آیا کسی به مادرش فحش می‌دهد؟

ازدواج پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) با عایشه و حفصه، دلیل بر فضیلت آنها نیست؟ زیرا قرآن می‌فرماید:

الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَ الطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ (نور/آیه۲۶)

چرا برخی از شیعیان به عایشه توهین می‌کنند. در صورتی که قرآن، زنان پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) مادران مؤمنین خوانده است:

النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ( أحزاب/آیه۶)

آیا کسی به مادر خودش فحش می‌دهد؟

پاسخ:

در رابطه با که این‌که قرآن می‌فرماید:

زنان پاک برای مردان پاک هستند و زنان ناپاک برای مردان ناپاک هستند. اگر ما این آیه را بپذیریم، قضیه حضرت نوح و لوط (علیهما السلام) را چه کنیم؟ که خداوند متعال اشاره به کفرشان کرده در حالی که هر دو همسران پیامبر بودند.

قرآن می‌فرماید:

ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَهَ نُوحٍ وَ امْرَأَهَ لُوطٍ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحِینِ فَخَانَتَاهُمَا (تحریم/آیه۹)

زنان حضرت لوط و نوح (علیهما السلام) با این‌که همسر دو پیامبر بودند، در حق آنها خیانت کردند. البته به عقیده شیعیان، خیانت در اینجا، به معنای خیانت ناموسی نیست. گرچه بعضی از اهل سنت خیانت را به خیانت ناموسی تفسیر کرده‌اند. ولی ما می‌گوییم مراد از این خیانت این است که بعضی از مطالب داخل خانه را برای کفار و مشرکین می‌بردند و زمینه اذیت و آزار حضرت نوح و لوط (علیهما السلام) را فراهم می‌کردند.

قرآن هم در ادامه آیه می‌فرماید:

فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللهِ شَیْئًا وَ قِیلَ ادْخُلا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ

این‌که اینها زنان پیامبر بودند، برای‌شان سودمند نشد و گفته می‌شود داخل آتش جهنم شوید.

پس این قضیه به صورت کلی و در همه جا صادق نیست.البته همسر پیامبر بودن، فضیلتی بزرگ است که شاید بالاتر از آن به ذهن هم متصور نشود. ولی فضیلتی نیست که بتواند او را از آتش جهنم نجات دهد. یعنی همسران پیامبر، وجب لها الجنه نیستند و گناه در پرونده آنها تأثیر می‌گذارد. اگر همسر  پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) عایشه ام المومنین در جنگ جمل، ۳۰ هزار نفر را به کشتن بدهد، آیا این‌کار، جزء پرونده او نیست؟

آیا فردای قیامت از او مؤاخذه‌ای نخواهد شد؟

آیا قیام در برابر امام و خلیفه وقت مسلمین عقوبت ندارد؟

آیا بر خلاف این آیه عمل کردن:

وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَى (أحزاب/آیه۳۳)

و در جنگ علیه خلیفه مسلمین قرار گرفتن، عقوبت ندارد؟

همسر پیامبر بودن، فضیلتی است در جای خودش و کارهای نادرست هم مسئله‌ای دیگر است در جای خودش و:

وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ (زلزله/آیه۸)

وَ لَا تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَیْهَا وَ لَا تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَى (أنعام/آیه۱۶۴)

جالب این است که مفسرین اهل سنت می‌گویند همین آیه شریفه، تعریضی است بر عایشه و حفصه. اگر آقایان گلایه دارند، از علماء خودشان گلایه کنند.جناب ابن جوزی ـ از علماء بزرگ اهل سنت ـ در کتاب تفسیری زاد المسیر می‌گوید:

ضرب الله المثل الأول یحذّر به عائشه وحفصه رضی الله عنهما

در این آیه، خداوند، عایشه و حفصه را می‌ترساند که همسر پیامبر بودن، مانع ورود به جهنم نخواهد شد.[۱]

