پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » اصحاب و شاگردان »

ابوحمزه ثمالى لقمان روزگار

اشاره:

 ابوحمزه ثمالى‏همنشین ائمه معصومین‏علیهم السلام بود. روزى دریک مسافرتى ابوحمزه با امام باقرعلیه السلام‏همکجاوه بود. آن‏ها براى استراحت از کجاوه ‏پیاده شدند و بارشترها را برزمین گذاردند.امام باقرعلیه السلام بعد از اندکى قدم زدن، نزدابوحمزه آمد و با او دست داد. ابوحمزه گفت: فدایت‏شوم! من الآن در کجاوه همراه شمابودم، چه طور دوباره با من دست مى‏دهید؟»امام فرمود:

«مگر نمى‏دانى که چون مؤمن گردشى کندو سپس با برادرش دست دهد، خداوند توجه‏خود را به سوى آن‏ها مى‏افکند و پیوسته به‏آن‏ها رو مى‏کند و به گناهانشان خطاب‏مى‏کند: از آن‏ها فرو ریزید! اى ابوحمزه! بعداز این فرمان، گناهان هردو مانند برگ‏درختان فرو مى‏ریزند و آن‏ها خالى از گناه ازهمدیگر جدا مى‏شوند.» (۱)

همراه امام صادق ‏علیه السلام

ابوحمزه مورد عنایت ومحبت پیشواى‏ششم بود. روزى ابوحمزه در قبرستان بقیع‏بود که شخصى آمد و گفت: اى ابوحمزه!مولاى خودت را اجابت کن! ابوحمزه باشنیدن این فرمان، بدون هیچ معطلى به‏دنبال آن شخص راه افتاد و به محضر امام‏رسید. او متوجه شد که امام صادق‏علیه السلام‏منتظر اوست. امام به ابوحمزه فرمود: «اى‏اباحمزه! ما وقتى تو را مى‏بینیم، آرامش‏مى‏یابیم.» (۲)

ابوبصیر، یار دیرین و صمیمى ابوحمزه‏نقل مى‏کند: روزى به محضر امام صادق‏علیه السلام‏مشرف شدم. امام‏علیه السلام در ضمن گفت و گو ازمن سؤال کرد:

– ابوحمزه ثمالى چه طور است، چه کار مى‏کند؟

– ابوحمزه را وقتى ترک کردم، مریض وبدحال بود.

– موقعى که به پیش او رفتى، سلام مرا به وى‏برسان و بگو: در فلان ماه و فلان روز مرگ تو فرامى‏رسد و زندگانى را به درود خواهى گفت.

– فدایت‏شوم! به خدا سوگند! او یکى ازدوستان و شیعیان خالص شماست و ما به اوانس گرفته‏ایم.

– راست مى‏گویى! اما آن موقعیت و منزلتى که اودر نزد خداوند و پیش ما دارد، برایش بهتر است.

– اى فرزند رسول خدا! آیا شیعه شما درروز قیامت‏با شما خواهد بود؟

– بلى؛ اگر از نافرمانى خداوند بترسد،مراقب دستورهاى پیامبرش باشد و از ارتکاب‏گناهان خوددارى ورزد، حتما در درجات‏بهشت‏با ما خواهد بود. (۳)

کلام امام رضاعلیه السلام

امام رضاعلیه السلام در مورد ابوحمزه ثمالى‏مى‏فرماید: «ابوحمزه ثمالى در روزگار خودمانند لقمان حکیم بود. او به چهار نفر از ما(ائمه‏علیهم السلام) خدمت کرده است؛ على‏بن‏الحسین، محمدبن‏على، جعفربن محمدعلیهم السلام‏و اندکى هم در عصر امامت امام موسى بن‏جعفرعلیه السلام.

یونس بن عبدالرحمن هم سلمان روزگاراست.» (۴)

در بعضى از عبارات از ابوحمزه به عنوان‏«سلمان عصر» تعبیر شده است.

