فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

سیّد محمّدصادق بحرالعلوم(ره)

اشاره:

محمد صادق بحرالعلوم فقیه ، اصولی ، ادیب و شاعر بوده که  تحت نظارت پدر مقدمات علوم را فرا گرفت. و سطوح عالی فقه و اصول را نزد میرزای نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی و سید محسن قزوینی ، و تفسیر را نزد بلاغی و علم حدیث و درایه را نزد شیخ ابوتراب خوانساری آموخت. از نائینی و شیخ‌آقا بزرگ تهرانی و سید محسن امین و سید حسن صدر اجازهٔ روایت گرفت. وی کتابخانه‌ای بنیاد نهاد که در آن کتاب‌های خطی نفیسی گردآوری شد. آو اثار بسیاری در فقه و اصول و شعر و ادب پدید آورد که در این مقاله به این مطالب پرداخته شده است.

خاندان

آل بحرالعلوم، از خاندانى بزرگ و از ساداتى هستند که نسبشان به امام حسن مجتبى(علیهم‌السلام) مى‏ رسد. این خاندان که به علم، تقوا و ادب شهرت دارند نخست به «آل طباطبایى» معروف بودند؛ زیرا نسب آن‏ها به ابراهیم طباطبا، فرزند اسماعیل دیباج مى‏ رسد. امّا بعد از سیّد مهدى بحرالعلوم (۱۲۱۲ – ۱۱۵۵ ق.)، سر سلسله این تبار پاک، به «بحرالعلوم» شهرت یافت. اجداد و نیاکان این سلسله، نخست در حجاز سکونت داشتند سپس به سبب ظلم ستمگران علیه علویان، در قرون اوّل و دوم، راهى عراق شدند و در شهرهاى بصره و کوفه اقامت گزیدند. و در قرن سوم، بر اثر سختگیرى‏ هاى حاکمان مستبدّ عبّاسى، و به دلیل امنیّتى که در ایران براى علویان و دوستان اهل‏ بیت(علیهم‌السلام) برقرار بود؛[۱] به
ایران هجرت کردند و ابتدا در اصفهان و سپس در بروجرد مسکن گزیدند. پس از حدود ۹ قرن زندگى در بروجرد، در اوایل قرن ۱۲ ه’ . ق. بسیارى از افراد این خاندان به قصد تحصیل علم به عتبات عالیات کوچ کرده و در شهرهاى نجف و کربلا سکونت کردند.

نسب

۱. سیّد حسن پدر آیت الله سیّد محمّدصادق بحرالعلوم، شخصیتى عالم، ادیب و از شعراى عراق به شمار مى ‏آید. سیّد حسن در سال ۱۲۸۲ق. در نجف اشرف و در خانواده علم و تقوا دیده به جهان گشود. دروس مقدماتى و سطح حوزه را نزد پدرش، سیّد ابراهیم فراگرفت؛ پس از اتمام مقدمات و سطح، در درس خارج آیات عظام: شیخ‏الشریعه اصفهانى، سیّد محمّدکاظم یزدى و شیخ عبداللَّه مازندرانى شرکت جست. سیّد حسن بحرالعلوم، تألیفاتى به نام «تاریخ منظوم» و «دیوان شعر» دارد. وى در سال ۱۳۵۵ق. در نجف اشرف رحلت کرد و در مقبره خانوادگى آل بحرالعلوم به خاک سپرده شد.[۲] ۲. سیّد ابراهیم (۱۳۱۹ – ۱۲۴۸ق.) پدر بزرگ وى، از بزرگ‏ترین شعراى عراق بود، که بخشى از دیوان وى به کوشش شاگردش على شرقى در سال ۱۳۳۲ق. در لبنان به چاپ رسیده است.[۳] ۳. آیت الله سیّد حسین بحرالعلوم (۱۲۲۱ – ۱۳۰۶ق.)، جَدّ دوم وى نیز فقیه، اصولى، ادیب، شاعر و از علماى بزرگ نجف اشرف، در عصر خود بوده است. وى از شاگردان شیخ مرتضى انصارى و میرزا حسن صاحب جواهر به شمار مى آمد. کتاب وزین جواهر الکلام، حاصل همکارى فکرى صاحب جواهر با سیّد حسین بحرالعلوم مى‏ باشد.[۴]
آیت‌الله سیّد حسن صدر او را چنین ستوده است: «او از بزرگ ترین فقها و از عالم‏ترین علماى عصر خود بوده است».[۵] سیّد حسین بحرالعلوم براى معالجه چشم خود سفرى به ایران داشته است. ابتدا در تهران تحت معالجه قرار مى ‏گیرد که بهبودى حاصل نمى‏ شود؛ به قصد زیارت حرم امام رضا(علیه السلام) به مشهد مى ‏رود. در آنجا غبار درب حرم مطهّر را به نیّت شفا بر چشم مى ‏مالد و شفإ؛یب مى‏ یابد.[۶] کتاب شرح الدّره النجفیّه و دیوان شعرى که حاوى قصایدى در منقبت اهل‏ بیت(علیهم‌السلام) است، از آثار اوست.

