فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

ابوالقاسم قمی(کبیر قمی)(ره)

(۱۳۵۳-۱۲۸۰هـ ق)

یکی از نام آورترین عالمان و مدرّسان قم در آن زمان، مرحوم آیت اللّه العظمی حاج شیخ ابوالقاسم قمی – معروف به کبیر – بوده است. فقیهی بزرگ، که هنوز آوازه سجایای اخلاقی و مراتب علمی اش در شهر قم، شهرت فراوان دارد.

ولادت

آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی، در حدود سال ۱۲۸۰ ق، در بیت علم و فضیلت زاده شد. پدرش مرحوم شیخ ملا محمد تقی هم یکی از افاضل قم بوده است. البته سال ولادتش، در جایی تصریح نشده است، اما از آنجا که در سال ۱۳۵۳ ق، در سنین بیش از هفتاد سالگی بدرود حیات گفت پس سال تولدش در حدود ۱۲۸۰ ق بوده است.(۲)

تحصیلات

مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم، دروس مقدماتی و ادبیات و سطوح اولیه را در قم و کاشان و اصفهان نزد حضرات آیات:

۱ – حاج شیخ محمد حسن نادی (م ۱۳۱۷ ق) نویسنده  ردّ الشیخیه  – که از بزرگان علمای قم و ابوالزوجه اش بود –

۲ – حاج شیخ محمد جواد قمی (م ح ۱۳۱۴ ق) – از اعاظم علمای قم

۳ – حاج ملا محمد نراقی (م )

۴ – میرزا فخرالدین نراقی (م ۱۳۲۵ ق)

۵ – حاج آقا منیرالدین بروجردی (م ۱۳۴۲ ق) صاحب  الفروق بین الفریضه و النافله  و منظومه در فقه و اصول فرا گرفت(۳) و پس از آن به تهران مهاجرت کرد و رسائل را هم در محضر آیت اللّه میرزا محمد حسن آشتیانی (م ۱۳۱۹ ق) آموخت و در برخی از علوم همچون ادبیات و حسن خط، مهارت بسیاری کسب نمود.

هجرت به نجف

سپس در حدود سال ۱۳۰۵ ق، رهسپار نجف اشرف شد و سالیان بسیار با تلاش و کوشش فراوان – همراه با فقر وفاقه و تنگی معیشت و تشتت خیال -(۴) در فراگیری علم کوشید.

اساتید

برخی از اساتیدش در نجف عبارتند از آیات عظام:

۱ – حاج آقا رضا همدانی (ح ۱۲۵۰ – ۱۳۲۲ ق) صاحب  مصباح الفقیه فی شرح شرایع الاسلام

۲ – حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی (م ۱۳۲۶ ق)

۳ – آخوند ملا محمد کاظم خراسانی (۱۲۵۵ – ۱۳۲۹ ق) صاحب  کفایه الاصول  و  فوائد الاصول

۴ – سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (۱۲۴۷ – ۱۳۳۷ ق) صاحب  عروه الوثقی  و  حاشیه مکاسب وی در نجف، آنقدر کوشید تا به درجه اجتهاد نائل آمد و در همان جا، از علمای بزرگ و فقیهان سترگ و از مروّجین شرع مقدس – به گفتار و کردارش – به شمار می رفت(۵)

نیز، مرحوم آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی به هنگام تحصیل خود در اصفهان و کاشان و نجف از گروهی اجازه روایت اخذ کرد که آنها عبارتند از آیات عظام:

۱ – میرزا ابوالمعالی کلباسی (م ۱۳۱۵ ق) صاحب  الجبر و التفویض  و  الاستشفاء بالتربه الحسینیه

۲ – میرزا محمد هاشم چهار سوقی اصفهانی ( – ۱۳۱۸ ق) صاحب  مبانی الاصول  و  اصول آل الرسول

۳ – حاج آقا منیرالدین بروجردی اصفهانی (۱۲۶۹ – ۱۳۴۲ ق) صاحب  منظومه در شرح حال اصحاب اجماع  و شرح حال رواه

۴ – سید محمد علوی بروجردی کاشانی ( – ۱۳۶۲ ق)

۵ – آخوند ملا محمد کاظم خراسانی (م ۱۳۲۹ ق) صاحب  الفوائد الفقهیه و الاصولیه  و  قضاو شهادات

