احمد بن محمد بن خالد برقى‏ (محدث برقى)

احمد بن محمد بن خالد برقى  (محدث برقى)
قم شهر روایت و راویان بزرگى است که تاریخ نظیر آنان را کمتر سراغ دارد. راویانى که حقى بزرگ بر تمامى پیروان اهل بیت(علیه السلام) دارند و کلام نور و امر رشد را براى امت نقل کرده اند. از جمله ناقلان حدیث در قم احمد بن محمد بن خالد بن عبدالرحمان بن محمد بن على است که در قرن سوم مى زیست و از اصحاب امام جواد(علیه السلام) و امام هادى(علیه السلام) به شمار مى رود، و راوى دو هزار حدیث  است.
از او و پدرش (محمد) به عنوان برقى یاد مى شود ولى معمولا مقصود از برقى همان احمد است. اصل وى کوفى، کنیه اش ابو جعفر است و محمد بن على بن جد سومش به وسیله یوسف بن عمر ثقفى در ماجراى قیام زید (سال ۱۲۲ ه.ق) به شهادت رسید. پس از شهادت محمد بن على(علیه السلام) عبدالرحمان فرزند خردسال خالد به برق رفت و از آنجا به قم گریخت.
احمد در منطقه برقه چشم به دنیا گشود، اندک اندک بزرگ شد و آن سامان را با عطر حدیث معطر ساخت. درباره سال تولد وى در متون رجالى و تاریخى چیزى به چشم نمى خورد، اما با توجه به تاریخ وفاتش مى توان گفت که در حدود سال ۲۰۰ ه.ق پاى به گیتى نهاد.
حیات طیبه
برقى از اصحاب امام جواد(علیه السلام) و امام هادى(علیه السلام) است ولى در منابع موجود حدیثى که بدون واسطه از این دو بزرگوار نقل کرده باشد به چشم نمى خورد شیخ کلینى در کتاب شریف کافى حدیثى از احمد، بدون واسطه از امام رضا نقل کرده، ولى این حدیث در اصطلاح اهل رجال مرسل نامیده مى شود؛ یعنى واسطه اى بوده که ذکر نشده است، زیرا چنانچه گذشت احمد متولد سال ۲۰۰ است و شهادت امام رضا(علیه السلام) در ۲۰۳ اتفاق افتاد پس به طور طبیعى این راوى نمى تواند از آن بزرگوار حدیث شنیده باشد. شمار استادان او در حدیث از صد تن فراتر است. نام برخى از آن بزرگان چنین است:
ابوعلى واسطى، سعد بن سعد، ابو ایوب مدائنى، ابوخزرج انصارى، ابوسلیمان حذاء جبلى، پدرش، ابن فضال، ابن محبوب، احمد بن محمد ابى نصر، صفوان بن یحیى، عبدالعزیز بن مهتدى و عبدالعظیم حسنى.
شاگردان
جاى بسى تعجب است که او شاگردان بسیارى ندارد.
ابو على اشعرى، احمد بن ادریس، احمد بن عبدالله، احمد بن محمد بن عبدالله، حسن بن متیل دقاق، حسین بن سعید، سعد بن عبدالله، عبدالله بن جعفر حمیرى، على بن ابراهیم، على بن حسین سعد آبادى، على بن محمد بندار، على بن محمد بن عبدالله قمى، على ماجیلویه، محمد بن ابى القاسم، محمد بن احمد بن یحیى، محمد بن حسن صفار، محمد بن عیسى، محمد بن یحیى، معلى بن محمد جمعى از شاگردان وى شمارده مى شوند.
جوامع روایى از او با عنوانهاى احمد بن محمد بن خالد برقى، احمد بن ابى عبدالله، احمد بن محمد ابى عبدالله برقى و احمد برقى یاد کرده اند.
ولى تذکر این مطلب شایسته است که، همانگونه که آیت الله خوئى در معجم ذکر کرده اند، عنوان احمد بن محمد بن ابى عبدالله براى این راوى اشتباه است؛ زیرا ابو عبدالله کنیه پدرش بود نه جدش. پس در این موارد احمد ین محمد ابى عبدالله یا احمد بن ابى عبدالله صحیح است.
در کتب روایى شیعه حدود دو هزار حدیث از او نقل شده است. در بسیارى از موارد وى را احمد یا احمد ابن محمد خوانده اند که معمولا با راویانى چون احمد بن محمد بن خالد اشتباه مى شود. محقق آگاه در این گونه موارد شخص را به وسیله استاد و شاگردانش تشخیص مى دهد.
در زندگى علمى برقى چند مطلب بسیار قابل توجه است:
۱-  تألیف کتابها و جمع آورى روایات بسیار.
