ابراهيم بن محمّد همدانى

ابراهيم بن محمّد همدانى
( حدود 265 ق)

ابوالحسن، فقيه و محدّث مورد اعتماد شيعى، از اصحاب امامان هادى و حسن عسكرى عليهماالسلام بود. وى همچنين هم زمان با وكالت احمد بن اسحاق قمى و احمد بن حمزة بن يسع، از سوى امام عصر(عج) عهده دار مقام وكالت بود و به طور مستقيم با آن حضرت ارتباط داشت. پس از او، مقام وكالت در همدان به فرزندش و سپس به نوه او سپرده شد. همچنين وى در برخى از روايات، از امام رضا عليه السلام نيز نقل حديث كرده است. به همين دليل، شيخ طوسى نام او را در شمار اصحاب امام رضا عليه السلام نيز ذكر نموده است. تاريخ ولادت و وفات او به درستى روشن نيست. بر پايه گزارش ابوعمرو كشى، وى به اتفاق فرزندش، جعفر، در 248 ه با امام حسن عسكرى عليه السلام مكاتبه داشت. اما نمايندگى او از سوى امام عصر(عج) نشان مى دهد كه وى در عصر غيبت مى زيست و مدت ها پس از اين تاريخ، حيات داشت و چون استادِ احمد بن محمّد بن عيسى (م. حدود 280 ق) بود، گمان مى رود در اوايل عصر غيبت (260 ـ 329 ق)، زندگى را به سر آورده باشد.

وى چنان كه از لقب «همدانى» برمى آيد، اصالتا ايرانى بود و در همدان اقامت داشت و مكاتبات زيادى با امامان عصر خود در مسائل گوناگون فقهى انجام داد. پسرش جعفر بن ابراهيم نيز از فقها و محدّثان عصر خود بود و به واسطه پدرش با «ابوالحسن» (يعنى امام جواد يا امام رضا عليهماالسلام ) مكاتباتى داشت. وى از فرزند ديگرش، نوه اى داشت به نام محمّد بن على بن ابراهيم كه دانشمندى والامقام، صاحب تأليفات و نايب امام عصر در همدان بود و چهل مرتبه به زيارت خانه خدا مشرّف شد. او خود نيز نزد امامان معصوم داراى مقامى ارجمند بود و بنا به گزارش ابن حمزه طوسى (م 560 ق) وى در زمان امام جواد عليه السلام ، نايب يحيى بن عمران بود و آن حضرت دو سال پيش از مرگ يحيى، طى نامه اى او را جانشين خود قرار داد.

از معاصران او، على بن مهزيار اهوازى (م. حدود 255 ق) و احمد بن هلال كرخى (م 276 ق) هستند كه در برخى موارد، مكاتبات همديگر با امامان عصر خود را نقل نموده اند. از او روايات و توقيعات فراوانى به جاى مانده كه در تمام موارد، به طور مستقيم با امامان معصوم مكاتبه كرده است. بنابراين، وى بيشتر معلومات و مسائل فقهى خود را از امامان اخذ كرده است، هرچند در يك مورد ديده شده كه وى از محمّد بن عبيده نقل حديث كرده است. وى شاگردان زيادى داشت كه ابراهيم بن هاشم (پدر على بن ابراهيم، صاحب تفسير)، عمر بن على بن عمر، حمدان بن سليمان نيشابورى، احمد بن على تفليسى، سهل بن زياد آدمى (م. بعد 255 ق) يعقوب بن يزيد و احمد بن محمّد بن عيسى (م. حدود 280 ق) از جمله آنان هستند.

درباره ارزش روايات او، ابوعمرو كشى (م. حدود 363 ق) در گزارش خود، وى را «عظيم القدر» و فردى «مطمئن» در نقل حديث معرفى كرده است. شيخ طوسى (م 460 ق) نيز در كتاب الغيبه، او را مورد وثوق دانسته و مدح بليغى از او به عمل آورده است. از اين رو، احاديث و توقيعات او كاملاً مورد قبول صاحب نظران مى باشند. وى ظاهرا داراى اثر تأليفى نبوده و به همين دليل، نام او به طور مستقل در فهرست نجاشى نيامده، بلكه در ذيل شرح حال نوه اش، محمّد بن على بن ابراهيم، ذكر شده است.(1)

پى نوشت:
1 . رجال كشى، ج 2، ص 809، گزارش 1009 و ص 831، گزارش 1053 و ص 866، گزارش 1131 و ص 869، گزارش 1135 / علل الشرائع، ج 1، ص 59، حديث 2 / عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 83، ح 7 و ص 260، ح 7 و ج 2، ص 276، ح 73 / شيخ صدوق، الامالى، ص 379، ح 481 / كمال الدين (يك جلدى)، ص 75 / رجال النجاشى، ص 344، ش 928 / الاستبصار، ج 1، ص 384، ح 1455 و ج 2، ص 44، ح 140 و ج 3، ص 28، ح 90 و ص 291، ح 1027 / محمد بن حسن طوسى، الغيبه، ص 417، گزارش 395 / الثاقب فى المناقب، ص 515، گزارش 442 / خلاصة الاقوال، ص 52، ش 23.