فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

محمد حسین غروى اصفهانى(ره)

اشاره
دیار نخجوان و آذربایجان از دیر باز سرزمینی مسلمان نشین و عالم خیز بوده است و ما تاریخ قفقاز و نخجوان را بیشتر با شخصیتهای سرشناس و درخشان آن می‎شناسیم. خاندان محقق غروی از آن خانواده‎های متدینی بودند که نسل در نسل در آن ناحیه سکونت داشتند و همیشه میان مردم جایگاه ممتازی را دارا بودند. از اجداد و نیاکان محقق، تنها نام نیکی در تاریخ مانده است که به ترتیب و اجمال نام برده می‎شوند:
پدرش «حاج محمد حسن»‌که تاجری درست کار و دیندار بود فرزند «علی اکبر» و نواده «حاج محمد حاتم نخجوانی» است.[۱]
پس از آنکه در سال ۱۲۴۳ ق. قرارداد ترکمانچای با دستهای خیانت پیشه قاجاریان امضا شد و در نتیجه شوم آن، بخشی از سرزمین پاک ایران (قفقاز و نخجوان و قسمتی از آذربایجان) از پیکر پاک ایران عزیز جدا گشت، مسلمانان آن سوی رود ارس دچار بلاهای بزرگ و درد رنجهای سنگینی گشتند و در زیر فوج فاجعه‎ها و در حصار حادثه‎ها خرد شدند. گروهی مردند، گروهی ساختند و سوختند و گروهی دیگر هجرت را برگزیده، از خانه و کاشانه چشم پوشیده، تنها جان به سلامت بردند. حاج محمد اسماعیل نخجوانی (پدر بزرگ محقق غروی) از این گروه اخیر بود که به همراه خانواده‎اش به شهر قهرمان خیز تبریز کوچید.
اما در تبریز هم اوضاع را مساعد ندید و پس از چند صباحی به شهر اصفهان روی آورد. سالیانی را در آن شهر سپری ساخت تا آنجا که خود و فرزندانش به «اصفهانی» شهرت یافتند. ولی دیری نپایید که خاندان نخجوانی از اصفهان هم کوچ کردند تا بالاخره به شهر زیارتی و مذهبی کاظمین پناه بردند و همانجا را برای خود وطن اختیار کردند و در آنجا حاج محمد حسن اصفهانی (پدر غروی اصفهانی) برای خود اسم و رسمی یافت.
حاج محمدحسن دیگر آن مرد غریب نبود که روزی پس از روزگاری آوارگی روی به شهر کاظمین آورد. اکنون همه او را مردی محترم، پر خیر و با کفایت می‎شناختند. بگذریم از اینکه او در میان مردم و تاجران سرشناس عراق به نیک مردی و کارسازی پرآوازه بود و در حوزه بزرگ آن روز نجف هم تاجری صاحب نام و آبرومند بود و همگان وی را با شهرت «معین التجار» گرامی می‎شمردند.[۲]
مولود کاظمین
اقبال خوش معین التجار، بیش از همه آنگاه به اوج رسید که از لطف خدا، او صاحب پسری سالم و کامل گشت.
روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ ق. آسمان کاظمین هم مانند دیگر شهرهای مسلمان نشین، بوی کربلا و عطر عشق و عاشورا می‎داد. همزمانی این تولد مبارک با ماه حماسه‎های همیشه جاوید حسینی، سبب شد که کودک کاظمین و مولود محرم «محمد حسین» نامیده شود.
حدیث اشتیاق
حاج محمد حسن معین التجار تنها همان یک پسر را داشت و دلخوش بود که وی می‎تواند پس از مرگش راه او را در جهان تجارت دنبال کند. اما پسرش محمدحسین در سر سودایی دیگر و فکری فراتر از فکر پدر داشت. جوان پر جنب و جوش کاظمین تنها آرزویش این که پدرش اجازه دهد تا راه کمال طلبی و دانشجویی پیش گیرد.
محمدحسین هر گاه فرصت را مناسب می‎دید، آرزوی خود را با پدر در میان می‎نهاد و با اصرار از او می‎خواست که رضایت دهد تا وارد حوزه‌ معارف اسلامی شود. اما پدر که پسری جز او نداشت، راضی به این کار نمی‎شد.
