خانواده شیعی » سبک زندگی »

اخلاق معاشرت(۲)

«زیارت» برادران دینى رفتن و «دیدار مؤمنان»، مورد سفارش اولیاء دین است که هم رابطه‏‌هاى درونى آحاد امّت را استوارتر مى‏‌سازد، هم محبّت‌ها را مى‏‌افزاید و هم کدورت‌ها را مى‌ زداید و هم خدا و رسول را خوشحال مى‌سازد…

دید و بازدید

آنچه روحیه‏‌ها را شاداب و زندگی‌ها را باصفا مى‏‌سازد، «دیدار» است. چه دیدارهاى دوستانه، چه خویشاوندانه! به ویژه اگر در دیدارها، سخنان دلنشین گفته شود و خاطرات شیرین و همفکرى در مسیر گشایش مشکلات.

«زیارت»

برادران دینى رفتن و «دیدار مؤمنان»، مورد سفارش اولیاء دین است؛ که هم رابطه‏‌هاى درونى آحاد امّت را استوارتر مى‌سازد، هم محبّت‌ها را مى‏‌افزاید و هم کدورت‌ها را مى‏‌زداید و هم خدا و رسول را خوشحال مى‏‌سازد؛ و چه کار نیکى بهتر از این؟ …

بجاست که این‏ گونه دیدارها به خاطر خدا و با انگیزه خلوص و عمل به سنّت دین باشد، نه روى طمع‌هاى دنیوى و انگیزه‏‌هاى مادّى و سودگرایانه و سوداگرایانه!

محتواى دیدارها

گاهى رفت و آمدها و زیارت‌ها، به جاى سودمندى، زیانبار است و به جاى آن که بهره تربیتى یا پاداش اخروى داشته باشد، محصولى جز افزایش گناه یا هدر رفتن فرصت‌ها ندارد. هوشیاران مى‏‌کوشند از همه دیدارها سود ببرند و از تباهى فرصت، جلوگیرى کنند. باید با «حصارشکنى»، خود و زندگى خود را از انزوا درآورد و روحیه جمعى و تعاون و همزیستى را تقویت کرد. آنان که پاى خود و خانواده خود را از رفت و آمد با افراد با ایمان و خانواده‏‌هاى شریف و بافرهنگ مى‏‌برند، راه خیر را به روى خود مى‏‌بندند. مگر نه این که این‏ گونه انزواها، حالتى از یأس براى انسان پدید مى‏‌آورد و افسرده مى‏‌سازد و نشاط از چنین زندگی‌هایى رخت برمى‏‌بندد؟!

امام صادق(علیه السلام) به اصحاب خویش سفارش مى‏‌فرمود: «تَزاوَرُوا و تلاقوا و تَذاکروا اَمْرَنا وَ اَحْیُوهُ»؛(۱)

«به دیدار و ملاقات یکدیگر بروید و «امر» ما را یاد کنید و به یاد هم آرید و آن را زنده نگهدارید.»

این حدیث، محتواى سازنده و تربیتى و جهت‌‏دار و هدفدار بودن دیدارها را تبیین مى‏‌کند.

ملاقات‌هایى که شیعیان اهل بیت داشتند، محتوایى مکتبى داشت و به توصیه امام، مى‌بایست در راستاى «احیاى امر» و زنده نگهداشتن مرام و مکتب و فلسفه سیاسى امامت شد، تا «امّت»، روح و جان یابد و به بیراهه نیفتد.

بهره‏‌هاى دیدار

مناسب است در سایه ملاقات‌ها و دید و بازدیدها، خانواده‏‌ها و افراد، از دردها و مشکلات یکدیگر آگاه شوند و در حدّ توان، در رفع آنها بکوشند. مشورت و همدلى و همدردى، گوشه‏‌اى از این بهره‏‌ها است. تشریک مساعى در حلّ معضلات و رسیدگى به نیازمندان، گوشه‏‌اى دیگر.

