گواهى و شهادت «امت وسط» در قيامت

 خداوند در خصوص گواهى روز قيامت مى فرمايد: «وَ کَذَ’لِکَ جَعَلْنَـاکُمْ أُمةً وَسَطًا لتَکُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى الناسِ وَ يَکُونَ الرسُولُ عَلَيْکُمْ شَهِيدًا؛ و ما همچنان شما را امت وسط (گروه ميانه رو و معتدل ) قرار داديم تا شما گواه بر مردم باشيد و رسول الله نيز گواه بر شما باشد!» (بقره/143). مخاطب اين آيه مسلمانان هستند، که ما شما را جماعت معتدل و نيکو سيرت که جنبه افراط و تفريط در آنها نيست، تندى و کندى ندارند، و کارهايشان همه بر اساس اعتدال و ميانه روى و قسط و عدل است قرار داديم! براى اينکه شما بر مردم مراقبت داشته باشيد! و اعمال آنان را در زير پوشش نظر خود و نظارت خود بگيريد و گواه باشيد! و پيغمبر اکرم نيز مراقبت و نظارت بر اعمال شما داشته باشد! و پيوسته در زير پوشش نظر خود بر اعمال شما راقب و ناظر و گواه باشد. و با اينکه ما مفصلاً بحث کرديم در اينکه در شهادت مزايا و خصوصياتى لازم است که از شرائط شهادت است، پس چگونه مي شود که خطاب اين آيه به تمام امت اسلام و امت رسول الله بوده باشد؟

با وجود آنکه مي دانيم در ميان امت اسلام و امت رسول الله بوده باشد؟ با وجود آنکه ميدانيم در ميان اين امت افرادى که علم و اطلاع بر حقائق اعمال و سرائر و ضمائر داشته باشند بسيار اندک اند، و غالب امت از اينگونه امور مطلع نيستند، و علاوه در ميان اين امت افراد فاجر و فاسق هستند، چگونه خداوند به آنها ميگويد: ما شما را امت معتدل و ميانه رو و نيک سيرت و نيکو روش قرار داديم و شما را رقيب و حسيب اعمال مردم گرفتيم.

در ميان اين امت مردم ضال و مُضل و منافق بوده اند، يزيدبن معاويه و پدرش معاويه بن أبى سفيان خودشان را جزء اين امت ميدانند، آيا خداوند به امتى که در ميان آنها چنين افرادى بوده اند خطاب نموده و آنان را به عنوان امت وسط ستوده است؟ آنها را گواه و شهيد بر اعمال مردم و رقيب و حسيب نهاده است؟ آيا چنين مطلبى را مى توان پذيرفت؟ أبداً قابل قبول نيست. عنوان ظاهر خطاب گر چه عام است، ولى ملاک خطاب که بر آن اصل حکم و انشاء صورت تحقق مي گيرد خاص است. بدان ملاک و بواسطه آن خصوصيت و به مناط خصوص آن افرادى که واجد شرائط شهادت هستند و آنان در ميان امت واقع و با آنها محشور و مجتمعند، خطاب عمومى به امت تعلق گرفته است.

مراد از امت وسط در ملاک و معيار خصوص کسانى هستند که داراى آن خواص بوده باشند؛ يعنى «أَشِدآءُ عَلَى الْکُفارِ رُحَمَآءُ بَيْنَهُمْ؛ بر کافران سختگير و با همديگر مهربانند» (فتح/29)، مانند حضرت أميرالمؤمنين على بن أبى طالب عليه السلام و مانند عثمان بن مظعون و سلمان و عمار بن ياسر و أبوذر غِفارى و مقداد و ياران ديگر رسول الله که در جنگ بدر شهيد شدند چون عُبَيدَة بن حارث بن المطلب پسر عموى رسول خدا، يا در جنگ اُحد چون حمزه سيد الشهداء عموى رسول خدا و امثال و نظائر اين ارواح مقدسه و طائران بلند پروازِ سدرة المنتهى.

