خانواده شیعی » سبک زندگی »

اصول برقرارى روابط مؤثر

روابط یعنى همه چیز!؟ روابطى که دارید تعیین مى‌کند شما چه کسى هستید، چگونه فکر مى‌کنید، چه چیزهایى را به دست خواهید آورد و دیگران در مورد شما چگونه قضاوت مى‌کنند. کیفیت روابط شماست که تعیین مى‌کند چه جایگاهى در خانواده، بین دوستان و همکاران و جامعه دارید. چگونه و با چه سرعتى کارهایتان پیش مى‌رود و در چه زمانى به اهداف خود خواهید رسید.

تا به امروز من خودم تجربیات موثرى در زمینه روابط داشته‌ام. از زمانى که الگوى برقرارى روابطم را تغییر داده‌ام، تمامى کسانى که با آنها در رابطه هستم، به موفقیت من کمک‌هاى شایان توجه کرده‌اند. در خیلى از موارد، من تنها ایده‌اى را مطرح کرده‌ام و چشم‌اندازى را تعریف کرده‌ام و تعداد بسیارى از دوستان و یاران باوفا براى تحقق رویاهایم در کنارم مانده‌اند.

شاید بپرسید آخر براى چه؟ چرا دیگران باید به تو براى کسب موفقیت‌ها کمک کنند اما این اتفاق براى من نمى‌افتد؟ جواب ساده است. من با اصول برقرارى روابط موثر، به دوستانم مى‌فهمانم که برایم مهم هستند، به آنها پرستیژ مى‌دهم، به آنها نشان مى‌دهم که دوستشان دارم، کارى مى‌کنم که در نظر خودشان و دیگران، مهم جلوه کنند و از طرفى براى موفقیت‌هایشان در کنارشان مى‌مانم. اکثر انسان‌ها، اشخاصى قدرشناس هستند.

حالا اگر شما هم با اهمیت روابط موثر در زندگى آشنا هستید و مى‌خواهید که روابط بهترى برقرار کنید و با روابط خود به موفقیت، خواسته‌ها، اعتبار و موقعیت‌هاى بهتر و جدیدتر برسید پس به خواندن این مقاله که از شانزده راهکار کاربردى تشکیل شده است ادامه دهید!

۱-عشق ورزیدن یک طرفه را تمرین کنید!

عشق و عشق ورزیدن، یک طرفه است. لطفاً بى‌جهت به دنبال آن نباشید که دیگران حتماً شما را دوست بدارند و عاشقتان باشند. با این طرز فکر، به زودى تمامى روابط موثر خود را از دست خواهید داد و بدتر از آن، هرگز نمى‌توانید ارتباط موثرى برقرار کنید.

باید بدانید که از نظر روان‌شناسى، انسان از دوست داشتن و عشق ورزیدن لذت مى‌برد و نه از مورد دوست داشتن واقع شدن. پس براى دوستى و عشق، شرط “دوستم داشته باش” تا “دوستت داشته باشم”نگذارید. حرمت و جایگاه دوست داشتن و عشق را حفظ کنید و بدانید عشق آن چیزى نیست که برخى به زور مى‌خواهند به دست بیاورند!

نکته مهم آنجاست که اصلاً تفاوتى نمى‌کند براى چه این مقاله را مى‌خوانید یا مى‌خواهید روابط موثرى با همکاران خود برقرار کنید یا به دنبال بهبود روابط خانوادگى هستید یا مى‌خواهید به کسى پیشنهاد ازدواج دهید یا به دنبال دوستان جدیدى مى‌گردید. به هر حال اهمیت عشق و مهمتر از آن، یک طرفه بودن عشق در روابط را نباید دست‌کم بگیرید.

باید دوستدار و عاشق دیگران باشید تا آنها هم به شما علاقمند شوند و بخواهند که کمکتان کنند. زمانى که تعداد بى‌شمارى دوست مفید را به رابطه‌اى موثر دعوت مى‌کنید خیلى زودتر از آنچه تصورش را مى‌کنید به خواسته‌هایتان خواهید رسید. این را امتحان کنید. بى‌چشمداشت، به دیگران هدیه کنید تا از قدرشناسى نسل بشر متعجب شوید!

۲-عشق را مشروط به شرایط نکنید!

براى بعضى، عشق مثل قفل یک گاوصندوق مى‌ماند. آن را بیست و هفت بار در جهات مختلف بچرخان تا بالاخره باز شود! این را در یکى از برنامه‌هاى صوتى آنتونى رابینز شنیدم و باید باور کنید که برخى تا این حد عجیب فکر مى‌کنند.

از چنین طرز فکرهایى فاصله بگیرید. از این که بگویى اگر مى‌خواهى دوستت داشته باشم باید از یک ساختمان هفتاد طبقه به پایین بپرى تا به من ثابت شود خوددارى کنید! این که شرط کنید که اگر طرف مقابل شما خواهان اثبات عشق خود نسبت به شماست پس باید جانش را براى شما بدهد، چندان منطقى نیست؛ چرا که عاشق کسى است که براى شما زنده بماند و نه بر عکس…

بیایید به خودمان قول بدهیم که دیگران را با وسوسه‌اى تحت عنوان دوست داشتن و دوست داشتنى بودن، وادار به کارهایى که ما مى‌خواهیم نکنیم. بیایید اجازه بدهیم که دیگران خودشان باشند و در عوض بدون هیچ گونه قید و شرطى آنها را دوست بداریم.

