خانواده شیعی » تربیت فرزند » کلیات »

امام باقر(علیه السلام) و تربیت فرزند

تربیت، اساسى‏ ترین مساله انسان است که بدون آن، به سعادت دنیا و آخرت نایل نمى‏ گردد. معصومین(علیهم السلام) همچنان که در سایر ابعاد زندگى، چراغ هدایت پیروان خود بوده ‏ اند در زمینه تربیت ‏ نیز، بهترین و مطمئن ‏ ترین الگویند. این مقاله بر آنست تا نکاتى‏ از دفتر زرین دیدگاه ها و سیره تربیتى یکى از آن بزرگواران‏ یعنى امام باقر(علیه السلام) به پیروان آن حضرت تقدیم نماید.

الف- آداب تربیتى پس از تولد

از امتیازات تربیت اسلامى این است که در آن، علاوه بر زمینه‏ سازى‏ مناسب در قبل از تولد فرزند و بلکه پیش از ازدواج والدین، تربیت از آغازین لحظه تولد به طور عملى شروع مى‏ شود و آداب و سنن‏ ویژه‏ اى نسبت ‏ به نوزادان سفارش شده است که در اینجا به برخى از آنها که در کلمات گهربار امام باقر(علیه السلام) مورد توجه واقع گردید اشاره مى‏ شود.

۱-۲ گفتن اقامه در گوش و باز کردن کام نوزاد با آب فرات: امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «شایسته است کام نوزاد، با آب فرات باز گردد و در گوشش، اقامه گفته شود.»(۱)

۳-۴ عقیقه و نامگذارى: آن حضرت فرمودند: «هرگاه براى شما فرزندى به دنیا آمد، در روز هفتم اگر پسر است، گوسفند نر و اگر دختر است، گوسفند ماده برایش ‏ عقیقه کنید و از گوشت آن به قابله بدهید و در روز هفتم او را نامگذارى کنید.(۲) نکته مهم در نامگذارى، انتخاب نام نیکو و پرهیز از نامهاى ناخوشایند است. زیرا نام نیکو، مایه سرور فرزند و نام ناخوشایند، باعث نگرانى و دغدغه خاطر او مى‏ گردد. امام باقر(علیه السلام) در سخنان خود، برخى از نامهاى نیکو و غیر نیکو را بیان کرده‏ اند. آن حضرت در این زمینه فرمودند: «اصدق الاسماء ما سمى بالعبودیه و افضلها اسماء الانبیاء»(۳) صادق ترین‏ نامها، نامهایى است که بندگى خداوند را تداعى نماید و بهترین ‏ آنها نامهاى پیامبران است. و در حدیث دیگرى فرمودند: «مبغوض ‏ ترین نامها نزد خداوند، نام هاى «حارث، مالک و خالد»است‏ »(۴)

ب- تاثیر شیر مادر در تربیت

در تربیت فرزندان، والدین نخستین نقش را دارا هستند، این نقش ‏ و تاثیر در مقاطع گوناگون سنى یکسان و هم‏ اندازه نمى‏ باشد بلکه در مقاطع و مراحلى از تربیت نقش پدر برجسته ‏ تر و در مراحل ‏ دیگرى نقش مادر تعیین‏ کننده‏ تر است و در یک دیدگاه کلى مى‏ توان‏ گفت که تا پیش از سن نوجوانى به ویژه در دوران جنینى و شیرخوارگى نقش مستقیم مادر در تربیت فرزند بیشتر از پدر خواهد بود و از دوره نوجوانى به بعد، به خصوص در مورد پسران، نقش پدران‏ مهمتر است، البته این بدان معنا نیست که نقش پدر در دوران‏ کودکى و نقش مادر در دوران نوجوانى و جوانى ناچیز و کم‏ رنگ‏ باشد بلکه مقصود، بیان برجستگى نقش و تاثیر بیشتر هر یک در یک ‏ مرحله خاص است.

