پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » اصحاب و شاگردان »

ابو عمره انصاری (بشیر بن عمر)

دراسم او اختلاف است، بعضی مثل ابن حجر و دیگران نام‏های مختلف برای او نقل کرده ‏اند، از جمله: بشیر، ثعلبه، اسامه، رشید، اسیدو او فرزند «عمرو بن محصن انصاری» و از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله است و در جنگ بدر، اُحد و خندق و… در رکاب پیامبر خداصلی الله علیه و آله با مشرکان و دشمنان اسلام جنگید.ویپس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله از برگزیدگان اصحاب امیرالمؤمنین علیه ‏السلام بود و در رکاب آن حضرت در جنگ‏های جمل و صفین شرکت جست تا سرانجام در جنگ صفین به دست طاغیان شام به شهادت رسید.

اعتقادابو عمره به ولایت امیرالمؤمنین

ابوعمره، پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله اعتقاد کامل به امیرالمؤمنین علیه ‏السلام داشت و انحرافی در عقیده او پیدا نشد، لذاوقتی «ابو بصیر» به امام صادق علیه ‏السلام عرض کرد که پس از پیامبرصلی الله علیه و آله همه مردم مرتد شدند مگر سه نفر: سلمان، ابوذر ومقداد. امام در پاسخ او فرمود: «فأین ابوساسان و ابو عمره انصاری و شتیره»(۳)یعنی ابو عمره انصاری، ابو ساسان و شتیره هم مرتد نشدند و در راه امامت و ولایت امیرالمؤمنین علیه ‏السلام ثابت قدم ماندند، اگر چه با کمی تأخیر.  ابوعمره پس از مرگ عثمان با حضرت علی علیه ‏السلام بیعت کرد و همراه جمع کثیری از اصحاب پیامبر از مدینه به کوفه آمد و در جنگ جمل شرکت نمود و با ناکثین جنگید و در جنگ صفین نیز دررکاب حضرت امیر بود و از «شرطه الخمیس»  سپاه حضرت به شمار می ‏آمدو سرانجام در همین جنگ در سال ۳۷ هجری به شهادت رسید.وی علاوه بر این که جان خود را در صفین فدا کرد، مبلغ یک صد هزاردرهم نیز به سپاهیان امیرالمؤمنین علیه ‏السلام کمک نمود.

نمایندگی ابو عمره به جانب معاویه امیرمؤمنان علیه ‏السلام جهت جلوگیری از خونریزی و قتل وغارت، «ابو عمره» را به همراه «سعید بن قیس همدانی» و «شبث بن ربعی» برای مذاکره و گفت و گو نزد معاویه فرستاد. هیئت اعزامی نزد معاویه رفتند و در میان آن جمع ابو عمره پس از حمد وثنای الهی خطاب به معاویه گفت:ای معاویه، بدان که دنیا به زودی می‏ گذرد و در نتیجه به عالم دیگر خواهی رفت، و خداوند پاداش اعمال و کردارت را خواهد دادو از گذشته‏ ات حساب خواهد کشید، تو را به خدا سوگند می‏دهم که تفرقه واختلاف در میان مسلمانان ایجاد نکن و سبب خونریزی بین مسلمانان مشو.  معاویه سخن ابو عمره را قطع کرد و گفت: پس چرا به مصاحبت (یعنی امیرالمؤمنین علیه ‏السلام) سفارش نمی ‏کنی؟ابوعمره گفت:سبحان اللَّه، تو خود را با علی علیه ‏السلام مقایسه می‏ کنی؟

مگر نمی‏ دانی که او از نظر فضیلت و دینداری، سابقه در اسلام و قرابت و نزدیکی با رسول خدا صلی الله علیه وآله از تمام مردم به خلافت و جانشینی پیامبر سزاوارتر است؛ پس تو هرگز هم طراز مولایم علی علیه ‏السلام نیستی.معاویه چون در برابر منطق قاطع ابو عمره خود را شکست خورده دید، گفت: ای ابوعمره، حال چه می‏ گویی؟ابوعمره گفت: تو را دعوت می‏ کنم که تقوای الهی پیشه کنی و خواسته به حق پسر عمویت علی علیه ‏السلام را اجابت نمایی که این کار برای دین و عاقبت کار تو بهتر است.معاویه گفت: پس قتل عثمان چه می‏ شود، آیا خون او از بین برود؟ابوعمره سوگند یاد کرد که چنین نخواهد شد. اماسخنان به حق ابوعمره و دیگر نمایندگان اعزامی امیرمؤمنان علیه ‏السلام هیچ تأثیر مثتبی بر خواسته‏ های نفسانی معاویه نداشت، او هم چنان بر مرکب مراد شیطانی خود سوار و برای از بین بردن حکومت بحق علی علیه ‏السلام کوشید و سرانجام باجنگ و خونریزی و حیله و خدعه پایه ‏های حکومت آن حضرت را متزلزل ساخت و با تحمیل حکمیت و اختلاف و تفرقه در میان یاران علی علیه ‏السلام به مقصود نامشروع خود رسید.شهادت ابو عمره در صفین محمد بن حنفیه فرزند امیر مؤمنان علیه ‏السلام نقل می‏ کند: در یکی از روزهای نبرد صفین ابو عمره این صحابی بدری را دیدم که روزه ‏دار بود و از شدت عطش به خود می‏ پیچید، به غلامش دستورداد مقداری آب بر بدن او بریزد، غلام این کار را کرد و کمی از عطش او کاسته شد، در همین حال دیدم که تیری به چله کمان گذاشت و سپاه شام را هدف قرار داد و کمی تنفس کرد و تیر دوم رانشانه رفت و بار سوم که تیر را به سوی دشمن پرتاب کرد گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود:من رمی بسهمٍ فی سبیلِ اللَّه فَبَلغ أو قَصر، کان ذلک السهم لهنوراً یومَ القِیامه؛

هرکه تیری در راه خدا شلیک کند، چه به هدف برسد یا نرسد، درروز قیامت آن تیر برای او نوری خواهد بود.محمد بن حنفیه در ادامه گوید: در همان روز ابو عمره در حالی که روزه ‏دار بود قبل از غروب آفتاب به شهادت رسید  و نجاشی، شاعر سپاه علی علیه ‏السلام قصیده‏ای در شهادت او سرود.

پی نوشت ها:

۱- ر. ک: اسد الغابه، ج ۵،ص ۲۶۳

۲- رجال کشی، ص ۸، ح۱۷ ؛ قاموس الرجال، ج ۲، ص ۴۸۶

۳- ر. ک: همان، ص ۷، ح ۱۴

۴- ر. ک: همین اثر، ص۱۰۵

۵- تهذیب التهذیب،ج ۱۰، ص ۲۰۹

۶- در شرح ابن ابیالحدید عبارت این گونه است: «ألّا تفرَّق جماعه و ألّا تفسک دماءها.»

۷- وقعه صفین، ص ۸۷
؛ شرح ابن ابی الحدید، ج ۴، ص ۱۴ ؛ تاریخ طبری، ج ۴، ص۵۷۳

۸- اسد الغابه، ج ۵، ص ۲۶۳؛ اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۵۸۵

۹- ر.ک: وقعه صفین، ص۳۵۷

منبع :سیداصغر ناظم‏ زاده قمی، اصحاب امام علی، ج ۱