۴. آیت‌الله سیّد محمّدرضا بحرالعلوم (۱۲۵۳ – ۱۱۸۹ق.) جدّ سوّم او، تنها بازمانده عالم شهیر، محمّدمهدى بحرالعلوم، از فقیهان و عالمان عصر خویش بود که پس از رحلت پدرش، زعامت حوزه علمیه نجف و مرجعیت شیعیان را به دست گرفت. آثار او عبارتند از: شرح الشرایع، کشف القناع فى أصحاب الأجماع، اصول فقه، شرح لمعه شهیدین، فقه استدلالى، فوائد الرجالیّه، رسائل فى الأصول؛ که تمام این کتاب ها به صورت خطّى در کتابخانه دانشکده حقوق و علوم سیاسى – اقتصادى تهران موجود است.[۷]

ولادت و تحصیلات

در ذى القعده ۱۳۱۵ق. در خاندان علم، تقوا و ادب و در شهر عالم پرور نجف اشرف، فرزندى متولّد شد و اهل خانه را شادمان کرد؛ پدر، او را «محمّدصادق» نام نهاد.

محمّدصادق در دامان پدر رشد یافت و در سنین کودکى، خواندن و نوشتن هم چنین مقدّمات حوزه را نزد پدرش فراگرفت. و علم معانى و بیان را نیز از پسر عموى پدرش، مرحوم سیّد مهدى بحرالعلوم آموخت. اساتید وى در دوره سطح حوزه، عبارتند از:

۱ – علّامه شیخ شکر بن احمد بغدادى‏

۲ – سیّد محسن قزوینى‏

۳ – میرزا ابوالحسن مشکینى (۱۳۵۸ – ۱۳۰۵ه’ .ق.)؛ وى از شاگردان میرزا محمّدتقى شیرازى بوده است و بیش از ده کتاب و رساله در موضوعات مختلف تألیف کرده است.[۸]

۴ – میرزا فتّاح شهیدى تبریزى‏

۵ – آیت‌الله سیّد محمود شاهرودى (متوفّاى ۱۳۵۳ش.)

۶ – محمّدعلى کاظمى خراسانى‏

۷ – شیخ اسماعیل محلاّتى

۸ – محمّدحسن مظفّر[۹]

پس از اتمام فقه و اصول، وارد حلقه درس خارج آیت الله نائینى (۱۳۵۵ – ۱۲۷۷ق.) و آیت الله سیّد ابوالحسن اصفهانى (۱۳۶۵ – ۱۲۸۰ق.)، گردید و خوشه ‏هاى فراوانى از علم و معرفت آن‏ها چید. وى به تحصیل فقه و اصول بسنده نکرد و در درس تفسیر علّامه محمّدجواد بلاغى شرکت جست. هم چنین علم درایه و حدیث را از مرحوم ابوتراب خوانسارى، فراگرفت.

سفر به سوریّه و لبنان

او در سال ۱۳۵۳ق.[۱۰] با انگیزه افزایش اطلاعات علمى به سرزمین سوریه و لبنان سفر کرد و توانست در مدّت اقامتش، با علما و ادیبان آن سرزمین، ارتباط برقرار کرده و در مجامع علمى آنجا شرکت کند و به بحث و مناظرات علمى بپردازد. وى سرگذشت و خاطرات سفر خود را نوشته و در مجموع ه‏اى به نام «الرحله الى سوریا و لبنان»، جمع آورى کرد که هم اکنون در کتابخانه شخصى وى به صورت خطّى موجود است.