بنابراین یکى از مقاطع مهم، مقطع شیرخوارگى است‏ که در آن، مادر نقش مستقیم و اساسى را دارد. در این مقطع،‏ شیردادن، مهمترین عامل ارتباط نوزاد با مادر است. شیر مادر علاوه ‏ بر نقش مهمى که در تغذیه و بهداشت جسمانى نوزاد دارد، عامل ‏ ایجاد و انتقال بعضى ویژگی ها به فرزند نیز مى‏ باشد و ما به دو نمونه از آنها که در سخنان امام باقر(علیه السلام) بیان شده، اشاره‏ مى‏ کنیم:

۱- حماقت و کودنى: امام باقر(علیه السلام) فرمود: «لا تسترضعوا الحمقاء فان اللبن یعدى و ان الغلام ینزع الى اللبن یعنى الى الظئر فى‏ الرعونه و الحمق‏ » زنان کودن را دایه فرزندانتان قرار ندهید زیرا از طریق شیر، حماقت و کودنى به آنها منتقل مى‏ شود.(۵)

۲- زیبایى و زشتى: آن حضرت فرمودند: «دایه‏ هاى زیبا براى‏ فرزندانتان انتخاب کنید و از دایه‏ هاى زشت‏ بپرهیزید زیرا چه‏ بسا شیر انتقال‏ دهنده (زشتى و زیبایى) باشد.»(۶) نیز در حدیث‏ دیگرى فرمود: «بر شما باد به انتخاب دایه ‏ هاى نظیف و زیبا زیرا شیر انتقال‏ دهنده (زیبایى) است.»(۷)

ج- کودک و نیاز به محبت

]محبت از ضرورى‏ ترین نیازهاى عاطفى فرزند در دوران کودکى است و بدون توجه به آن کودک به رشد عاطفى مناسب نایل نمى‏ شود، این‏ نیاز، براى کودک به شکل هاى گوناگون قابل پاسخگویى است که‏ مى‏ توان به بوسیدن کودک، در آغوش گرفتن، گفتن جملات زیبا و محبت ‏ آمیز، خریدن هدیه و اسباب بازى و… اشاره کرد. امام باقر(علیه السلام) در فرصت هاى مناسب از طریق در آغوش گرفتن و بیان جملات محبت‏ آمیز، محبت ‏ خود را به کودک خردسالش امام صادق(علیه السلام) نشان مى‏ دادند و از این طریق به نیاز عاطفى او پاسخ مى‏ گفتند. محمد بن مسلم ‏ از اصحاب بزرگ آن حضرت نقل مى‏ کند که من در خدمت امام باقر(علیه السلام) بودم.

در این هنگام فرزند(خردسال)ش جعفر(علیه السلام) وارد شد و بر سر او ذؤابه(۸) و در دستش عصایى بود که با آن بازى مى‏ کرد. امام ‏ باقر(علیه السلام) او را به گرمى در آغوش گرفت و به سینه خود فشرد و خطاب ‏ به او فرمود: «پدر و مادرم به فدایت ‏ باد (با این چوب) کار لهو انجام مده و بازى مکن، سپس فرمود:«اى محمد، پس از من او امام توست.

از او پیروى کن و از دانش او استفاده نما، به خدا سوگند او همان صادقى است که رسول خدا(علیه السلام) او را توصیف نمود که شیعیان او در دنیا و آخرت پیروزند و دشمنانش در زمان هر پیامبرى ملعون ‏ هستند. در (این هنگام) جعفر(علیه السلام) خندید و صورتش قرمز گردید، آنگاه امام باقر(علیه السلام) به من فرمود: از او سؤال کن، من از او پرسیدم اى پسر رسول خدا، خنده از کدام عضو بدن منشا مى‏ گیرد.

جعفر(علیه السلام) فرمود: اى محمد! عقل از قلب، اندوه از کبد و نفس از ریه و خنده از طحال منشا مى‏ گیرد. (وقتى این پاسخ را از او شنیدم) از جایم برخاستم و او را بوسیدم.»(۹)

د- ستایش از فرزند صالح

ستایش بجا از فرزند و کارهاى نیک او باعث احساس‏ موفقیت و توانایى و نیز موجب انگیزه قوى براى تکرار کارهاى خوب‏ و رشد بیشتر او مى‏ گردد. به خصوص اگر این تمجید به موقع و در حضور کسانى باشد که آگاهى آنها از رفتار شایسته فرزند براى او مهم باشد. على بن حکم به نقل از طاهر یکى از اصحاب امام ‏ باقر(علیه السلام) نقل مى‏ کند. من در خدمت امام باقر(علیه السلام) نشسته بودم که‏ فرزندش جعفر(علیه السلام) وارد شد.

