اصولى كه به ما مي‌آموزند نوجوانان خود را چگونه پرورش دهيم

 ‎مهم‌ترین اصلی كه به برقرارى رابطه انسانى میان شما و فرزندانتان كمك می‌كند، اصل صداقت یا صادق بودن در گفتار و رفتار است.

فرزندان به سهولت به میزان صداقت شما پى می‌برند و میزان اعتماد خود را به شما، بر حسب آن تنظیم می‌كنند. نوجوانان به خوبى متوجه رفتارهاى صادقانه یا رفتارهاى ریاكارانه بزرگ‌ترها هستند و با كمال خلوص در جاى خودش به آنها تذكر می‌دهند. اعمال ما، چه بخواهیم و چه نخواهیم، زیرنظر فرزندان ماست و از سوى آنان مورد ارزیابى قرار می‌گیرد.

جوهره جلب اعتماد، صادق بودن و صداقت داشتن است. رعایت این اصل، مایه استحكام روابط افراد با یكدیگر می‌شود. هرگز به نوجوانان وعده یا قولى ندهید كه نتوانید آن را عملى كنید، چون در صورت عدم وفاى به عهد یا قول خود، این موضوع را با شما در میان می‌گذارند و آن را به عنوان عدم صداقت شما تعبیرمى كنند.

پس بیایید میان آنچه می‌گویید و آنچه عمل می‌كنید و آنچه واقعا هستید، هماهنگى ایجاد كنید. گاهى اوقات نوجوان میزان صداقت پدر یا مادر خود را امتحان می‌كند. برای مثال، نوجوان پاسخ سؤالى را می‌داند و صرفا براى آنكه ببیند پدر یا مادر تا چه میزان با او صادق هستند، آن سؤال را می‌پرسد.

در این وضعیت اگر در امتحان صداقت موفق شوند، می‌توانند اعتماد نوجوانشان را به خود جلب كنند. از این‌رو باید گفت كه جوهره یك رابطه سالم و انسانى، جلب اعتماد و زمینه اساسى جلب اعتماد، رعایت اصل صداقت در گفتار و رفتار است.

برخى از والدین با فرزندانشان بسیار خشك، رسمى و قاطع یا برعكس بسیار مهربان و نرم رفتار می‌كنند؛ در حالى كه معدودى از والدین به موقع مهربان و به موقع قاطع هستند. هرگز قاطع و جدى بودن را با عصبانیت، خشونت و سختگیرى یكى ندانید. قاطع و جدی بودنتان به رفتار و شیوه برخورد شما و اصولگرایى در امر تعلیم و تربیت و رعایت هنجارها و ارزش‌ها در زندگى فردى و خانوادگى مربوط می‌شود. بدیهى است كه خشونت و عصبانیت، شما را از هدف‌هایتان دور می‌سازد.

آهنگ صدا و حالت چهره شما نشان دهنده تمایل و تأكید شما بر قاطع بودن و در عین حال دلسوزى و مهربان بودن است و همزمان، پیگیرى شما با عمل و رفتار مناسب، جدى بودن شما را نشان می‌دهد.

منظور این است كه همواره میان شما و فرزندتان باید اصول و ضوابطى حاكم و رعایت شود و طبق آیات شریفه قرآن، بیان لین را باید با زبان قاطع و صریح و به نیكوترین وجه و قابل فهم‌ترین روش به كار برد. زمانى كه توصیه می‌شود با فرزند یا فرزندان خود دوست شوید، این توصیه به این معنا نیست كه با آنها جدى نباشید و اجازه دهید آنها هر كارى خواستند بكنند و هر جایى خواستند بروند و از دوستى شما سوءاستفاده كنند.

نوجوان باید بداند كه هیچ‌كس از آزادى بی‌قید و شرط برخوردار نیست و او ملزم است ضوابط و اصول وضع شده در خانواده، مدرسه و جامعه را رعایت كند. در غیر این صورت نوجوان منع می‌شود و پدر و مادرو در نهایت جامعه با او برخورد جدى می‌كند.

