فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

محسن حرم پناهى(ره)

او از مجتهدین و مبارزان انقلابی است که خدمات گرانبهایی قبل و بعد از انقلاب اسلامی انجام داد ،از جمله وی از موسسین حوزه علمیه بود.
ولادت

آیت الله شیخ محسن[۱] حرم پناهی قدس سره از افاضل علما و مدرسان بزرگوار حوزه علمیه قم است که در سحرگاه دوشنبه، هشتم شعبان ۱۳۴۷ ق در قم و در بیت علم و فقاهت چشم به جهان گشود.[۲] وی در دامان مادری پاکدامن که خود تربیت شده بیت علم و فقاهت بود تربیت شد.

مادر ارجمند ایشان، دختر آیت الله سید صادق روحانی قمی قدس سره و بانویی پارسا و عفیفه بود؛ که در عصر خود، الگویی نیکو از زن مسلمان برای سایر بانوان بشمار می رفت. شیخ محسن حرم پناهی می گوید: مسئولیت خطیر تربیت، به طور عمده بر عهده والده ماجده ام بود و حتی بر جزئیات رفتار من هم نظارت دقیق داشت.

ایشان نقل می کند که به یاد دارم روزی در همان ایام بچگی به قبرستانی رفته بودم. در کنار قبرستان، باغی بود که تکه چوبی خشکیده از درختان آن به داخل قبرستان افتاده بود. من به رسم کودکی، آن را برداشتم و راهی منزل شدم. وقتی داخل منزل شدم همین که مادرم چوب را در دستم دید، از من پرسید: این چوب را از کجا آورده ای! من جریان را تعریف کردم. ایشان گفتند: مادرجان! تو که نمی دانی آیا صاحب آن باغ راضی است یا نه، و اگر راضی نباشد تو در روز قیامت چه جوابی در پیشگاه خدا خواهی داشت. این کلام آن قدر در وجودم تأثیر گذاشت که من، آن شب تا صبح نخوابیدم و گریه کردم تا این که صبح شود و صاحب باغ را راضی کنم و سرانجام صبح رفتم و صاحب باغ را راضی کردم.
خاندان

پدر شیخ محسن، آیت الله مهدی حرم پناهی، عالمی زاهد و مورد توجه خواص و بزرگان علما بود. ایشان فرزند مرحوم آیت الله حاج ملا آقاحسن مجتهد قمی قدس سره است. وی در دهم شعبان ۱۳۱۹ ق. در قم متولد شد. او ادبیات و سطوح را از پدر بزرگوار خود و شیخ ابوالقاسم کبیر، فراگرفت و خارج فقه و اصول را در محضر آیت الله شیخ عبدالکریم حایری قدس سره تحصیل نمود. وی مقداری از درس خارج را هم از محضر آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی استفاده نمود. او در ۲۷ سالگی به درجه بلند اجتهاد نائل شد.[۳]

مرحوم آقای بُدلا می فرمودند که آیت الله آقای حاج شیخ مهدی، در میان علما تنها کسی بود که آقای بروجردی قدس سره به مقام علمی و معنوی ایشان احترام خاصی قائل بودند. اما با تمامی این تفاصیل وی از توجه به ظواهر دنیا و تعلق به آن به طور کلی پرهیز داشت. از حالات معنوی و اخلاص و ارادت ایشان نسبت به اهل بیت عصمت علیهم السلام حکایات متعددی نقل شده که به چند نمونه اشاره می شود.

ارادت و اخلاص ایشان نسبت به امامان معصوم علیهم السلام به حدی بود که هرگاه به زیارت بی بی فاطمه معصومه سلام الله علیها مشرف می شد، هنگام ورود به حرم مطهر، بدون توجه به موقعیت ممتازی که که در شهر قم داشت آستانه پایین پای زائران را می بوسید. بعد از جریان هتک حرمت رضاخان نسبت به حرم مطهر و علما، ایشان هرگز به داخل حرم نرفت و می گفت: من از حضرت معصومه سلام الله علیها خجالت می کشم.