۶ – سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (م ۱۳۳۷ ق) صاحب  تعادل و تراجیح  و  اجتماع امرونهی

خاطره ای از دوران تحصیل

آیت اللّه سید موسی شبیری زنجانی به نقل از آقای حاج میرزا مهدی ولایی – یکی از نویسندگان فاضل فهرست کتب خطی کتابخانه آستان قدس – نقل کرده اند، که: زمانی آقای حاج شیخ ابوالقاسم قمی به نجف اشرف مشرّف شد و در ضمن سخنانش فرمود:

وضع شما طلبه ها، الان خیلی اعیانی و شاهانه است، در زمانی که ما تحصیل می کردیم طلبه های معمولی هفته ای یک نوبت پختنی داشتند و طلبه های اعیان هفته ای دو بار و طلبه های فقیر ماهی یک وعده. در یکی از سالهای تحصیلی که دو ماه گوشت نخورده بودم از کنار حجره طلبه ای رد می شدم که دیدم آبگوشت را از درون دیزی، در کاسه می ریزد. بوی آبگوشت که در فضای پیچیده بود پای مرا سست کرد آن طلبه به من تعارف نمود و من قبول نکردم و گفتم: من نهار خورده ام، چون پیشتر خود را با مقداری تربچه سیر کرده بودم (۶)

بازگشت به قم

سال بازگشت او به قم دقیقاً معلوم نیست، امّا اگر مدت توقف و زندگی اش را در نجف حدود ۳۰ سال بدانیم، بازگشتش باید در سال ۱۳۲۴ ق بوده باشد. وی در حالی به قم بازگشت که یکی از علمای مشهور و دانشمندان نام آور قمی حوزه نجف به شمار می رفت و لذا در قم با استقبال بسیار مواجه شد و مردم و طلاب، گرد او جمع شدند و معظم له را پیشوای دینی خود قرار دادند(۷) وی در قم به اقامه جماعت در مسجد امام حسن عسکری (ع) و تدریس فقه و اصول، و حلّ مشکلات مردم پرداخت، و خزانه داری نفائس و ضریح و حرم حضرت معصومه – (س) – (که منصب آبا و اجدادی اش بود) بر عهده وی قرار گرفت – تا بدانجا که یکی از القاب مشهورش  خازن الحرم  است -(۸) و مردم قم و اطراف آن، تقلید از او را پذیرفتند.(۹)

تدریس

معظم له، در طول سالیان فراوان تدریس فقه شاگردان بسیاری را پروراند. پیش از ورود آیت اللّه حایری به قم و تأسیس حوزه علمیه (۱۳۴۰ ق/ ۱۳۰۰ ش) عموم شاگردانش را طلاب و فضلای قمی تشکیل می دادند.

البته ایشان همه روزه برای برخی از بازاریان با سواد، یک درس مکاسب هم داشتند که مرحوم حاج سید علی بلور فروش و حاج شیخ علی سقط فروش از آن جمله اند و پس از ورود آیت اللّه حایری هم، بسیاری از شاگردان معظم له به حلقه درسی حاج شیخ ابوالقاسم قمی نیز پیوستند و از او هم بهره بردند.

سبک تدریس ایشان مبتنی بر دقّت بسیار و ژرف نگری بود و لذا مسئله ای را که عنوان می کردند، دیر به پایان می رسید و شاگردانش با وی، بسیار به بحث می پرداختند و اکثر روزها، مباحثه بین الاثنینی می شد – و این سبک تدریس میرزای شیرازی نیز بوده است و در پرورش قوّه اجتهاد و ملکه استنباط در شاگردان، نقش مؤثری دارد – علم و فضل و دانش گسترده وی در قم تا بدانجا مشهور بود که حتی مرحوم آیت اللّه حایری در درس اصول خویش به طرح برخی نظرات وی پرداخته و بعضی از آنها را قبول می کرد.(۱۰)

