فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

شیخ جواد فومنى حائرى (ره)

اشاره:

مرحوم آیت‏ اللّه‏ حاج شیخ جواد فومنى حائرى فرزند مرحوم آیت‏ اللّه‏ شیخ جعفر فرزند مرحوم ملا احمد فرزند مرحوم ملا اسماعیل فومنى، از علماء غیرتمند و ظلم ‏ستیز رى و تهران بودند . پدر بزرگوار آیت‏ اللّه‏ حاج شیخ جواد فومنى، مرحوم آیت‏ اللّه‏ حاج شیخ جعفر فومنى حائرى. صاحب مقامات و کرامات، از مجتهدین و مدرسین برجسته کربلا به شمار مى ‏رفت . مادر گرامیش سیده بانو دختر عبدالکریم مرحوم بود .
پدرش مرحوم حاج شیخ جعفر عمر خود را در تربیت طلاب علوم آل محمد سپرى نمود و شاگردان بسیارى را ترتیب نمود که از جمله دانش آموختگان محضر درس ایشان، حضرت آیت‏ اللّه‏ بهجت . دامت برکاته . مى ‏باشند، ایشان درباره مرحوم حاج شیخ جعفر فومنى حائرى در بیانى گوید:
مرحوم حاج شیخ جعفر (رحمه ‏اللّه‏ علیه) از جمله معدود افرادى بودند که گاهى بعضى حقایق نهانى و اسرار باطنى از ایشان ظهور پیدا مى ‏کرد و معلوم بود چیزهایى مى‏ دانند که در آن عهد بسیارى از مدعیان از آن بى ‏خبر بودند. به خاطر دارم آخرین بار که ایشان را ملاقات کردم در کمال صحت و سلامت و بدون هیچ عارضه ‏اى، خبر فوت خودشان را به من دادند و یک هفته بعد، از این دنیا رخت بربستند. بالاتر از هر چیز دیگر که باید به عنوان یک اصل مهم در زندگى آن عالم ربانى از آن یاد کرد، خصوصیات اخلاقى ایشان است، در این زمینه بدون اینکه ریاضاتى را متحمل شده باشد در مرتبه ‏اى قرار داشت که ما با سالها ریاضت نمى ‏توانستیم برسیم. در توصیف اخلاقیات ایشان مى‏ توان گفت پس از یک عمر زندگانى با آن آوازه، در تمام کربلا دو نفر مخالف نداشت .
مرحوم حاج شیخ جعفر در رواق مقدس حضرت سیدالشهداء علیه‏ السلام به اقامه نماز جماعت مى‏ پرداختند و مردم از جماعت ایشان بهره ‏مند گردیدند و بالاخره در (۱۳۵۷ق) پس از ۵۴ سال زندگى سعادتمندانه روحش به ملکوت اعلى پیوست. گویند:مرحوم حاج شیخ جعفر فومنى حائرى در آخرین لحظات حیات دفعتا اشاره فرمودند که:مرا بلند کنید، بى ‏درنگ زیر بازویش را گرفته و او را نشانیدند، نگاهى به پیش روى خود انداخت، دیگر نفسى باقى نمانده بود که سر خود را به حال تعظیم فرود آورد و جان به جان آفرین تسلیم نمود.
خبر رحلت ایشان از مناره‏ هاى حرم سیدالشهداء علیه ‏السّلام در سطح شهر کربلا منتشر شد و طى مراسم با شکوهى با حضور علماء و مؤمنین شهر کربلا پیکر پاکش تشییع و در رواق مقدس امام حسین علیه ‏السّلام پشت سر به خاک سپرده شد.

ولادت آیت‏ اللّه‏ فومنى

مرحوم حاج شیخ جواد فومنى حائرى پس از ازدواج پدر بزرگوارش با سیده بانو، در روز چهارشنبه ۲۲ خرداد سال ۱۲۹۱ه.ش برابر با ۲۷ جمادى ‏الثانى ۱۳۳۰ه.ق در کربلاى معلى محله باب‏ النجف در یک خانواده روحانى پا به عرصه گیتى نهاد.

مراحل تحصیل

۱٫ مکتب ‏خانه: مرحوم فومنى کودکى بیش نبود که پدر بزرگوارش او را به نزد مرحوم حاج شیخ على ‏اکبر نائینى فرستاد و ایشان در محضر مرحوم نائینى، آداب نماز، تلاوت قرآن، سواد خواندن و نوشتن، آشنایى با لغات و هنر خط و کتابت را آموخت.
۲ . مقدمات و سطح: ایشان ده سال داشتند که ملبس به لباس روحانیت شدند. صرف و نحو و ادبیات عرب را از محضر پدر بزرگوارش تلمذ نمود و تا مراحل مختلف علمى در حلقات دروس معظم له شرکت مى ‏جست.
سطح را نزد اساتید کربلا از جمله مرحوم حاج شیخ جعفر رشتى در مدرسه بادکوبه به پایان رسانید.
۳ . دروس خارج فقه و اصول: ایشان با عزیمت به نجف اشرف در دروس آیات عظام و اساتید بزرگوار مرحوم آیت‏ اللّه‏ حاج ‏آقا ضیاء الدین عراقى و مرحوم آیت‏ اللّه‏ سید ابوالحسن اصفهانى شرکت جستند و توانستند با کوشش و زحمت فراوان در راه کسب علوم آل محمّد صلّى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله و سلّم در سن ۲۵ سالگى به درجه اجتهاد نایل آیند و از علماء بزرگى هم چون آیت‏ اللّه‏ عراقى اجازه اجتهاد دریافت کنند.

