پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » اصحاب و شاگردان »

اباصلت هروى خادم خورشید

احمد محیطى اردکانى

اباصلت یکى از اصحاب خاص على بن موسى الرضا(ع)و خادم و محرم اسرار آن حضرت بود. در این مقاله با سیماى تابناک او آشنامى شویم. گرچه بازسازى چهره ى او پس از هزار و دویست سال کارآسانى نیست .

تولد

جد اعلاى عبدالسلام در هرات زندگى مى کرد. وى در یکى از جنگهااسیر و به حجاز برده شد و برده عبدالرحمان بن جندب گردید; لذا پدران وى در مدینه زندگى مى کردند و او در مدینه منوره متولدگردید و در آنجا رشد نمود. وى براى به دست آوردن احادیث وسخنان گهربار اهل بیت پیامبر(ص)مسافرتهاى زیادى نمود. گاهى دربغداد و حجاز، و کوفه و یمن و مدتى در نیشابور و دیگرشهرهاى خراسان بسر برد. او در علم حدیث مقامى بلند و ارجمند پیدا کرد.

سلسله نسب

عبدالسلام فرزند صالح، کنیه اش اباصلت و معروف به هروى است. سمعانى در انساب خود مى گوید: ابوالصلت فرزند صالح، فرزندسلیمان، فرزند ایوب، فرزند میسره هروى قرشى، از موالیان عبدالرحمان بن جندب است .

چون که جد اعلاى وى برده عبدالرحمان بود،وى را از موالیان وى شمردند .

شیداى ولایت

اباصلت با این که از راویان اهل سنت نیز روایات زیادى نقل کرده و در بین آنها نیز به صدق و راستى معروف است، اما شیداى ولایت و عاشق اهل بیت پیامبر:، خصوصا على بن موسى الرضا(ع)بود. تا جایى که افتخار خدمت گذارى آن حضرت را به دست آورد و محرم اسرار آن امام همام(ع)گردید .

از روایات زیادى استفاده مى شود که اباصلت مورد عنایت و توجه حضرت امام رضا(ع) بود و امام او را بسیار دوست مى داشت. درپیشبرد محافل و مجالس او را همراه خود مى برد. و در مواقع خاص تذکرات بسیار سازنده اى به او مى داد و شخصیت ایمانى او را پرورش مى داد .

«اباصلت مى گوید: آخرین جمعه ماه شعبان به محضرابى الحسن على بن موسى الرضا(ع) بار یافتم. حضرت به من فرمود: اى اباصلت! بیشترین روزهاى ماه شعبان را پشت سرگذاشتى و این آخرین جمعه ازآن ماه است. در این بقیه روزهایى که از شعبان باقى است،کوتاه یهایت را تدارک کن، و بیشتر به دعا و استغفار و تلاوت قرآن مشغول باش. و از گناهانت توبه کن و براى ورود به ماه مبارک رمضان آماده باش تا بتوانى آن را با اخلاص درک کنى . امانتى برگردنت نباشد مگر این که ادا کنى. کینه اى از مومنى در دلت باقى نگذار، گناهان را از خود دور کن. تقواى الهى راپیشه کن و در کارهاى پنهان و آشکارت به خدا توکل کن. کسى که به خدا توکل کند خدا او را کافى است…»

اباصلت هروى تا آخرین لحظه زندگى امام رضا(ع)، از وى جدا نشدو حدیث غم انگیز شهادت آن حضرت را چنین نقل کرد:

«روزى در محضر امام رضا(ع)بودم. آن حضرت فرمود:

فردا به مجلس مامون داخل مى شوم. اگر با سرپوشیده از آن خانه خارج شدم دیگر با من سخن نگو. روز دیگر آن حضرت بعد از نماز صبح جامه هایش را پوشید و در محراب نشست و منتظر ماند تا این که غلامان مامون آمدند. آنگاه کفش خود را پوشید، رداى مبارک را بردوش افکند. و به مجلس مامون وارد شد. من در خدمت آن حضرت بودم. چند طبق از میوه هاى گوناگون نزد مامون بود. او خوشه انگورى را که بعضى از دانه هاى آن را زهرآلود کرده بودند، دردست داشت و آن دانه هایى که زهرآلود نبود مى خورد تا متهم نشود. چون نظرش به آن حضرت افتاد. مشتاقانه از جاى خود برخاست و دست در گردن مبارک امام(ع)انداخت و میان دو دیده وى را بوسید و به حسب ظاهر آنچه مى توانست اکرام و احترام نمود .

