فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

ابوعبداللَّه زنجانى(ره)

اشاره:
ابوعبداللَّه زنجانى از جمله شخصیت‏ هاى علمى نادرى است که، زمان خویش را به درستى درک کرده و به فراخور آن، سعى در ایفاى مسؤولیت نموده است. تلاش ‏هاى زنجانى در تدوین نخستین تاریخ قرآن، ایجاد وحدت بین مسلمانان و نگارش ده‏ ها کتاب و مقاله بر اساس نیاز جامعه، از جمله عواملى است که سبب مى ‏شود تا ما او را عالمى فراتر از زمان بدانیم.

تولد

زنجان، شهر عالمان و دانشمندان بزرگ، در سال ۱۳۰۹ ه’.ق. شاهد تولد کودکى بود که پدرش او را ابوعبداللَّه نام نهاد. بعدها به پاس خدماتش به جهان اسلام، نام او براى همیشه در تاریخ ثبت و آثار و خدمات او مورد توجه همگان قرار گرفت. پدرِ ابوعبداللَّه، شیخ الاسلام میرزا نصراللَّه، از بزرگان و پیشوایان روحانى شهر زنجان بود. بیش از یک قرن مقام شیخ ‏الاسلامى – که از مناصب مهم دینى به یادگار مانده عصر صفوى است – در خاندان او قرار داشت.

تحصیلات

ابوعبداللَّه زنجانى تعلیم و تربیت اولیه خویش را در محضر پدر اندیشمندش آغاز کرد و در دامان او پرورش یافت. او پس از رسیدن به سن جوانى به حوزه علمیه شهر خویش، زنجان رفته و ادبیات عرب و مبادى فقه و اصول را در نزد عالمان آن دیار فراگرفت و براى آموختن فلسفه، کلام، ریاضیات و علم فلک در محضر فیلسوف و حکیم الاهى زنجان، میرزا ابراهیم فلکى – که از شاگردان فیلسوف بزرگ ابوالحسن جلوه بود – شرکت جست. ابوعبداللَّه زنجانى در سال ۱۳۲۹ ه’.ق. به تهران رفته و مدت کمى در مدرسه فرانسوى «سن لوئى» به تحصیل پرداخت و به سال (۱۳۳۰ه’.ق.) به زنجان بازگشت.[۱]

هجرت

روح جستجوگر و طبع علم ‏خواه زنجانى، باعث شد که او نتواند در شهر زنجان باقى بماند؛ لذا به همراه برادر دانشمندش، میرزا فضل‏اللَّه شیخ ‏الاسلام زنجانى ره سپارحوزه پربار نجف شد. او در مدت اقامتش در نجف، در درس استادان بزرگى چون سیّد کاظم یزدى، شیخ‏الشریعه اصفهانى، سیّد ابوالحسن اصفهانى، آقا ضیاء عراقى و میرزا حسین نائینى شرکت جسته، بهره ‏هاى فراوان برد.[۲]

اجازات

آن بزرگوار پس از مدتى تحصیل در نجف و استفاده از محضر استادان آن دیار به ملکه اجتهاد دست یافت. ایشان از سوى عالمان بزرگى چون سیّد ابوالحسن اصفهانى، سیّد محمّد فیروزآبادى، هبهالدین شهرستانى، شیخ‏الشریعه اصفهانى، شیخ عبدالکریم حائرى، اجازه اجتهاد دریافت نموده است.[۳] آقاى زنجانى از عالمانى چون سیّد حسن صدر کاظمى و… اجازه روایى دریافت نمود. او هم چنین از برخى از دانشوران اهل سنت نظیر: سیّد محمود شکرى الآلوسى بغدادى (صاحب بلوغ الادب) و سیّد محمّد بدرالدین بن یوسف المغربى، موفق به کسب اجازه شد.[۴]

بازگشت

‏ از آنجا که ایشان وظیفه خویش را تبلیغ و نشر معارف الاهى و تلاش در جهت گسترش وحدت بین مسلمانان مى‏ دانست، پس از چندین سال تحصیل و تحقیق و کسب درجه اجتهاد، در اواخر سال (۱۳۳۸ ه’.ق.) به شهر خویش بازگشت و به نشر معارف الاهى پرداخت.