نجاشى و دیگر رجال شناسان صد کتاب او را ذکر کرده اند که متأسفانه تنها کتاب محاسن وى باقیمانده است. داشتن یک کتاب براى دانشوران رجال بسیار مهم است تا چه رسد به این همه کتاب در ابواب مختلف.
۲- مهارت در نجوم، تاریخ، شعر، علوم ادبى و روایت.
او از ستاره شناسان بود و کتابى در علم نجوم تألیف کرده است. نجاشى و شیخ طوسى بر این مطلب گواهى داده اند.از جمله علومى که برقى از آنان آگاه بوده، علم تاریخ بود است. مسعودى مى گوید: از جمله کساین که در تاریخ، کتاب نوشته اند احمد بن محمد بن خالد برقى است و نام کتابش تبیان مى باشد.
او استاد دو نحوى معروف احمد بن فارس (صاحب مجمل اللغه) و ابوالفضل علاس بن محمد است که استادان صاحب بن عباد شمرده مى شوند.
یکى از علماى قم که احمد بن محمد بن عیسى نام داشت، در نقل روایت بسیار حساس و سختگیر بود. او برقى را ا ز قم بیرون کرده، سپس از کرده خود پشیمان شد و او را به قم بازگرداند. احمد بن محمد بن عیسى پس از مرگ برقى با سر و پاهاى برهنه در تشییع جنازه اش شرکت کرد تا وجدان خود را آرام سازد.
احمد بن محمدین عیسى نه تنها برقى، بلکه گروهى دیگر را نیز به همین تهمت از قم بیرون کرد. او چنان بود که به مجرد شک در غالى بودن فرد، وى را تبعید مى کرد تا حقایق دینى دستخوش انحراف نشود.
برقى در نظر دانشمندان
پرداختن به نظر همه دانشمندان شیعه درباره برقى فرصتى در خور مى طلبد، در اینجا تنها به نظر سه تن از آن بزرگواران بسنده مى کنیم:
نجاشى (متوفى ۴۵۰) مى گوید: او مرود اعتماد است، گرچه از افراد ضعیف روایت نقل مى کرد و به روایات مرسل اعتماد داشت.
شیخ طوسى (متوفى ۴۶۰) او را از اصحاب امام جواد(علیه السلام) شمرده و احمد بن محمد بن خالد خوانده است. علاوه بر این در اصحاب امام هادى(علیه السلام) نیز از او یاد کرده،نامش احمد بن ابى عبدالله البرقى نگاشته است. آن بزرگوار در کتاب فهرست برقى را ستایش کرده، طریق خود به روایت او را ذکر مى کند.
علامه حلى(متوفى ۷۶۲) برقى را در قسمت اول کتاب خود یعنى کسانى که مورد اطمینان هستند ذکر کرده، مى گوید: او در نقل روایت قابل اعتماد است.
دیدگاه اهل سنت
احمد بن محمد خالد، علاوه بر اینکه در نظر شیعیان مورد احترام است نزد اهل سنت نیز جالگاهى والا دارد. این ندیم (متوفى ۳۷۵) درباره او مى نویسد: ابو عبدالله محمد بن خالد برقى از اصحاب رضا(علیه السلام) و فرزندش ابو جعفر(علیه السلام) است. پسرش احمد بن ابى عبدالله خالد است ئ کتاب الاحتجاج، کتال السفر و کتال البلدان از آثار اوست. این کتاب، البلدان، از کتاب پدرش بزرگتر است.
یاقوت حموى (متوفى ۶۲۶): برق از آبادى هاى قم، از نواحى جبل است. ابو جعفر فقیه شیعه احمد بن ابى عبدالله از آنجاست.
حموى سپس صد کتاب از برقى بر مى شمرد و از حمزه اصفهانى نقل مى کند که، احمد از راویان لغت و شعر بود.و این دانشمند بزرگ در کتاب معجم الادبا نیز برقى را در شمار ادبان و صاحبان کتب ذکر مى کند.
ابن حجر عسقلانى (متوفى ۸۵۲) مى نویسد:
اصل وى کوفى است، از بزرگان رافضه است و کتابهاى ادبى دارد؛ کتابهاى اختلاف الحدیث، عیافه و قیافه بخشى از آثار اوست. احمد بن ابى عبدالله در زمان معتصم مى زیست.
صاحب کتاب الاعلام مى گوید: احمد بن محمد بن خالد ابوجعفر بن عبدالله بقى از علماى متفکر و اهل بحث شیعه بود و اهل برقه، یکى از آبادیهاى قم، به شمار مى آید. اصلش کوفى است. او حدود صد کتاب دارد. یکى از آنها کتاب محاسن است که دو جلد دارد و در فقه و آداب شرفیه نوشته شده است. کتاب البلدان، اختلاف لحدیث و الانساب، اخبار الامم و الرجال از کتابهاى دیگر اوست. امامیه گفته اند که او در نقل حدیث به افراد ضعیف تکیه مى کرد.