درآینه اهل نظر

۱ – شیخ صدوق‏قدس سره، بزرگترین محدث‏شیعه مى‏نویسد: «ابوحمزه ثابت‏بن دینارثمالى شخصى مورد اعتماد و عادل است. او باچهار امام معصوم‏علیهم السلام رفت و آمد داشت. وى‏در سال ۱۵۰ هجرى از دنیا رفت.» (۵)

۲ – ابوالعباس نجاشى، رجال شناس‏معروف قرن پنجم مى‏گوید: «ابوحمزه ثمالى‏کوفى فرزند ابى‏صفیه و شخصى مورد اعتماداست. او مورد حمایت طایفه آل مهلب بود.فرزندان وى: نوح، منصور و حمزه همراه‏زیدبن على‏علیه السلام به شهادت رسیدند. او باچهار امام درعصر خویش رابطه داشته وروایات آنان را نقل کرده است.

ابوحمزه از برجسته‏ترین، شایسته‏ترین ومطمئن‏ترین اصحاب ما درحدیث و روایت‏مى‏باشد. اهل سنت از وى روایت هائى نقل‏امام رضاعلیه السلام:

ابوحمزه ثمالى درروزگار خود مانندلقمان حکیم بود.کرده‏اند. کتاب‏هاى تفسیر قرآن، نوادر ورساله حقوق امام سجادعلیه السلام از وى به یادگارمانده است. او در سال ۱۵۰ هجرى‏درگذشت.» (۶)

۳ – شیخ طوسى درکتاب فهرست مى‏گوید:ثابت‏بن دینار – که کنیه او ابوحمزه ثمالى‏مى‏باشد.- یکى از محدثین مورد اعتمادماست و کتاب حدیث دارد و کتاب نوادر وکتاب زهد هم از آثار اوست. شیخ طوسى‏همچنین در رجال خویش ضمن شمردن نام‏وى در ردیف اصحاب امام چهارم، پنجم،ششم و هفتم‏علیهم السلام مى‏گوید: در این که آیاابوحمزه زمان امامت امام کاظم‏علیه السلام را درک‏کرد، یانه؟ اختلاف است ولى از سه امام قبلى‏روایت نقل کرده است.» (۷)

۴ – محمدبن اسحاق ندیم در کتاب ارزشمند«الفهرست‏» در مورد ابوحمزه ثمالى مى‏نویسد:«کتاب تفسیر تالیف ابوحمزه ثمالى مى‏باشد.وى از پیروان على‏علیه السلام و از شخصیتهاى‏نجیب و مطمئن روزگار خویش بود. او باابوجعفرعلیه السلام رابطه نزدیک داشت.» (۸)

در منظر اهل سنت

۱ – محمد بن اسماعیل بخارى (۱۹۴-۲۵۶ه .ق) در کتاب «التاریخ الکبیر»، در شرح حال‏ابوحمزه ثمالى مى‏گوید: «ثابت ابن ابى‏صفیه،ابوحمزه ثمالى از اهالى کوفه و تحت‏حمایت‏مهلب بود. وى از ذاذان، عکرمه و ابى‏جعفرالباقر حدیث نقل کرده است. ابونعیم و وکیع‏از شاگردان وى مى‏باشند که از او حدیث‏شنیده‏اند.» (۹)

۲ – ابن حجرعسقلانى مصرى شافعى(۷۷۳-۸۵۲ ه .ق) بعد از ذکر سخنان فوق، ازقول ابن سعد نقل مى‏کند: ابوحمزه در زمان‏خلافت ابوجعفر منصور دوانیقى – دومین‏خلیفه عباسى – از دنیا رفت. ابن حجر نظرعلماى اهل تسنن در باره ابوحمزه و احادیث،اساتید و شاگردان وى را مفصل نقل مى‏کند واو را به علت این که از شیعیان تندرو مى‏باشد،مورد بى‏مهرى قرار مى‏دهد. ابن حجراحادیث ابوحمزه را به خاطر سخنان او علیه‏خلفا غیر متین دانسته و ازقول دانشمندان‏غیر شیعى وى را تضعیف مى‏کند و مورداعتماد و اطمینان نمى‏داند. (۱۰)

البته آنان هیچ گونه نقض و ایراد منطقى واستدلالى که با آن بتوان بر احادیث وشخصیت ابوحمزه خدشه کرد، در کتب خودنقل نکرده‏اند. عاملى که سبب آشفتگى وبى‏مهرى شدید آنان نسبت‏به شخصیت‏والاى این فقیه شیعى شده است و آن را دلیل‏بر تضعیف ابوحمزه و تردید در صداقت وایمان وى شمرده‏اند، استقامت در تشیع وپیروى مخلصانه از مولاى متقیان،امام‏على‏علیه السلام مى‏باشد. (۱۱)