بازگشت به نجف

سیّد محمّدصادق پس از یکسال اقامت در سوریه و لبنان، در سال ۱۳۵۴ق. به نجف اشرف بازگشت و در درس خارج آیت‌الله سیّد محسن حکیم شرکت جست. و از محضر وى بهره ‏هاى علمى و اخلاقى فراوانى برد. سیّد محمّدصادق بحرالعلوم از همراهان شیخ محمّد بن طاهر سماوى[۱۱] (۱۳۷۰ – ۱۲۹۹ق.) به شمار مى ‏رفت و بیشتر اوقات خود را با او مى‏ گذراند و از معلومات فراوان و کتابخانه شخصى وى استفاده مى ‏کرد. آشنایى با کتابخانه شیخ محمّد سماوى – که شامل کتب متنوّع خطّى و چاپى بود – ، و هم چنین ذوق و شوق درونى به کتاب و کتابخانه، انگیزه‏اى شد که سیّد محمّدصادق نیز به جمع آورى کتب خطّى و چاپى روى آورد. وى پس از چند سال تلاش و کوشش، موفق شد کتابخانه ‏اى تأسیس کند. کتابخانه شخصى او یکى از بزرگ ترین کتابخانه‏ هاى خصوصى نجف اشرف است که در آن، ۱۵ هزار جلد کتاب چاپى و ۱۰۰ جلد کتاب خطّى وجود دارد. هم چنین تمام آثار خطّى خودش نیز در این کتابخانه موجود است.[۱۲] این پایگاه فرهنگى، سالیان سال است که پذیراى محقّقان و طلاب علوم دینى‏ مى‏ باشد. در حال حاضر، تنها پسر مرحوم سیّد محمّدصادق بحرالعلوم، وارث کتابخانه است.

اجازه روایت‏

سیّدمحمّدصادق ازبرخى علماى بزرگ نجف، اجازه روایت دریافت کرده است؛ این اجازه نامه ‏ها در مجموعه ‏اى به نام «اجازاتى» گردآورى شده و در کتابخانه شخصى وى موجود است. علمایى که به ایشان اجازه روایت داده‏اند، عبارتنداز:

سیّد محسن امین، سیّد حسن صدر، سیّد ابوتراب خوانسارى، میرزاى نائینى، شیخ اسداللَّه زنجانى، میرزا هادى خراسانى حائرى، میرزا محمّد عسکرى تهرانى، شیخ آقا بزرگ تهرانى، سیّد جعفر بحرالعلوم، سیّد ناصر لکهنوى، على ‏نقى نقوى لکهنوى،[۱۳] شیخ عبّاس قمى، حبیب آل ابراهیم العاملى، سیّد عبدالحسین شرف‏ الدین عاملى، شیخ محمّد
سماوى و نجم حسن رضوى لکهنوى.[۱۴] وى به بعضى از علما اجازه روایت داده است که عبارتند از: سیّد شهاب‏الدین مرعشى نجفى، سیّد محمود مرعشى نجفى، مرتضى نجومى کرمانشاهى و محمّدجواد حسینى جلالى.[۱۵]

قاضى شرع

آیت الله محمّدصادق بحرالعلوم در ۱۳۶۷ق. از طرف دولت عراق به عنوان قاضى شرع، در استان العماره منصوب شد و حدود شش سال در آن دیارمشغول قضاوت بود. پس از مدّتى، لیاقت و شایستگى وى بر همگان معلوم شد؛ از این رو، مردم بصره از او دعوت کردند تا حاکم شرع بصره شود. بنابراین، در سال ۱۳۷۳ق. به بصره منتقل و به عنوان قاضى شهر منصوب شد و مدّت هفت سال نیز در آنجا منصب قضاوت را عهده دار بود.