اما هر چه زمان پیشتر می‎رفت اشتیاق محمدحسین به تحصیل علوم اسلامی بیشتر می‎شد و پدر خود را بیشتر از پیش پیرتر احساس می‎کرد و با جدیت از پسر می‎خواست که فن تجارت را یاد گیرد و فکر طلبه شدن را از سر بیرون کند. چیزی که این مشکل را از سر راه جوان کمال جوی کاظمین برداشت تنها یک توسل به حضرت باب الحوائج امام موسی کاظم (علیه السلام) بود. او خود می‎گوید:
«آن روز هم مثل هر روز با پدرم در نماز جماعتی که عصرها در صحن مطهر کاظمین برپا می‎شد شرکت جسته بودم. نماز تمام شده بود اما صفوف نمازگزاران هنوز به هم نخورده بود. من در حالی که زانوی غم در بغل گرفته بودم، با فاصله اندکی پدرم را می‎پاییدم که دیدم با یکی از تجار بغداد گرم صحبت است. همچنانکه نشسته بودم داشتم در آتش اشتیاق می‎سوختم. چشمم در گنبد زیبای امام کاظم (علیه السلام) بود که … عنان از کف هر صاحب دلی می‎ربود. در این حال از دلم گذشت که ای باب الحوائج، ای موسی بن جعفر، تو عبد صالح و از بندگان برگزیده خدایی و در پیش حضرت حق آبروداری، تو را چه می‎شد اگر از خدا می‎خواستی دل پدرم را به من نزدیکتر می‎کرد تا با تصمیم من که چیزی جز تحصیل علم و کمال در مکتب شما نیست – راضی می‎شد … در همین اندیشه‎ها بودم که دیدم پدرم صدایم می‎کند:
محمدحسین! محمد حسین، پسرم! اگر هنوز هم آرزومندی که به حوزه بروی تا دروس اسلامی بخوانی برو! از طرف من خاطرت جمع باشد، ناراحت نمی‎شوم … اگر دلت می‎خواهد به نجف اشرف بروی برو![۳]
از آن روز زندگانی محقق غروی آغازی دیگر داشت که خشنودی پدر را نیز همراه داشت با خیالی آسوده راه نجف اشرف در پیش گرفت تا روح تشنه‎اش را از چشمه‎های جوشان علم و حکمت و عرفان علوی سیراب سازد.
استادان و سرچشم‎های نور
کودک کاظمین هنوز در فصل بهاران زندگی بود. تازه در باغ خرم حیات، نونهالی سرسبز بود که توانست هنر ظریف خط و خوشنویسی را آن هم در انواع گوناگون آن یاد گیرد. از آنجا که آن روزها هم چون روزگاران گذشته، صنعت خط از هنرهای بدیع و چشمگیر بود، مهارت محمدحسین، آن هم در دوران کودکی وی را در میان آشنایان زبانزد ساخت. پدر هم که به استعداد درخشان فرزندش پی برده بود، با تمام توان وسایل تحصیل و ترقی او را در حوزه علمیه‌ نجف فراهم ساخت تا این استعداد زلال و جوشان هر چه بهتر و بیشتر شکوفا گردد.
محمدحسین در دهه‌ دوم زندگی (در سال ۱۳۱۴ یا ۱۳۱۵ ق.) بود که پا به حوزه‌ بزرگ نجف نهاد و چیزی نگذشت که مراحل کمال را در دروس مقدماتی یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت و بزودی در حلقه درس بزرگترین اساتید حوزه آن روز شرکت جست. استادان او در مرحله سطح و خارج، به ترتیب که در تاریخ و کتابهای تراجم نوشته‎اند، عبارتند از:
۱٫ شیخ حسن تویسرکانی (متوفای ۱۳۲۰ ق.)
محمد حسین غروی، پیش از همه، پله‎های نخست ترقی و تعالی را به پیروی از او پیمود، درس تلاش و تقوا را از او یاد گرفت و بیست و چهار بهار از عمرش می‎گذشت که استادش تویسرکانی رحلت کرد.
۲٫ آیه‌ الله سید محمد طباطبایی فشارکی (۱۲۵۳ – ۱۳۱۶ ق.)
محقق غروی نتوانست بیش از دو سال از محضر پر فیض این استاد خلیق و بزرگوار بهره‎مند گردد. آیه الله فشارکی تا سال ۱۳۱۲ ق. در سامرا سکونت داشت.