از مرحوم آیت اللّه گلپایگانی هم نقل شده است که روزی آقای حاج شیخ عبدالکریم مطالبی را از حاج شیخ ابوالقاسم نقل کردند و دو اشکال از اشکالات ایشان را قبول و دوتای دیگر را رد کردند.(۱۱)علامه سید محسن امین هم درباره اش می نویسد:  وی عالمی فاضل، محقق مدقق،و فقیه اصولی و متقی و زاهد، و مشهور به فضل و دقّت و نظر و گستردگی معلومات بود. و حتی از نظر علمی به گونه ای بود که بعضی ایشان را بر آیت اللّه حایری ترجیح می دادند، ولی ریاست حوزه از آن حاج شیخ عبدالکریم بود. در سال ۱۳۵۳ ق، ایشان را در قم دیدم و پیرامون برخی مسائل فقهی گفتگو کردیم و فضل و دقت نظرش را از آن فهمیدیم. فضلاء قم ایشان را می ستودند.(۱۲)شیخ آقا بزرگ تهرانی هم می نویسد: … طلاب، مجلس درس او را مغتنم و مقام استفاده می شمردند و این به خاطر وفور علم و کثرت دانش وی بود… (۱۳)

مرحوم واعظ خیابانی هم می نویسد:  امام اورع ازهد و حیر فقیه او حد آقا شیخ ابوالقاسم، شیخ علمای قم و مرجع تقلید ایشان،(۱۴) وی همین عالم مقدس ربانی است که در قم بر جنازه آیت اللّه میرزا صادق آقا مجتهد تبریزی با قاطبه علماء و مجتهدین و اهالی قم از زوّار و مجاورین نماز خواند.(۱۵)با لجمله، موقعیت علمی ایشان در قم و در اوساط علمی شیعه معروف بوده و لذا طلاب فراوانی در درس او شرکت می کرده اند. امّا ما به این تعداد از شاگردانش – در کتب تراجم – دست یافته ایم.

شاگردان

برخی از تلامذه آن فقیه بزرگ عبارتند از آیات عظام و حجج اسلام:

۱ – امام خمینی (ره) (۱۳۲۰ – ۱۴۰۹ ق) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران.

۲ – آیت اللّه حاج سید محمد رضا موسوی گلپایگانی

(۱۳۱۶ – ۱۴۱۲ ق) صاحب  کتاب القضاء  و  کتاب الحج  و  کتاب الحدود

۳ – آیت اللّه حاج میرزا محمد فیض قمی (۱۲۹۳ – ۱۳۷۰ ق) صاحب  کتاب الفیض  و  نجاه العباد

۴ – آیت اللّه حاج سید احمد شبیری زنجانی (۱۳۰۸ – ۱۳۹۳) صاحب  الکلام یجرّ الکلام  و  افواه الرجال

۵ – آیت اللّه آخوند ملا علی همدانی (۱۳۱۲ – ۱۳۹۸ ق) صاحب  شرح حال ابو بصیر  و  اجتهاد و تقلید  و قاعده لاضرر .آیت اللّه حاج میرزا عبداللّه چهلستونی تهرانی (۱۳۰۵) صاحب  اصول فلسفه  و  سنن النبی  و  حاشیه کفایه

۶ – آیت اللّه حاج میرزا محمود روحانی قمی (۱۳۰۷ – )

۷ – آیت اللّه حاج میرزا ابوالفضل زاهدی قمی (۱۳۰۹ – ۱۳۹۸ ق) صاحب  مقصد الحسین  و منطق الحسین

۸ – حاج سید مصطفی صفایی خوانساری (۱۳۲۱ – ) صاحب  الدیانه الاسلامیه  و  الجواهر المودعه

۹ – حاج شیخ مهدی حرم پناهی قمی (۱۳۱۹ – ۱۳۷۴ ق) صاحب  کتابی در اصول

۱۰ – حاج شیخ علی اصغر اشعری قمی (۱۳۱۸ – ۱۳۶۸ ق)

۱۱ – حاج میرزا محمد تقی اشراقی قمی (۱۳۱۳ – ۱۳۶۸ ق) صاحب  تفسیر سوره یوسف  و  تفسیر سوره قلم

۱۲ – حاج شیخ عبدالهادی حاج آخوند قمی

۱۳ – حاج شیخ ابوالقاسم نحوی قمی

۱۴ – حاج سید محمد علوی قزوینی

۱۵ – حاج آقا ضیاء استر آبادی تهرانی شیخ محمد صادق صدرا الشریعه تنکابنی (۱۳۱۵ – ۱۴۰۰

ق) صاحب  دیوان اشعار  و  تفسیر منظوم

۱۶ – شیخ محمد حسین ناصر الشریعه قمی

۱۷ – حاج سید احمد مشرف حسینی قمی

۱۸ – حاج شیخ حبیب اللّه زاهدی قمی

۱۹ – شیخ محمد باقر خازنی قمی

۲۰ – شیخ محمد حسن آقا نجفی قمی

تألیفات

از آن فقیه سترگ،به دلیل کثرت مشاغل اجتماعی و مراجعات مردمی، تألیف بسیار بر جای نماند.