«خیثمه» مى‏ گوید: خدمت حضرت امام باقر(علیه السلام) رسیدم تا با آن حضرت خداحافظى کنم. امام فرمود: «اى خیثمه! هر کدام از دوستان و هواداران ما را دیدى، سلام ما را به آنان برسان و آنان را به تقواى الهى توصیه کن و سفارش کن که توانگرانشان به فقیران سر بزنند، توانمندان به ناتوانان سرکشى کنند، زندگان در تشییع جنازه مردگان شرکت کنند، در خانه‏‌هاى هم، یکدیگر را دیدار کنند. این‏ گونه دیدارها، سبب احیاء امر ما (خطّ ولایت و رهبرى اهل بیت) مى‏‌گردد.»(۲)

اگر دیدارها، چنین برکت‌هایى نداشته باشد، جز اتلاف وقت و سرمایه چیزى نیست! وقتى جمعى دور هم مى‏‌نشینند و ساعاتى را به صحبت مى‏‌گذرانند، در جمع‏ بندى پایانى، اگر دیدند از آن همه صحبت، چیزى نه در یاد مانده، نه سودى به کف آمده، دریغ از آن اتلاف فرصت! امّا اگر بحث‌هاى علمى و اجتماعى، به روشنگرى افکار کمک کند، نقل خاطرات و سرگذشت‌ها، براى دیگران عبرت‏‌آموز و راهگشا باشد، بازگویى حالات دیگران، حسّ همدردى و کمک‌رسانى را تقویت کند، اینجاست که ملاقات، به بهره‏‌ورى رسیده است.

زیارت مؤمن

در یک جامعه ایمانى، همبستگى اهل ایمان ضرورى است. این پیوند، در سایه دیدارها پدید مى‌آید و استحکام مى‌یابد. در روایات، بابى تحت عنوان «زیاره المؤمن» است که به این‏ گونه دیدارها تأکید دارد. امام صادق(علیه السلام) فرموده است:

«ما زارَ مسلمٌ اَخاهُ المسلمَ فی اللّه‏ِ وَ للّه‏ِ الاّ ناداهُ اللّه‏ُ عزّ و جلّ: ایّها الزّائرُ طِبْتَ وَ طابَتْ لَکَ الجنّهُ»(۳)

«هیچ مسلمانى برادر دینى‌اش را در راه خدا و براى خدا زیارت نمى‏‌کند، مگر آن که خداى متعال به او ندا مى‌دهد:‌ اى دیدارکننده! خوش به حالت، بهشت براى تو سزاوار و گوارا باد!»

در این دیدارها، دو رکن وجود دارد: دیدارکننده و دیدارشده (زائر و مَزور). آن که پیشقدم در زیارت مى‌شود، فضیلت بیشترى دارد و پاداشى افزونتر. این سخن پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) است که فرمود:

«الزّائر اَخاهُ المسلم اَعْظَمُ اَجْرا مِنَ المَزُور.»(۴)

«آن که برادر مؤمن خود را دیدار مى‌کند، پاداشى بزرگتر از شخصِ دیدارشده دارد.»

آنان که «کار» را بهانه کاستن از دیدارها و صله‏ رحم‌ها و رفت و آمدها مى‏‌کنند، باید خود اینها را هم کار به حساب آورند، بلکه از بهترین کارها. این، اقتدا به سیره رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) است. در حدیث است: هرگاه پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) یکى از مسلمانان را سه روز نمى‏‌دید، از حال او مى‌پرسید. در پاسخ سؤال پیامبر، اگر مى‌‏گفتند که غایب است (مثلاً سفر رفته) برایش دعا مى‏‌کرد. اگر حاضر بود، به دیدارش مى‏‌رفت و اگر بیمار بود، به عیادتش مى‏‌شتافت.(۵)