سفرهاى تبلیغى

‏ زنجانى از آنجا که خود را سرباز مکتب مى ‏دانست، بر خود فرض مى‏ دید در هر جا که به وجود او نیاز است، حضور یابد؛ از این رو پس از اقامت مدت کوتاهى در زنجان، سفرهاى تبلیغى خویش را آغاز نمود. زنجانى، سفر خویش را از کعبه دوست، آغاز نمود، تا بدین نحو از خالق هستى براى راهنمایى خود مدد جوید. او پس از زیارت خانه خدا وانجام فریضه حج رهسپار سوریه، فلسطین و عراق گردید و در قدس، قاهره، بغداد و دمشق با بسیارى از اندیشمندان و فرزانگان آن دیار، دیدار و گفتگو کرد. سیّد محسن امین عاملى در کتاب خویش ضمن اشاره به این سفرها مى‏ گوید: در دو سفرى که به شهر دمشق داشتم ایشان را ملاقات نمودم و بین ما نامه ‏هایى رد و بدل شد.[۵] او پس از یک سال فعالیت تبلیغى به زنجان بازگشت و با ایجاد حلقه درس در زمینه فقه، فلسفه و تفسیر به تربیت شاگردان همت گماشت. او با تألیف کتاب و چاپ مقالات تحقیقى در مجلات مختلف فارسى و عربى به نشر فرهنگ اسلامى پرداخت.

اندیشه و نوآورى ها

آیهاللَّه زنجانى عالمى زمان شناس بود که با توجه به نیازها و ضرورت‏ها گام برمى‏داشت؛ به گونه‏اى که مى‏ توان او را اندیشمندى نوآور شمرد. گونه‏ هایى از اندیشه ‏ها و نوآورى ‏هاى او را مرور مى‏ نماییم. نگارش نخستین کتاب تاریخ قرآن تاریخ قرآن، دانشى است که توصیف، تحلیل، جمع، تدوین کتابت و طبع قرآن کریم را از آغاز نزول وحى تا عصر جدید به عهده دارد.[۶] وضع این واژه هر چند به اعتقاد بسیارى از قرآن پژوهان به دست مستشرقین‏ صورت گرفته؛ امّا این به معناى عدم توجه مسلمانان به این واژه در تحقیقاتشان نیست. در عالم اسلام از همان ابتدا، هم مواد و هم منابع مباحث تاریخ قرآن وجود داشته است. اندیشمندان اسلامى هم، در ضمن مباحث مختلف به آن اشاره کرده ‏اند. البته باید اذعان نمود که بحث و کتاب مستقلى تحت این عنوان وجود نداشته است؛ تا این که در دوران جدید «تئودور نولدکه»، اسلام ‏پژوه آلمانى، با نگارش تاریخ قرآن نقطه عطفى در این خصوص ایجاد نمود. نگارش این کتاب و تحقیقات دیگر اندیشمندان غربى در این زمینه، باعث شد که حرکتى در بین اندیشمندان مسلمان ایجاد گردد؛ که حاصل آن نگارش چندین کتاب در خصوص تاریخ قرآن است. آیهاللَّه زنجانى، که باید او را از پیشتازان عرصه مباحث قرآنى به شمار آورد، با نگارش و تدوین کتاب «تاریخ قرآن»، براى نخستین بار، این واژه را در بین مسلمانان و کتاب‏هاى اسلامى به کار برد.[۷] این حرکت بسیار مورد توجه اندیشمندان شیعه و سنى قرار گرفت. این توجه در حدى بود که برخى از آنان چون احمد امین، صاحب کتاب «فجرالاسلام» – اندیشمند مصرى – آن را گامى در جهت وحدت جهان اسلام به شمار آوردند.[۸] علت این‏ ارزش ‏گذارى این است که اثر مذکور از زبان یک عالم شیعه براى سنّیان آن روزگار، که دید بدبینانه ‏اى نسبت به موضوع ارتباط شیعه و قرآن داشتند، جالب توجه بود.[۹] کمیته ترجمه دایره المعارف اسلامى، از این تلاش علمى و قرآنى، بسیار استقبال نموده است. این کمیته با نگارش مقدمه ‏اى به زبان انگلیسى براى آشنایى پژوهشگران غربى، به معرفى این اثر ارزشمند پرداخته و از این اثر تجلیل کرده است. کمیته مذبور عقیده‏اش را در مورد این کتب چنین بیان مى ‏کند: علماى تربیت و تمدن اسلامى، از نبودن اطلاعات درباره تاریخ قرآن بسیار تأسف خورده‏اند، لزوم چنین کتابى در حین ترجمه دایره المعارف اسلامى تأثیر فوق‏العاده به هیأت بخشید. شنیدن چنین مطلبى از یک فاضل مسلّم شیعى مانند ابوعبداللَّه زنجانى، بسیار جالب توجه بود… بسیارى از مطالب معزى الیه بحث کرده و فوق‏العاده مفید و جالب توجه است. مطالبى که یافتن آن‏ها در کتاب‏هاى متعدد خالى از اشکال نیست – به عقیده ما، زنجانى به دلیل تألیف این کتاب، فوق‏العاده قابل تقدیس و تمجید است، چون آنهایى که احتیاج به اطلاعات کافى درباره تاریخ قرآن دارند سندى بهتر از کتاب مزبور بدست نخواهند آورد.[۱۰] نکته ‏اى که لازم به ذکر است این که: هر چند پس از نگارش این کتاب کتاب‏ه اى متنوع، متعدد و عمیق‏ ترى در خصوص تاریخ قرآن به رشته تحریر درآمده؛ امّا نام و نقش ابوعبداللَّه زنجانى، به عنوان پیشرو در این علم، در کتاب‏ها و محافل علمى شیعه و سنى زبانزد خاص و عام بوده و خواهد بود.