وى با وجود این که مجتهد بود، هیچ گاه به فتواى خودش حکم صادر نمى‏ کرد بلکه هر مسئله ‏اى که برایش پیش مى ‏آمد، از حضرت آیت الله سیّد محسن حکیم مى‏ پرسید و طبق فتواى وى، حکم صادر مى ‏کرد. که این قضیّه، نهایت احتیاط او را در صدور احکام قضاوت مى‏ رساند. در سال ۱۳۸۰ق. قانونى با عنوان «قانون احوال شخصیّه» در کشور عراق تصویب شد که تمام قضات ملزم به رعایت آن شدند. آیت الله سیّد محمّدصادق پس از مطالعه قانون مذکور، دریافت که موارد بسیارى از آن با فتاواى صریح علماى شیعه مغایرت دارد؛ به همین علّت، از منصب قضاوت استعفا داد.[۱۶] این عالم متّقى که هدفش از قبول منصب قضاوت، جلب رضاى خدا و خدمت به مردم بود، هنگامى که مشاهده کرد مجبور است خلاف فتواى علماى اسلام حکم صادر کند، از مقام، حقوق و مزایاى عالى قضاوت چشم پوشید. این فراز از زندگى عالم ربّانى، سیّد محمّدصادق بحرالعلوم، درس بزرگى است براى تمام مسئولین و صاحب منصبان، به خصوص کسانى از طلّاب علوم دینى که در امور ادارى مشغول فعالیّت مى‏ باشند و شایسته است با اسوه پذیرى از امثال وى، هیچ وقت ثروت و مقام را بر اجراى حدود الهى برترى نبخشند! وى پس از کناره‏گیرى از قضاوت، به زادگاهش نجف اشرف بازگشت و فعالیّت فرهنگى و تحقیقى خود را ادامه داد.

ویژگى‏ هاى اخلاقى

۱. تواضع. یکى از خصوصیّات بارز وى، تواضع بود. با مردم از هر طبقه و سطحى که بودند، به دور از غرور معاشرت مى کرد و با آن‏ها برابرشأن و مرتبه ‏اى که داشتند، صحبت مى‏ کرد. به طورى فروتن بود که اگر کسى با او برخورد مى‏ کرد، بدون شناخت قبلى، باور نمى‏ کرد وى از علماى بزرگ نجف است.[۱۷]

۲. قناعت. به مال اندکى که خدا روزى او کرده بود، قانع بود و ناشکرى نمى‏ کرد. با وجود این که وضع مالى خوبى نداشت، دست نیاز به سوى هیچ یک از ثروتمندان، براى بهره بردارى مالى، دراز نکرد. نسبت به تجمّلات، بى تفاوت بود و براى این که کسى متوجّه فقر مالى او نشود، لباس‏ هاى تمیز مى‏ پوشید.

۳. اخلاص. تحقیقات علمى و فعّالیت‏هاى فرهنگى را فقط براى رضاى خدا انجام مى‏ داد و در برابر تألیف یا تصحیح کتاب، هیچ وجهى دریافت نمى‏ کرد. خود ایشان در مقدّمه کتاب سر سلسله العلویه مى‏ نویسد: «هدف ما نشر آثار اسلامى است و امیدواریم عمل ما و ناشر محترم، براى رضاى خدا باشد که خداوند بر اساس قصد و نیّت پاداش مى ‏دهد.»

۴. صراحت. او بسیار صریح بود و با کسى رو در بایستى نداشت. اگر مطلبى علمى از او سؤال مى‏ شد و نمى ‏دانست، با صراحت و شجاعت مى‏ گفت: نمى‏ دانم.[۱۸]

ذوق شعرى

آیت‌الله سیّد محمّدصادق، در شعر نیز مهارت داشت. وى در جلسات شعراى نجف شرکت مى‏ کرد و با بسیارى از آنها رابطه علمى داشت. بیش‏تر سروده ‏هاى وى در منقبت ائمّه اطهار(علیهم‌السلام) است. دیوان شعر ایشان به صورت خطّى در کتابخانه شخصى بحرالعلوم موجود است. مطلع شعر وى در رثاى استادش، سیّد محسن امین چنین است:

اى وَ وَصْلِ الْحَبیبِ بَعْدَ التَّناءى اِنَّ داءَ الْهَوى لِأعْظَمِ داءٍ[۱۹]