دیدار حضورى

برخى به هر دلیل، عیادت و زیارت و احوالپرسى‌شان «غیر حضورى» است. مى‏‌کوشند تا از طریق این و آن، یا از راه تلفن و نامه، احوالپرسى کنند و تماس داشته باشند. گرچه از این رهگذر، «کسب اطّلاع» مى‏‌توان کرد؛ ولى دیدار رویاروى و نشست و گفتگوى چهره به چهره، حلاوت و برکتى دیگر دارد. در احادیث، عنوانِ «تزاور» و «ملاقات» مطرح است. البته احوالپرسى تلفنى هم خیلى خوب است و نوعى صله‏ رحم محسوب مى‌ شود، ولى جاى «دیدار حضورى» را پر نمى‌کند. نامه نوشتن به اقوام و دوستان، نیکو است، امّا بار سفر بستن و حضورا خدمت پدر و مادر و بستگان و آشنایان رسیدن و آنان را شاد کردن، ثوابى مضاعف و تأثیرى افزون‌تر دارد. مى‏ گویید نه؟ امتحان کنید! شما خودتان از دیدار چهره برادر یا فرزند یا دوست، بیشتر خوشحال مى‌شوید ـ اگر از سفر آیند ـ یا از شنیدن صدایشان از آن سوى سیم‌هاى مخابرات؟ تازه، این خودش نشان محبّت بیشتر و صمیمیّت و یکدلى در رابطه‏‌ها است.

اگر هنگام درگذشت یکى از اقوام، از دوستان و آشنایانتان کسى تلگراف تسلیت بفرستد، یا آن که از شهر و محله خود پیش شما آمده، از نزدیک در غمتان شریک شود و در مراسمتان شرکت کند، کدام یک را صمیمى‏‌تر مى‏‌یابید؟ رفت و آمد خودتان با دیگران نیز چنین است. هرگز به تلفن و نامه، قناعت نکنید و «صدا» و «دست‌خط» و «عکس» را به جاى دیدار حضورى ننشانید.

«اُویس قرنى» را شنیده‏ اید که از مادر اجازه گرفت و از «یمن» به «مدینه» آمد، تا محبوبش، محمد مصطفى(صلی الله علیه و آله و سلم) را یک بار ببیند و برگردد … و چنان شد که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:  من بوى بهشت را از سوى قَرَن مى‏‌شنوم، چه بسیار مشتاق تو هستم،‌ اى اویس قرن!

«تَفُوحُ روایحُ الجنّهِ مِن قِبَلِ قَرَن، واشوقاه الیکَ یا اویسَ القَرَن!»(۶)

در همین دیدارهاى حضورى است که نشاط خاطر و بهره‏‌ورى از تجارب و سخنان نهفته است.

امام هادى(علیه السلام) فرموده است: «مُلاقاهُ الاِخوان نَشْرَهٌ وَ تلقیحُ العَقْلِ وَ اِنْ کانَ نَزْرا قَلیلاً»(۷)

«دیدار برادران، سبب انبساط خاطر و بارورى اندیشه است، هر چند کوتاه و اندک باشد.»

با این همه آثار و برکات، دیگر چه جاى درنگ و بهانه‏‌جویى و عذرتراشى براى ترک مراوده و رفت و آمد؟! براى این‏ گونه دیدارها، باید در پى بهانه بود و هر فرصتى را مغتنم شمرد، … البتّه تا حدّى که به مزاحمت نیانجامد و موجب اتلاف وقت دیگرى نشود.

وقتى کسى از مسافرت برمى‌گردد، یا خداوند به کسى فرزندى عنایت مى‌کند، یا ازدواجى صورت مى‌گیرد، یا خانه جدیدى خریدارى مى‌شود، یا خداى ناکرده بیمارى و کسالتى براى کسى پیش مى‌آید، اینها همه بهانه «تجدید عهد» و دیدار حضورى است. حتّى اگر او هم مهمانى ندهد، ولى در صورت فراهم بودن شرایط، رفتن به دیدار و گفتنِ خوشامدى، تهنیتى، تبریکى، تسلیتى، خدا شفا دهدى، چشم روشنى و … مناسب است و این «دیدارها، مایه تحکیم دوستی‌ها است.»