از خصوصیات اخلاقی ایشان، احترام خاص به امامزادگان و سادات بود به طوری که آیت الله حرم پناهی می گفت: پدرم حاج آقا مهدی، مبتلا به تراخم چشم بود به طوری که اگر عود می کرد، تا مدتی چشم درد داشت. در تابستان، برای رسیدگی به کشاورزی، به مجیدآباد، از روستاهای قم رفته بود و در منزل یکی از اهالی، به نام سید محمود عطار سکونت داشت. یک روز که می خواست استراحت کند، درد چشم شروع شد.

پدرم گفت: تابستان است و هوا گرم و دسترسی به طبیب و دارو مشکل است، اگر این درد ادامه پیدا کند اذیت بسیاری می بینم. من در فکر بودم که ناگهان چشمم افتاد به شال سبزی که متعلق به آقا سید محمود بود و بر میخ داخل اتاق آویخته شده بود. در این هنگام توسلی پیدا کردم و عرض کردم یا رسول الله صلی الله علیه و آله این شال سبز منتسب به شما است و من نیز این شال را به نیت شفا، روی چشمانم قرار می دهم؛ شما عنایتی بفرمایید. بلند شدم و شال را به چشمانم کشیدم و فی الفور ناراحتی و درد چشم برطرف شد.

ایشان در سال ۱۳۳۰ ش. وفات نمود و تشییع جنازه باشکوهی از پیکر مطهرشان انجام شد. آیت الله بروجردی بر پیکر مطهر ایشان نماز خواند. وفات ایشان ضایعه بزرگی برای مردم به ویژه حوزه علمیه بود، به نحوی که یکی از امامان جماعت قم به نام شیخ ولی می گوید: من در شب وفات ایشان، در عالم رؤیا دیدم کوچه کنار حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها یک باره تاریک شد. صبح بعد از نماز صبح با عجله به منزل آقای بروجردی رفتم و از خدمتکار جویای احوال آقا شدم. وی گفت: حال آقا خوب است و مرا نزد آقا برد. وقتی خدمت ایشان رسیدم و جریان رؤیا را گفتم، ایشان فرمود: خیال می کنم آقای حاج شیخ مهدی حرم پناهی از دنیا رفته باشد و خدمتکار را فرستادند و فرمودند: خودم هم خواهم آمد.
حاج ملا آقا حسن مجتهد قمی

جد آیت الله حرم پناهی حاج ملا آقا حسن مجتهد قمی، فرزند حاج ملا آقا حسین مجتهد قدس سره است. ایشان در سال ۱۲۸۰ ق. در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود. وی بعد از گذراندن تحصیلات ابتدایی (صرف، منطق، معانی و بیان) همچنین دروس سطح حوزه، با راهنمایی پدرشان برای کسب فیض از محضر آیت الله حاج ملا علی کنی عازم شهر ری شد. وی چند سال در جوار بارگاه ملکوتی حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام از وجود پربرکت آن عالم ربانی بهره کافی برد. او پس از آن برای بهره مند شدن از برکات و عنایات خاصه مولی الموحدین امیرالمؤمنین علیه السلام و نیز استفاده از استادان فقهی و اصولی، به نجف اشرف هجرت نمود و سالیان متمادی در آن جا به تحصیل و تدریس پرداخت.

وی بعد از ارتحال پدرش و بعد از بازگشت به قم، مورد استقبال عموم مردم، بزرگان و عالمان شهر قرار گرفت و با توجه به مقام علمی و معنوی اش تمامی مناصب و وظایف پدر بزرگوارش؛ اعم از قضاوت، افتاء، تدریس و اشراف بر تولیت آستانه مقدسه به ایشان واگذار شد. ایشان به حق از اداره این امور خطیر به خوبی برآمد به طوری که طولی نکشید، داستان قضاوت های شگفت  انگیز ایشان، زبانزد خاص و عام شد که در این جا به یک نمونه از آن ها اشاره می کنیم.

شیخ محسن حرم پناهی نقل می کند: روزی دو نفر برای حل خصومت، نزد حاج ملا آقا حسن آمدند. یکی از آن دو مرد، روغن فروشی از اهالی کرمانشاه بود و دیگری، یکی از کسبه شهر. مرد کرمانشاهی ادعا می کرد که من ۲۰ حلب روغن به این شخص فروخته ام در حالی که پول ۱۸ حلب را به من داده است.