تألیفات‏

آیت‌الله محمّدصادق، جایگاه بلندى در محافل علمى عراق داشت و در امر تألیف، تحقیق،[۲۰] تعلیق[۲۱] و تقدیم کتب،[۲۲] بسیار کوشا بود به طورى که کمتر کسى را مى‏توان با او مقایسه کرد. شیخ‏ آقا بزرگ تهرانى درباره او مى ‏نویسد: او به مطالعه کتاب در موضوعات مختلف، علاقه زیادى داشت و به جمع آورى کتاب، عشق مى‏ ورزید. وى از دوستان و یاران ما بلکه، دوست داشتنى ‏ترین، باوفاترین و نزدیک‏ترین عزیزان ما مى ‏باشد. مدّت زیادى است با او معاشرت و مراوده دارم و جایگاه علمى او براى من محرز شده است؛ و مى‏ دانم به درجات عالى از فضل و بزرگى رسیده است.»[۲۳] بسیارى از مؤلّفان و محقّقان عراق از خرمن معلومات انبوه و کتابخانه ارزشمند بحرالعلوم، استفاده کرده‏ اند. وى بیش‏تر وقت خود را به مطالعه، تألیف و جوابگویى به پرسش مؤلفان مى ‏گذراند؛ که حاصل این زحمات، تألیف بیش از ده جلد کتاب در موضوعات مختلف و تصحیح و احیاى ده‏ها جلد کتاب از منابع شیعه است. هم چنین وى با مطبوعات عراق ارتباط علمى داشت و برخى از آثارش را در آن‏جا منتشر کرد، آثار علمى وى را مى‏ توان به چهار بخش تقسیم کرد:

الف) تألیفات، که عبارتند از:

۱ – دلیل القضاء الشرعى، اصوله و فروعه؛ این کتاب در ۶ جلد تألیف گردیده که ۳ جلد آن توسّط مکتبه الحیدریّه[۲۴] در سال ۱۳۷۸ق. در نجف اشرف به چاپ رسید و ۳ جلد دیگر آن به صورت خطّى در کتابخانه وى موجود است. موضوع کتاب، تاریخ پیدایش قضاوت و تکامل آن در طول دوران خلافت اسلامى تا زمان مؤلف، است. وى در بخشى از کتاب، ابتدا فتاواى مذاهب اسلامى در باب قضاوت را ذکر کرده و سپس به بررسى و تحلیل آن پرداخته است.

۲ – المجموع الرّائق؛ خطّى، ۵۰۰ ورق و دربردارنده مطالبى گوناگون به نظم و نثر.[۲۵]

۳ – السلاسل الذَّهبیه؛ خطّى، شامل ۵۰۰ صفحه؛ این کتاب شبیه کشکول است[۲۶] و شامل فوائد ادبى، تاریخى، رجالى و… به نظم و نثر است. سیّد محسن امین اجازه
روایى خود رإ؛ براى آیت‌الله سیّد محمّدصادق بحرالعلوم، پشت جلد این کتاب نوشته است.

۴ – الأجازات؛ موسوم به سلاسل الروایات و طرق الأجازات، خطّى.[۲۷]

۵ – شذور الذّهبیّه؛ خطّى.[۲۸]

۶ – الدّرر البهّیه فى علماء الأمامیّه من القرن الحادى عشر الى الرابع عشر؛ خطّى.[۲۹]

۷ – الصکوک الشّرعیه (اسناد و مدارک شرعیه). خطّى، شامل تمام احکامى که در مدّت قضاوت صادر کرده و به تأیید دادگاه استیناف شرعى عراق رسیده است.[۳۰]

۸ – اجازاتى؛ خطّى، شامل مجموع اجازه نامه‏ هایى که از طرف علما برایش نوشته شده است.

۹ – اللاّلى المنظومه؛ خطّى، کتابى است شبیه کشکول و دربردارنده مطالب مختلف ادبى، علمى، اجتماعى و… مى ‏باشد.

۱۰ – اللّؤلؤ المنظوم فى نسب بحرالعلوم؛ خطّى، کتابى است به نظم که آیت‌الله بحرالعلوم نسب خود را به صورت شعر بیان کرده است.