با این حال آن‏ها در کتابهاى متعدد خویش‏از کلمات و احادیث ابوحمزه ثمالى سودجسته و بهره برده‏اند. ما براى آشنایى بیش‏ترخوانندگان عزیز، با عظمت ابوحمزه و اطلاع‏از شخصیت فراگیر این دانشمند برجسته‏جهان حدیث و تفسیر، نگاهى کوتاه و گذرا به‏احادیث ابوحمزه در منابع غیر شیعى‏مى‏اندازیم.

قندوزى حنفى در «ینابیع الموده‏»، ابن‏ماجه در «سنن‏»، طبرانى در «معجم کبیر»، ابن‏هیثمى در «مجمع الزواید» و سایر محدثین ودانشمندان اهل سنت روایت‏هاى ابوحمزه رانقل کرده‏اند. ما به عنوان نمونه فقط یک‏مورد از احادیث وى را در رابطه با فضیلت‏امام على‏علیه السلام و غیبت‏حضرت مهدى(عجل‏الله تعالى فرجه) از آن منابع نقل مى‏کنیم:

ابوحمزه ثمالى از سعیدبن جبیر و او از ابن

عباس چنین نقل مى‏کند: «پیامبر بزرگواراسلام فرمود: على بعد از من، امام امت است وقائم منتظر از نسل على است؛ همان کسى که‏زمین را پراز عدل و داد خواهد کرد، بعد از آن‏که از ظلم و جور پرخواهد شد. قسم به آن‏کسى که مرا به حق مبعوث فرمود – تا مردم رابشارت داده و از عذاب خدا بترسانم.- آنان که‏در امامت وى در زمان غیبت ثابت و استوارخواهند بود از «کبریت احمر» کمیاب‏ترهستند.

جابرابن عبدالله انصارى در این هنگام به پاخاست وعرض کرد: یارسول الله! مگر فرزند قائم تو غیبت‏خواهد داشت؟! پیامبرصلى الله علیه وآله‏فرمود: بلى. قسم به پروردگارم! مطمئناخداوند اهل ایمان را آزمایش خواهد کرد ودر این آزمایش کفار هلاک خواهند شد. اى‏جابر! این غیبت طولانى یکى از اسرار الهى‏است و از نظر بندگان خداوند، آن سر مخفى‏است. مبادا در این امر شک کنى؛ زیرا شک وتردید در کارها و افعال پنهان و آشکار خداوندمتعال، مساوى با کفر است.» (۱۲)

پدر سه شهید

ابوحمزه پنج پسر صالح داشت. سه نفر ازفرزندان او: نوح، منصور و حمزه همراه زیدبن على بن الحسین‏علیه السلام قیام کردند و علیه‏حکومت جبار امویان در کوفه دست‏به‏شورش زدند. در این قیام شیعیان کوفه با زیدبیعت کردند.

سه فرزند ابوحمزه از شاخص‏ترین‏چهره‏هاى آن قیام شمرده مى‏شدند. آن‏هادرکنار فرزند دلیر امام سجادعلیه السلام علیه ظلم‏مبارزه کردند. هنگامى که جنگ به اوج خودرسید و یاران زید بن على‏علیه السلام احساس ضعف‏و شکست کردند، بسیارى از آنان بیعت راشکسته و فرار کردند. فقط عده اندکى دراطراف زید باقى ماندند، که از جمله آنان نوح،منصور و حمزه؛ فرزندان ابوحمزه ثمالى‏بودند. آنان تا آخرین لحظه مقاومت کردند وتاپاى جان ایستادند و در کنار پسرشجاع وغیرتمند پیشواى چهارم‏علیه السلام بعد ازفداکارى‏هاى بسیار، به درجه رفیع شهادت‏نائل شدند.

دو فرزند دیگر ابوحمزه: على و حسین درزمان امام کاظم‏علیه السلام زنده بودند. آن دو درردیف محدثین و فقهاى شیعه قرار دارند و ازامام ابوالحسن موسى الکاظم‏علیه السلام و سایرائمه‏علیهم السلام احادیث و روایاتى نقل کرده‏اند. (۱۳)

تالیفات و آثار

این محدث بلند پایه و فقیه نام آور شیعه‏در طول عمر با برکت‏خویش، آثار متعددى رابه عرصه فرهنگ و دوستداران معارف شیعى‏عرضه کرده‏اند.