پاسخگویى به شبهات

بى شک آنچه که باعث برترى یک شخصیت علمى بر شخصیت علمى دیگر مى‏ شود، جامع‏ نگرى نسبت به مسائل جامعه، آگاهى به زمانه و مهم ‏تر از همه پاسخ‏گویى به سوالات و شبهات در هر عصر و دوره‏اى است. آیهاللَّه زنجانى در زمره کسانى است که به این مهم توجه کرده و در عرصه پاسخ گویى به سؤالات و شبهات در دوره خویش نقش به سزایى داشته است. از مهم ‏ترین کارهاى آن بزرگوار در این زمینه، نگارش رساله «فلسفه الحجاب» است. رساله فلسفه حجاب پاسخ به پرسشى است که توسط یکى از فضلاى ایرانىِ مقیم آمریکا از مؤلف به عمل آمده است.[۱۱] رساله یاد شده با وجود کوچکى حجم، حاوى تحلیلى تازه و بیشتر عقلانى از مسأله حجاب است. در واقع بحث حجاب در این دوره، بیش از آن که نیازمند ارائه ادله شرعى، اعم از قرآن و حدیث باشد؛ نیازمند ارائه تحلیلى اجتماعى و اخلاقى بوده است. زیرا مخاطبان اصلى، قشر تحصیل کرده جدید بودند که مى‏ بایست این مسأله با زبان جدید و روش عقلانى برایشان، پردازش مى‏ شد.[۱۲] مؤلف به حق توانسته است در جهت‏ پاسخ‏گویى به چنین پرسشى گام بردارد.

نقدى بر غرب‏ گرایى

آیهاللَّه زنجانى گسترش فساد را از عوامل سقوط ملّت‏ها و تمدن‏ها مى ‏دانست. او معتقد بود عاملى که موجب نابودى تمدن روم گردید افزایش نقش زنان و گسترش فساد در جامعه روم بوده است. البته به اعتقاد او در این بین زنان رومى مقصر نبودند، «این جنایت تاریخى بزرگ بر آن تاج و تخت، از میل مردها به لهو و لعب بود» که پاى زنان را به سیاست باز کرد.[۱۳] نکته مهمى که ایشان در کتاب فلسفه حجاب خویش پس از نقد تمدن غرب به آن اشاره نموده این است که: غرب از نظر ایشان در حال حاضر فاقد «مدنیّت صناعى» یا پیشرفت صنعتى آن است. ایشان توضیح مى‏ دهد که: اگر فساد جارى در غرب در جوامع شرقى گسترش یابد، موجب از هم‏ پاشیدگى جوامعِ شرقى خواهد شد؛ چرا که این عامل بازدارنده یعنى پیشرفت صنعتى در این جوامع وجود ندارد. زنجانى در مقام توصیه به شیفتگان غرب مى ‏گوید که: «خیال نکنند همه اشکال آن تمدن به شرق صالح است. براى نمو هر بذر استعداد و صلاحیت خاک لازم است.» و هر پیشرفت و توسع ه‏اى باید بر اساس فرهنگ، دین و اعتقادات هر جامعه صورت گیرد. در واقع تمدن غرب نسخ ه‏اى نیست که بتواند دواى هر جامعه ‏اى قرار گیرد.[۱۴]