۳٫ حاج آقا رضا همدانی (۱۲۵۰ – ۱۳۲۲ ق.)
حضور در درس و بحث آیه‌ الله همدانی که بیشتر با اثر بزرگش کتاب «مصباح الفقیه» شناخته می‎شود، چندان طولی نکشید و محقق غروی بیست و ششمین سال از زندگانی را سپری می‎ساخت که این استاد بزرگوارش هم به دیار باقی شتافت.
۴٫ آیه‌ الله آخوند خراسانی (۱۲۵۵ – ۱۳۲۹ ق.)
آقا محمد حسین جوانی بیست ساله بود که به حوزه درس آخوند خراسانی راه یافت و تا آخر عمر آخوند که سیزده سال پس از آن به درازا کشید به طور مرتب در حلقه درس اصول آخوند شرکت جست و در همین سالها بود که بیشترین بخش از شرحش بر کفایه‌الاصول را نگاشت. او از شاگردان طراز اول آخوند بود و تا ایشان زنده بود به احترام او از تدریس مستقل و متشکل اجتناب می‎کرد و روزی که آخوند درگذشت آقا محمد حسین مردی بزرگ سرشناس شده بود و در حالی که تنها سی و سه سال از عمرش می‎گذشت پس از وفات آخوند در جای وی نشست و از مدرسان بنام و پر آوازه نجف گشت.
محقق غروی در نزد این چهار استاد بزرگوارش بیشتر علم فقه و اصول خواند. اما استادان وی در حکمت و فلسفه عبارتند از:
۵٫ حکیم محمدباقر اصطهباناتی شیرازی (متوفای ۱۳۲۶ ق.)
حکیم اصطهباناتی تنها تا سال ۱۳۱۹ ق. در نجف بود و آقا محمد حسین در حدود چهار یا پنج سال از محضر این استاد فرزانه، استفاده کرده است.[۴]
۶٫ شیخ احمد شیرازی (متوفای ۱۳۳۲ ق.)
با عنایت به تاریخ وفات وی می‎توان گفت که محقق غروی بیشترین بهره را از این استاد حکیم می‎توانست ببرد ولی عجیب این است که حتی بیشتر کسانی که زندگانی علامه غروی را نوشته‎اند از این استاد نام نبرده‎اند![۵]
روایت یاران
داستان دوستان حکایتی بس دلکش و آموزنده است و کارساز بودنش در شناخت شخصیتها چنان پراهمیت است که سعدی می‎گوید:
تو اول بگو با کیان زیستی من آنکه بگویم که تو کیستی
اما از یاران علامه غروی چیزی ننگاشته‎اند تنها از چند شخصیت یادی شده است که نام می‎بریم:
۱٫ بزرگ عارف معاصر آیه‌ الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی.
۲٫ میرزا علی اصغر ملکی تبریزی.
۳٫ میرزا حبیب ملکی تبریزی.
میرزا علی اصغر و میرزا حبیب دو برادر و پسر عموهای میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بودند.
آیه‌ الله غروی با هر سه بزرگوار رفت و آمد داشت اما بیش از همه با میرزا علی اصغر مأنوس بود[۶] … رفاقت و مصاحبت با عارف و اصل میرزا جواد آقا ملکی هم از دیرباز برقرار بود. علامه غروی و میرزا جواد آقا هر دو از شاگردان حاج آقا رضا همدانی بودند و تا سال ۱۳۲۰ ق. که میرزا جواد آقا از نجف به ایران بازگشت با هم مأنوس بودند. پس از آن نیز توسط نامه از حال همدیگر باخبر می‎شدند.[۷]
۴٫ فقیه اصولی میرزا محمد حسین نائینی (۱۲۷۷ – ۱۳۵۵ ق.)
میرزای نایینی و غروی اصفهانی ارتباط تنگاتنگی با هم داشتند و در مواقع دشوار یار و یاور یکدیگر بودند.
۵٫ آیه‌ الله سید احمد کربلا تهرانی (م ۱۳۳۲ ق.)