امّا برخی از آثارش در فقه و اصول و تفسیر عبارتند از:

۱ – حاشیه بر کفایه الاصول استادش محقق خراسانی

۲ – حاشیه بر تفسیر صافی ملا محسن فیض کاشانی.(۱۶)

۳ – رساله علمیه. وی رساله خود را برای چاپ به چاپخانه داده بود اما با ورود آیت اللّه حایری به قم و برای پرهیز از تعدّد مرجع تقلید، رساله اش را

از چاپخانه باز پس گرفت.(۱۷)

۴ – تصحیح و مقدمه بر جمال الاسبوع سید بن طاوس (چاپ ۱۳۳۰ ق).(۱۸)

همراهی در تأسیس حوزه علمیه قم

هنگامی که مرحوم آیت اللّه حاج شیخ عبدالکریم حایری در سال ۱۳۴۰ ق (۱۳۰۰ ق) به قصد زیارت حرم حضرت معصومه (س) به قم آمدند، علمای قم همراه با طلاب و تجار و عموم مردم، همگی به استقبال وی شتافتند و با اصرار بسیار، از او درخواست اقامت دائم و تأسیس حوزه را نمودند. از جمله کسانی که در این راه، کوشش فراوان نمود آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم کبیر قمی است. از مرحوم آیت اللّه سید مصطفی صفایی خوانساری نقل شده است که: زمانی که آقای حاج شیخ ابوالقاسم و آقای حاج میرزا محمد ارباب به دیدن حاج شیخ عبدالکریم آمده بودند بحثی فقهی بین این سه بزرگوار در می گیرد. در بازگشت، آقای ارباب به حاج شیخ ابوالقاسم می فرماید: حاج شیخ با ما فرق می کند هر کجا که باشد حوزه تشکیل می دهد، پس چه بهتر که در قم تشکیل گردد و ما قمی ها هم در آن سهیم باشیم. آقای کبیر می فرماید: من هم می خواستم همین را بگویم. و لذا بنا می گذارند که برگردند و از حضور آقای حایری، در خواست اقامت بنمایند و این کار را هم می کنند.(۱۹)

آیت اللّه شبیری زنجانی از امام خمینی نقل می کند که می فرمود: علّت موفقیت، مرحوم حاج شیخ عبدالکریم این بود که علمای قم، افرادی متقی و پرهیزگار بودند و الا اگر ایشان جای دیگر می رفت ممکن بود از معظم له استقبالی که در خور شخصیت شان باشد به عمل نمی آمد و قهراً ایشان در کار خود موفق نمی شد.

از همین رو آن فقیه بزرگ و خدا ترس، به هنگام ورود مرحوم آیت اللّه حایری، رساله خود را از چاپخانه پس گرفت و از چاپ آن منصرف شد و مکرر می فرمود: خدا طول عمر به آقای حاج شیخ بدهد، آمد شهر ما را آباد کرد(۲۰) نیز آیت اللّه شبیری زنجانی می فرمودند: از یکی از آقایان شنیدم که می گفت: روز عیدی برای دیدن آقای حاج شیخ ابوالقاسم به منزل ایشان رفتم و تشریف نداشت. پس از مدّتی که آقا تشریف آوردند معلوم شد که برای تبریک عید به خانه حاج شیخ عبدالکریم تشریف برده بود و هم (۲۱)اینکه معظم له، در روز عید غدیری، پس از آنکه به بیرونی تشریف آوردند و کثرت جمعیت را مشاهده نمود، فرمود: مردم! بیائید جایی که من می روم برویم و عصایش را بلند کرد و فرمود: ما یک علم داریم و همگی باید دور او بچرخیم ( که آیت اللّه حاج شیخ عبدالکریم حایری مقصودش بود) آری! این است نمونه عینی تقوا و ترک هوا و هوس و گذشت برای خدا و پرهیز از حبّ جاه و مقام. رحمت خدا بر روان پاکش باد.