یکى از مهمترین اصول روابط آن است که طرف رابطه شما با کمال میل از شادى‌ها و غم‌هایش با شما بگوید. شما را مانند دوست و مشاور خود بداند و از رازهایش براى شما بگوید. زمانى که عشق شرطى براى دادن داشته باشید دیگران هرگز به شما اعتماد نخواهند کرد چون گمان مى‌کنند اگر رازشان بر خلاف میل شما باشد به جاى این که دوستشان داشته باشید مورد غضب و نفرتتان قرار مى‌گیرند.

به هر حال انتخاب با شماست. دوست داشتن را از قید شرط و ظواهر جدا کنید. حتى کسانى را مى‌شناسیم که براى انتخاب همسر دلخواه خود مى‌گویند که باید چشمانش فلان شکل باشد، فلان مرد موهایش مشکى است، من مردى با موهاى روشن مى‌خواهم!

۳-در زمان حال زندگى کنید

زندگى در زمان حال، یکى از اصول و پایه‌هاى رسیدن به خوشبختى و البته موفقیت در روابط موثر است. کسانى که دایماً از گذشته و مصایبى که به سرشان آمده سخن مى‌گویند چندان جذاب و تاثیرگذار به نظر نمى‌رسند و عده زیادى تمایل و قصد معاشرت با آنها را ندارند. و البته کسانى هم که دایماً در فکر آینده هستند و به خاطر آینده، نفسشان را در سینه حبس نگاه مى‌دارند و به جاى فکر کردن به موقعیت‌هاى پیش رو، احترام به دیگران و تقویت روابط با آنها به آینده خیره شده‌اند، خیال‌پرداز و رویایى معرفى مى‌شوند و همه از دستشان گریزانند.

در لحظه به هر آنچه که فکر کنید، تبدیل به همان مى‌شوید. اگر دایماً به مصائب گذشته فکر کنید، به آن که مورد خیانت واقع شدید، قربانى بودید، منفور بودید و… ناخواسته امروزتان را هم مشابه دیروز خواهید ساخت و اگر هم دایماً در فکر آینده باشید، از آنجایى که آن آینده فقط یک رویاست و در زمان حال هیچ کارى نمى‌کنید و هیچ ندارید، دست خالى مى‌مانید.

اگر منفى‌گرا باشید، دایماً در حال جذب انسان‌هاى منفى و شکست خورده هستید. اگر خود را یک برنده بدانید، در صف برنده‌ها مى‌ایستید. این خیلى ساده است و هیچ پیچیدگى ندارد. یادتان باشد مهمترین مسائل جهان، هرگز پیچیده نیستند. مطمئنم که تا اینجا به نکات مهمى در مورد زندگى در زمان حال پى برده‌‎اید. شما باید در زمان حال زندگى کنید و گرنه، نه تنها روابط خوب خود را از دست خواهید داد، به جایى مى‌رسید که امکان برقرارى روابط جدید از شما سلب خواهد شد. یادتان باشد تنها کسانى به روابط عالى، موثر و پایدار دسترسى دارند که در زمان حال زندگى مى‌کنند.

مردم از شما مى‌خواهند که به آنها توجه کنید، دوستشان داشته باشید و برایشان ارزش و احترام قایل شوید. چطور زمانى که دایماً در گذشته یا آینده سپرى مى‌کنید مى‌توانید حواستان را به جاى دیگرى هم جمع کنید؟ و حتى کسانى را مى‌شناسم که دایماً همسر خود را به خاطر اشتباه بزرگ یا کوچکى که در گذشته انجام داده، مورد انتقاد قرار مى‌دهند. آنها حاضر نیستند زندگى ساده و شادى داشته باشند و هر زمان هم که احساس کردند آرامش نسبى به خانه و خانواده آنها آمده سریعاً به دنبال بهانه‌اى مى‌گردند.

تصمیم با شماست. یا از همین امروز الگوهاى غلط رفتارى خود را کنار بگذارید یا دیگران شما را کنار خواهند گذاشت. جالب آن که تنها وقتى که در زمان حال زندگى مى‌کنیم، مى‌توانیم به احساس نابى از خوشبختى و آرامش خیال دست بیابیم. تا زمانى که دایماً افسوس گذشته و حرص آینده را مى‌خوریم و دایماً تپش قلب و فشارخون خود را پایین و بالا مى‌بریم نمى‌توانیم احساس خوبى داشته باشیم، نمى‌توانم شاکر و قدردان خداوند به واسطه نعماتى که ما عطا کرده است باشیم و نمى‌توانیم دیگران و حامیان واقعى را در کنار خود نگاه داریم.

نویسنده: توماج فریدونى

منبع: مجله موفقیت؛ شماره ۱۶۶