ابن هیصم

بارع هروی (د ۵۲۴ق/۱۱۳۰م) که از ادبای هم روزگار ابن هیصم است، او را امام مجدالدین علی بن هیصم خوانده است.[۱]

ابن شهر آشوب[۲] و قفطی[۳] نیز او را علی بن هیصم نامیده‌اند، اما یاقوت[۴] نام پدر و نیای او و نسبت «هروی» و لقب صدرالاسلام را بر نام افزوده است.

زندگی نامه

اطلاع ما از زندگی شخصی، تحصیلات و کارهای علمی ابن هیصم محدود به گزارش مختصری است که یاقوت[۵] به نقل از شاگرد وی ابوالحسن علی بن زید بیهقی (د ۵۶۵ق/۱۱۷۰م) آورده است.[۶]

از این رو در نوشته‌های بعضی از محققان معاصر اطلاعات مربوط به زندگی نامه وی با اطلاعات مربوط به علی بن عبداللـه هروی که در اوایل سده ۴ق از هرات به بغداد رفته و از ابوسعید عثمان بن سعید دارمی (د ۲۸۰ق) روایت حدیث می‌کرده،[۷] خلط شده است.[۸]

جایگاه علمی

بیهقی که مدتی شاگرد او بوده است، او را دانشمندی ادیب و ذوفنون معرفی می‌کند و می‌گوید که در روزگار وی دانشمندی نبود که از دانش او بهره نبرده نباشد.

در همین گزارش از آثار او، غزلی در ۱۱ بیت که با وصف بهار آغاز شده و نیز قطعه‌ای در تهنیت عید قربان خطاب به یکی از صاحب منصبان آمده است.

ابن شهر آشوب خطبه منظومی در ۳۰ بیت از او نقل کرده که به شیوه تحمیدیه‌های آغاز خطبه جمعه و عیدین مشتمل بر حمد و ثنای خدا و مدح پیامبر اکرم(ص) و دوازده امام(ع) است.[۹]

آثار

به گفته ابوالحسن بیهقی،[۱۰] ابن هیصم تألیفات و تصنیفات فراوانی داشته که وی از آن میان به نام ۷ اثر اشاره کرده است:

  1. البسمله
  2. تصفیه القلوب
  3. دیوان شعر، که ظاهراً ابن شهر آشوب نسخه‌ای از آن را در دست داشته است.
  4. عقود الجواهر، که نسخه‌ای از آن در اختیار قفطی بوده و از مطلبی که وی از این کتاب نقل کرده، بر می‌آید که این اثر یک جُنگ ادبی بوده است.[۱۱]؛
  5. لطائف التکت
  6. مفتاح البلاغه
  7. نهج الرشاد

 

با تأمل در عناوین مزبور می‌توان دریافت که ابن هیصم در زمینه‌های ادب، بلاغت، شعر و همچنین فقه و عرفان صاحب نظر بوده است.

شاید یکی از علل مفقود شدن یا ناشناخته ماندن آثار وی آن بوده باشد که آثار وی نوعاً به صورت رساله‌های کم حجم بوده و آنها را به شاگردان می‌داده است. چنانکه ظاهراً ابوالحسن بیهقی چند فقره از تألیفات استادش را در اختیار داشته است.

وفات

صاحب اعیان الشیعه[۱۲] تاریخ وفات ابن هیصم را حدود ۵۰۰ق ذکر کرده است، اما با توجه به اینکه ابوالحسن بیهقی که سال‌های متمادی نزد او شاگردی کرده، متولد ۴۹۹ق بوده است،[۱۳] ابن هیصم دست کم تا ۵۲۰ یا ۵۳۰ق باید زنده بوده باشد.

پانویس

  1. نک: محمد کردعلی، «طرائف فارس»، ج۱، ص۲۹۲،
  2. محمدبن علی ابن شهر آشوب، المناقب، ج۱، ص۲۷۸،
  3. علی بن یوسف قفطی، المحممدون من الشعراء، ج۱، ص۶۰،
  4. یاقوت، ادب، ج۱۳، ص۲۷۷.
  5. یاقوت، ادب، ج۱۳، ص۲۷۷-۲۸۰؛ و صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۱۲، ص۱۹۸-۱۹۹،
  6. نیز نک: مصطفی جواد، «اقول فی المقول»، ج۱، ص۶۹،
  7. احمدبن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۵؛ نیز نک: محمدبن احمد ذهبی، تذکره الحفاظ، ج۲، ص۶۲۱-۶۲۲، محمدبن احمد ذهبی، تذکره الحفاظ، ج۳، ص۹۷۱-۹۷۲،
  8. نک: بستانی، ج۴، ص۱۳۰؛ عمررضا کحاله، معجم المؤلفین، ج۷، ص۱۴۱،
  9. محمدبن علی ابن شهر آشوب، المناقب، ج۱، ص۲۷۸-۲۷۹؛ نیز نک: مصطفی جواد، «اقول فی المقول»، ج۱، ص۷۰
  10. یاقوت، ادب، ج۱۳، ص۲۷۷
  11. نک: علی بن یوسف قفطی، المحممدون من الشعراء، ج۱، ص۶۰-۶۱،
  12. محسن امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۸۶،
  13. نک: یاقوت، ادب، ج۱۳، ص۲۲۰

منابع

  1. ابن شهر آشوب، محمدبن علی، المناقب، قم، المطبعه العلمیه.
  2. امین، محسن، اعیان الشیعه، به کوشش حسن امین، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  3. بستانی.
  4. جواد، مصطفی، «اقول فی المقول»، مجله المجمع العلمی العربی؛ دمشق، ۱۳۶۳ق/۱۹۴۴م؛ ج۱۹، شم۱ و ۲.
  5. خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۳۴۹ق.
  6. ذهبی، محمدبن احمد، تذکره الحفاظ، حیدرآباد دکن، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.
  7. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، نسخه عکسی موجود در کتابخانه مرکز.
  8. قفطی، علی بن یوسف، المحممدون من الشعراء، به کوشش محمد.
  9. عبدالستارخان، حیدرآباد دکن، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
  10. کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ۱۳۷۶ق/۱۹۵۷م.
  11. کردعلی، محمد، «طرائف فارس»، مجله المجمع العلمی العربی، دمشق، ۱۳۶۱ق/۱۹۴۲م؛ ج۱۷، شم۷ و ۸.

یاقوت، ادبا.