تلاش براى وحدت اسلامى

تلاش در جهت ایجاد و گسترش وحدت بین مسلمانان، یکى از دغدغه‏ هاى آیهاللَّه زنجانى بود که در جهت نیل به آن، تلاش‏ هاى بسیارى نمود. ایشان با سفرهاى متعدد و گفتگو با عالمان اهل سنت در این مسیر قدم برداشت. به عنوان مثال سفر ایشان به قاهره در سال ۱۳۵۴ه’.ق. را مى ‏توان در این راستا قلمداد نمود که از طرف دانشگاه الازهر، دانشگاه مصر و استادان بسیار مورد استقبال قرار گرفت. زنجانى در این سفر، در مرکز علمى، دارالهدایه الاسلامیه»، کنفرانسى ارزشمند تحت عنوان «دواء المسلمین فى الرجوع الى القرآن» ایراد نمود، که مورد توجه اندیشمندان واقع شده و در نشریه مصرى «الفتح» به چاپ رسیده است. او ضمن دیدار با استادان دانشگاه الازهر، با مصطفى مراغى – رئیس دانشگاه الازهر – عبدالرحمن شه بندر، عبدالوهاب غرام و عده‏اى دیگر از استادان در خصوص وحدت فرقه‏ هاى اسلامى و ایجاد اتحاد بین مسلمانان به گفتگو پرداخته و تبادل نظر کرد.

طهارت اهل کتاب‏

طهارت اهل کتاب یکى از موضوع‏ هاى دامنه ‏دار در فقه شیعه است. اگر چه فقیهانى چون صاحب مدارک [سیّد محمّد عاملى‏]، مرحوم محمّدباقر سبزوارى و عده دیگرى از آن‏ها قائل به طهارت اهل کتاب‏ بوده ‏اند؛[۱۵] امّا مشهور فقیهان تا زمان ایشان، اهل کتاب را نجس مى ‏دانستند. در روزگار این عالم فرزانه، فضاى علمى حاکم بر حوزه‏هاى علمیه به نحوى بود که اعلام طهارت اهل کتاب را بسیار مشکل مى ‏نمود؛ به طورى که برخى از مراجع و فقها على‏ رغم این که قائل به طهارت اهل کتاب بودند، امّا از بیم هوچیگران علمى آن را اعلام نکردند.[۱۶] آیهاللَّه زنجانى، در زمره فقیهانى بود که پس از سفرهاى متعدد به کشورهاى مختلف و برخورد با ادیان مختلف، به کنکاش علمى و فقهى پرداخته است؛ تا حقیقت طهارت یا نجاست اهل کتاب را دریابد. نتیجه این مطالعات و تحقیقات، نگارش رساله‏اى شد به نام «طهارت اهل کتاب». ایشان در این رساله، رأیى را که قائل به نجاست اهل کتاب بود، نقض کرده و خلاف آن، یعنى طهارت اهل کتاب را ترجیح دادند. نگارش این کتاب هر چند به فضاى علمى آن روز موجى ایجاد کرد؛ امّا او با وجود جو نامساعد، از ابراز رأى علمى خویش بیم به دل راه نداد.