امام باقر(علیه السلام) در باره‏ اش فرمود: «او بهترین مخلوقات خداوند است‏ »(۱۰) در این حدیث ملاحظه مى‏ شود که‏ امام باقر(علیه السلام) در نزد صحابى حود فرزندش را که صلاحیت و شایستگى ‏ لازم را داشته به بهترین وجه ممکن ستوده است.

ه- والدین و نصیحت فرزند

نصیحت فرزندان و صحبت کردن با آنها علاوه بر آنکه والدین ازطریق آن مى‏ توانند رهنمودهاى مهم و اساسى را ره توشه زندگى‏ فرزندانشان قرار دهند مى‏ تواند یک نوع زمینه ایجاد ارتباط صمیمى بین والدین و فرزندان را فراهم نماید و از این طریق‏ والدین بخصوص پدر، مى‏ توانند به فرزند نزدیک شوند و در یک فضاى‏ صمیمى و عاطفى، ضمن آگاهى از مشکلات و خواسته‏ هاى فرزندان‏ رهنمودهاى لازم را به آنها ارائه دهند.

امام باقر(علیه السلام) نیز در فرصت هاى مناسب با فرزندان خود صحبت مى‏ کردند و گاهى به شکل ‏ گروهى و عمدتا به شکل فردى به نصحیت آنها مى‏ پرداختند که به‏ نمونه ‏ هایى از آنها اشاره مى‏ کنیم:

۱- اسماعیل بن خالد نقل مى‏ کند که از امام باقر(علیه السلام) شنیدم که‏ فرمود: پدرم ابو جعفر(علیه السلام) ما (فرزندان) را جمع مى‏ نمود و به ما مى ‏ فرمود: اى فرزندان! از تعرض نسبت‏ به حقوق دیگران بپرهیزید، بر مشکلات و سختی ها صبر پیشه کنید و اگر خویشان شما را به کارى‏ که ضررش براى شما بیش از نفعش باشد دعوت کردند، اجابت‏ نکنید.»(۱۱)

۲- از جمله سفارشهاى آن حضرت به فرزندش امام صادق(علیه السلام) این‏ جملات است: «خداوند سه چیز را در سه چیز دیگر پنهان کرده است: رضایش را در اطاعت مخفى کرد پس هیچ طاعتى را کوچک نشمار، شاید که رضایتش در همان طاعت‏ باشد، خشم و غضبش را در معصیت پنهان‏ نمود پس هیچ نوع معصیتى را کوچک نپندار، شاید که غضبش در همان ‏ باشد و اولیاء خود را در میان بندگانش پنهان کرد، پس احدى از بندگان او را حقیر مدان که شاید همان بنده، ولى او باشد.»(۱۲)

۳- آن حضرت به فرزندش فرمود: «فرزندم! از کسالت و اندوه بپرهیز که این دو، کلید هر شرى‏ مى‏ باشند، زیرا اگر سست و تنبل باشى به اداى حق نخواهى پرداخت‏ و اگر محزون و اندوهناک باشى، بر حق، صبر پیشه نخواهى‏ کرد.»(۱۳)

۴- سفیان ثورى نقل مى‏ کند که امام صادق(علیه السلام) را ملاقات کردم و از او خواستم مرا نصحیت کند… آن حضرت فرمود: اى سفیان! پدرم‏ مرا به سه چیز سفارش و از سه چیز بر حذر داشت، از جمله آن‏ سفارشات این بود که فرزندم! هر که با رفیق بد همراه شود، سالم‏ نمى ‏ ماند و هر که در محل هاى اتهام برود، مورد اتهام قرار مى‏ گیرد و هر که بر زبان خود کنترل نداشته باشد، پشیمان مى‏ شود.»(۱۴)

و- اهمیت آرامش خانواده در تربیت

تردیدى نیست که خانواده، نقش اساسى در تربیت فرزند دارد و پرورش صحیح فرزندان بدون توجه جدى والدین به این امر مهم و ایجاد فضاى مناسب و آرام براى آن، میسر نیست. نابسامانى ‏ خانواده، اختلاف و نزاع هاى والدین، عدم رابطه صمیمى میان اعضاى‏ خانواده به ویژه والدین، فقدان امنیت و آرامش لازم در جامعه کوچک ‏ خانواده، تربیت صحیح فرزند را به مخاطره مى ‏ اندازد.

