شیعه شناسی » پاسخ به شبهات » فقهی »

ازدواج موقت به بهانه رفع مشکلات جنسی

شبهه: شیعیان ازدواج موقت را به بهانه رفع مشکلات جنسی در جامعه جایز دانسته است در حالی که این خود انحراف جنسی است.

پاسخ:

ازدواج موقت که متعه نیز نامیده می‏شود، رابطه همسری را برای مدّتی محدود و معین به وجود می‏آورد و همین که مدت سپری شد یا مرد مدت را بخشید، بدون طلاق رشته همسری گسیخته می‏گردد. این ازدواج برخی از احکام نکاح دائم را ندارد مگر اینکه هنگام عقد شرط کرده باشند.(۱)

خداوند متعال این گونه ازدواج را حلال فرموده و در قرآن کریم حکم آن را تبیین کرده و می‏فرماید:فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضًَْ وَلاَجُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَِْ اًِّنَّ الله کَانَ عَلِیماً حَکِیماً ؛(۲)

اگر با یکی از زنان ازدواج موقت کردید، واجب است مهرشانرا بپردازید و بعد از معین شدن مهریه، اگر کمتر یا زیادتر توافق کنید گناهی بر شما نیست همانا خداوند دانا و حکیم است.

همچنان که از متن آیه برمی‏آید این گونه نکاح در اسلام تشریع شده و پیامبر(صلی الله علیه و آله) و سایر مسلمانان به آن عمل می‏کردند تا اینکه خلیفه دوم آنرا ممنوع اعلام کرد. از این رو برادران اهل سنت آنرا جایز نمی‏دانند. ولی شیعه معتقد است که جائز است و آنرا یکی از امتیازات اسلام می‏داند زیرا بخش مهمی از نیازمندی‏ های جامعه را که از راه دیگری منع آن ممکن نیست رفع می‏کند و در واقع نکاح متعه بهترین پشتیبان عفت عمومی است.

 ابن جریر طبری در تفسیر خود ذیل آیه متعه از امیرمومنان علی(علیه السلام) نقل می‏کند که:

«لولا انّ عمر نهی عن المتعْ مازنی الّا شقی»؛(۳)

اگر عمر از نکاح موقت منع نکرده بود جز افراد بدسرشت زنا نمی‏کردند.

مشروعیت ازداج موقت در قرآن تثبیت شده و شیعیان طبق آموزه‏های قرآن آنرا جایز می‏دانند و در طول زمان حیات پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و دوران خلافت خلیفه اول و مدتی از زمان خلافت خلیفه دوم معمول بوده است. و پس از آن خلیفه ثانی منع کرد. بدیهی است که حکم قرآنی را تنها قرآن می‏تواند نسخ کند. اگر با وسعت نظر به جهان انسانی امروز بنگریم، به روشنی معلوم می‏شود که ازدواج دائم به تنهایی نمی‏تواند به نیازهای غریزی بشر پاسخگو باشد و آنرا ارضأ کند و دولت‏های رسمی در هیچ یک از کشورهای جهان متمدن و نیمه متمدن و با هیچ وسیله‏ای نتوانسته‏اند از شیوع آمیزش‏های موقتی جلوگیری نمایند. در همه شهرهای بزرگ مراکزی آشکارا یا پنهان برای این عمل وجود دارد. در این صورت مذهبی که می‏خواهد آمیزش جنسی را محدود به ازدواج نماید و مطلقا از زنا جلوگیری کند ناگزیر است ازدواج موقت را با شرایط خاصی و با یک برنامه محققانه که مفاسد زنا را رفع می‏کند در قانون خود بگنجاند تا پاسخ کافی به اقتضای این غریزه جنسی عمومی بدهد. در تفسیر قرطبی از عبدالله بن عباس نقل شده است که: ازدواج موقت رحمتی بود از طرف خداوند متعال به بندگان خدا و امت اسلام، اگر عمر آنرا نهی نکرده بود به غیر از مردمان شقی و بدسرشت کسی دیگر زنا نمی‏کرد.(۴)

باید توجه کرد که مدعیان طرفداری از حقوق زن و مرد و قوانین به ظاهر متمدن غربی برای پرکردن خلأ نکاح متعه بجای ازدواج موقت چه گذاشته‏اند و در کشورهای متمدن به ویژه آنهایی که بیشتر داعیه تمدن دارند در میان زنان و مردان، پسران و دوشیزگان و در میان خود مردان و جوانان چه می ‏گذرد؟

کمبودی را که از ازدواج دایم لازم می‏ آید چگونه و از چه راهی تامین می‏کنند. آیا برنامه‏ای مناسبتر از ازدواج موقت جایگزین آن کرده ‏اند یا نه؟ به نظر می‏رسد اگر امروزه اوّلاً مشکلات دست و پاگیر و پیچیده ازدواج دائم از میان برداشته شودو با طرحی جامع، کاربردی، و کارشناسانه به اجرا درآید و زمینه ازدواج آسان برای جوانان فراهم شود وثانیاً مسأله ازدواج موقت با طرحی جامع، کاربردی، و کارشناسانه به اجرا درآید و ارزش و جایگاه واقعی خود را در جوامع اسلامی و انسانی پیدا کند، مشکلات مردم بویژه نسل جوان را که به علل گوناگون نمی‏ توانند ازدواج دایم انجام دهند، حل می‏ شود و روابط نامشروع در میان زنان و مردان جایگاه خود را از دست داده و چنانکه امیرمومنان فرموده بجز افراد بدسرشت کسی به فساد و فحشأ نمی‏پردازد. در پایان یادآوری می ‏شویم که فلسفه تشریع ازدواج موقت برای جلوگیری از فحشا وفساد و بی بندوباری در جامعه اسلامی است و هرگز مقصود این نبود که برخی افراد هوسران و شهوت پرست از آن سؤ استفاده کرده و یا در ارکان خانواده ‏ها تزلزل ایجاد نموده و فرزندانی بی سرپرست به جامعه تحویل دهند. بنابراین متعه برای جلوگیری از اشاعه فساد در جامعه و در مواقع ضروری است وگرنه برای کسی که از ازدواج دائم به راحتی برخوردار است شایسته نیست که در ازدواج موقت اصرار بورزد.

 هم چنانکه حضرت کاظم (علیه السلام) در جواب فتح ابن یزید که از آن حضرت درباره ازدواج موقت سوال کرد این مسئله را یادآور شده و فرمود: متعه حلال، مباح و آزاد است برای کسی که خدا او را از نکاح دائم بی نیاز نکرده باشد. او خود را با ازدواج موقت از انحراف نگه می‏دارد، ولی اگر به وسیله نکاح دائم بی نیاز شده است، متعه بر او در صورتی مباح است که از حضور در نزد زوجه دائمش غائب بوده و از دست‏رسی به وی برخوردار نباشد.(۵)

پی نوشتها

[۱]. آموزش دین، علامه طباطبایی، ص ۳۰۰٫

[۲]. سوره نسأ، آیه ۲۴٫

[۳]. تفسیر طبری، ج ۵، ص ۱۹٫

[۴]. تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۱۳۰٫

[۵].وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۲۲٫