شیوه زندگی

آن فقیه سترگ، زندگی اش یاد آور زندگی ائمه اطهار (ع) و یاران ایشان بود.  آن بزرگوار بسیار کریم الطبع ما زکی النفس، نقی القلب، وسیع الصدر و حسن الخلق، زاهد و متقی و پارسا بود… مواظبت و مراقبتش در عبادات بسیار، حزم و احتیاطش در امور بی اندازه… فقیهی بود ربانی و مجتهدی بود الهی، محضرش ذکر و رؤیتش ذکر و منطقش ذکر، سجیّه اش تواضع و رویه اش انذار و تنبه، راستی چراغ روشنی بود که از ایوان دین خاموش شد و ستاره درخشانی بود که از آسمان علم، غروب نمود.(۲۲) وی در زهد و بی اعتنایی به دنیا به مرتبه ای والا دست یافته بود.

به گونه ای که  زهدش، علم و دانش او را پوشانیده بود (۲۳) آیت اللّه اراکی فرموده است: وی در سهم امام تصرّف نمی کرد و بر این عقیده بود که اموراتش باید به غیر سهم بگذرد و آیت اللّه بهاء الدینی فرموده است: زهد و تقوای مرحوم آقا میرزا ابوالقاسم قمی نمونه بود. ایشان با تمام محبوبیت و نفوذی که داشت تنها با سادات، اهل علم و طبقه ضعیف خوب بود و به آنها روی خوش نشان می داد. زندگی کاملا درویشی و بی آلایشی داشت، حتی خادمی نداشت که به کارهای بیرونی او برسد یکی از سادات – که میرزااز سهم سادات به او کمک می کرد – گاهی در بیرونی ایشان چای و غلیانی درست می کرد(۲۴)

معظم له، تمام کارهایش را – از خرید مایحتاج خانه، آب آوردن – خود انجام می داد. یکی از آقایان می گفت: روزی آقا را دیدم که با آن پیری و کهولت سنّ، کوزه ای در دست گرفته و می خواهد آب بیاورد. جلو رفتم تا کوزه را از ایشان گرفته و پر کنم.

فرمود: اگر اجازه دهید ابوالقاسم خودش این کار را انجام دهد بیشتر ممنون می شود. و نگذاشت تا من این کار را انجام دهم.(۲۵)

معظم له، به هنگام خرید نان و یا گوشت و میوه از بازار مقید بود از افرادی که او را نمی شناسند خرید کند و در وقت کشیدن ترازو، پشت خود را به صاحب مغازه می کرد تا از او خجالت نکشد و هر چه می خواهد برای ایشان بگذارد. و اگر صاحب مغازه می خواست جنس بهتری برایش بگذارد، می فرمود: مگر من با دیگران چه فرقی دارم؟ مگر خون ابوالقاسم از دیگران رنگین تر است؟ و از قبول آن خودداری می ورزید.

او بر بهره وری از وقت و رعایت نظم، اصرار می ورزید. هنگامی که به نجف اشرف مشرف گشته بود و علماء و طلاب به دیدنش می آمدند معظم له، به علّت آنکه برای درس و بحث طلاب، اهمیت فراوان قائل بود و نمی خواست وقت آنان تلف شود به آقازاده اش – مرحوم حجه الاسلام آقا شیخ محمد حسن – گفته بود: آقایان طلبه ها چه وقت چای می خورند؟ همان وقت ما برای بازدید آنان برویم.(و انتخاب این وقت برای آن بود که: نه وقت طلبه ها گرفته شود و نه تکلّف زائدی برای پذیرایی شان پیش آید.)(۲۶)