عمر رضا کحاله درباره برقى مى گوید: احمد بن محمد بن خالد عبدالرحمن بن محمد بن على برقى کوفى کنیه اش ابو جعفر است. او عالمى است که در بسیارى از علوم تبحر داشت. بخشى از کتارهاى وى بدین قرار است:
التراجم و التعاطف، آداب النفس، ادب المعاشره، کتاب المکاسب، کتاب الرفاهیه.
کتاب محاسن برقى
تنها کتابى که از برقى به یادگار مانده محاسن است. کتاب محاسن تنها مجموعه اى رواى نیست، بلکه دائره المعارفى از علوم مختلف است. توجه به مطالب زیر اهمیت این کتاب را آشکار مى سازد:
شهید قاضى نورالله شوشترى (متوفى ۱۰۹۱) در جواب دشمنان شیعه که منابع شیعیان را منحصر در چهار کتاب مى شمردند، مى گوید: این صحیح نیست و کتابهاى شیعیان بیش از این است. او سپس بخشى از کتابهاى شیعه را بر مى شمرد و ضمن آنها از کتاب محاسن برقى نیز نام مى برد.
علامه محمد تقى مجلسى (متوفى ۱۰۷۰) مى نویسد: کتاب محاسن نزد ما هست و چنانکه مشایخ گفته اند اصل آن بسیار بزرگ و مورد اعتماد بود. آنچه فعلا نزد ماست شاید ثلث نسخه اصلى باشد.
علامه محمد باقر مجلسى صاحب بحار الانوار (متوفى ۱۱۱۰) مى نویسد: از جمله منابع، در کتاب بحار محاسن برقى است که از اصول معتبر به شمار مى رود و کلینى و همه مؤلفان بعد از او از آؤ روایت نقل کرده اند.
شیخ آقا بزرگ تهرانى مى نویسد:
کتاب محاسن به صورت کم و زیاد نقل شده، ولى نام بخشهایى از آن که در دست شیخ حر عاملى بوده چنین است: کتاب قرائن(ده باب)، کتاب ثواب اعمال(۱۲۳ باب)، کتاب عقاب اعمال(۷۰ باب)، کتاب صفوه و نور و رحمه(۴۱ باب)، کتاب نوادر، کتاب مصابیح الظلم(۴۹ باب و کتاب مکروهات نیز در همین کتاب است)، کتاب علل، کتاب السفر(۳۹ باب)، کتاب المآکل(۱۳۰ باب)، کتاب الماء(۲۰ باب)، کتاب المنافع و الاستخارات، کتاب المرافق و البنیان و اتخاذ العبید و الدواب(۱۶ باب) نسخه اى از کتاب العقاب تا آخر مرافق در کتابخانه سید صدرالدین و سید محمد مهدى صدر و نسخه اى از اول کتاب قرائن تا آخر مرافق که به خط مولا عبدالعبى طالقان در سال ۱۰۵۲ نوشته شده در کتابخانه حاج على محمد و شیخ على کاشف الغطاء و مدرسه فاضلخان موجود است.
وفات برقى
نجاشى سال فوت او را ۲۷۳ مى داند و از على بن محمد ماجیلویه (نوه دخترى اش) نقل مى کند که سال ۲۸۰ بوده است. قول دوم صحیح تر است به نظر مى رسد؛ زیرا در سال ۲۷۵ مادرایى بر رى مسلط شد و برقى به سخن على بن محمد ماجیلویه، بدین سبب که نوه او شمرده مى شد و به زمان پدر بزرگش بوده، بیشتر مى توان اعتماد کرد.
به هر حال او در ۸۰ سالگى دنیا را وداع گفت. شیفیان با چهره  اشک آلود و دلهاى آکنده از حسرت پیکر پاکش را تشییع کردند و احمد بم محمد بن عیسى، عالم بزرگوار شیعه، با سر و پاى برهنه در مصیبت از دست رفتن برقى آه حسرت بر آورد. جسد مطهر آن محدث بزرگ را در حرم حضرت معصومه به خاک سپردند.
حدیثى از کتاب محاسن مى تواند بهترین پایان بر این نوشته باشد.
امام صادق(علیه السلام) فرمود:
کسى که ما اهل بیت را دوست بدارد و دوستى در قلبش جاى گیرد. چشمه هاى حکمت (از قلبش) بر زبانش جارى مى شود و عمل هفتاد پیامبر، هفتاد صدیق، هفتاد شهید و هفتاد عابدى که هفتاد سال خدا را عبادت کرده باشد پى در پى براى او نوشته مى شود.