او را به جاى خود نشاند و آن خوشه انگور را به او داد و گفت:

یابن رسول الله! از این نیکوتر انگور ندیده ام .

حضرت فرمود: شاید انگور بهشت از این نیکوتر باشد .

مامون گفت: از این انگور تناول نما .

حضرت فرمود: مرا از خوردن این انگور معاف دار .

مامون خیلى اصرار کرد.. .

حضرت سه دانه از آن انگور زهر آلود تناول کرد. حالش دگرگون شد. باقى انگور را بر زمین افکند و از آن مجلس برخاست. مامون گفت: اى پسرعمو کجا مى روى؟!

فرمود: به آنجا که مرا فرستادى.

آن حضرت غمگین و محزون سرخودرا پوشید و از خانه مامون بیرون آمد .

اباصلت مى گوید: به دستور وى با او سخن نگفتم تا به خانه خودوارد شد و فرمود: در را ببند…»

امام رضا(ع)با همین انگور زهرآلود به دیار ابد شتافت و شربت شهادت نوشید.

در منظر اهل نظر

اباصلت هروى در نزد تمام رجال شناسان شیعه، و اکثر علماى اهل سنت مورد وثوق مى باشد. روایات وى را با اطمینان خاطرمى پذیرند .

نجاشى مى گوید: عبدالسلام بن صالح، ابوالصلت هروى راوى احادیثى از امام رضا(ع) است. وى از ثقات به شمار مى رود و کتابى درباره رحلت امام رضا(ع)تالیف نموده است .

کشى مى گوید: ابوصلت داراى احادیثى منقح و صحیح مى باشد و مادیدیم که او حدیث مى شنود و به تشیع بسیار علاقمند است. هیچگاه دروغ از او مشاهده نشد .

علامه حلى، وى را از راویان امام رضا(ع)و مورد اطمینان مى داندو احادیث وى را صحیح مى شمارد .

اباصلت هروى به علت این که با اهل سنت نیز معاشرت داشت و ازآنها روایت نقل مى کرد، براى بعضى این اشتباه پیش آمد که او راعامى و از اهل سنت معرفى کردند.

مرحوم شیخ طوسى، مى گوید: «ابوالصلت خراسانى هروى، عامى است و از اصحاب امام رضا(ع)مى باشد و بکربن صالح از وى روایت نقل کرده است.»

مرحوم شیخ حر عاملى مى گوید: شهید ثانى چنین نقل کرده است که براى مرحوم شیخ طوسى اشتباهى رخ داده و اباصلت را به علت اختلاف با اهل سنت، عامى معرفى کرده است .

مرحوم شیخ صدوق در عیون اخبارالرضا روایاتى از وى نقل کرده است که دلیل بر صحت اعتقاد و تشیع وى مى باشد .

ابراهیم بن هاشم مى گوید: امام رضا(ع)به اباصلت هروى فرمود: آیا تو نیز مانند دیگران، به آنچه خداوند متعال نسبت به ماواجب کرده یعنى ولایت ما منکر هستى؟

اباصلت مى گوید: به خدا پناه مى برم، بلکه من به ولایت شمااقرار دارم .

روایات و دلائل و شواهد دیگرى نیز حاکى است که وى نه تنها به ولایت امام رضا(ع) اقرار داشت، بلکه عاشق و شیداى اهل بیت پیامبر(ص)بود .

در نظر اهل سنت

عبدالسلام اباصلت هروى در نظر اکثر علماى اهل سنت مردى صالح وراستگو مى باشد. اما اکثر احادیث وى را چون که بوى محبت اهل البیت: دارد، نپذیرفتند و آنها را غیر معروف شمردند .