اينها اصحاب پيغمبر بوده اند، و به ملاحظه شرافت آنها خطاب عمومى به امت و مسلمين تعلق ميگيرد و به وَالذِينَ مَعَهُ مورد تمجيد واقع ميشوند، اين راجع به آيه وارده در سوره فتح، حال بيائيم سر بحث آيه مورد نظر: «وَ کَذَ’لِکَ جَعَلْنَـاکُمْ أُمةً وَسَطًا» ما شما را امت وسط قرار داديم براى اينکه شما گواه باشيد بر أعمال مردم، و اينقدر به شما شرافت داديم که خود رسول الله را بلا واسطه مراقب و گواه بر شما داشتيم؟ شما گواه بر مردم، و رسول خدا گواه بر شما! پس بسيار درجه و مقام شريفى است که انسان را گواه بر عامه مردم قرار دهند و رسول الله را گواه بر انسان و کسى که داراى اين درجه نباشد از عهده تحمل و أداء شهادت بر نمى آيد. و بنابراين مراد از امت وسط تمام افراد امت نيستند که گواه بر اعمال مردم باشند، بلکه افراد خاصى هستند که واجد همان مزايا و خصوصياتى هستند که در معناى شهادت ذکر شد.

حالا بايد ديد که آن افراد چه کسانى هستند؟ آيه اى ديگر در قرآن کريم داريم که شبيه اين آيه است: «هُوَ اجْتَبَـاکُمْ وَ مَا جَعَلَ عَلَيْکُمْ فِى الدينِ مِنْ حَرَجٍ مـِلةَ أَبِيکُمْ إِبْرَاهِـيمَ هُوَ سَمـاکُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَ فِى هَـذَا لِيَکُونَ الرسُولُ شَهِيدًا عَلَيْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَدَآءَ عَلَى الناسِ؛ خداوند تبارک و تعالي، اوست که شما را اختيار و انتخاب نموده است و براى شما در دين سختى و مشکلى قرار نداده است، اين همان آئين و ملت پدر شما إبراهيم است که از زمان پيشين شما را مسلمان نام نهاد؛ و اين امر به جهت اينست که رسول خدا حاضر و رقيب و گواه بر شما باشد، و شما نيز حاضر و رقيب و گواه بر مردم باشيد» (حج/78). و شايد مفاد اين آيه از آيه قبل هم روشن تر بوده باشد، چون در اينجا مي فرمايد: هُوَ اجْتَبَـ’کُمْ، در آنجا داشت: وَ کَذَ’لِکَ جَعَلْنَـ’کُمْ أُمةً وَسَطًا ما شما را قرار داديم! اما در اينجا مي فرمايد: برگزيديم، و سوا کرديم و انتخاب نموديم؛ چون چيزى را بخواهند از چيزهاى ديگر سوا کنند مثل دانه هاى سيب را از درخت سيب و يا از صندوق سيب، آن را در لغت عرب اجتباء گويند: و استنقاء نيز گويند؛ يعنى برگزيدن و سوا کردن و پاک و طاهر نمودن. و اين لفظ اجتباء بسيار دلالت بر شرافت ميکند، چون خدا سوا کرده و انتخاب کرده است پس اين افراد مُجتبى و مُنتخب خدا هستند.

و ديگر آنکه در اين آيه وارد است: «مِلةَ أَبِيکُمْ إِبْرَ ‘هِـيمَ هُوَ سَمـ’کُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ؛ اين آئين، آئين پدر شما إبراهيم است، آنکه شما را از قبل مسلمان ناميد! و اين عنوان اسلام را او به شما داد! و شما داراى چنين شخصيت و مزيتى شديد؛ اين کارها را براى چه کرد، براى اينکه پيغمبر شاهد بر شما باشد، شما هم شاهد بر مردم. حال بايد ديد اين گواهان که خدا آنان را برگزيده و حضرت إبراهيم هم که پدر آنان است آنها را مسلمان ناميده است و داراى چنين خصوصياتى هستند براى تحمل و أداء شهادت، چه کسانى هستند؟ و کجا آنها را مسلمان ناميده است؟ (حج/78).

منبع:معادشناسى 7، صفحه 133-125