تو برنمی‏خیزم، مگر بعد از این‏که با من سخنی بگویی. او گفت با تو سخن خواهم گفت و سخن گفتن زیاد، خیری به تو نمی‏رساند. ای سفیان! هنگامی ‏که خداوند به تو نعمتی داد و تو دوام و بقاء آن را دوست داشته باشی، پس حمد و شکر خدا را بر آن زیاد گردان، زیرا خداوند عز و جل در کتابش فرموده: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ» (ابراهیم، ۷) و هنگامی که رزق را به کندی در می‏یابی، استغفار را زیاد کن، زیرا خداوند متعال در کتابش فرموده: « اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً* یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِدْرَارًا* وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً» (نوح، ۱۰-۱۲) ای سفیان، اگر گرفتار شر پادشاه یا غیر او شدی، پس گفتن لاحول و لا قوه الا بالله را زیاد کن، زیرا که آن کلید گشایش و گنجی از گنج‏های بهشت است. (ابونعیم، ۱۴۰۵، ج ۳، ص ۱۹۳)

از نظر امام صادق(علیه السلام)، یک مسلمان در برابر مردم و در میان جامعه باید ظاهر آراسته داشته باشد و نباید با قیافه غیرمعروف و لباس‏های ژولیده در میان آنها خودنمایی کند، چه این‏که این کار بوی ریا و مردم‏فریبی را با خود حمل می‏کند. اخلاصی که ناشی از دیانت است باید فقط برای خدا انجام گیرد. سفیان ثوری می‏گوید: روزی بر جعفر‏بن محمد وارد شدم که لباس فاخری پوشیده بود و با تعجب به او نگاه می‏کردم که به من گفت ای ثوری، چرا به من خیره شده‏ای؟ شاید از چیزی که بر تن من دیده‏ای تعجب می‏کنی؟ گفتم: ای پسر رسول خدا، این نه لباس توست و نه لباس پدران تو! او به من گفت: ای سفیان آنان در زمانی بودند که زندگی سخت و بخورونمیری داشتند و مطابق با آن عمل می‏کردند؛ و حالا زمانی است که همه‏چیز فراوان شده است. سپس آستینش را بالا کشید که در زیر آن لباسی از پشم سفید پوشیده بود؛ و به من گفت ای ثوری! این را برای خدا پوشیده‏ام و این را برای شما. آنچه را که برای خداست پنهان کرده و آنچه را که برای شماست آشکار نموده‏ام. (همان)

ç فرازهایی از وصیت امام به فرزندش موسی‏بن جعفر

معمولاً وصیت‏های مردم به امور مادی و ارث‏ و میراث و کارهای انجام ‏نشده تعلق دارد؛ و از طرف وصیت‏کننده، سفارش‏ها و توصیه‏هایی به وصی می‏شود که بر طبق وصیت او عمل کرده و در انجام آنها کوتاهی نکند؛ اما بزرگان دین توجه خاصی به امور دینی و معنوی و هدایت و ارشاد مردم داشتند و به همین جهت، وصیت امام صادق(علیه السلام) به فرزندش امام موسی کاظم(علیه السلام)، به امور معنوی و اخلاقی مربوط می‏شود. مخاطب این وصیت، در ظاهر اگرچه فرزندشان امام کاظم(علیه السلام) است، ولی در حقیقت آموزه‏های آن متوجه همه مسلمانان بوده و برای همگان، چراغ راه‏های تاریک در این دنیا است. در اینجا مناسب است که برخی از فرازهای وصیت‏نامه امام(علیه السلام) ذکر گردد.

آن‏گونه که نقل‏شده است؛ امام در روزهای واپسین عمر خود به فرزندش خطاب می‏کند: ای پسرکم! وصیتم را بپذیر و آن را حفظ کن؛ زیرا اگر آن‏ها را حفظ کنی، زندگی با سعادت و مرگ نیکو خواهی داشت.

ای پسرکم! کسی که به آنچه خداوند قسمتش کرده راضی باشد، بی‏نیاز خواهد بود و کسی که چشمانش به مال دیگران دوخته، فقیر خواهد مرد و کسی که راضی نباشد به آنچه خداوند قسمتش نموده، خدا را در قضایش متهم کرده است. کسی که لغزش خود را کوچک شمارد، لغزش دیگران را بزرگ می‏شمارد و کسی که لغزش دیگران را کوچک بشمارد، لغزش خود را بزرگ می‏شمارد.