از این رو در مبحث‏ حسن خلق در روایات، بیش از هر مورد دیگرى‏ در باره خوش رفتارى پدر خانواده با اهلش تاکید شده است و این‏ حاکى از آن است که خوش رفتارى در کانون خانواده اهمیت ویژه‏ دارد و آثار مثبت آن فراتر از خوش رفتارى با افراد دیگر است، زیرا در جامعه کوچک خانواده، افراد کاملا با هم در ارتباط هستند و بر یکدیگر تاثیر مى‏ گذارند و چتر آثار مثبت ‏ خوش رفتارى و پیامدهاى سوء بدرفتارى، بر سر همه اعضاى خانواده پهن مى‏ گردد و در یک کلام، خوش‏ رفتارى در کانون خانواده، آثار تربیتى فراوان و بدرفتارى پیامدهاى سوء بى‏ شمار به همراه دارد.

امام باقر(علیه السلام) در زمینه اهمیت‏ خوشرفتارى در کانون خانواده‏ فرموده است:«… من حسن بره باهله زید فى عمره‏ »(۱۵) هر کس ‏ احساس و ملاطفتش را نسبت‏ به خانواده‏ اش نیکو گرداند، عمرش طولانى‏ مى‏ گردد.،

در این حدیث ‏ شریف، تعبیر لطیف و ظریف «من حسن بره» دلالت‏ بر آن دارد که نه تنها احسان و ملاطفت نسبت‏ به خانواده‏ پسندیده و لازم است‏ بلکه مى‏ بایست‏ براى تاثیر بیشتر، این احسان‏ و ملاطفت‏ به نیکویى و به بهترین وجه انجام گیرد. همچنین در حدیث دیگرى آن حضرت، کامل شدن اسلام و ایمان، آمرزش‏ گناهان و رضایت‏ خداوند متعال در روز قیامت را از آثار خوش رفتارى با خانواده برشمرده ‏ اند. «اربع من کن فیه کمل‏ اسلامه و حسن الخلق مع الاهل و الناس‏ »(۱۶)

ز- نقش تربیتى عمل والدین و مربیان

مربیان موفق در جهاد مقدس تربیت،‏ بیش از آن که به گفتار دعوت‏ به نیکى کنند، با عمل صالح دعوت کرده‏ اند. پیش از آنکه سخن ‏ بگویند، عمل نمودند. پیش از آن که به تربیت دیگران اقدام کنند، به اصلاح خویش پرداختند. بنابراین والدین که خود اولین مربیان‏ فرزندان هستند مى‏ بایست‏ با زبان عمل با فرزندانشان سخن بگویند. فرزندان باید در عمل ببینند که والدین به آنچه مى‏ گویند پاى‏ بند هستند و خود عمل مى‏ کنند و گفتارشان با عملشان مطابقت ‏ دارد.

به نظر مى‏ رسد که اساسى‏ ترین عامل تربیتى معصومان(علیهم‏ السلام) و در واقع مهمترین راز موفقیتشان در تربیت فرزندان‏، همان تربیت با عمل و پاى‏ بندیشان به آنچه مى‏ گفتند بوده است و این شیوه در سیره تربیتى امام باقر(علیه السلام) نیز کاملا آشکار است. فرزندان آن حضرت با دیدن اعمال پدر براى انجام اعمال صالح و رفتار درست الگو مى‏ گرفته و به راز بندگى خداوند دست مى‏ یافتند.

در ذیل به ذکر دو نمونه از رفتارهاى آن حضرت اکتفا مى‏ کنیم:

۱- امام باقر(علیه السلام) و صدقه به فقراء: از فرزند بزرگوار آن حضرت نقل شده است که روزى بر پدرم وارد شدم و مشاهده کردم که در آن روز پدرم هشت هزار دینار به‏ تهى‏ دستان مدینه صدقه داده‏ اند و اهل خانه‏ اى را که تعداد آنها به یازده نفر مى‏ رسید آزاد کرده است‏ »(۱۷)

۲- اسحاق بن عمار از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است: من پیوسته‏ رختخواب پدرم را پهن مى‏ کردم و منتظر مى‏ ماندم تا ایشان به‏ رختخواب بروند و بخوابند، سپس برمى‏ خاستم و به رختخواب خود مى‏ رفتم، شبى آن حضرت تاخیر کردند و من در طلب او به مسجد رفتم، در حالى که مردم خواب بودند، او را در حال سجده دیدم و غیر او کسى در مسجد نبود.