ویژگیهای اخلاقی

مرحوم آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی دارای ویژگیهای اخلاقی منحصر به فردی بود که او را از دیگران متمایز ساخته بود چنانچه از آیت اللّه العظمی گلپایگانی چنین نقل شده است: ما عمدتاً برای استفاده از اخلاق و انفاس قدسی ایشان به درسش می رفتیم و علاوه بر آن از علمش هم بهره می بردیم و همین مطلب را هم آیت اللّه شبیری زنجانی از امام خمینی و پدرشان آیت اللّه سید احمد زنجانی نقل کرده اند که فرموده بود: در زمان ما در قم درس رسمی اخلاق نبود. اما نمونه های اخلاقی در حوزه از قبیل آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی وجود داشت که انسان می توانست زندگی آنان را الگو و سرمشق قرار دهد(۲۷) مرحوم آیت اللّه حاج آقا حسین قمی هم فرموده بود: من منکر بودم که در این زمان و در شرایط فعلی و فساد عمومی آدم خوب و کامل پیدا شود. با اینکه در قم آقا شیخ ابوالقاسم قمی و در نجف آقا سید مرتضی کشمیری را دیدم و یقین کردم در این عصر هم انسان کامل و مؤمن حقیقی پیدا می شود.(۲۸)

احترام به سادات

یکی از ویژگیهایش، احترام و اکرام سادات بود. نقل شده است: همسر وی علویه بود و فوق العاده مورد احترام ایشان، به گونه ای که خود از نان جو استفاده می کرد، ولی مقیّد بود برای او نان گندم تهیه کنند. آیت اللّه سید مصطفی صفایی فرموده بود: روزی در جلسه ای، یکی از سادات را بر خودش – به هنگام خروج – مقدم داشت، یکی از علمای قم به او گفت: چرا آبروی ما را می بری؟ ایشان در جواب گفت: می خواهی آبروی مرا جلو پیغمبر ببری؟ او سید است و باید مقدم داشته شود.(۲۹) نیز ایشان معمولاً کنار سفره خود، فقرا و سادات مستمند را می نشاند و از آن غذایی که خود می خورد به آنها هم می خورانید.

دوری از حاکمان وقت

دیگر از ویژگی هایش دوری از ارباب قدرت و پرهیز از مراوده با آنان بوده است. شبی صمصام – رئیس شهربانی وقت قم – برای وی کیسه ای پول می فرستد و معظم له آن پول را به وسیله فرزندش باز می گرداند و به فرزندش – که می گفت: پدر! با اینکه ما در فشاریم چرا این پول را پس می فرستید؟ – فرمود: بابا خدا یک عقلی به من بدهد یک دینی به شما، اینها پول می آورند و بعد از ما انتظاراتی دارند ما نمی توانیم از آنها پول بگیریم.(۳۰) آیت اللّه بهاء الدینی هم فرموده است: تنها با سادات و اهل علم خوب بود، با متنفذین هیچ خوب نبود به گونه ای که هیچیک از آنان جرأت نداشتند برای او هدیه ای بفرستند، میرزا اجازه نمی داد متنفذین در کارهای او دخالت کنند.(۳۱)

اخلاص

مرحوم حجه الاسلام حاج شیخ مرتضی انصاری قمی فرموده بود: روزی حاج شیخ ابوالقاسم برای اقامه جماعت به مسجد امام (ع) آمد و قبل از خواندن نماز به خانه اش بازگشت. وقتی از ایشان علّت را جویا شدند، فرمود: کثرت نمازگزاران مرا خوشحال کرد و دیدم امروز قصد قربت در این نماز ندارم.(۳۲)

دوری از خود نمائی

از مرحوم حجه الاسلام حاج آقا احمد روحانی نقل شده است که: در جلسه ای پیرامون حدیثی بحث در می گیرد و حاج شیخ ابوالقاسم از اظهار نظر خودداری می ورزد، و در جلسه دیگر، دفتری را به حاضران ارائه می دهد تا مطالعه کنند و معلوم می شود حاج شیخ در مورد آن حدیث، بحثهای ژرف نموده و با این همه از سر تواضع و فروتنی در بحث شرکت نکرده بود.(۳۳)

فرزندان

مرحوم آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی، از کریمه آیت اللّه شیخ محمد حسن نادی فرزندانی آورد که همه در سلک روحانیت و مزیّن به علم و عمل صالح بودند و در میان ایشان مرحوم حجه الاسلام شیخ محمد حسن – معروف به آقا نجفی – از دانش آموختگان نجف اشرف بود و به مقام اجتهاد نائل آمد و در ۴۵ سالگی از دنیا رفت. نیز، مرحوم حجه الاسلام شیخ محمد باقر خازنی هم از شاگردان پدرش و عالمان دیگر بود.