مرد کاسب انکار می کرد و می گفت او فقط ۱۸ حلب به من داده و پولش را هم گرفته است. طبق قاعده ایشان شخص منکر را قسم و قضیه را فیصله دادند. حاج ملا آقا حسن بعد از چندی با مرد کاسب برخورد کرد و از او سؤال نمود که دو حلب روغن را تنها می خواهی بخوری! مرد کاسب که دستپاچه شده بود و گمان می کرد آقا از واقع خبردار شده و حالا مطالبه سهم خود را می کند؛ در جواب گفت: یکی از دو حلب را نزد شما می فرستم و با شما تقسیم می کنم و همین کار را هم کرد. آقا، مرد کرمانشاهی را احضار کرد و حلب روغن را به او تحویل داد و سپس خدمتکار خود را نزد کاسب فرستاد و پیغام داد که آقا می گوید آن یک حلب را هم نزد ما بفرست و با این شگرد، حق را به صاحبش برگرداند.

وفات ایشان در جمادی الثانی سال ۱۳۴۷ ق. اتفاق افتاد و پیکرش پس از تشییع باشکوهی در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها در جوار مرقد پدر بزرگوارش به خاک سپرده شد. رضوان الله تبارک و تعالی علیه!
ملا آقا حسن مجتهدی

جد بزرگ شیخ محسن حرم پناهی آیت الله ملا آقا حسین مجتهد قمی است. حاج ملا آقا حسین، از نوادگان ملا محمد کبیر و از شاگردان برجسته صاحب جواهر و شیخ مرتضی انصاری است. وی حدود یازده سال در درس شیخ انصاری و ۶ سال در درس صاحب جواهر شرکت کرد و در مجموع ۱۷ سال از محضر این بزرگواران کسب فیض نمود. هوش و زکاوت ایشان به حدی بود که خودش می گفت: اگر تمامی کتاب های فقه شسته شود، من تمام ابواب فقه، از طهارت تا دیات را در سینه دارم. این ادعایی است که غیر از ایشان، فقط از کاشف الغطا سراغ داریم. میرزای فیض می گوید: ملا آقا حسین، عالمی است قدس نهاد که زهد در نهاد او عجین و قدس در ذات او دفین است. وی مقدمات و سطح را در محضر سید اسماعیل که از شاگردان میرزای قمی بود، تکمیل نمود و به درس شیخ انصاری و صاحب جواهر شتافت. وی به درجه اجتهاد دست یافت و پس از آن به وطن خویش بازگشت و حکومت شرعیه قم به ایشان واگذار شد.[۴]

کرسی قضاوت نیز به ایشان سپرده شد که عموم مردم در نزاع ها به ایشان مراجعه می کردند. وی امام جماعت مسجد بالاسر در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها متصدی امور آستانه، قاضی و حاکم شرع قم بود و با آن همه مشاغل، در امر عبادت و بندگی و ادای واجبات و مستحبات بسیار کوشا بود.[۵]

از جمله قضاوت های ایشان این است که روزی دو نفر قبل از شروع درس، نزد ایشان دعوایشان را مطرح می کنند و هر یک ادعا می کند که این شخص به من فلان مبلغ را بدهی دارد و اسمش مثلاً مشهدی حسن است. طرف دیگر دعوا می گوید: خیر، نه من به او بدهی دارم و نه اسم من مشهدی حسن است. ایشان می فرمایند که حضور داشته باشید، تا جلسه درس تمام شود. در میان درس، بعضی از شاگردان، اشکالی مطرح می کنند که در نتیجه، بین شاگردان، اختلاف می افتد و بحث علمی بالا می گیرد. در این بین، حاج ملا آقا حسین یکدفعه رو می کند به این دو نفر و صدا می زند مشهدی حسن! بلافاصله یکی از آن دو (منکر) بدون اختیار جواب می دهد: بله آقا! و او به سرعت می گوید بدهی این شخص را بده! او هم شرمنده می گوید، چشم آقا، بدین طریق از او اقرار می گیرد.