پیامبر رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «الزّیارهُ تُنْبِتُ المودَّهَ»(۸)

«دیدار، دوستى‌آور است.»

دیدار کریمانه

چه خوب که در دیدارها، قصد قربت کنید و اینها را به حساب خدا بگذارید. اگر معامله و سودا هم مى‌کنید، با خدا سودا کنید، تا اجر ببرید. نگویید: من چند بار رفته‌ام، آنها نیامده‌اند، نوبتى هم که باشد، حالا نوبت آنها است. در بهره‌ورى از ثواب و پاداش الهى که نباید این‏ گونه محاسبات را به میان کشید. درست است که هر «دید»ى، «بازدید»ى دارد و هر سلامى، علیکى و هر نامه‏‌اى جوابى! ولى گاهى هم باید کریمانه و بزرگوارانه برخورد کرد.

دیدار مؤمن، دیدار خدا است و چقدر ثواب دارد. در حدیث قدسى آمده است که خداوند مى‏ فرماید:

«اَیّما مُسلِمٍ زارَ مُسلما فَلَیْسَ ایّاهُ زارَ، اِیّاىَ زارَ وَ ثوابُهُ عَلىَّ اَلجَنَّهُ».(۹)

«هر مسلمانى که به دیدار مسلمانى برود، او را نه، بلکه مرا زیارت کرده است و پاداش او بر عهده من، بهشت است.

چه چیزى بالاتر از این؟ دیدار مؤمن، همپاى دیدار خدا!».

از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) روایت است: «هر مؤمنى که به قصد دیدار مؤمن دیگر بیرون رود و او را همراه با معرفت به حقوقش زیارت کند، به پاداش هر گامش در این راه، خداوند حسنه‏‌اى براى او مى‌‏نویسد و سیّئه‏‌اى از او محو مى‏‌کند و درجه‏‌اى مى‏‌افزاید. چون در بزند، درهاى آسمان به رویش باز مى‏‌شود و چون با یکدیگر ملاقات و مصافحه و معانقه کنند، خداى متعال رو به فرشتگان کرده و مباهات مى‏‌کند که: دو بنده‏‌ام را بنگرید! به خاطر من با هم دوستى و دیدار مى‏‌کنند. بر من است که از این پس از عذاب، مصونشان دارم. و چون برگردد، فرشتگان بدرقه‏‌اش مى‏‌کنند و اگر تا شبِ بعد، از دنیا برود، از حساب، معاف مى‏‌شود …»(۱۰)

وقتى دیدارها این همه فضیلت و ثواب و آثار دنیوى و اخروى دارد، چه محرومند آنان که به بهانه‏‌هاى مختلف یا لجاجت‌ها و اندیشه‏‌هاى کودکانه و حقیرانه، با هم قهر یا ترک رفت و آمد مى‏‌کنند و درهاى برکت را به روى خویش مى‏ بندند! گرماى دلها در سایه دیدارهاى صمیمانه و معاشرت‌هاى مخلصانه و آمیخته به صداقت و مودّت است.

کانون زندگى و خانواده‏‌ها را گرم‌تر کنیم، با معاشرت و مودّت و دیدار ….

ادامه دارد…

پی‌نوشت‌ها
 
۱ـ اصول کافى، ج۲، ص۱۷۵٫
۲ـ همان.
۳ـ همان، ص۱۷۷، حدیث۱۰٫
۴ـ میزان‏‌الحکمه، ج۴، ص۲۹۷٫
۵ـ مکارم‏‌الأخلاق، ص۱۹٫
۶ـ سفینه‏‌البحار، ج۱، ص۵۳٫
۷ـ میزان‌‏الحکمه، ج۴، ص۲۹۸٫
۸ـ سفینه‏‌البحار، ج۱، ص۵۶۷٫
۹ـ همان.
۱۰ـ همان.

نویسنده: جواد محدثى

منبع: پیام زن؛ شماره ۶۲