او احادیث‏بسیارى در موضوعات فقهى،تفسیرى و عرفانى و در زمینه‏هاى آداب‏معاشرت، حقوق، اقتصاد اسلامى، حج، اصول‏دین و… را از ائمه‏علیهم السلام نقل کرده است.

شاخص‏ترین آثار وى عبارت است از:

۱- «تفسیر قرآن کریم‏»: ابن ندیم درفهرست‏خویش از آن یاد کرده است. اخیرااین کتاب به شکلى زیبا، توسط یکى ازمحققین محترم به زیور طبع آراسته گشته‏است.

۲ – کتاب «نوادر»: موضوع آن حدیث است وحسن بن محبوب آن را از ابوحمزه نقل کرده‏است.

۳- کتاب «زُهد»

۴- رساله «حقوق امام زین العابدین‏علیه السلام‏»که در کتاب‏هاى امالى و من لایحضره الفقیه‏آمده است.

۵ – «دعاى ابوحمزه ثمالى‏» که داراى‏عبارت‏هاى عرفانى و ملکوتى و مورد توجه‏اهل نظر بوده و شرح‏هاى متعددى بر آن‏نوشته شده است.

۶ – سایر ادعیه و زیارات که زینت‏بخش‏صفحات کتب ادعیه مى‏باشد.

آثار زرین ابوحمزه در کتاب‏ها و منابع مهم‏شیعه و سنى، در موضوعات گوناگون دیده‏مى‏شود. (۱۴)

اساتید و شاگردان

ابوحمزه ثمالى علاوه بر این که از مکتب‏پرفیض امام زین العابدین، امام باقر و امام‏صادق‏علیهم السلام استفاده برد؛ از محضر بزرگان‏صحابه و دانشمندان نامى عصر خویش نیزبهره‏مند شد که از جمله آن‏ها مى‏توان ازجابرابن عبدالله انصارى، عبدالله بن‏حسن‏علیه السلام، سعیدبن جبیر و ابوبصیر نام برد.وى از آنان حدیث و تفسیر آموخته است.

او همچنین معارف اهل‏بیت‏علیهم السلام را به‏شمار فراوانى از فقیهان و سایر شیعیان دانش‏طلب و علم دوست آموخته است. نویسنده‏معجم رجال الحدیث‏بیش از چهل نفر را نام‏مى‏برد که در زمزه شاگردان ابوحمزه محسوب‏مى‏شوند.

حسن بن محبوب، محمدبن مسلم، معاویه‏بن عمار، صفوان جمال، حسن بن حمزه،هشام بن سالم، داودرقى ابوایوب، ابان بن‏عثمان، ابوسعید المکارى، ابن مسکان وحمادبن ابى‏طلحه بیاع السابرى از شاگردان‏ابوحمزه هستند. بعضى از شاگردان او از ارکان‏شیعه و از یاران نزدیک ائمه اطهارعلیهم السلام‏محسوب مى‏شوند.

افول ستاره

ابوحمزه ثمالى بعد از عمرى ترویج مکتب‏والاى تشیع، در سال ۱۵۰ ه .ق درشهر کوفه‏رخ در نقاب خاک کشید و جان به جان آفرین‏تسلیم کرد.

ابن جان عاریت که به حافظ سپرد دوست روزى رخش بینم و تسلیم وى کنم

بنابه گفته شیخ طوسى و نجاشى، ابوحمزه‏بعد از شهادت امام صادق‏علیه السلام (۱۴۸ ه .ق) ودر زمان خلافت منصورعباسى، درسال ۱۵۰ه .ق از دنیا رفت. اما از آنجا که ابن محبوب(متولد ۱۴۹ ه .ق) از وى احادیث زیادى‏رابلاواسطه نقل کرده است، به نظر مى‏رسدابوحمزه تا آخرین سال‏هاى خلافت منصور(۱۵۸ه .ق) زنده بود؛ تا امکان داشته باشد که‏ابن محبوب بتواند در ده سالگى از او حدیث‏شنیده باشد. در هر صورت، در تاریخ وفات وى‏اختلاف است. (۱۵)

حسن ختام این مقاله چند حدیث نورانى‏است که ابوحمزه ثمالى راوى آن‏هاست.