من صداى او را مى‏ شنیدم که مى‏ گفت:«سبحانک اللهم انت ربى حقا حقا، سجدت لک یا رب تعبدا و رقا، اللهم ان عملى ضعیف فضاعفه لى، اللهم قنى عذابک یوم تبعث‏ عبادک و تب على انک انت التواب الرحیم.»(۱۸)

ن- تربیت معنوى فرزندان

تربیت ابعاد مختلفى چون جسمانى، عقلانى، عاطفى، اجتماعى و اخلاقى دارد. از مهمترین ابعاد تربیت، تربیت معنوى است که به‏ عقیده ما در تربیت اسلامى، پرورش این بعد غایت همه ابعاد دیگر است.

این نوع تربیت که شامل پرورش بعد معنوى انسان و فراهم ‏ نمودن زمینه ارتباط انسان با خداوند و در نهایت پرورش انسان‏ براى رسیدن به قرب الهى است. بسیار مورد تاکید ائمه(علیهم السلام) بوده است و آن بزرگواران‏ در تمام صحنه‏ هاى زندگى بیشترین اهمیت را به پرورش این بعد فرزندان مى‏ دادند و براى تحقق آن از شیوه‏ هاى خاص بهره مى‏ گرفتند که به نظر مى‏ رسد از مهمترین شیوه‏ ها، دو شیوه (ذکر و دعا) است‏ و هر چند دعا نیز یک نوع ذکر تلقى مى‏ شود اما از آنجا که در تربیت معنوى، عنصرى کلیدى و مهم است از آن به عنوان یک شیوه ‏ جداگانه یاد مى‏ کنیم. امام باقر(علیه السلام) در سیره تربیتى خود از این‏ دو شیوه به شکل خاصى بهره جستند.

۱ ذکر و یاد خدا: ذکر که عبارت از توجه قلبى انسان نسبت‏ به خداوند است و گاهى‏ در قالب الفاظ مخصوصى بر زبان جارى مى‏ شود. نقش بسیار مهمى در تربیت‏ بعد معنوى انسان دارد. ابن قداح از امام صادق(علیه السلام) نقل‏ کرده که «پدرم (امام باقر-ع-) بسیار یاد خدا مى‏ نمود، همراه‏ او راه مى‏ رفتم او را در حال ذکر مى‏ دیدم با او غذا مى‏ خوردم او را در حال یاد خداوند مى‏ دیدم، با مردم سخن مى‏ گفت و این کار او را از یاد خدا غافل نمى‏ کرد.

من مشاهده مى‏ کردم که زبان او مدام‏ در حال گفتن ذکر لا اله الا الله بود. پدرم ما را جمع مى‏ نمود و ما را به ذکر و یاد خدا امر مى‏ فرمود و این کار تا طلوع خورشید ادامه داشت، هر کدام از ما که قرائت قرآن آموخته بود به‏ خواندن قرآن و هر کدام که قرآن نیاموخته بود به گفتن ذکر امر مى‏ نمودند.»(۱۹)این حدیث در بر دارنده دو نکته مهم است:

نخست آنکه بر مطابقت‏ گفتار با عمل حضرت دلالت دارد و نشان مى‏ دهد که امام، ابتدا خود عمل مى‏ نمودند و از ذکر گفتن غافل نمى‏ شدند و بعد فرزندانشان را به ذکر و یاد خدا امر مى‏ نمودند. نکته دوم آنکه نباید فرزندان‏ را به حال خودشان رها کرد بلکه مى‏ بایست ضمن حفظ آزادى حساب‏ شده و منطقى و توجه به استقلال طلبى و آزادی خواهى آنها، در فرصت هاى مناسب با ایجاد انگیزه و شوق به طور عملى آنها را به‏ انجام کار نیک مشغول نمود.