مشایخ
بزرگان بسیاری برای علامه غروی اجازه نامه روایتی نوشته‎اند که برای نمونه دانشمندان و اندیشوران زیرا را می‎توان نام برد:
۱٫ بزرگ محدث معاصر حاج میرزا حسین نوری طبرسی، گردآوردنده مجموعه روایتی شیعه، مستدرک الوسائل.[۸]
۲٫ آیه‌ الله سید حسن صدرالدین موسوی معروف به صدر کاظمی نویسنده‌کتاب تأسیس الشیعه و …[۹]
۳٫ میرزا محمد باقر اصطهباناتی شیرازی.
۴٫ شیخ احمد شیرازی مشهور به «شانه ساز».
۵٫ شیخ الشریعه اصفهانی.[۱۰]
در آسمان آثار و ابتکار
مهمترین امتیازی که در آثار نابغه نجف دیده می‎شود استدلالی و ابتکاری بودن آنهاست که حکایت از ژرف‎نگری و دقت نظر او می‎کند و همین است که او را یکی از استوانه‎های علم اصول و حکیم ژرف‎اندیش و عارف پارسا و زاهد شب زنده‎دار، مشهور و پر آوازه کرده است و این همه را آثار او به زبان رسا حکایتگرند. حال بخشی از آثار ماندگار او را در اینجا می‎آوریم:
الف – علم اصول
۱٫ الاجتهاد و التقلید و العداله
۲٫ الاصول علی النهج الحدیث
۳٫ الطلب و الاراده عند الامیه و المعتزله و الاشاعره
این سه کتاب در یک مجلد بزرگ با نام «بحوث فی الاصول» چاپ شده است.
۴٫ چندین رساله در مباحث مختلف اصولی.
۵٫ حاشیه بر رساله قطع شیخ انصاری.
۶٫ نهایه‌الدرایه فی شرح الکفایه، در چهار جلد
در مورد این کتاب که بزرگترین اثر علامه غروی در علم اصول است تجلیل و تعظیم بسیار شده است. به راستی که این شرح، نهایت درایت را داراست و اگر برتر از کتاب کفایه نباشد کمتر از آن نیست.
ب – علم فقه
۷٫ کتاب الاجاره
۸٫ صلاه الجماعه
۹٫ صلاه المسافر
این سه کتاب هم بتازگی در یک مجلد با نام «بحوث فی الفقه» انتشار یافته است.
۱۰٫ حاشیه‌ کتاب المکاسب
حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری، معروفترین اثر فقهی علامه غروی است که پس از گذشت دو سال از وفاتش در دو جلد بزرگ به قطع رحلی انتشار یافت.
۱۱٫ حاشیه بر کتاب الطهاره شیخ اعظم انصاری.
۱۲٫ چندین رساله فقهی.
۱۳٫ سه منظومه درباره‌اعتکاف، روزه و نماز جماعت
۱۴٫ الوسیله توضیح المسائل به زبان عربی
۱۵٫ ذخیره العباد. توضیح المسائل فارسی
ج – فلسفه و حکمت
۱۶٫ تحفه‌الحکیم. منظومه‎ای است به سبک منظومه حکیم سبزواری در حکمت متعالیه.
تحفه حکیم از همان روزهای نخستین انتشارش مورد توجه اهل فن بوده و بعضی از حکما ونویسندگان به شرح آن دست زده‎اند.
۱۷٫ رساله فی اثبات المعاد الجسمانی
۱۸٫ حاشیه بر اسفار ملاصدرا.
۱۹٫ مکاتبات فلسفی و عرفانی
مجموعه‎ای است از ۱۴ نامه در شرح و تحلیل دو بیت شعر از عطار نیشابوری آنجا که می‎گوید:
دائـــماً او پادشاه مـــطلق است در کـمـال عزّ خود مستغـرق است
او بسر ناید زخود آنجا که اوست کی رسد عقل وجود آنجا که اوست
نیمی از نامه‎ها از حکیم غروی اصفهانی و نیمی دیگر از عارف معروف سید احمد کربلایی است که دیدگاه یکدیگر را به نقد و بررسی نشسته‎اند. حاصل آن مناظرات علمی این اثر جاوید گشته است.
۲۰٫ تفسیر قرآن این تفسیر که گویا نیمه تمام مانده تاکنون چاپ نشده است.
۲۱٫ الانوار القدسیّه مجموعه دل انگیزی از اشعار عربی آیه‌ الله غروی است.