پیشگام وحدت حوزه و دانشگاه

از مسائلى که در چند دهه گذشته شکل‏ هاى گوناگون تلاش اندیشمندان مختلف را به خود اختصاص داده وحدت بین دو سرچشمه علم یعنى حوزه و دانشگاه است. آیهاللَّه زنجانى را باید به حق از پیشگامان وحدت حوزه و دانشگاه به شمار آورد؛ چرا که تلاش هاى بسیارى در این خصوص بذل نموده ‏اند. ایشان پس از بازگشت از قاهره، با پیشنهاد وزارت معارف، به عنوان استاد دانشگاه تهران انتخاب شدند. این همکارى فرصتى بود که ایشان مى ‏توانست از آن استفاده شایانى در جهت نزدیک نمودن دو قشر روحانى و دانشگاهى بنماید و در تحقق آن، گام بردارد. او پس از ورود به دانشگاه تهران، در دانشکده علوم معقول و منقول، به مدت چهار سال – از سال (۱۳۵۴ ه’.ق.) تا سال (۱۳۵۸ ه’.ق.) – به تدریس درس‏ هایى چون تاریخ فلسفه، اخلاق، علم تفسیر و دروس دیگر پرداخت. پس از انحلال این دانشکده و الحاق علوم منقول به دانش ‏سراى علوم عالى و الحاق علوم منقول به دانشکده حقوق، استاد زنجانى فعالیت علمى خویش را در دانش ‏سراى علوم عالى آغاز نمود.[۱۷] ایشان حدود یک سال در این مرکز به تدریس و تحقیق پرداخت. وى با بروز ناراحتى قلبى مجبور به ترک تهران شده و به زنجان مراجعت نمود، اما نام و یاد فعالیت‏ اى علمى و اجتماعى ایشان در دو دانشگاه تهران به یادگار باقى ماند.

حضور فعال در محافل علمى

‏ یکى از خصوصیات بارز زنجانى، حضور او در محافل و انجمن‏هاى علمى و ادبى در ایران و کشورهاى عربى است. موقعیت علمى و حضور فعال ایشان در این نوع محافل به حدّى بود که در سال ۱۳۴۷ به عنوان اولین ایرانى به عضویت «المجمع العلمى العربى» درآمد.[۱۸] رساله ایشان با عنوان «الفیلسوف الفارسى الکبیر صدرالدین شیرازى» در مجله العلمى العربى به چاپ رسیده است.

آثار مکتوب

‏ این مرد بزرگ داراى آثار و مصنفات متعددى است که جملگى، حکایت از فضل و دانش دارند. آثارى که از این بزرگوار تا کنون به چاپ رسیده است عبارتند از:

۱. تاریخ القرآن‏ این کتاب چنان‏که گفته شد، از مهم‏ترین و اساسى‏ ترین کتاب‏ها در زمینه تاریخ قرآن به شمار مى ‏رود که مرحوم زنجانى آن را در سه باب تنظیم نموده است. باب اول: این باب حاوى ده فصل است و به مباحثى چون تاریخچه پیدایش خط در حجاز و خطى که قرآن به وسیله آن نگارش یافته، کتابت قرآن، نویسندگان وحى، تاریخ نزول سوره ‏ها، ترتیب نزول قرآن در مکه و مدینه و برخى مباحث دیگر مى‏ پردازد. باب دوم: در این باب، مؤلف، قرآن را در عهد ابوبکر، عمر و عثمان بررسى کرده و ترتیب سوره‏ها را در مصحف امام على(ع) و چند مصحف دیگر مورد بحث قرار داده است. باب سوم: مؤلف در این باب به تاریخ ترجمه قرآن به زبان‏هاى اروپایى و آراء پاره‏اى از اندیشمندان عربى درباره تاریخ سوره ‏هاى قرآنى و فواتح سوره‏ هاى قرآن پرداخته است.

۲. الفیلسوف الفارسى الکبیر صدرالدین شیرازى‏ این رساله، اولین اثر مستقل به زبان عربى در شرح حال و آراء ملا صدرا و در بردارنده یک دروه اصول فلسفى صدرالمتألهین است. نویسنده این اثر با مراجعه به حدود ۵۰ کتاب و مقاله آن را جمع ‏آورى کرده است.[۱۹] بخش اول این کتاب، در مورد زندگى ‏نامه و تلاش عملى ملاصدرا بر پایه منابع رجالى و هم چنین گزارشى از اوضاع اجتماعى شیرازى در دوران حیاتش است. بخش دوم کتاب، به بیان آثار و تألیفات ملا صدرا پرداخته است. در بخش پایانى موضوع ‏هایى چون وحدت وجود، حرکت جوهرى، علم بارى غایت وجود عالم، را که از مهم‏ترین اصول فلسفى ملا صدرا به شمار مى‏ رود به شکل تطبیقى با افکار و اندیشه‏ هاى دیگر فلاسفه مقایسه نموده و مورد بحث قرار داده است.

