ادوار فقه شیعه

 اشاره ای کوتاه به برخی از ادوار فقه شیعه:

۱ـ دوره تشریع: این دوره از زمان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آغاز می شود و تا پایان غیبت کبری (۳۲۹) ادامه می یابد. و این دوره علاوه بر معصومان ـ علیهم السلام ـ علمای مذهب هم، به بیان و استنباط احکام می پرداختند و رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ اصحابش را به اجتهاد در صورت عدم دسترسی به کتاب و سنّت تشویق می فرمود.(۱) ائمه ـ علیهم السلام ـ علما را بدین امر وا می داشتند، چنان که امام صادق ـ علیه السلام ـ شاگردان خود، مثل. هشام را به شرکت در جلسات بحث و مناظره و افتاء، تربیت و ترغیب می فرمود. (۲)

۲ـ دوره تدوین (عصر محدّثان): این دوره از حدود غیبت کبری (یعنی اواسط نیمه اول قرن چهارم هـ ق) تا نیمه اول قرن پنجم را در بر می گیرد. رهبران این دوره که از بزرگترین محدّثان و فقهای شیعه امامیّه محسوب می شوند، غالباً در دو شهر مهم مذهبی و فرهنگی آن روزگار یعنی قم و ری، زندگی می کردند و در تهذیب و تنقیح و تنظیم حدیث شیعه، نهایت تلاش خود را بکار می بردند. کتب حدیثی که در این دوره تدوین شد، اصول منابع فقه شیعه امامیّه را تشکیل می دهد. بدون شک حکومت شیعی مذهب آل بویه در این عصر در پیدایش و رشد و نموّ این دوره، تأثیر بسزایی داشت.(۳)

۳ـ دوره تحوّل: این دوره از دوره های مهمّ فقه شیعه است و میدان دار آن شیخ الطائفه محمد بن حسن طوسی (۳۸۵ ـ ۴۶۰ هـ.ق) ـ شیخ طوسی ـ است. مکتب فقهی شیخ الطائفه با دقت نظر و فراگیری و تحولی که در استنباط احکام دینی به وجود آورد، طیّ قرون متمادی بر افکار فقهای بعدی تسلّط یافت تا جایی که علمای بعد از شیخ را به خاطر احترازی که از مخالفت با شیخ داشتند بنام «مقلّده» نامیده اند.(۴)

۴ـ دوره جمود و تقلید (عصر تقلید): این دوره با تسلّط مکتب قوی شیخ طوسی شروع شد و حدود متجاوز از یک قرن بطول انجامید. در این دوره غالباً دانشمندان در احکام اسلامی، نظری از خود، ابراز نمی داشتند و این شاید به علت درک عظمت شیخ طوسی و اعتماد به آرا آن دانشمند بوده است و شاید به علّت احساس عجز در مقابل استحکام مبانی شیخ و قوّت استنباط او و یا به علّت تلقّی اهانت به مقام والای شیخ بوده است.(۵)

۵ـ دوره خیزش (عصر نهضت مجدّد مجتهدان): این دوره با ابراز نظر و طرح مسائل بدون توجه به آراء شیخ طوسی و گاه اعلام مخالفت با وی شروع می شود. پرچمدار این دوره، محمد بن ادریس حلّی متوفّی بسال ۵۹۸ هق است که در مخالفت با شیخ، جرأت به خرج داده و بیشتر از دیگران، رویّه شیخ را نقد کرده است.(۶)

این دوره از زمان ابن ادریس تا قرن یازده (نهضت اخباریان) ادامه داشت و هر چه از آغاز نهضت فقها می گذشت، رفته رفته نشاط علمی آنان رو به ضعف می نهاد و این امر خود زمینه پیدایش مذهب اخباری گردید.