۲۲٫ دیوان مفتقر این کتاب که شعرهای فارسی حکیم غروی را در خود گردآورده است با نام نامناسبی که هیچ برازنده ایشان نیست دهها بار چاپ شده و انتشار یافته است و این اشتباه از آنجا ناشی شده است که پدر شاعر حکیم و عارف حوزه نجف حاج محمد حسن اصفهانی معروف به معین التجار، کمپانی یعنی شرکت راه‎آهن بغداد – کاظمین را به عهده داشت و او بود که برای نخسین بار بانی این کار خیر گشت. از اینجا و تنها به همین علت است که دیوان اشعار فرزندش با نام «دیوان کمپانی» و نام آن حکیم الهی به نام «آیه‌الله کمپانی»! معروف گشت. ولی چنانکه شماری نقل کرده‎اند او از این اسم ناراضی بود و از شنیدن این کلمه بیگانه به سختی ناراحت می‎شد.
۲۳٫ دیوان غزلیات یا مجموعه‌ عارفانه‎ها[۱۱]
شاگردان
مکتب علامه نوری را چه در علم اصول و فقه و چه در حکمت و فلسفه باید از مکتبهای بسیار پربرکت شیعه به حساب آورد. بر طبق تحقیقی حدود یکصد و پنجاه بزرگوار افتخار شاگردی در مکتب علامه غروی را داشته‎اند. عجیب اینکه در میان شاگردان، از مرجع تقلید و فقیه و فیلسوف گرفته تا مفسر و محدث و متفکر و نویسنده و عارف و واعظ و … را می‎توان دید که همگی به نوعی به شاگردی غروی اصفهانی مباهات می‎کرده‎اند. اکنون ما تنها از بعضی از آنان نام می‎بریم،[۱۲] حضرات آیات:
سیدمحمد حجت کوه کمری (۱۳۱۰ – ۱۳۷۲ ق)،
سید حسین طباطبایی بروجردی (۱۲۹۲ – ۱۳۸۰ ق)،
سید محمد هادی میلانی (۱۳۱۳ – ۱۳۹۵ ق)،
سید ابوالقاسم خویی (۱۳۱۷ – ۱۴۱۳ ق)،
سید عبدالاعلی سبزواری (۱۳۲۸ – ۱۴۱۴ ق)،
سید محمد کاظم موسوی حسینی (۱۳۲۲ – ۱۴۰۵ ق)،
شیخ سلمان خاقانی (۱۳۳۱ – ۱۴۰۸ ق)،
شیخ محمدتقی بهجت فومنی رشتی (متولد ۱۳۳۲ ق)،
سید محمدباقر طباطبایی سلطانی بروجردی (متولد ۱۳۳۲ ق)،
شیخ ابوالفضل خوانساری (متولد ۱۳۳۴ ق)،
سید علی بهشتی بابلی (متولد ۱۳۲۴ ق)،
میرزا غلامحسین جعفری همدانی (۱۳۲۴ – ۱۴۱۶)،
شیخ علی خوزانی اصفهانی معروف به «آیه الله مشکات»،
حاج شیخ علی محمد بروجردی (۱۳۱۵ – ۱۳۹۵ ق)،
شیخ عبداللطیف سمامی حائری (۱۳۳۰ – ۱۴۰۰ ق)،
شیخ ابوالحسن شیرازی،
آقا میرزا کاظم دینوری تبریزی (۱۳۲۰ – ۱۴۱۶ ق)،
سید مهدی اشکوری نجفی (متولد ۱۳۳۶ ق)،
شیخ احمد اهری (۱۳۰۵ – ۱۳۸۸ ق)،
علامه سید محمد حسین طباطبایی (۱۳۲۱ – ۱۴۰۲ ق)،[۱۳]
سید محمد حسن الهی طباطبائی،[۱۴]
علامه شیخ عبدالحسین امینی تبریزی (۱۳۲۰ – ۱۳۹۰ ق).
محمد علی اردوبادی (۱۳۱۲ – ۱۳۸۰ ق).
شیخ محمدرضا مظفر (۱۳۲۲ – ۱۳۸۴ ق).