هجرت به تهران

مرحوم آیت ‏اللّه‏ حاج شیخ جواد فومنى پس از فوت پدر بزرگوارش در سال ۱۳۵۷ه.ق برابر با ۱۳۱۷ش در ۲۷ سالگى براى نشر احکام اسلام عازم تهران شدند. ایشان پس از ورود به تهران، در منزل یکى از بستگانشان اقامت گزیدند و ضمن اقامه نماز جماعت و سخنرانى و منبر، به نشر احکام و هدایت مردم پرداختند. ورود ایشان همزمان بود با شروع جنگ جهانى دوم و اواخر حکومت دیکتاتورى رضاشاه. بیانات و رفتار و کردار ایشان به سرعت مورد توجه مؤمنین محل قرار گرفت و به دلیل نامناسبت بودن منزل مسکونى، اقدامات اولیه براى بنا و ساخت مسجدى براى ایشان صورت گرفت.

فعالیتهاى دینى و فرهنگى

مرحوم آیت‏ اللّه‏ حاج شیخ جواد فومنى بعد از مهاجرت به تهران و مشاهده نابسامانیهاى فرهنگى و دینى در میان اقشار مختلف مردم و نگرانى از آینده کشور، مردم را نسبت به مسائل اجتماعى و فرهنگى و سیاسى حساس جامعه آگاه می ساخت و به افشاء برنامه ‏هاى رژیم مى‏ پرداخت و در همین راستا به تأسیس و بناى بنیادهاى اجتماعى فرهنگى اسلامى همّت گمارد و به طور عملى به مبارزه با برنامه‏ هاى ضد دینى رژیم پهلوى پرداخت و توانست مساجد و مراکز بسیارى را تأسیس کند که برخى از آنها عبارت اند از:
۱ . تشکیل اتحادیه دینى .
۲ . بناى مسجد نو .
۳ . دبستان نو (دخترانه) .
۴ . تأسیس اولین کودکستان تربیت بدنى .
۵ . تأسیس شرکت تعاونى «روزى دهشاهى»
۶ . تأسیس دبستان نو ویژه پسران .
۷ . احداث مسجد نو شماره ۲ .

مبارزات سیاسى

مرحوم آیت‏ اللّه‏ فومنى در پى انجام رسالت دینى و اسلامى خود، مخالفتها و اعتراضاتى به برخى سیاستهاى رژیم به عمل مى ‏آوردند و سخنان ایشان در ابعاد مختلف سیاسى، نظامى، فرهنگى، اقتصادى، داخلى و خارجى. مبین جامع‏ نگرى و روشن‏ بینى ایشان نسبت به مسائل و مشکلات کشور بود. افشاگریها و روشنگریهاى آیت ‏اللّه‏ فومنى در مسجد نو ساواک را مجبور کرد تا جهت اطلاع از سخنان ایشان عوامل نفوذى را به مسجد بفرستد.
مرحوم فومنى نیز هرچه زمان مى ‏گذشت و مظاهر فساد و فحشا و بى ‏دینى در جامعه گسترش پیدا مى ‏کرد، لحن و سخنانش صریح ‏تر و بى ‏پرده‏ تر مى ‏شد و به مرور این انتقادات و اعتراضات، رنگ و بُوى سیاسى به خود مى ‏گرفت. ساواک نیز حساس‏ تر و شدیدتر با مرحوم فومنى برخورد مى ‏کرد، به طورى که از اواسط دهه ۳۰ تا زمان فوت ایشان در سال ۴۳، جمعا حدود چهار بار، توسط ساواک دستگیر شدند. آن طور که از استاد ساواک و اظهارات نزدیکان و اطرافیان مرحوم فومنى نمایان است در پس هر دستگیرى، موجى از مخالفت و اعتراض از سوى اقشار مختلف مردم و روحانیون بوجود مى ‏آمد و انتقال این اعتراضات و ناخشنودیهاى مردمى به علماء و بزرگان، موجبات حرکت و تلاش آنان جهت آزادى آن مرحوم مى ‏گردید. در تمام دفعاتى که ایشان دستگیر مى ‏شدند به واسطه نفوذ و اعتراض علماء بزرگى چون آیت‏ اللّه‏ بروجردى، آیت‏ اللّه‏ بهبهانى، آیت‏ اللّه‏ محمدتقى آملى و… رژیم مجبور به آزادى ایشان مى گردید.
اولین دستگیرى در تاریخ ۱۶ / ۱۰ / ۱۳۳۸
دومین دستگیرى در تاریخ ۲ / ۵ / ۱۳۳۹
سومین دستگیرى در تاریخ ۲۲ / ۲ / ۴۲
چهارمین دستگیرى در تاریخ ۱۰ / ۱۱ / ۴۲
تقارن بیمارى و فوت ایشان با ایام لیله ‏القدر و شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان بسیار میمون و مبارک و توفیقی بود براى آن مرحوم که هم چون مولایش على علیه‏ السّلام در مقابل دشمنان دین و کج ‏اندیشان ثابت قدم و استوار به راه خود ادامه دهد.
جنازه مرحوم فومنى در روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان از تهران به حرم مطهر حضرت عبدالعظیم علیه السّلام توسط چندین هزار جمعیت روزه ‏دار بر دوش حمل گردید. مردم مسلمان جنازه آن مرحوم را با پاى پیاده ۱۲ کیلومتر بر دوش حمل کردند و در تشییع جنازه بر علیه رژیم شعار می ‏دادند. طبق وصیت جنازه ایشان در شب بیست و چهارم ماه مبارک رمضان به حضرت عبدالعظیم علیه السّلام حمل و در مقبره ‏اى که در سمت شرقى صحن مطهر قراردارد به خاک سپرده شد.