ای پسرکم! کسی که حجاب دیگران را بردارد، عورات خانه‏اش آشکار شود و کسی که شمشیر بغاوت را برکشد، با همان شمشیر کشته خواهد شد و کسی که در جمع سفیهان داخل شود، حقیر گردد و کسی که با عالمان هم‏نشین شود، بزرگ گردد و کسی که به‏ جاهای بد داخل شود، متهم گردد.

ای پسرکم! بپرهیز از این‏که مردم را ناچیز شماری که تو را ناچیز خواهد شمرد و بپرهیز از داخل شدن به‏ جاهایی که تو را کمک نمی‏کند که باعث ذلت تو خواهد شد.

ای پسرکم! حق را بگو چه به سودت باشد و چه به زیانت.

ای پسرکم! تلاوت کننده کتاب خدا و فاش کننده اسلام و امر کننده به معروف و نهی‏کننده از منکر و وصل‏کننده قطع رحم و آغازکننده سخن با کسی که با تو سخن نمی‏گوید و عطاکننده به سائل باش…

ای پسرکم! اگر زیارت می‏کنی، بهترین‏ها را زیارت کن و فجار را زیارت مکن که آنان صخره‏ای هستند که آبش بیرون نیاید و درختی هستند که برگ‏های‏شان سبز نشود و زمینی هستند که گیاهش آشکار نگردد. (همان، ص ۱۹۵)

ç نتیجه ‏گیری

در پایان، از آنچه در این مقاله به ‏طور اجمال بیان گردید، این نتیجه را می‏توان گرفت که امام صادق(علیه السلام) در میان همه مسلمانان از جایگاه معنوی و علمی فوق‏العاده برخوردار ‏است و دارای مقام رفیع و شامخ در نزد آنان است. ایشان در راه هدایت و ارشاد مسلمانان در حوزه‏های علم و عمل از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و با غنی نمودن فرهنگ و تمدن اسلامی باعث بالندگی مسلمانان در جهان گردیده است.

فهرست منابع:

  1. ابو عمر، یوسف‏بن عبدالله، التمهید لابن عبدالبر، مغرب، وزارت عموم اوقاف و شئون اسلامی، ۱۳۸۷ق.
  2. ابونعیم، احمد‏بن عبدالله، حلیه‏الاولیاء و طبقات‏الاوصیاء، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۵ق.
  3. ابوالقاسم، حسین‏بن محمد، محاضرات الادباء، بیروت، دارالقلم، ۱۴۲۰ ق.
  4. بستی، محمد ابن حبان، صحیح ابن حبان، بیروت، موسسه الرساله، چ ۲،۱۴۱۴ ق-۱۹۹۳ م.
  5. _________________، الثقات، ج ۶ دارالفکر، ۱۳۹۵ ق-۱۹۷۵ م.
  6. __________________، روضه العقلاء بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۳۹۷ ق-۱۹۷۷ م.
  7. جرجانی، عبدالله‏بن عدی، الکامل فی ضعفا الرجال، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ ق-۱۹۸۸ م.
  8. ذهبی، محمد‏بن احمد، سیر اعلام النبلاء، بیروت، موسسه الرساله، چ۹، ۱۴۱۳ ق.
  9. سمرقندی، نصر‏بن محمد ابو لیث، تفسیر سمرقندی، بیروت، دارالفکر، بی‏تا.
  10. سمعانی، منصور‏بن محمد، تفسیر سمعانی، ریاض، دارالوطن، چ۱، ۱۴۱۸ ق-۱۹۹۷ م.
  11. سیوطی، عبدالرحمن جلال‏الدین، الدرالمنثور، بیروت، دارالفکر، ۱۹۹۳ م.
  12. عطار، فریدالدین، تذکره‏الاولیاء، تهران، بهزاد، ۱۳۸۴ ش.
  13. قرشی، عبدالقادر‏بن ابی الوفا، الجواهر المضیئه فی طبقات الحنفیه، کراچی، میر محمد کتاب خانه.
  14. مالکی، ابوبکر احمد‏بن مروان، المجالسه و جواهرالعلم، بیروت، دار ابن حزم، ۱۴۲۳ ق.
  15. مزی، یوسف‏بن زکی، تهذیب الکمال، بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۰۰ ق-۱۹۸۰ م.
  16. نووی، محی الدین‏بن شرف، تهذیب الاسماء واللغات، بیروت، دارالفکر، ۱۹۹۶ م