۳. فلسفه حجاب‏ این کتاب با برهان عقلى، طبیعى، نفسى و شهادت اقوال عالمان بزرگ غرب و اسلام، فواید و لزوم حجاب را براى سعادت بشر بیان نموده است. مؤلف، براى تحلیل مسأله حجاب در این کتاب، سبک خاصى را انتخاب نموده است. ایشان براى اثبات سخن خویش ابتدا چند اصل را بیان مى‏ نماید و به وسیله آن ضمن تبیین مسأله حجاب با روشى جدید و ادلّه عقلانى لزوم آن را اثبات مى ‏کند. زنجانى در انتهاى این کتاب به برخى از شبهات در خصوص مسأله حجاب با اسلوبى زیبا پاسخ مى‏ گوید. این کتاب در سال ۱۳۴۳ ه’.ق. در نجف اشرف چاپ شد و به تازگى در ضمن کتاب «رسائل حجابیه» به چاپ رسیده است.

۴. طهاره اهل الکتاب‏ این کتاب حاصل تحقیقات فقهى مؤلف در این خصوص است، در سال ۱۳۴۵ ه’.ق. توسط مطبعه دارالسلام، در شهر بغداد به زبان عربى منتشر شد. مؤلف، در این کتاب ضمن بیان ادلّه قائلین به نجاست و طهارت اهل کتاب، به بیان ادلّه خویش مبنى بر طهارت اهل کتاب پرداخته است.

۵. زندگانى محمّد(ص) این کتاب ترجمه فارسى بخشى از کتاب «الأبطال»، نوشته فیلسوف انگلیسى زبان، «توماس کارلایل» است که توسط انتشارات سروش به چاپ رسیده است. از نظر زنجانى، این کتاب بسان نقاش ماهرى است، در شرح صفات و خصوصیات روحى پیامبر اکرم(ص) و بیان شخصیت ایشان، و این مزیت در اثر تتبع و تفکر عمیق توماس کارلایل در سیره نبوى به دست آمده است.[۲۰] آقاى زنجانى هدف از ترجمه این کتاب را قدردانى از مؤلف این کتاب و معرفى آن به ایرانیان عنوان مى‏ کند.

۶. عظمت حسین بن على ‏علیه السلام‏ مؤلف در این کتاب ابتدا به نحوه شکل‏ گیرى خلافت در صدر اسلام اشاره نموده و سپس با بیان برخى از زمینه ‏هاى تاریخى پیدایش واقعه کربلا، این حادثه را مورد تحلیل قرار مى‏ دهد. این کتاب در سال ۱۳۵۶ ه’.ق. با مقدمه واعظ چرندابى، توسط انتشارات سروش در تبریز به چاپ رسیده است.

۷. شرح بقاء النفس بعد فناء الجسد و بوارالبدن‏ این کتاب در حقیقت شرح و تعلیقه‏اى است بر کتاب «بقاء النفس بعد فناء الجسد و بوار البدن»، نوشته خواجه نصیرالدین طوسى که توسط ابوعبداللَّه زنجانى به رشته تحریر درآمده است. این کتاب به فارسى ترجمه شده و تحت عنوان «بقاى روح پس از مرگ» به چاپ رسیده است.

۸. منهاج النجاح او مناسک آل محمّد(ص) کتاب «منهاج النجاح» در زمره کتاب‏ هاى فقهى آقاى زنجانى است که در سال ۱۳۴۲ ه’.ق. در بغداد به چاپ رسیده است.

۹. ترجمه وصیت ارسطو به اسکندر مرحوم زنجانى این اثر را که در اصل به زبان عربى بوده به زبان فارسى برگردانده که در مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران (شماره ۴ – ۳، سال ۱۷) به چاپ رسیده است.