شیخ محمدحسین مظفر (۱۳۱۲ – ۱۳۸۱ ق)،
میرزا شیخ نجم ‎الدین جعفر عسکری (۱۳۱۳ – ۱۳۹۵ ق)،
سید عبدالحسین طیب (۱۳۱۲ – ۱۴۱۲ ق)،
سید محمد حسینی همدانی (۱۳۲۲ – ۱۴۱۷ ق)،
شیخ محمد حسین اعلمی (۱۳۲۰ – ۱۳۹۳ ق)،
سید میرزا محمود موسوی زنجانی (۱۳۰۹ – ۱۳۷۴ ق)،
سیدامیر محمد کاظمی قزوینی (۱۳۳۵ – ۱۴۱۴ ث).
شیخ محمد جواد یثری (۱۳۳۰ – ۱۴۱۵ ق)،
سید محمدتقی آل بحرالعلوم (۱۳۱۸ – ۱۳۹۳ ق)،
شیخ عبدالرحیم سامت قزوینی (متولد ۱۲۸۱ ش)،
شیخ محمود شریعت مهدوی (متولد ۱۳۳۵ ق)،
شیخ محمدرضا غراوی (۱۳۰۳ – ۱۳۸۵ ق)،
سید نورالدین میلانی حائری (متولد ۱۳۳۶ ق)،
سید صدرالدین شوشتری جزایری (۱۳۱۳ – ۱۳۸۵ ق)،
سید محمد شبر (متولد ۱۳۳۰ ق)،
محمد طاهر آل شیخ راضی (۱۳۲۲ – ۱۴۰۰ ق)،
شیخ کاتب طریحی (۱۳۰۳ – ۱۳۹۰ ق)،
محمد طه کرمی هویزی (۱۳۱۷ – ۱۳۸۸ ق)،
شیخ محمدامین زین العابدین بصری (متولد ۱۳۳۳ ق)،
شیخ عبدالمهدی مطر (۱۳۱۸ – پس از ۱۳۹۰ ق)،
حاج شیخ حسین انواری همدانی، توسلی شیرازی،
سید سجاد علوی گرگانی (۱۳۲۲ – ۱۴۰۷ ق)،
حاج سیدعلی مولانا تبریزی (۱۳۲۰ – ۱۳۹۲ ق)،
حاج شیخ نصرالله شبستری (متولد ۱۳۳۰ – ق) و …
شاگردان برگزیده عرفان
حکیم غروی اصفهانی، مدت زمانی طولانی حوزه درس عرفانی خصوصی داشتند که در خانه خود برگزار می‎کرد. بزرگمردانی که در این حلقه‌ حال و اشراق، گرد هم می‎آمدند، عبارت بودند از:
۱٫ علامه سید محمد حسین طباطبایی تبریزی
۲٫ آیه‌ الله سید محمد هادی میلانی.
۳٫ آیه‌ الله سید ابوالقاسم خویی.
۴٫ آیه‌ الله میرزا یوسف ایروانی.
۵٫ آیه‌ الله امام زنجانی.
۶٫ آیه‌ الله اعتماد رشتی.[۱۵]
وفات
پنجم ماه ذیحجه سال ۱۳۶۱ ق. روز دوشنبه بود که از فراز بارگاه قدس مولا علی (علیه السلام) خبر وفات بزرگ استاد نجف به گوش همگان رسید. این خبر چنان نابهنگام بود که فضلا و دانشوران حوزوی را دچار تحیر غمبار کرد. بزرگ ادیب شیعی، علامه اردوبادی، سوگ سروده‎ای را که در در گرامیداشت استادش گفته بود و رد زبان همگان ساخت مردم بویژه شاگردان و یاران و نزدیکان استاد که سخت از این فاجعه اندوهبار، آزرده و آشفته بودند بیتی از آن سوگواره دلسوز را به هم می‎خواندند و ناله می‎کردند. ادیب اردوبادی در آن بیت گفته بود:
آری تشییع پیکر نابغه نجف و خادم صادق امام حسین ‎ (علیه السلام) با نام و یاد حسین (علیه السلام) برگزار شد و در آستان قدس علوی، زیر ایوان طلای مولا جنب مناره شمالی در مقبره کوچکی در کنار مقبره علامه حلی به خاک سپرده شد.[۱۶]
عاکـفان حــرمت قبـله اهـل کرمنـد واقـف از نـکته سربـسته لوح و قلمند
خاکساران تو ماه فلک مـلک حدوث جـان نـثاران تـو شـاه ملکوت قدمـنـد
«مفتقر» دست تو و دامن آنان که همه خضر جانند و مسیحا نفس و روح دمند
[۱] . حاشیه محقق اصفهانی بر مکاسب، مقدمه، ص اول، به قلم علامه شیخ محمدرضا مظفر، چاپ قدیم رحلی، سنگی.