وفات ایشان در سال ۱۳۲۷ ق. در حدود صد سالگی اتفاق افتاد و در صحن بزرگ حرم مطهر، در قسمت شمال شرقی، مقابل مقبره شیخ فضل الله نوری دفن شد که هم اکنون با سنگ سفید برجسته ای که روی آن قرار دارد شناخته می شود. شیخ محسن حرم پناهی می گفت: آیت الله اراکی قدس سره برای من نقل کرد در همین مکان که قبر حاج ملا آقا حسین هست، بقعه ای بود و در آن قبر ملا محمد کبیر، جد بزرگ شما قرار داشت. مرحوم حاج ملا آقا حسین در این بقعه، چهل سال نماز شب می خواند و وصیت کرد که مرا در قبر ملا محمد کبیر دفن کنید. بعد از فوت ایشان وقتی قبر را می شکافند در کمال تعجب می بینند که جسد مرحوم ملا محمد کبیر بعد از گذشت ۳۰۰ سال هنوز صحیح و سالم است و حتی رنگ حنای محاسن ایشان هم تغییر نکرده. ۳۰ سال بعد از این واقعه وقتی خواستند جسد آیت الله حاج ملا آقا حسن را طبق وصیت در قبر پدر دفن کنند، مشاهده می کنند که جسد و حتی کفن حاج ملا آقا حسین، هنوز سالم است. آیت الله اراکی در ادامه می افزاید جسد قطب راوندی هم، در هنگام تعمیر صحن مطهر – که در اثر سیل خراب شده بود – نمایان شد و خودم دیدم که جسد او سالم بود و من زانوی مبارک ایشان را بوسیدم.
ملا محمد کبیر

ملا محمد کبیر جد هشتم آیت الله حرم پناهی است. وی در کوه خضر به محضر حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا، شرفیاب شد و سه حاجت از حضرت خواست که حضرت به وی عطا فرمود و آن سه حاجت عبارت بودند از این که:

دیوانه در نسل او به وجود نیاید.
فرزندانش گدا و سائل به کف نشوند.
فقیه و مجتهد از نسل وی نایاب نگردد.

تحصیلات

از آن جا که پدر شیخ محسن هرگونه مراجعه به رژیم طاغوت و رفتن به مدارس دولتی را حرام می دانست، وی تحصیلات ابتدایی؛ اعم از خواندن، نوشتن، قرائت قرآن و کتاب هایی نظیر گلستان سعدی، کلیله و دمنه و نصاب الصبیان را نزد برخی از عالمان و فضلای متدین سپری کرد. وی در حدود سال ۱۳۶۰ ق. شروع به تحصیلات حوزوی از قبیل صرف، نحو، معانی، بیان، منطق، هیأت و کلام نمود.

او در فراگیری فلسفه از محضر استادانی چون علامه طباطبایی بهره ها برده و در علم رجال و درایه نیز تبحر ویژه ای پیدا کرد. او قوانین را نزد آیت الله بهاءالدینی فراگرفت و با شیخ احمد جنتی هم مباحثه بود و مکاسب و رسائل را از محضر آیت الله طباطبایی (سلطانی) استفاده کرد. وی در زمینه فقه و اصول از سفره پرفیض فقیهان و استوانه های علمی عصر خود مانند آیات: سید حسین بروجردی و سید محمدتقی خوانساری، محقق داماد، سید محمد حجت کوه کمره ای، سید محمدرضا گلپایگانی و شیخ محمدعلی اراکی رضوان الله تعالی علیهم اجمعین بهره های وافر برد. او در عنفوان جوانی در سن ۲۷ سالگی حائز مرتبه رفیع اجتهاد شد و مورد توجه و عنایت خاص استاد خود، آیت الله بروجردی قدس سره قرار گرفت. از ایشان برای تألیف دوره جامع احادیث الشیعه دعوت به عمل آمد.
تألیفات

آیت الله حرم پناهی صاحب آثار فراوانی است که عبارتند از:

سفینه الهداه فی شرح وسیله النجاه (دوره فقه، شرح وسیله النجاه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی).
جامع احادیث الشیعه که تألیف بعضی از مجلات دوره جامع احادیث الشیعه را شامل می شود. (صلاه، مقدمات عبادات، و مقداری از کتاب حج و تمام کتاب ملابس و مساکن).
حاشیه ای بر کفایه الاصول، آخوند خراسانی
رساله ای در باب تقیه و احکام آن
رساله ای در قاعده لاضرر
فوائد الرجالیه، (دوره کامل علم رجال) که مقدمات چاپ آن فراهم شده است.
رساله ای در باب امامت، با سبک جدید
رساله ای در شرح خطبه همام از نهج البلاغه
رساله ای در تفسیر آیات الاحکام
تصحیح دوره وسائل الشیعه، با همکاری مرحوم آیت الله ربانی شیرازی، ۱۶ جلد.

فعالیت ها

آیت الله حرم پناهی با شروع نهضت امام خمینی قدس سره از همان سال اول، برای انجام وظیفه الهی و انجام مسئولیتی که در پیشگاه الهی بر دوش خود احساس می کرد، به یاری وی شتافت و تا پیروزی انقلاب و پس از آن از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.وی با توجه  به  افکار ضدطاغوتی  که  داشت  به  هیأت  سیاسیون  پیوست  و در جلساتی  که  اعضاء جامعه  مدرسین  قبل  از انقلاب  تشکیل  می دادند شرکت  می کرد.

از فعالیتهای  قبل  از انقلاب  ایشان  می توان  به  سفرهای  تبلیغی  ایشان  به  ورامین  ـ آشتیان  و تهران  اشاره  کرد که  در ورامین  به  علت  سخنرانی های  روشنگرانه  به  شهربانی  وقت  احضار شدند که  با تدبیر و پشتیبانی  مردم  شهربانی  نتوانست  وی  را جلب  کند بلکه  به  جلسات  خود ادامه  داد.فعالیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایشان قبل از انقلاب عبارتند از:

تشکیل انجمن امر به معروف و نهی از منکر
تربیت و ساماندهی ده ها تن از جوانان، سالخوردگان و نوجوانان برای مبارزه با طاغوت
فرستادن طلاب علوم دینی به سراسر کشور و خارج، جهت تبلیغ
تشکیل صندوق قرض الحسنه
مسافرت به بعضی نقاط کشور به منظور سخنرانی و اقدامات دیگر که تفصیلش بدین شرح است: پس از پیروزی انقلاب وی با حضور مستمر در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که خود از مؤسسان اصلی آن بود، همت خود را همواره در جهت حفظ و دفاع از ارزش های اصیل نهضت که همانا اعتلای کلمه توحید و احیای معارف و احکام مبین اسلام و تعظیم شعائر مذهب اهل بیت عصمت علیهم السلام بود، مصروف داشت.

نکته حائز اهمیت در مورد آیت الله حرم پناهی این است که وی در طول سال های مبارزه و بعد از آن هیچ گاه وظیفه اصلی خود را که تحقیق، تدریس، تصنیف و تربیت طلاب بود فراموش نکرد؛ به طوری که حتی در آخرین روز عمر پربرکت خود نیز در مدرسه فیضیه به تدریس پرداخت. وی در روزهای تعطیل نیز طلاب را از علومی چون: تفسیر، اخلاق و اعتقادات بهره مند می نمود. وی در همین راستا، شاگردانی را جهت مناظره با سایر ملل و مذاهب اسلامی تربیت کرد.
ویژگی های اخلاقی

از ویژگی های اخلاقی و صفات بارز ایشان می توان به فروتنی، رعایت تقوای الهی به ویژه دقت در سخن گفتن، غیرت دینی، احترام ویژه به طلاب و سادات و صبر در برابر ناملایمات اشاره کرد. وی در تربیت شاگرد بسیار مهارت داشت. او برای شاگردانش ارزش قائل بود؛ سؤالاتشان را دقیق گوش می داد و پاسخ می گفت. ایشان در رعایت آداب و صفات اخلاقی، کم نظیر و با همه بسیار مهربان بود.