ذهبى در میزان الاعتدال چنین نوشته است: «عبدالسلام بن صالح،ابوالصلت مرد صالحى است غیر این که او شیعى است. ..»

دارقطنى مى گوید: او رافضى و متهم است . از او نقل شده که گفته است: سنگ علویان بهتر از همه بنى امیه مى باشد .

ابن جوزى مى گوید: او خادم امام رضا(ع)و مرد صالحى مى باشد .

یحیى بن معین مى گوید: ابوصلت راستگو و مورد اطمینان است و درنزد ما از دروغگویان محسوب نمى شود. تنها عیبى که دارد، شیعه ودوستدار آل رسول است .

در نظر آنها همین، دوستى اهل بیت پیامبر: تنها عیب اوست. و درنظر ما شیعیان این بالاترین افتخار وى است که همه آن را اقراردارند .

اباصلت در نیشابور و خراسان

اباصلت که تا آن زمان در علم حدیث شهرت بسزایى یافته بود واز مراگز علمى آن روز یعنى: شام، حجاز، یمن، عراق و جاهاى دیگردیدن نموده بود و با مشایخ آن زمان ارتباط برقرار کرده بود،براى استماع احادیث جدید به نیشابور وارد شد. وقتى مشاهده کردکه این شهر از حوزه هاى بزرگ علمى و حدیثى است در آنجا اقامت گزید .

هنگام رورد حضرت على بن موسى الرضا(ع)به نیشابور، اباصلت نیز در این شهر بود. حدیث معروف سلسله الذهب را که در آن شهر املا فرمود، اباصلت نیز آن را نقل نموده است .

اباصلت مى گوید: هنگامى که امام خواستند از نیشابور به طرف طوس بروند حافظان و ائمه اهل حدیث نزد آن حضرت آمدند و از وى خواستند تا حدیثى از جدش براى آنها املا فرماید.

اباصلت بعد از حرکت امام رضا(ع)از نیشابور، همراه وى ازنیشابور خارج شد و به طرف طوس و مرو حرکت نمود .

هنگام که امام رضا(ع)به نزدیک سناباد رسید. متوجه شدند که مردم از سنگ کوه براى طبغ غذا، دیگ مى تراشند. امام رضا(ع)به آن کوه تکیه داد و دستور داد: براى آن حضرت نیز دیگى از آن سنگ هابتراشند و در آن غذا طبخ نمایند . سپس همراه امام رضا(ع)وارد مرو شد .

ابن حجر مى گوید: اباصلت در همه مجالس و محافل با امام رضا(ع)بود و هنگام مناظرات و احتجاجات امام با روساى ادیان ومتکلمان و دانشمندان حاضر بودند. اباصلت بعد از شهادت جانسوزعلى بن موسى الرضا(ع)دوباره به نیشابور بازگشت و به مناظرات و بحثهاى علمى و حدیثى مشغول شد .

وفات

عبدالسلام بن صالح، اباصلت هروى، با عمرى پربرکت در نشر احادیث اهل بیت پیغمبر(ص)و بحث و مناظره با منکرین دین و مخالفین وخدمتگذارى سالهایى از عمرش به حضرت امام رضا(ع)درسال ۲۳۲ یا۲۳۶ ه .ق دار فانى را وداع گفت، و دوستداران علم و حدیث راداغدار نمود .

آنچه مسلم است، اندکى قبل از وفات در نیشابور بوده است. امادر کجا وفات یافته و در کجا مدفون گردیده در کتب تاریخ و حدیث از آن ذکرى نیست .

در حومه شهر مقدس مشهد در کنار جاده سنگ بست مزارى است که مى گویند قبر اباصلت مى باشد. و مردم او را در آنجا زیارت مى کنند. ولى در آن مزار هیچ گونه اثر و نشانه اى که ثابت کنداین مزار متعلق به ابوصلت است وجود ندارد. سنگ و لوحى هم دراثبات این مطلب در آنجا نمى باشد .

البته خود این شهرت تاریخى مى تواند قرینه اى بر این موضوع باشد .

منبع :فرهنگ کوثر – شماره ۳۶