[۲] . علماء معاصرین، واعظ خیابانی تبریزی، ص ۱۹۰، چاپ تبریز، ۱۳۶۶ ق.
[۳] . ما این روایت تاریخی را از استاد بزرگوار علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (قدس سره) شنیدم و ایشان از فرزند آیت الله غروی اصفهانی، شیخ محمد غروی و او هم از پدرش آیت الله غروز نقل می‎کردند که پدرم از این توسل که نقشی بسیار حیاتی در زندگانی ایشان داشت، بارهای به مناسبتهای مختلفی سخن به میان می‎آورد و خود را همیشه مدیون این لطف حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) می‎دانست.
[۴] . درباره زندگینامه استادان علامه غروی به ترتیب نگاه کنید به : نقباء البشر، ج ۱، ص ۲۱۲ و ۳۶۵؛ الرسائل الفشارکیه، ص ۵ – ۱۱، چاپ جامعه مدرسین قم، علماء معاصرین، ص ۷۵؛ دائرهالعمارف تشیع، ج ۲، ص ۲۱۵ و سیمای سامراء، سینای سه موسی از نگارنده این سطور.
[۵] . مسلسلات، آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی، ج ۲، ص ۳۶۳، چاپ اول، ۱۴۱۶ ق، از انتشارات کتابخانه آبت الله مرعشی، تنها در اینجاست که از این استاد علامه غروی نام برده شده است.
[۶] . به نقل از آیت الله سید هادی خسروشاهی در مصاحبه نگارنده با وی.
[۷] . یکی از نامه‎های پربار که توسط میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نگاشته شده است در مجله حوزه، شماره ۴، ص ۶۵، (اردیبهشت ۱۳۶۳) چاپ شده است.
[۸] . زندگینامه این محدث متقی در کتاب مستقلی نوشته‎ایم و با نام «محدث نوری، رویات نور» انتشارا یافته است.
[۹] . متن اجازه نامه‎ای که آیت الله صدر کاظمی نوشته‎اند دارای مطالب سودمند و مهمی است که در شش صفحه و در آخر کتاب «غروی اصفهانی غدیر اندیشه» که این مقاله تلخیص آن است، آورده شده است.
[۱۰] . مسلسلات، آیت الله مرعشی نجفی، ج ۲، ص ۳۶۳٫
[۱۱] . در مورد آثار علامه غروی مراجعه شود به: حاشیه علامه غروی بر مکاسب، مقدمه، به قلم علامه مظفر؛ بحوث فی الاصول، غروی اصفهانی، چاپ دوم، قم، جامعه‌ مدرسین، ۱۴۱۶ ق؛ نور علم، ش ۴، از دوره چهارم (۴۰) ص ۵۳ و ش ۵ از دوره ششم (۲۲) ص ۲۱۳؛ نهایه الدرایه فی شرح الکفایه، غروی اصفهانی، مقدمه، مجله الموسم، ش ۱۶، ص ۲۴۱ – ۲۵۷، چاپ هلند، ۱۴۱۴ ق و…
[۱۲] . در اصل کتاب غروی اصفهانی از یکصد و ده شاگرد حکیم غروی نام برده‎ایم.
[۱۳] . کیهان اندیشه، دوره پنجم، ش ۲۶، ص ۱۰، به نقل از استاد آیت الله حسن زاده آملی، نگاه حوزه؛ ش ۹ – ۸، س ۳۴، (ویژه نامه وحدت حوزه و دانشگاه).
[۱۴] . کیهان اندیشه، دوره پنجم، ش ۲۶، ص ۷ – ۸ (مهر و آبان ۱۳۶۸).
[۱۵] . گنجینه دانشمندان، ج ۵، ص ۲۳۶؛ عرفان اسلامی، شیخ حسین انصاریان، ج ۵، ص ۱۶۶٫
[۱۶] . نوار مصاحبه با استاد علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (قدس سره).
منبع :محمد صحتی سردرودی – تلخیص از کتاب گلشن ابرار، ج ۲، ص ۵۸۰