ضرب الله

باید بدانید که که هیچ‌یک از فقهاء و علماء شیعه، نه دستور ناسزا گفتن به عایشه و دیگر صحابه را صادر کرده‌اند و نه به این کار رضایت داده‌اند.حتی تمام بزرگان شیعه از شیخ مفید تا فقهاء معاصر، هرگونه سبّ و ناسزا به صحابه را نادرست می‌دانند. اگر چنانچه چند نفر عوام این کار را انجام می‌دهند، این را نباید به حساب شیعیان گذاشت. آنچه که بیان‌گر عقاید شیعه است، کلمات فقهاء شیعه و نظر مراجع عظام تقلید است.قرآن هم این عمل را نهی می‌کند و حتی ناسزا گفتن نسبت به مشرکان و بت‌پرستان را نهی می‌کند و می‌فرماید:

وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ فَیَسُبُّوا اللهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ (أنعام/آیه۱۰۸)

اما مسأله أم المؤمنین بودن، به خواستن یا نخواستن یا گفتن و نگفتن کسی نیست. این یک مسئله قرآنی است. اگر کسی این را انکار کند، قرآن را انکار کرده است. ولی معنای أم المؤمنین بودن، فقط یک پیام و ویژگی دارد و آن این است که بعد از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله)، کسی حق ازدواج با زنان پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) را ندارد. اگر عایشه، اکنون در جمع مسلمانان حاضر شود، برای تمام مسلمانان نامحرم است. ولی کسی نمی‌تواند با او ازدواج کند. همان‌طور که با حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) و حفصه نمی‌تواند. بعضی از صحابه (طلحه)هم بودند که می‌گفتند پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) بعضی از زنان و دختران زیبای ما را می‌گیرد و اگر از دنیا برود، ما هم با همسران او ازدواج می‌کنیم.

این مطلب به صورت گسترده در صحیح‌ترین و قدیمى‌ترین منابع اهل سنت یافت مى‌شود:

مقاتل بن سلیمان که از قدیمى‌ترین تفسیرپردازان اهل سنت به شمار مى‌رود، در شأن نزول آیه ۵۳ سوره احزاب «وَما کانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِکُمْ کانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظیماً» مى‌نویسد:

فقال طلحه بن عبید الله القرشی من بنی تیم بن مره: ینهانا محمد أن ندخل على بنات عمنا، یعنی عائشه، رضی الله عنها، وهما من بنی تیم بن مره، ثم قال فی نفسه: والله، لئن مات محمد وأنا حی لأتزوجن عائشه، فأنزل الله تعالى فی قول طلحه بن عبید الله «وَما کانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِکُمْ کانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظیماً» لأن الله جعل نساء النبی صلى الله علیه وسلم على المؤمنین فی الحرمه کأمهاتهم. فمن ثم عظم الله تزویجهن على المؤمنین.

طلحه بن عبید الله قرشى از بنى تیم گفت:

محمد ما را از این که به نزد دختر عمویمان یعنى عائشه رویم ! – طلحه و عائشه هر دو از بنى‌تیم بودند- سپس در دل خویش گفت: قسم به‌خدا اگر محمد بمیرد و من زنده باشم، با عائشه ازدواج مى‌کنم.

به همین سبب خداوند این آیه را نازل کرد که «شما حق ندارید که رسول خدا را آزار دهید و حق ندارید که بعد از او با همسرانش ازدواج کنید که این کار در نزد خداوند (گناه) بزرگى است».

زیرا خداوند همسران رسول خدا (صلی الله علیه واله)‌ را در حرمت ازدواج مانند مادرانشان قرار داده است و به همین سبب خدا ازدواج با آنان را گناه کبیره براى مومنان دانسته است.[۲]

ام المومنین

و أبومظفر سمعانى مى‌نویسد:

وقوله: «ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ» قال أهل التفسیر: لما نزلت آیه الحجاب ومنع الرجال من الدخول فی بیوت النبی، قال رجل من الصحابه: ما بالنا نمنع من الدخول على بنات أعمامنا، والله لئن حدث أمر لأتزوجن عائشه، والأکثرون على أن القائل لهذا طلحه بن عبید الله، وکان من رهط أبی بکر الصدیق.