۱۱ – قرظه کبار ادباء النجف والکربلا؛ خطّى.

۱۲ – دیوان شعر؛ خطّى.[۳۱]

۱۳ – الرحله الى سوریا و لبنان؛ خطّى.[۳۲]

ب) کتبى که توسط ایشان تصحیح و مقابله شده است:

۱ – امالى، شیخ طوسى، ۲جلد، چاپ نجف، ۱۹۴۵ م.

۲ – انساب القبایل العراقیه و غیرها، محمّدمهدى قزوینى.

۳ – عمده الطالب فى انساب آل ابى‏طالب، چاپ نجف، ۱۹۶۱ م.

۴ – غایه الاختصار فى بیوتات العلویه المحفوظه من الغبار، چاپ نجف، ۱۹۶۳ م.

۵ – البلدان، یعقوبى، چاپ نجف، ۱۹۵۷ م.

۶ – فرق الشیعه، نوبختى، چاپ نجف، ۱۹۵۹م.

۷ – تاریخ کوفه، براقعى، چاپ نجف، ۱۹۶۸ م.

۸ – فهرست، شیخ طوسى، چاپ نجف، ۱۹۶۱م.

۹ – تاریخ یعقوبى، چاپ نجف، ۱۹۴۶ م.

۱۰ – کفایه الطالب، چاپ نجف، گنجى، ۱۳۵۶ق.

۱۱ – تحف العقول، چاپ نجف، ۱۹۶۳ م.

۱۲ – تذکره الخواص، چاپ نجف، سبط ابن جوزى، ۱۹۶۴ م.

۱۳ – الحجه على الذاهب لتکفیر ابى‏طالب، فخر بن معد.

۱۴ – دیوان شیخ الابطح ابى‏طالب، چاپ نجف، ۱۹۵۶ م.

۱۵ – رجال خاقانى، چاپ نجف، ۱۹۶۸.

۱۶ – رجال بحرالعلوم، چاپ نجف، ۱۹۶۷ م.

۱۷ – رجال شیخ طوسى، چاپ نجف، ۱۹۶۱ م.

۱۸ – رجال حلّى، چاپ نجف، ۱۹۶۱ م.

۱۹ – علل الشرایع، ابن بابویه قمى، چاپ نجف، ۱۹۶۶م.

۲۰ – سرسلسله العلویه، چاپ نجف، ۱۹۶۳ م.

۲۱ – شذور العقود فى ذکر النقود، مقریزى، ۱۳۵۶ق.

۲۲ – معالم العلما، ابن شهرآشوب.[۳۳]

ج: کتبى که توسّط ایشان حاشیه نویسى شده است، عبارتند از:

۱ – حاشیه بر فرائد الاصول.

۲ – حاشیه بر کفایه.

۳ – حاشیه بر مکاسب.

۴ – حاشیه بر کشف الظنون.

۵ – الکوکب السماویّه فى شرح القصیده الفرزدقیّه.[۳۴]

د: کتابهایى که توسّط ایشان مقدّمه نگارى شده است:

۱ – الجبال و الأمکنه و المیاه، زمخشرى، چاپ نجف، ۱۹۶۲ م.

۲ – الدرجات الرّفیعه فى طبقات الشیعه، سیّد على خان، چاپ نجف، ۱۹۶۲ م.

۳ – مجموعه ورّام، چاپ نجف، ۱۹۶۴ م.

۴ – المحاسن، محمّد بن خالد، برقى، چاپ نجف، ۱۹۶۴م.

۵ – نزهه الناظر، چاپ نجف، ۱۳۵۶ق.[۳۵]

فرزندان

سیّد محمّدصادق بحرالعلوم در سنین جوانى با دختر عموى خود (آیت‌الله سیّد محمّد بحرالعلوم) ازدواج کرد که حاصل این پیوند، یک دختر و یک پسر مى ‏باشد. تنها بازمانده ایشان، سیّد مهدى بحرالعلوم، در سال ۱۳۴۵ق. در نجف متولّد شد. سیّد مهدى فردى با ایمان و با اخلاق است که سال ‏ها کارمند اداره ثبت احوال کرکوک بود.[۳۶] وى پس از بازنشستگى، به نجف اشرف بازگشت و هم اکنون در آن‏جا زندگى مى‏ کند.

