فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

ابو الصلاح حلبى

اشاره:

تقی‌الدین بن نجم‌الدین، معروف به ابو الصلاح حلبی فقیه و متکلم امامی قرن چهارم و پنجم هجری قمری است. او از شاگردان سید مرتضی و شیخ طوسی بود. از شاگردان مشهور وی می‌توان ابن‌ بَرّاج و محمد بن علی کراجکی را نام برد. دیدگاه‌های فقهی حلبی تا حد زیادی نزدیک به مکتب بغداد و متأثر از نظرات سید مرتضی است. در این مقاله  درباره این شخصیت علمی شیعه مطالبی ارائه شده است.

 

ولادت

شیخ تقى الدین بن نجم الدین بن عبید الله بن عبد الله بن محمد، معروف به ابو الصلاح حلبى اهل شامات ‏است‎ در برخى تعبیرات نیز از او به تقى بن نجم بن عبد الله حلبى یاد کرده ‏اند‎.‎

تاریخ ولادت او همانند بسیارى از دیگر بزرگان فقه و ادب و علم، درست مشخص نیست و با مسلم گرفتن ‏تاریخ وفات او، احتمالاً ولادت او حدود سال ۳۴۷ هجرى در اواسط سده چهارم هجرى مى ‏باشد‎

نام او تقى بن نجم الدین بن عبید الله حلبى و شهرتش تقى الدین فقیه بزرگوار و شیخ جلیل القدر،فاضل، ‏محدث، مفسر، ثقه و مورد اعتماد و یکى از بزرگان و مشایخ امامیه درسده پنجم مى‏ باشد. او به مقام علمى و ‏منزلتى بس شامخ نائل آمد‎او شاگرد سیدمرتضى و پس از درگذشت او، شاگرد شیخ طوسى بوده است‎درریحانهالأدب مى‏ نویسد که او شاگرد سلار بن عبدالعزیز نیز بوده است. اگر این نسبت درست باشد،‏مى ‏بایست ابوالصلاح سه طبقه را شاگردى کرده باشد‎کتاب معروفاو در فقه، الکافی است‎.‎

‎  ‎عصر زندگى

‎‎حلب شهرى بسیار بزرگ ومعمور و پر نعمت و پر جمعیت از دیار شام بوده و هم اکنون نیز از ‏شهرهاى پر جمعیت و آباد سوریه مى ‏باشد‎.‎

آب و هواى خوش و نعمت فراوان دارد. حلب سابقه دیرینى در پرورش رجال علم و دین دارد و‏شخصیت‏ هاى علمى و تاریخى بسیارى منسوب به آن نقطه مى ‏باشند که شیخ ابوالصلاح، تقىبن نجم الدین ‏بن عبید الله حلبى یکى از آنان است‎.‎

‎  ‎اساتید

او تحصیلات عالیه خویش را نزد فقیه بزرگوار، علم الهدى و شیخ طائفه، شیخ طوسى انجام داد واندکى ‏نیز در محضر عالم بزرگوار، عبدالعزیز دیلمى معروف به سلار تلمّذ کرده است.او از طرف سید مرتضى ‏علم الهدى براى تدریس و تبلیغ و…به شام و حلب اعزام گردیدو به همین جهت او را خلیفه المرتضى ‏‏(نماینده سید مرتضى) مى‏ گفتند‎وى پس ازدرگذشت سید مرتضى، از سوى شیخ طوسى در آن مقام ابقا شد و به خلیفه الشیخ هم معروف‏ گشت‎موضوع نیابت و نمایندگى نشان دهنده نفوذ علما و فقها در آن زمان است که مراجع تقلید نمایندگانى به ‏اطراف و اکناف مى‏ فرستادند تا مردم در امور خود به آنها مراجعه نموده و مشکلات دینى خود را حل ‏نمایند‎.‎

‎  ‎گفتار بزرگان

‏۱‏‎ – ‎مرحوم میرزا عبدالله افندى صاحب ریاض العلما، مى‏ نویسد‎:‎

‎شیخ تقى الدین بن نجم الدین بن عبدالله حلبى، شاگرد سید مرتضى علم الهدى و شیخ طوسى و استاد قاضى ‏ابن براج حلبى مى‏ باشد. شیخ طوسى نام او را در کتاب فهرست خویش آورده و گفته: او نزدما و سید ‏مرتضى درس خوانده است‎سپس او راتوثیق کرده و این امر نشانگر عظمت شأن و اعتبار اوست‎۲‏‎ – ‎علامه متتبع، مرحوم میرزامحمد باقر خوانسارى قدس‏ سره مؤلف روضات، در تألیف منیف خود فصلى ‏را در مورد زندگى این فقیه نامدار گشوده و مطلبى را درباره او بازگو مى ‏کند که بخشى از تقریرات اورا ‏در ذیل مى ‏آوریم. او مى‏ گوید‎:‎

فقیه نامدارو بزرگوار، ابوالصلاح تقى الدین بن نجم الدین بن عبدالله حلبى، فقیه و مورد اعتماداهل رجال ‏از اعیان امامیه و از مشاهیر فقهاى حلب و موصوف به خلیفه المرتضى است وآن بر اساس نیابتى است که ‏از سوى استاد بزرگوارش داشته است، آن چنان که ابن براجاز سوى شیخ طوسى اعلى الله مقامه داشته است. ‏این گونه نیابت بر اساس قضاوت یاجنبه نیابت در تدریس است، چون هر دو نیابت مورد نص و تصریح ‏قرار گرفته‏ اند. اینامر نشان گر عظمت و شأن این فقیه بزرگوار مى ‏تواند باشد‎.‎

‏۳‏‎ – ‎مجمع البحرین هنگامى که نامى از سلار مى ‏برد، در شرح حال او مى نویسد: ابوالصلاح حلبى نیز از ‏او فراگرفته است، و هنگامى که از شهر حلب مورد استفتاء و پرسش فقهى قرار مى‏ گرفت، در پاسخ
‏مى ‏گفت: پیش شما تقى وجود دارد؛ یعنى به او مراجعه کنید‎.‎

تالیفات

او داراى آثار و تألیفات متعددى است که نوعاً در زمینه فقه و کلام مى‏ باشد و اسامى برخى ازآنها به این ‏ترتیب مى‏ باشد‎:‎

‏۱‏‎ – ‎البدایه (فقه )

‏۲‏‎ – ‎تقریب المعارف (کلام )

‏۳‏‎ – ‎دفع شبه الملاحده (کلام)

‏۴‏‎ – ‎شرح ذخیره علم الهدى (کلام)

‏۵‏‎ – ‎الشافیه

‏۶‏‎ – ‎العدّه (فقه )

‏۷‏‎ – ‎اللوامع (فقه)

‏۸‏‎ – ‎المرشد فی طریق المتعبد(احکام )

‎  ‎وفات

او پس از یک عمر طولانى و پر برکت که همه را در راه خدا و احیاى شریعت او صرف کرد، در صد‏سالگى به سال ۴۴۷ هجرى در شهر حلب به رحمت ایزدى پیوست و در همان جا مدفون گردید ‏‎با این حساب،
اگر عمر او صد سال بوده و در سال ۴۴۷ وفات کرده باشد، او از هر دو استادش ‏بزرگ سال‏ تر بوده است‎.‎