۱۰. التصوف فى التاریخ «التصوف فى التاریخ»، کتابى است که در خصوص تئورى وحدت وجود و روند آن در مکتب ‏هاى علمى از گذشته تا امروز، نوشته شده. گویا این کتاب به چاپ نرسیده امّا برخى از فصول آن در مجله «الاخاء» به چاپ رسیده است. آیهاللَّه زنجانى داراى آثار ارزشمند دیگرى نیز هست؛ که هنوز به صورت خطى باقى مانده و به چاپ نرسیده است. از جمله آن‏ها، آثار ذیل است:

۱۱. رساله فى قاعده الواحد لا یصدر عنه الاّ الواحد[۲۱] در خصوص این کتاب باید گفت که: آیهاللَّه شیخ‏الشریعه اصفهانى، استاد مؤلف، ضمن افزودن مطالبى بر این رساله، با نگارش تقریظى بر این اثر ارزشمند از مؤلف آن قدردانى نموده است.

۱۲. الاصول الاجتماعیه فى القرآن‏

۱۳. الاسلام و الأروبیون

‏ ۱۴. اثبات تحریف العهدین‏

۱۵. الافکار الفلسفیه‏

۱۶. المعارف فى ایران قبل الاسلام‏

۱۷. مقایسه حال المسلمین فى هذه الاعصار مع الازمنه السابقه فى العِزِّ وَ الذِّل

‏ ۱۸. الوحى‏

۱۹. دین فطرت

‏ ۲۰. ترجمه وصیت ارسطو به اسکندر

۲۱. سر انتشار اسلام‏[۲۲]

۲۲. التصویت؛[۲۳]

از منظر دیگران

‏ در خصوص شخصیت و موقعیت علمى، ابوعبداللَّه زنجانى، اشخاص مختلفى اظهار نظر کرده ‏اند که به برخى از آن‏ها اشاره مى‏ شود. سیّد محسن امین عاملى و آقا بزرگ تهرانى ضمن معرفى زندگى و آثار ابوعبداللَّه زنجانى،[۲۴] از آن بزرگوار با تعابیرى چون عالم، فاضل، مصنف، و… به عظمت یاد کرده اند.[۲۵] دکتر احمد امین، از اندیشمندان مصرى، با بیان این که: استاد ابوعبداللَّه زنجانى از عالمان برجسته و مجتهدان شیعه است مى‏ گوید: «حُسنِ توفیق سبب گردید که استاد ابوعبداللَّه زنجانى را هنگام زیارت و بازدیدش از مصر در سال ۱۹۳۵ م. شناختم، و در میان ما ارتباط برقرار گردید و صداقت بر عهد و معارف بر معارفه مؤکد گردید… به حقیقت استاد را عمیق ‏الفکر، و داراى اطلاعات گسترده و وسیع و سرشار از دانش در فلسفه اسلامى و دوران آن یافتم و نیز از صفاى نفس و حسن اخلاق اوست که او را به من و مرا به او نزدیک و دوست ساخته است.»[۲۶] ما زبالاییم و بالا مى‏ رویم‏ سرانجام آیهاللَّه استاد ابوعبداللَّه زنجانى پس از عمرى تلاش و مجاهدت علمى در جهت گسترش معارف الاهى، در دوران تدریس در دانش ‏سراى علوم عالىِ دانشگاه تهران، به ناراحتى قلبى مبتلا شده و به سفارش پزشکان معالج، تهران را ترک گفته و به زادگاهش، زنجان مراجعت نمود.[۲۷] هنوز چندى از این بازگشت وى‏ نگذشته بود که سرانجام در روز پنج‏شنبه، ۷ جمادى‏الثانى سال (۱۳۶۰ ه’.ق.)[۲۸] روح بى قرار او به سوى‏ حضرت حق پرواز نمود تا در سایه رحمت او آرام گیرد. پیکر مطهر ابوعبداللَّه زنجانى بنا بر وصیتش به وادى رحمت، نجف اشرف منتقل شده و در آرامگاه خانوادگى ایشان به خاک سپرده شد؛ امّا یاد و نام او و آثار گران‏قدرش براى همیشه در تاریخ ثبت و به یادگار باقى خواهد ماند. روحش شاد و یادش گرامى باد.