راهنماى دوست داشتن

شما به فرزند نوجوانتان چگونه نشان می‌دهید كه او را دوست دارید؟ زیرا اساس یك رابطه سالم و درست میان شما و فرزندانتان، محبت كردن، دوست داشتن و مبادله مهر و عطوفت است. یك نگاه محبت‌آمیز یا یك نوازش مهربانانه معجزه می‌كند و رفتار نوجوان را به سوى خلاقیت و خیر و نیكى تغییر جهت می‌دهد. بی‌شك توجه كردن و محبت كردن یك نیاز روانى و یك تقویت‌كننده مثبت است. اما باید آگاه باشید كه كجا، كى، به چه میزان و چگونه از این تقویت‌كننده استفاده می‌كنید.

بدیهى است روش و میزان محبت كردن مانند استفاده از دارو براى درمان بیماری‌های جسمانى، باید با سن و دیگر ویژگی‌هاى فرد تناسب داشته باشد. همان‌طور كه نمی‌توان براى همه افراد یك نسخه واحد پیچید، به همه افراد نیز نمی‌توان به یك میزان و به یك طریق واحد محبت كرد.

بدون شك اگر كودك یا نوجوان در دوران رشد به قدر كافى دوست داشته شود، یاد می‌گیردكه خود و دیگران را دوست بدارد. محبت كردن باید بدون قید و شرط باشد تا موجب رشد كودك شود و در او امنیت روانى ایجاد كند. به نواجوان اطمینان بدهید كه وجود او را با تمام ویژگی‌هایش دوست دارید، چه نمره20 بیاورد، چه نیاورد، چه دیپلم بگیرد، چه نگیرد.

البته شایان ذكر است كه مانند هر امر دیگرى نباید در محبت ورزیدن به دامن افراط و تفریط افتاد یا محبت‌كردن و دوست داشتن فرزند به معنای تسلیم‌شدن به خواب‌هاى غیرمنطقى نوجوان تعبیر شده و در نتیجه موجب «فرزند سالاری» شود.

شهامت ابراز عقیده

از سوى دیگر بسیارى از مشكلات خانواده‌هایى كه فرزند نوجوان دارند، نتیجه عدم مشورت با آنهاست. برخى از پدران و مادران در تصمیم‌گیری‌های خانوادگى یا در امور مربوط به تحصیل، شغل و ازدواج فرزندشان با وى مشورت نمی‌كنند و به قول معروف او را به حساب نمی‌آورند در حالى كه مشاركت دادن نوجوان در این‌گونه امور موجب می‌شود احساس مسئولیت و توانایى تصمیم‌گیرى در او ایجاد شود.

اكنون زمان آن رسیده است كه با نوجوان به عنوان فردى بزرگسال رابطه برقرار كنید، با او مشورت كرده و در انجام امور نظر او را جویا شوید و برخى از مسائل خانوادگى را با وى در میان بگذارید (مانند زمان تماشاى تلویزیون، میهمانى رفتن، مسافرت رفتن، تعمیر خانه و نظایر آن).

به فرزند نوجوان خود اعتماد كنید و پس از دادن آگاهی‌هاى لازم، به او اجازه دهید كه به تدریج در امور گوناگون تصمیم بگیرد و تصمیم‌گیری در امور زندگى، تحصیلى و شغلى را تمرین كند. لازمه این كار، قراردادن نوجوان در فرآیند تصمیم‌گیری‌های خانواده است. نوجوان را نباید در محیط بسته و قرنطینه‌ای قرار داد. به نوجوان كمك كنید تا هنگام تصمیم‌گیرى، راه‌های گوناگون را بررسى و پیامدهاى مثبت و منفى هر كدام را پیش‌بینی و ارزیابى كند.