اهل تفسیر گفته‌اند که وقتى آیه حجاب نازل شد و مردان از ورود به خانه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) منع شدند، یکى از صحابه گفت: چه شده است که ما را از وارد شدن به دختران عموى‌مان، باز مى‌دارند ؟ قسم به خدا اگر اتفاقى افتاد (رسول خدا مرد) با عائشه ازدواج مى‌کنم.

بیشتر علما بر این عقیده‌اند که گوینده این سخن، طلحه بن عبید الله بوده است که از قبیله ابو‌بکر بود.[۳]

طلحه خواستگار عایشه

نحاس در ” معانی القرآن “ شان نزول این آیه را این چنین بیان می کند :

” قال قتاده قال رجل من أصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم إن مات رسول الله صلی الله علیه وسلم تزوجت فلانه . قال معمر قال هذا طلحه لعائشه   “

قتاده می گوید :

مردی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه – و آله – وسلم گفت : اگر رسول الله بمیرد ، با فلانه ( یکی از زنان پیامبر ) ازدواج خواهم کرد . معمر می گوید : گوینده این جمله همانا طلحه بوده است در مورد عایشه )[۴]

خواستگار عایشه

ابن أبوحاتم رازى در تفسیر خود سه روایت در این باره نقل کرده است:

۱۷۷۶۳ عن ابن عباس رضی الله، عنه فی قوله: وما کان لکم ان تؤذوا رسول الله… قال: نزلت فی رجل هم ان یتزوج بعض نساء النبی صلى الله علیه وسلم بعده، قال سفیان: ذکروا انها عائشه رضی الله، عنها.

۱۷۷۶۴ عن عبد الرحمن بن زید بن اسلم قال: بلغ النبی صلى الله علیه وسلم ان رجلا یقول: ان توفی رسول الله صلى الله علیه وسلم تزوجت فلانه من بعده، فکان ذلک یؤذی النبی صلى الله علیه وسلم فنزل القران وما کان لکم ان تؤذوا رسول الله.

۱۷۷۶۵ عن السدى رضی الله، عنه قال: بلغنا ان طلحه بن عبید الله قال: ایحجبنا محمد، عن بنات عمنا، ویتزوج نسائنا من بعدنا لئن حدث به حدث لنتزوجن نساءه من بعده. فنزلت هذه الایه

از ابن عباس روایت شده است که در مورد آیه «وما کان لکم أن توذوا…» گفت: در مورد مردى نازل شد که مى‌خواست با بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) یکى از همسران آن حضرت ازدواج کند. سفیان گفته است که چنین مى‌گویند که آن زن عائشه بوده است !

از عبد الرحمن بن زید بن اسلم روایت شده است که گفت:

به پیامبر (صلی الله علیه واله) خبر رسید که مردى مى‌گوید: اگر پیامبر از دنیا رفت من بعد از او با فلان زن ازدواج مى‌کنم !

سخن او سبب آزار رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شد؛ و این آیه نازل گردید که «وما کان لکم أن توذوا…»

از سدى از عبد الرحمن بن زید روایت شده است که به ما خبر رسید که طلحه بن عبید الله گفت:

آیا محمد بین ما و دختران عمو‌مان پرده قرار مى‌دهد ؟ و خود بعد از مردن ما با همسران ما ازدواج مى‌کند ؟ قسم به خدا اگر براى او اتفاقى افتاد، بعد از او با همسرانش ازدواج خواهیم کرد.

به همین سبب این آیه نازل شد ![۵]

طلحه خواستگار عایشه

مشابه این مطلب را بیهقی در سنن خویش از قول ابن عباس بیان می کند و اضافه می کند که آن مرد قصد ازدواج با عایشه و ام سلمه را داشته است .