پی نوشت:

[۱] ر.ک: کیهان اندیشه، «شرح حال و آثار ابوعبداللَّه زنجانى» نوشته سیّد صالح شهرستانى (از دوستان و شاگردان زنجانى)، ترجمه آرش مردانى‏پور، ش ۶۱، ص ۱۴؛ علماى نامدار زنجان در قرن چهاردهم، زین‏العابدین احمدى زنجانى، ص ۶۹.

[۲] کیهان اندیشه، ش ۶۱، ص ۱۴.

[۳] همان.

[۴] شهداء الفضیله، عبدالحسین امینى تبریزى، نجف، مطبعه الغرى، ۱۳۵۵، ص ۳ – ۲۵۲.

[۵] اعیان الشیعه، سیّد محسن عاملى، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ج ۲، ص ۳۷۸.

[۶] دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى، به کوشش بهاءالدین خرمشاهى، تهران، انتشارات ناهید و دوستان، ۱۳۷۷، ج ۱، ص ۴۵۸.

[۷] تاریخ قرآن، محمود رامیار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۹، ص ۱۰.

[۸] مقدمه کتاب «تاریخ جامع قرآن» ابوعبداللَّه زنجانى، ترجمه سید حسام فاطمى، تهران، انتشارات افشار، ص ۱۸.

[۹] رسائل حجابیه، شصت سال تلاش علمى در برابر بدعت کشف حجاب، رسول جعفریان، قم، دلیل ما، ۱۳۸۰، دفتر اول، ص ۱۶۹.

[۱۰] مقدمه تاریخ قرآن، اوعبداللَّه زنجانى، تهران کانون خدمات فرهنگى اَلَست.

[۱۱] فلسفه حجاب، ابوعبداللَّه زنجانى، نجف، مکتبه علوى، ۱۳۴۳ه’ .ق. – ص ۳.

[۱۲] رسائل حجابیه، رسول جعفریان، دفتر اول، ص ۱۶۵.

[۱۳] رسائل حجابیه، دفتر اول، ص ۱۶۶.

[۱۴] ر.ک: فلسفه حجاب، ابوعبداللَّه زنجانى، ۱۸ – ۱۷.

[۱۵] فقه الامام جعفرالصادق (ع)، محمّدجواد مغنیه، قم – انصاریان، ج ۱، ص ۳۱.

[۱۶] همان، ص ۳۲.

[۱۷] ر.ک: مجله مجمع العلمى العربى بدمشق، ج ۵۳، ص ۳ – ۲۰۲.

[۱۸] دایره المعارف بزرگ اسلامى، مرکز دایره معارف، تهران ۱۳۷۲، ج ۵، ص ۵ – ۶۸۴.

[۱۹] الفیلسوف الفارسى الکبیر، ابوعبداللَّه زنجانى، به کوشش على‏اصغر حقدار، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، ۱۳۷۷، ص ۴۷.

[۲۰] زندگانى محمّد (ص)، (ترجمه الابطال) – توماس کارلایل، ترجمه ابوعبداللَّه زنجانى، تبریز، کتابفروشى سروش – مقدمه.

[۲۱] موسوعه مؤلفى الامامیه، قم، مجمع الفکر الاسلامى، ج ۲، ص ۲۱۹. عربى، خطى.

[۲۲] همان.

[۲۳] این کتاب آخرین تألیف آیهاللَّه زنجانى است.

[۲۴] اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۳۷۷.

[۲۵] طبقات اعلام الشیعه نقباء البشر فى قرن الرابع عشر، آقا بزرگ تهرانى، دارالمرتضى، ج ۱، ص ۵۲.

[۲۶] ر.ک: مقدمه تاریخ جامع قرآن کریم، ابوعبداللَّه زنجانى، ص ۱۹ – ۱۷.

[۲۷] مجله مجمع اللغه العربیه بدمشق، ج ۵۳، ص ۲۰۳.

[۲۸] ریحانه الأدب، میرزا محمّدعلى مدرّس، تهران انتشارات خیام، ۱۳۷۴، ج ۲، ص ۳۸۴.

منبع : محمّدحسین پورامینى‏