فرزند ایشان می گوید: یک سال در آخرین جلسه درس در ماه شعبان، عرض کردیم، در آستانه ماه مبارک هستیم موعظه ای بفرمایید. ایشان سرش را پایین آورد و پس از لحظه ای سرش را بلند کرد و گفت: من همان مطلبی که آیت الله بروجردی فرمودند، برایتان می گویم. ایشان قبل از ماه رمضان خطاب به طلاب فرمودند که: ماه رمضان نزدیک است. شما آقایان می خواهید به تبلیغ بروید و این مردم نه پیغمبر و نه امامان علیهم السلام هیچ کدام را ندیده اند، این مردم می خواهند دین را از شما یاد بگیرند، بکوشید دین را درست یاد بدهید. ظاهرتان را درست کنید که اگر نتوانستند دین را یاد بگیرند و یا یاد دهید، حداقل دشمن درست نکنید. اگر ظاهر شما درست نباشد، مردم نه تنها از شما منزجر می شوند؛ بلکه از خدا، پیغمبر و امامان علیهم السلام هم منزجر می شوند.

بعد ایشان فرمودند که ظاهر بسیار مهم است، از ظاهرتان غفلت نکنید. ارادت ایشان به اهل بیت علیهم السلام به خصوص حضرت صاحب الزمان علیه السلام بسیار بالا بود و حضرت هم به ایشان عنایت داشتند. وی از اخلاص بالایی برخوردار بود.
فرزندان

آیت الله حرم پناهی در ۲۷ سالگی با دختر آیت الله سید مرتضی قصیری خراسانی که از عالمان و امامان جماعت معروف بازار تهران بود، ازدواج کرد. ثمره این ازدواج پنج فرزند؛ (سه پسر و دو دختر) است. فرزند ارشد ایشان، حجت الاسلام محمدمهدی حرم پناهی است که در چند سال آخر عمر پدرش به جای وی در مسجد محمدیه قم، به اقامه جماعت می پرداخت و هم اکنون در حوزه علمیه حضور فعال دارد.
وفات

آیت الله حاج شیخ حسن حرم پناهی قدس سره در اثر کسالتی که داشت در تاریخ دوم مهر ماه ۱۳۸۱ ش. مصادف با شانزدهم رجب ۱۴۲۳ ق. به دیار حضرت حق عزوجل شتافت. پیکرش در چهارم مهر ماه، طی مراسم باشکوهی از مسجد امام حسن عسکری علیه السلام به طرف حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها تشییع شد. پیکر این عالم بزرگوار پس از ادای نماز به امامت آیت الله بهجت و پس از قرائت پیام تسلیت مقام معظم رهبری در میان حزن و اندوه مردم و بزرگان حوزه قم، در مسجد شهید مطهری (مسجد بالاسر) نزدیک محراب حرم مطهر، در قبری که از طرف مقام معظم رهبری تهیه دیده شده بود به خاک سپرده شد.

مجلس سوم ایشان از طرف مقام معظم رهبری در مسجد اعظم قم برگزار شد که عده زیادی از مسئولان و مردم یاد این عالم نستوه را گرامی داشتند. خداوند عالمان، بزرگان، شهدا، امام بزرگوار و این عالم فرهیخته را با امامان معصوم علیهم السلام محشور گرداند.

توجه: در پایان لازم به ذکر است که خیلی از مطالب از زبان مرحوم آیت الله شیخ محسن حرم پناهی به نقل از فرزند بزرگوار ایشان نقل شده است.
پی نوشتها

۱٫فرزند مهدی فرزند حسن فرزند حسین حرم پناهی.
۲٫گنجینه دانشمندان، ج ۲، ص ۱۳۴، ش ۸۴٫
۳٫همان، ص ۱۳۳، ش ۸۳؛ آثار الحجه، ص ۷۷٫
۴٫گنجینه دانشمندان، ج ۱، ص ۱۳۷٫
۵٫مردان علم در میدان عمل، ص ۱۳۱٫

منبع:سید حسن سیدی، ستارگان حرم، جلد ۱۹، صفحه ۱۷۲-۱۸۳٫