آداب و سنن حضرت رسول (ص) در سفر و لواحق آن

امام باقر (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) روز پنجشنبه مسافرت مى کرد.[1]

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) به هنگام سفر پنج چيز را با خود برمى داشت: آينه، سرمه دان، شانه، مسواک و قيچى.

ابن عباس گويد: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) چنان راه مى رفت که ناتوان و کسل به نظر نمى رسيد.[2]

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) سوار شدن بر درازگوشى را که فقط پالانى روى آن انداخته باشند دوست داشت.

حضرت رضا (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در سفر حج خود صبحگاهان که از منى حرکت فرمود از راه «ضبّ» آمد و هنگام بازگشت از راه ميان مشعر و عرفه برگشت. و به طور کلّى آن حضرت از راهى که مى رفت از همان راه باز نمى گشت.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هرگاه مى خواست به جنگ رود، مقصد خود را طورى بيان مى داشت که کسى به آن پى نبرد.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در سفر هرگاه از بلندى سرازيرمى شد «سبحان اللّه» مى گفت، و چون به بلندى بالا مى رفت «اللّه اکبر» مى گفت .

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در سفر از منزلى به منزل ديگر کوچ نمى کرد جز آنکه در آن منزل دو رکعت نماز مى گزارد و مى فرمود: مى خواهم اين مکان برايم به نمازخواندن گواهى دهد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هنگام وداع با مؤمنانى که عازم سفر بودند مى فرمودند : خداوند تقوا را توشه شما کند، شما را با هر خيرى مواجه سازد، همه حاجاتتان رابرآورد، دين و دنياى شما را برايتان سالم بدارد و شما را سالم به من باز گرداند.

امام صادق (عليه السّلام) با مردى خداحافظى کرد و در حق وى چنين دعافرمود: «دين و امانتت را به خدا سپردم، خداوند تقوا را توشه تو کند، و هر جا رو کنى با خيرت مواجه سازد. » سپس رو به حاضران کرد و فرمود: اين بود وداع رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) با على (عليه السّلام) هرگاه که وى را به جايى روانه مى ساخت.[3]

على (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) به کسانى که از سفر مکه باز مى گشتند مى فرمود: «خداوند اعمال حجّ تو را قبول کند، گناهت را بيامرزد، و آنچه خرج کرده اى به تو باز گرداند. »

ملحقات

امام صادق (عليه السّلام) به محمّد بن ابى الکرام فرمود: من دوست دارم که روز پنجشنبه براى سفر بيرون شوى، زيرا رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هنگامى که مى خواست به جنگ دشمن رود در اين روز بيرون مى شد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هنگامى که مى خواست سفر کند ميان زنان خود قرعه مى کشيد [و به قيد قرعه يکى از آنان را با خود همراه مى برد].

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) دوست نداشت کسى بدون همسفر مسافرت کند.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: از سنّت است که چون گروهى به سفر روند زاد و توشه خويش را با خود بردارند، زيرا اين کار سبب دلخوشى و دلگرمى وخوش خلقى آنان خواهد بود.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در مسافرتها چند چيز از او جدا نبود: شيشه روغن (که سر و موى خود را روغن زند) ، سرمه دان، قيچى، مسواک، شانه، نخ و سوزن خياطى، درفش کفاشى، بند چرمى کفش. و آن حضرت در سفر لباسش را مى دوخت و کفش خود را پينه مى زد.

انس بن مالک گويد: هيچ گاه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) قصد سفر نمى کرد جزآنکه هنگام برخاستن از جا مى گفت: «خدايا به يارى تو سفر مى کنم، و به سوى تو روى مى آورم، و به دامن رحمت تو چنگ مى زنم، تو پشتيبان و نقطه اميد منى.

خداوندا، مرا در آنچه برايم مهم است و آنچه مهم نمى شمارم و آنچه که تو خود بهتر از من مى دانى کفايت کن. خدايا، تقوا را توشه من کن و گناهم را بيامرز، و به هرسو رو کنم مرا با خير مواجه ساز». اين دعا را مى خواند و براى سفر بيرون مى شد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در مسافرت ها سريع راه مى پيمود و چون به راه پهناورى مى رسيد بر سرعت خود مى افزود.

امام باقر (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) چون مى خواست با مسافرى وداع کند دست او را مى گرفت (سپس به آنچه در نظر داشت در حق او دعا مى کرد) .

على (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) عصايى داشت که ته آن آهن نوک تيزى قرار داشت، بر آن تکيه مى کرد و روزهاى عيد [فطر و قربان] و در سفرها آن راهمراه مى برد و در نماز جلو خود مى نهاد [تا حريم نمازش باشد].

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: عصا برداشتن نشانه مؤمن و سنّت پيامبران است. [4]

بر عصا تکيه کردن از اخلاق پيامبران (عليهم السّلام) است.

کعب بن مالک گويد: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) از سفر باز نمى گشت مگر هنگامى که روز بر آمده باشد.

سنّت آن است که مسافر براى استراحت فرود نيايد مگر هنگامى که هوا مقدارى گرم شده باشد؛ و بايد بيشتر سيرش در شب باشد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در سفرها هرگاه اول شب مى خوابيد دستش را دراز مى کرد و ساق دست را زير سر مى نهاد. و هرگاه در آخر شب مى خوابيد دستش رابلند مى کرد و سر مبارکش را روى کف دست مى نهاد.

سنّت آن است که از منازل صبح زود حرکت کنند و آغاز سفر روز پنجشنبه باشد.

در سفرها همراه بردن مشک آب و امثال آن از سنّت است.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) چون از جنگ يا سفر حج باز مى گشت به هر بلنديى اززمين مى رسيد سه بار «اللّه اکبر» مى گفت و اين دعا را مى خواند:

لا اله الاّ اللّه وحده لا شريک له، له الملک و له الحمد، يحيى و يميت، و هو على کلّ شى ء قدير. تآئبون عابدون ساجدون ربّنا حامدون. صدق اللّه وعده، و نصر عبده، و هزم الاحزاب وحده.

«معبودى جز اللّه نيست که يگانه و بى شريک است، فرمانروايى وستايش ويژه اوست، زنده مى کند و مى ميراند و بر هر چيزى تواناست. ما باز گردنده به سوى پروردگارمان، و پرستشگر و سجده کننده و ستاينده پروردگارمان هستيم. خداوند به وعده اش وفا کرد، بنده اش را يارى داد و خود به تنهايى احزاب کفر رادر هم شکست . »

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هنگامى که از سفر باز مى گشت نخست به مسجدمى رفت و دو رکعت نماز مى خواند سپس به خانه در مى آمد.

منبع: سنن النبى،علامه سيد محمدحسين طباطبائى

پاورقي‌ها:

[1] . احاديث در اين معنى فراوان است (مؤلف).

[2] . در احاديث چندى گذشت که آن حضرت هنگام راه رفتن کمى به جلو تمايل داشت گويى از سراشيبى فرود مى آيد (مؤلف).

[3] . روايات در دعاهاى آن حضرت در هنگام وداع مختلف است و اختلافات زيادى دارند، ولى در همه آنها دعا به سلامتى و غنيمت نهفته است (مؤلف).

[4] . گفته اند: عصا به دست گرفتن نشانه سفر رفتن است، و عصا به دست گرفتن مؤمن نشانه آن است که وى آماده سفر آخرت است و زاد و توشه آن را تهيه ديده است. يا آنکه عصا داشتن نشانه ضعف است وبه دست گرفتن عصا براى اظهار تواضع و فرو کاستن تکبر است.