موقعیت‌هایی ایجاد كنید تا فرزند شما با مشكل روبه‌رو شده و ملزم به تصمیم‌گیری شود. در این شرایط او را به طور غیرمستقیم همراهی كنید و راه‌هاى متفاوت را نشانش دهید اما اجازه دهید كه او خود تصمیم بگیرد و به حل مشكلش بپردازد. نكته ظریف این است كه هیچ‌گاه براى نوجوان تصمیم نگیرید بلكه با نوجوان تصمیم بگیرد و تا جایى كه مقدور است به او كمك كنید تا او خود تصمیم بگیرد براى مثال نوجوان باید قادر شود با افراد گوناگون برخورد كند اما بهترین آنها را براى دوستى برگزیند.

هماهنگى و همكاری

در نظام آموزش و پرورش یك جامعه به‌طور اعم و در نظام تعلیم و تربیت یك خانواده به طور اخص، باید میان كلیه عاملان تربیتى و تعلیمی همدلى، همفكرى، همكارى و هماهنگى وجود داشته باشد. رشد سالم و مطلوب در یك فضاى هماهنگ صورت می‌گیرد.

در خانواده‌هایی كه بین مادر و پدر هماهنگی‌هاى ضرورى در امر تربیت و تعلیم فرزندان وجود ندارد، براى مثال مادر، پدر را تحقیر می‌كند یا پدر، با مادر مخالفت می‌كند، درون فرزندان سرشار از تعارض‌ها و كشاكش‌هاى روانى است. در چنین شرایطى نوجوان نمی‌تواند به حیات سالم خود ادامه دهد و دچار اضطراب و ناامنى می‌شود.

بدین ترتیب اگر بین خانه و مدرسه، خانه و جامعه و مدرسه و جامعه هماهنگی‌لازم برقرار نباشد، نوجوان دچار سردرگمى و تناقض می‌شود. در چنین موقعیتى، نوجوان ناامن و مضطرب می‌شود و احتمال بروز رفتارهایی مانند بی‌تفاوتى، دورویى، ریاكارى و تظاهر و تزلزل رواج پیدا می‌كند. نوجوان به قول معروف نان را به نرخ روز می‌خورد و از پیروان یا باوركنندگان «خواهی‌نشوى رسوا، همرنگ جماعت شو» می‌شود و به تدریج اصالت شخصیت او كمرنگ و كمرنگ‌تر می‌شود.

همدلى و همفكرى

خانواده سالم و با نشاط، خانواده‌اى است كه میان اعضاى آن همدلى، همفكرى، همكارى و هماهنگى وجود دارد و اعضاى خانواده در كنار هم احساس امنیت و آرامش می‌‌كنند. اگر می‌خواهید به عنوان پدر یا مادر، خودتان را ارزیابى كنید و مورد بررسى قرار دهید كه تا چه میزان با فرزندتان همدل و همفكر هستید، به این سؤال‌ها پاسخ دهید:

آیا با فرزندتان زبان مشترك، فكر مشترك و احساس مشترك دارید؟ آیا فرزند شما، زبان شما را می‌فهمد؟

آیا شما، زبان فرزندتان را درك می‌كنید؟ آیا فرزندتان، شما را محرم و امین خود می‌داند؟ البته همدلى و همزبانى با نوجوان، به معنای تسلیم شدن به تمام خواست‌ها و تقاضاهاى او نیست.

مشكلى كه امروز برخى از خانواده‌ها از آن رنج می‌برند، مسئله فرزندسالارى است كه براثر محبت بیش از حد و توجه بیش از اندازه حاصل می‌شود. همزبانى با نوجوان به معناى شناخت زبان و منطق او و برقراری ارتباط براساس ویژگی‌هاى شناختى و عاطفى اوست. سعی كنید شرایط اجتماعى و زمانى فرزند نوجوانتان را درك كنید و به علل رفتار او پى ببرید. نوجوان داراى امیدها، ترس‌ها و نگرانی‌هایى است كه باید آنها را جدى گرفت.