۲- دعا: دعا و مناجات، از مؤثرترین روشها در تربیت‏ بعد معنوى‏ انسان است. از طریق دعا و مناجات انسان با خداوند ارتباط پیدا مى‏ کند و در پرتو آن جان خود را از چشمه معرفت و محبت‏ سیراب‏ مى‏ گرداند. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هرگاه مساله ‏ اى پدرم را محزون مى‏ کرد ایشان زنان و فرزندان را جمع مى‏ نمود. آنگاه خود دعا مى‏ کردند و آنها آمین مى‏ گفتند. »(۲۰)

همچنین برید بن معاویه عجلى نقل مى‏ کند: «هرگاه امام باقر(علیه السلام) قصد مسافرت داشتند، خانواده خود را در منزلى جمع مى‏ نمودند و این چنین دعا مى‏ کردند «اللهم انى استودعک‏ نفسى و اهلى و مالى و ولدى، الشاهد منا و الغائب، اللهم‏ احفظنا و احفظ علینا، اللهم اجعلنا فى جوارک، اللهم لا تسلبنا نعمتک و لا تغیر ما بنا من عافیتک و فضلک».

پرودگارا! خود و اهلم و مالم و فرزندانم، حاضر و غایب آنها را به تو سپرده‏ ام؛ پروردگارا! ما را حفظ کن و سلامتى ما را مستدام دار؛ پروردگارا! ما را در جوار خودت جاى ده و نعمتت را از ما مگیر و عافیت و فضلت را نسبت‏ به ما تغییر مده‏ »(۲۱)

از دو حدیث‏ بیان شده‏، معلوم مى‏ شود که آن حضرت فرزندان خود را از طریق دعا به یاد خداوند متوجه مى‏ گردانید و غیر مستقیم به آنها تعلیم مى‏ داد که‏ باید در تنهایى و هنگام مشکلات، بر خداوند توکل نمود و تنها از او در خواست کمک نمود.

 
۱- وسایل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۳۸، ح
۲- همان، ص ۱۵۱، ح ۱۱٫
۳- همان، ص ۱۲۴، ح ۱٫
۴- همان، ص ۱۳۰، ح ۲٫
۵- تهذیب الاحکام، ج ۸، ص ۱۱۰، ح ۳۷۵٫
۶- الکافى، ج ۶، ص ۴۴، ح ۱۲٫
۷- التهذیب، ج ۸، ص ۱۱۰; الکافى، ج ۶، ص ۴۴، ح ۱۳٫
۸- الذؤابه، طرف العمامه و السوط، و فى الحدیث، کان ابى یطول‏ دوائب نعلیه‏ اى اطرافها (مجمع البحرین، ج ۲، ص ۵۷) اما درفرهنگ‏ هاى عربى به فارسى آن را به «زلف و گیسو» معناکرده‏ اند. ۹- بحار الانوار، ج ۴۷، ص ۱۵، ح ۱۲; به نقل از کفایه الاثر، ص‏ ۳۲۱
۱۰- همان، ص ۱۳، به نقل از ارشاد مفید.
۱۱- حلیه الابرار، ج ۲، ص ۱۲۶٫
۱۲- کشف الغمه، ج ۲، ص ۳۶۰; سیره الائمه الاثنى عشر، ج ۲،
۱۳- همان، ص ۳۴۴٫
۱۴- الخصال، صدوق، ص ۱۶۹٫
۱۵- تحف العقول، ص ۲۱۶; ائمتنا، ج ۱، ص ۳۶۵٫
۱۶- حیاه الامام الباقر(علیه السلام)، باقر شریف القرشى، ص ۳۰۰-۲۹۹;(این حدیث‏ با همین مضمون و با کمى تفاوت در الخصال صدوق، ص‏ ۲۲۲ از امام سجاد(علیه السلام) نیز نقل شده است.)
۱۷- بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۲۹۰٫
۱۸- حلیه‏ الابرار، ج ۲، ص ۱۱۲٫
۱۹- الکافى، ج ۲، ص ۲۹۹; بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۸-۲۹۷; حلیه‏ الابرار، ج ۲، ص ۱۱۱-۱۱۰٫
۲۰- بحار الانوار، به نقل از الکافى، ج ۲، ص ۴۸۷٫
۲۱- حلیه الابرار، ج ۲، ص ۱۳۴٫
 
نویسنده: على همت‏ بنارى
منبع: تبیان