۱۳۴۱۸ – أَخْبَرَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدَانَ، أنبأ سُلَیْمَانُ بْنُ أَحْمَدَ اللَّخْمِیُّ، ثنا الْحَسَنُ بْنُ الْعَبَّاسِ الرَّازِیُّ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ حُمَیْدٍ، ثنا مِهْرَانُ بْنُ أَبِی عُمَرَ، ثنا سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ، عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِی هِنْدٍ، عَنْ عِکْرِمَهَ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَوْ قَدْ مَاتَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَتَزَوَّجْتُ عَائِشَهَ أَوْ أُمَّ سَلَمَهَ، فَأَنْزَلَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: {وَمَا کَانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللهِ، وَلَا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِکُمْ کَانَ عِنْدَ اللهِ عَظِیمًا} [الأحزاب: ۵۳] ” قَالَ سُلَیْمَانُ: لَمْ یَرْوِهِ عَنْ سُفْیَانَ إِلَّا مِهْرَانُ

خواستگار عایشه

و قرطبى مفسیر شهیر و پرآوازه سنى مى‌نویسد:

وَقَالَ الْقُشَیْرِیُّ أَبُو نَصْرٍ عَبْدُ الرَّحْمَنِ: قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ قَالَ رَجُلٌ مِنْ سَادَاتِ قُرَیْشٍ مِنَ الْعَشَرَهِ الَّذِینَ کَانُوا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلَى حِرَاءٍ- فِی نَفْسِهِ- لَوْ تُوُفِّیَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَتَزَوَّجْتُ عَائِشَهَ، وَهِیَ بِنْتُ عَمِّی. قَالَ مُقَاتِلٌ: هُوَ طَلْحَهُ بْنُ عُبَیْدِ اللَّهِ. قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: وَنَدِمَ هَذَا الرَّجُلُ عَلَى مَا حَدَّثَ بِهِ فِی نَفْسِهِ، فَمَشَى إِلَى مَکَّهَ عَلَى رِجْلَیْهِ وَحَمَلَ عَلَى عَشَرَهِ أَفْرَاسٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ، وَأَعْتَقَ رَقِیقًا فَکَفَّرَ اللَّهُ عَنْهُ. وَقَالَ ابْنُ عَطِیَّهَ: رُوِیَ أَنَّهَا نَزَلَتْ بِسَبَبِ أَنَّ بَعْضَ الصَّحَابَهِ قَالَ: لَوْ مَاتَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَتَزَوَّجْتُ عَائِشَهَ، فَبَلَغَ ذَلِکَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَتَأَذَّى بِهِ، هَکَذَا کَنَّى عَنْهُ ابْنُ عَبَّاسٍ بِبَعْضِ الصَّحَابَهِ. وَحَکَى مَکِّیٌّ عَنْ مَعْمَرٍ أَنَّهُ قَالَ: هُوَ طَلْحَهُ بْنُ عُبَیْدِ الله.

ابن عباس گفته است که یکى از بزرگان قریش از ده نفرى که با رسول خدا (صلی الله علیه وأله) در غار حراء بودند در دل خویش گفت: اگر پیامبر از دنیا برود، با عائشه که دختر عموى من است ازدواج مى‌کنم ! مقاتل مى گوید: او طلحه بن عبید الله است

ابن عطیه نیز گفته است:

روایت شده است که این آیه در مورد یکى از صحابه نازل شد که گفت: اگر رسول خدا بمیرد، با عائشه ازدواج مى‌کنم !

این خبر به رسول خدا (صلی الله علیه وأله) رسید ! و آن حضرت نیز بدین سبب آزرده شد.