۶ـ عصر پیدایش مذهب اخباریان: در قرن یازدهم هـ.ق دانشمندانی از شیعه به استناد این که مؤسس علم اصول، اهل سنت اند و اگر برای استنباط مسائل فقهی از ادلّه، نیازی به استفاده از قواعد اصولی باشد، لازم می آید اصحاب امامان، فقیه نباشند، چرا که آنان برای به دست آوردن احکام، از روایت های صادره، از قواعد اصولی استفاده نمی کردند و بالاخره به استناد این که استفاده از قواعد علم اصول در استنباط احکام سبب می شود احادیث، اهمیّت لازم خود را از دست بدهد، معتقد بودند که منبع استنباط فقه شیعه منحصراً کتاب و سنت است و آن چه مجتهدان می گویند. از مهم ترین پیشوایان این گروه، مولی محمّد امین استر آبادی بود.(۷)

۷ـ عصر جدید استنباط: مؤسس این دوره، استاد اکبر مولی محمد باقر بن محمّد اکمل، معروف به وحید بهبهانی و آ قا باقر بهبهانی (۱۲۰۵هق) پس از ضعفی که در دوره اخباریان در امر اجتهاد پدید آمد، بتدریج استنباط را به بالاترین درجه کمال خود رهنمون شد. رهبران این دوره یعنی وحید و شاگردان او در آغاز در راه مقاومت با نهضت اخباریان از بذل هیچ کوششی دریغ نمی کردند و نهایت سعی خود را به کار می بردند که اوّلاً شبهات واتهامات اخباریان را دفع کنند و ثانیاً احتیاج به قواعد اصولی را در استنباط، اثبات کنند.(۸)

خلاصه، در اوایل قرن سیزدهم هجری در حالی که طریقه اخباریان بر جامعه شیعه حاکم بود، علّامه وحید بهبهانی بپا خواست و جلوی پیشرفت آن را گرفته و به مکتب استدلال و رأی، جان تازه ای بخشیده پس از وحید بهبهانی صدها فقیه صاحب رأی و نظر در جهان شیعه پیدا شدند. ابتکاراتی نیز پس از وحید بهبهانی از سوی شیخ انصاری، آخوند خراسانی، آیت الله خوئی ،امام خمینی و میرزای شیرازی در روش استدلال و بیان احکام فقهی و تنوع آرای فقهی ارائه گردید، و مکتب مستحکم و متینی پایه گذاری شد و هم چنان در حوزه ها با ابدعات و ابتکارات فقهای جدید استمرار دارد.

نتیجه:با توجه به آن چه که ذکر شد وضعیّت فقه پیش از امام باقر ـ علیه السلام ـ و امام صادق ـ علیه السلام ـ هیچ تفاوتی با دوران پس از ایشان نداشت زیرا از زمان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ تا آغاز غیبت کبری، یک دوره فقهی محسوب می شود، امّا در دوران امام باقر ـ علیه السلام ـ و امام صادق ـ علیه السلام ـ شرایطی پیش آمد که آن دو امام بزرگوار در بسط و گسترش فقه و منابع و مبانی فقهی توفیقات شایانی به دست آوردند.

پینوشتها

  1. یعنی اگر موضوعی، حکمش در قرآن بیان نشده و سنّت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نیز در رابطه با آن معلوم نباشد و هم چنین مسلمانان به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ دسترسی نداشته باشند.
    ۲. جعفری هرندی، محمّد، مروری بر تاریخ فقه و فقها، مازندران، اداره کل اوقاف و امور خیریّه، چاپ اول، ۱۳۷۱ش، ص۱۳۱.
    ۳. گرجی، ابوالقاسم، تاریخ فقه و فقها، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، چاپ اول، ۱۳۷۵ش، ص۱۲۴.
    ۴. جعفری هرندی،، پیشین، ۱۳۶ـ۱۳۷.
    ۵. گرجی، پیشین، ص ۲۱۷.
    ۶. هرندی، پیشین، ص ۱۳۷.
    ۷. گرجی، پیشین، ص۲۳۰.
    ۸. همان، ص ۲۳۴.