رحلت

آیت‌الله سیّد محمّدصادق پس از سال‏ ها تلاش در عرصه فرهنگِ مکتوب تشیّع، در روز ۲۱ رجب ۱۳۹۹ق. در نجف اشرف به سراى باقى شتافت و جامعه علمى -فرهنگى عراق را داغدار کرد. جنازه ایشان پس از تشییع، در مقبره خانوادگى آل بحرالعلوم[۳۷] و در کنار قبر پدر بزرگوارش، سیّد حسین بحرالعلوم به خاک سپرده شد. روحش شاد.

پی نوشت:

[۱] دائره المعارف بزرگ اسلامى، ج ۱، ص ۵۹۸.

[۲] رجال بحرالعلوم، ج ۱، ص ۱۲۳.

[۳] دائره المعارف بزرگ اسلامى، ج ۱، ص ۶۰۰.

[۴] همان، ص ۵۹۹.

[۵] شعرآء الغرى، ج ۳، ص ۲۱۶.

[۶] دائره المعارف تشیّع، ج ۳، ص ۱۱۵ و شعرى الغرى، ج ۳، ص ۲۱۶.

[۷] دائره المعارف بزرگ اسلامى، ج ۱ ص ۵۹۹.

[۸] نقباء البشر، ج ۱، ص ۳۸.

[۹] رجال بحرالعلوم، ج ۱، ص ۱۲۶.

[۱۰] همان.

[۱۱] محمّد بن طاهر سماوى عالم، فاضل، ادیب و مورّخ، در شهر سماوه متولّد شد و سالیان متمادى در بغداد به قضاوت مشغول بود؛ سپس به نجف اشرف منتقل شد و در کنار قضاوت، مشغول تحصیل و تألیف گردید و توانست یکى از کتابخانه‏هاى بزرگ و نفیس نجف را تأسیس کند. برخى تألیفات وى عبارتند از: أبصار العین فى أنصار الحسین، تاریخ معصومین، شجره الشجره، شجره الریاض، صُدى الفؤاد، ضرافه الأحلام، عنوان اشرف، الکواکب السماویّه، مجالى اللّطف بأرض الطّف و موجز توارخ اهل‏البیت. (موسوعه عتبات المقدّسه، ج ۲، ص ۶۸۶.)

[۱۲] همان، ج‏۷، ص ۳۰۴.

[۱۳] رجال بحرالعلوم، ج ۱، ص ۱۲۷.

[۱۴] المفصّل فى تراجم الأعلام، ص ۱۲.

[۱۵] همان، ص ۱۲.

[۱۶] همان، ص ۱۳.

[۱۷] همان، ص ۱۴.

[۱۸] همان، ص ۱۵.

[۱۹] همان، ص ۲۰.

[۲۰] تحقیق کتاب عبارت است از: تصحیح نسخه خطى، تقابل نسخه‏ها، غلط گیرى و تحقیق درباره مؤلف کتاب.

[۲۱] حاشیه نویسى بر کتاب.

[۲۲] مقدمه نویسى بر کتاب.

[۲۳] المفصّل فى تراجم الأعلام،ص ۲۱.

[۲۴] الذریعه، ج ۸، ص ۲۵۹.

[۲۵] همان، ج ۲۰، ص ۵۵.

[۲۶] همان، ج ۱۲، ص ۲۱۱.

[۲۷] المفصّل فى تراجم الأعلام، ص ۲۰.

[۲۸] رجال بحرالعلوم، ج ۱، ص ۱۲۷.

[۲۹] همان.

[۳۰] همان.

[۳۱] همان.

[۳۲] المفصّل فى تراجم الأعلام.

[۳۳] معجم المؤلفین العراقین، کورکیس عوّاد، ص ۱۸۵.

[۳۴] رجال بحرالعلوم، ج ۱، ص ۱۲۷.

[۳۵] معجم المؤلفین العراقین، ص ۱۸۶.

[۳۶] رجال بحرالعلوم، ج ۱، ص ۱۲۸.

[۳۷] این مقبره در جنب مسجد شیخ طوسى در نجف اشرف واقع شده است.

منبع: على احمدى