در این روایت ابن عباس با کنایه گفته است یکى از صحابه ولى مکى از معمر روایت کرده است که او گفته است «طلحه بن عبید الله»[۶]

طلحه خواستگار عایشه

دیگر دانشمندان و مفسران اهل سنت نیز بر این مطلب تصریح کرده‌اند که ما فقط به ذکر نام و آدرس کتاب آن‌ها اکتفا مى‌کنیم:

الزهری، محمد بن سعد بن منیع ابوعبدالله البصری (متوفای۲۳۰هـ)، الطبقات الکبرى، ج۸، ص ۲۰۱، ناشر: دار صادر – بیروت؛

البلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر (متوفای۲۷۹هـ)، أنساب الأشراف، ج۳، ص ۲۰۱، طبق برنامه الجامع الکبیر؛

السمرقندی، نصر بن محمد بن أحمد ابواللیث (متوفای۳۶۷ هـ)، تفسیر السمرقندی المسمی بحر العلوم، ج۳، ص ۶۶، تحقیق: د. محمود مطرجی، ناشر: دار الفکر – بیروت؛

البغوی، الحسین بن مسعود (متوفای۵۱۶هـ)، تفسیر البغوی، ج۳، ص ۵۴۱، تحقیق: خالد عبد الرحمن العک، ناشر: دار المعرفه – بیروت؛

الأندلسی، ابومحمد عبد الحق بن غالب بن عطیه (متوفای۵۴۶هـ)، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ج۴، ص ۳۹۶، تحقیق: عبد السلام عبد الشافی محمد، ناشر: دار الکتب العلمیه – لبنان، الطبعه: الاولى، ۱۴۱۳هـ- ۱۹۹۳م؛

إبن العربی، ابوبکر محمد بن عبد الله (متوفای۵۴۳هـ)، أحکام القرآن، ج۳، ص ۶۱۷، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، ناشر: دار الفکر للطباعه والنشر – لبنان؛

ابن الجوزی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفای ۵۹۷ هـ)، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۶، ص ۴۱۶، ناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۴هـ؛

الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای۶۰۴هـ)، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج۲۵، ص ۴۱۶، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م؛

الزیلعی، عبدالله بن یوسف ابومحمد الحنفی (متوفای۷۶۲هـ)، تخریج الأحادیث والآثار الواقعه فی تفسیر الکشاف للزمخشری، ج۳، ص ۱۲۸، تحقیق: عبد الله بن عبد الرحمن السعد، ناشر: دار ابن خزیمه – الریاض، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۴هـ؛

العینی الغیتابی الحنفی، بدر الدین ابومحمد محمود بن أحمد (متوفای ۸۵۵هـ)، عمده القاری شرح صحیح البخاری، ج۱۹، ص ۱۲۱، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت؛

الأنصاری الشافعی، أبویحیى زکریا (متوفای۹۲۶هـ)، أسنى المطالب فی شرح روض الطالب، ج۳، ص ۱۰۲، تحقیق: د. محمد محمد تامر، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۲ هـ – ۲۰۰۰

أبو القاسم خلف بن عبد الملک بن بشکوال (متوفای۵۷۸هـ)، غوامض الأسماء المبهمه الواقعه فی متون الأحادیث المسنده، ج۱۱، ص ۷۱۱ـ۷۱۲، تحقیق: د. عز الدین علی السید , محمد کمال الدین عز الدین، ناشر: عالم الکتب – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۷هـ

این حکم در حقیقت احترام نهادن به خود پیامبر اسلام و موهبتى است که خداوند به آن حضرت کرده است؛ زیرا با سخنانى که اصحاب گفتند و براى ازدواج با همسران آن حضرت نقشه کشیدند‌، قلب نازنین پیام‌آور خدا شکست و خداوند به منظور تسکین قلب آن حضرت، این حکم را وضع فرمودند؛ چنانچه علاء الدین الخازن در این باره مى‌نویسد:

وهذا من إعلام تعظیم الله لرسوله الله صلى الله علیه وسلم , وإیجاب حرمته حیاً ومیتاً وإعلامه بذلک مما طیب نفسه وسر قلبه واستفرغ شکره فإن من الناس من تفرط غیرته على حرمه حتى یتمنى لها الموت قبله لئلا تنکح بعده.