بهترین مردم

امام زین العابدین‏علیه السلام فرمود:

«من عمل بما افترض الله علیه فهو من‏خیرالناس‏» (۱۶)

هرکس به واجبات الهى عمل کند، ازبهترین مردم است.

پاداش شهید

امام صادق‏علیه السلام فرمود: «من ابتلى من‏«المؤمنین ببلاء فصبر علیه کان له مثل اجرالف شهید» (۱۷)

هرکس از مؤمنین به بلائى گرفتار شود وبرآن صبر کند، معادل پاداش هزار شهید راخواهد داشت.

زکات

حضرت محمدصلى الله علیه وآله فرمود:

«اذا منعت‏الزکاه منعت الارض برکاتها» (۱۸)

اگر مردم از دادن زکات خوددارى کنند،زمین هم برکات خود را از آنان منع خواهدکرد.

تبعیض نژادى ممنوع!

امام زین العابدین‏علیه السلام فرمود:

«لاحسب‏لقرشى و لا عربى الا بتواضع، و لا کرم الابتقوى، و لا عمل الا بنیه‏» (۱۹) ؛

قرشى بودن و عربى بودن مایه افتخارنیست، مگر این که شخص متواضع باشد.نیکوکارى و سخاوتمندى ارزش ندارد، مگراین که بر اساس تقوا باشد. هیچ عملى موردقبول درگاه الهى نیست؛ جز این که نیت‏خیر وخدایى همراه آن باشد.

ولایت

ابوحمزه ثمالى مى‏گوید: «روزى امام‏سجاد علیه السلام به ما فرمود: کدام سرزمین بهتراست؟

گفتیم: خدا، پیامبر و فرزند رسول الله بهترمى‏داند. امام فرمود:

بهترین مکان، بین رکن و مقام است. اگر مردى عمر حضرت نوح‏علیه السلام راداشته باشد؛ و (حداقل) ۹۵۰ سال عمر کند وروزها را روزه بگیرد و شب‏ها را در چنین مکان‏باعظمت نماز بخواند و به عبادت بپردازد،سپس در روز قیامت‏خداوند را ملاقات کند درحالى که به ولایت ما معتقد نباشد؛ این همه‏تلاش و زحمت و عبادت طاقت فرسا هیچ‏سودى برایش نخواهد داشت.» (۲۰)

پى‏نوشت:

۱ – اصول کافى، ج ۲، ص ۱۸۰٫
۲ – سفینه‏البحار، ج ۲، ص ۴۴۰ و قاموس الرجال،ج‏۲، ص ۴۴۷٫
۳ – معجم الرجال الحدیث، ج ۴، ص ۲۹۴ و سفینه‏البحار، ماده حمز.
۴ – رجال کشى، ص ۳۳ و اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۹٫
۵ – معجم الرجال الحدیث، ج ۴، ص ۲۹۲٫
۶ – رجال نجاشى، ص ۸۳٫
۷ – الفهرست، شیخ طوسى، ص ۹۰ و رجال شیخ‏طوسى، ص ۱۱۰، ۱۲۹، ۱۷۴، ۳۳۳٫
۸ – الفهرست، ابن ندیم، ص ۵۹٫

۹ – التاریخ الکبیر، ج ۲، ص ۱۶۵٫

۱۰ – التهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۷٫
۱۱ – الامام الصادق، اسدحیدر، ج ۳، ص ۵۱۷٫
۱۲ – ینابیع الموده، ج ۳، ص ۳۹۷٫
۱۳ – اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۱۰ و نامه دانشوران،ج‏۱، ص ۵۰٫
۱۴ – من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۴۵۹ و قاموس‏الرجال، ج ۲، ص ۴۴۴٫
۱۵ – اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۹٫

۱۶ – الکافى، ج ۲، ص ۸۱٫

۱۷ – همان، ص ۹۲٫

۱۸ – وسایل الشیعه، ج ۹، ص ۲۶٫

۱۹ – همان، ج ۱، ص ۴۷٫

۲۰ – همان، ص ۱۲۲٫

منبع: پایگاه شبکه اطلاع رسانى شارح