وفات
آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم کبیر قمی، پس از عمری پر بار و کار نامه ای درخشان، در یازدهم جمادی الثانیه ۱۳۵۳ ق/ ۱۳۱۳ ش(۳۴) بدرود زندگی گفت و پس از تغسیل و تکفین، توسط مرحوم آیت اللّه حاج شیخ محمد کبیر و تشییعی با شکوه، در مسجد بالا سر حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد.

پی نوشت ها :

۱ – آقا بزرگ تهرانی، نقباء البشر، ج ۱، ص ۶۳٫

۲ – امین عاملی، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۷۰٫

۳ – مرعشی نجفی، الاجازه الکبیره، ص ۱۹٫

۴ – شیخ آقا بزرگ تهرانی، نقباء البشر، ج ۱، ص ۶۳٫

۵ – آقا بزرگ تهرانی، نقباء البشر، ج ۱، ص ۶۳٫

۶ – باقری بیدهندی، مجله نور علم، ش ۲۲ (مرداد ۱۳۶۶)، ص ۸۴٫

۷ – آقا بزرگ تهرانی، نقباء البشر، ج ۱، ص ۶۴٫

۸ – مرعشی نجفی، الاجازه الکبیره، ص ۱۹ و آقا بزرگ تهرانی، نقباء البشر، ج ۱، ص ۶۴٫

۹ – واعظ خیابانی، علماء معاصرین، ص ۱۵۵٫

۱۰ – مرحوم آیت اللّه اراکی می فرمود: روزی، آقای حاج شیخ فرمودند: شیخ انصاری – علیه الرحمه – در رسائل، حدیث رفع را ظاهر در خصوص رفع مؤاخذه دانسته، ولی از صحیحه بزنطی بر می آید که رفع جمیع آثار – حکم وضعی و حکم تکلیفی – مراد است بنابراین باید از ظاهر حدیث رفع، دست برداشت و این نظر آقای حاج شیخ ابوالقاسم است. ایشان می فرمود: معلوم نیست سؤال سائل از حکم وضعی باشد، بلکه چون حلف به طلاق و عتاق (به نحو شرط نتیجه) خود حرام تکلیفی است، امکان دارد سؤال از این باشد که حالا که کسی مجبور شده به حلف، آیا مرتکب کار حرامی شده؟ و آیا این حلف، عقوبت دارد و باید کفاره بدهد؟ (باقریبیدهندی، مجله نور علم، ش ۲۲، ص ۸۵ – ۸۶)

۱۱ – باقری بیدهندی، همان.

۱۲ – اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۴۱۰٫

۱۳ – نقباء البشر، ج ۱، ص ۶۹٫

۱۴ – علمای معاصرین، ص ۱۵۵٫

۱۵ – همان، ص ۳۸۷٫

۱۶ – مرعشی نجفی، الاجازه الکبیره، ص ۱۹٫

۱۷ – باقری بیدهندی، مجله نور علم، ص ۹۳٫

۱۸ – نقباء البشر، ج ۱، ص ۶۹٫

۱۹ – باقری بیدهندی، مجله نور علم، ش ۲۲، ص ۸۶٫

۲۰ – سید احمد زنجانی، الکلام یجرّ الکلام، ج ۱، ص۱۰۷٫

۲۱ – باقری بیدهندی، مجله نور علم، ش ۲۲، ص ۸۹٫

۲۲ – شریف رازی، آثار الحجه، ج ۱، ص ۳۹٫

۲۳ – مرعشی نجفی، الاجازه الکبیره، ص ۱۹٫

۲۴ – مجله حوزه، ش ۱۶٫

۲۵ – باقری بیدهندی، مجله نور علم، ص ۸۹٫

۲۶ – باقری بیدهندی، مجله نور علم، ش ۲۲، ص ۸۴٫

۲۷ – همان جا.

۲۸ – شریف رازی، گنجینه دانشمندان، ج ۱، ص ۱۲۹٫

۲۹ – باقری بیدهندی، مجله نور علم، ص ۸۷٫

۳۰ – همان مدرک.

۳۱ – همان جا.

۳۲ – مجله نور علم، ص ۹۱٫

۳۳ – همان، ص ۹۲٫

۳۴ – مرعشی نجفی، الاجازه الکبیره، ص ۱۹٫