این اعلام بزرگداشت خداوند براى رسول خدا (صلی الله علیه واله) و واجب کردن حرمت ایشان در زندگى و بعد از مرگ است.

اعلام این مطلب، سبب شادى دل آن حضرت و سرور ایشان و شکر تمام ایشان شد؛ زیرا در میان مردم کسانى هستند که غیرت فراوان بر خانواده خویش داشته و آرزو دارند که همسرش قبل از او بمیرد تا مبادا بعد از او ازدواج نکند !البغدادی الشهیر بالخازن، علاء الدین علی بن محمد بن إبراهیم (متوفای۷۲۵هـ )، تفسیر الخازن المسمی لباب التأویل فی معانی التنزیل، ج۵، ص ۲۷۳، ناشر: دار الفکر – بیروت / لبنان – ۱۳۹۹هـ ـ ۱۹۷۹م.

طلحه خواستگار عایشه

واما سوال این جا است که چرا علمای اهل سنت نام طلحه را حذف کردند ونوشته اند یک مردی چرا؟؟

نَزَلَتْ فِی رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: لَئِنْ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَأَنْکِحَنَّ عَائِشَهَ.[۷]

پی نوشت ها:

[۱] . زاد المسیر فی علم التفسیر ج۴ ص۳۱۲ المؤلف: جمال الدین أبو الفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد الجوزی (المتوفى: ۵۹۷هـ)، المحقق: عبد الرزاق المهدی، الناشر: دار الکتاب العربی – بیروت، الطبعه: الأولى – ۱۴۲۲ هـ.

[۲] . الأزدی البلخی، أبو الحسن مقاتل بن سلیمان بن بشیر (متوفای۱۵۰هـ)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج۳، ص ۵۳، تحقیق: أحمد فرید، ناشر: دار الکتب العلمیه – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۴هـ – ۲۰۰۳م.

[۳] . السمعانی، ابوالمظفر منصور بن محمد بن عبد الجبار (متوفای۴۸۹هـ)، تفسیر القرآن، ج۴، ص ۳۰۱، تحقیق: یاسر بن إبراهیم و غنیم بن عباس بن غنیم، ناشر: دار الوطن – الریاض – السعودیه، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۸هـ- ۱۹۹۷م.

[۴] . معانی القرآن الکریم ، ج ۵ ص ۳۷۳ ،اسم المؤلف: النحاس الوفاه: ۳۳۸ ، دار النشر : جامعه أم القرى – مکه المرمه – ۱۴۰۹ ، الطبعه : الأولى ، تحقیق : محمد علی الصابونی

[۵] . إبی أبی حاتم الرازی، عبد الرحمن بن محمد بن إدریس (متوفای۳۲۷هـ)، تفسیر ابن أبی حاتم، ج۱۰، ص ۳۱۵۰، تحقیق: أسعد محمد الطیب، ناشر: المکتبه العصریه – صیدا. سنن البیهقی الکبرى ، ج ۷ ص ۶۹ ،اسم المؤلف: أحمد بن الحسین بن علی بن موسى أبو بکر البیهقی الوفاه: ۴۵۸ ، دار النشر : مکتبه دار الباز – مکه المکرمه – ۱۴۱۴ – ۱۹۹۴ ، تحقیق : محمد عبد القادر عطا

[۶] . الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفای۶۷۱هـ)، الجامع لأحکام القرآن، ج۱۴، ص ۲۲۸، ناشر: دار الشعب – القاهره.

[۷] . معالم التنزیل فی تفسیر القرآن = تفسیر البغوی ج۳ ص۶۵۸ المؤلف : محیی السنه ، أبو محمد الحسین بن مسعود بن محمد بن الفراء البغوی الشافعی (المتوفى : ۵۱۰هـ)، المحقق : عبد الرزاق المهدی، الناشر : دار إحیاء التراث العربی -بیروت، الطبعه : الأولى ، ۱۴۲۰ هـ، عدد الأجزاء :۵٫