شیعه شناسی » پاسخ به شبهات » تاریخی »

شبهه: برخی به ویژه وهابیان این شبهه را علیه شیعیان اقامه می کنند که خود شیعیان امام حسین (ع) را کشتند و حالا برای کسی که خود شان کشته عزاداری می کنند.

در توضیح این شبهه می گویند که در کتب شیعه آمده است که عده زیادى از اهل کوفه که مرکز خلافت امیر مومنان بود و همه از شیعیان حضرت بودند با امام حسین علیه السلام بیعت کرده و ایشان بودند که امام حسین علیه السلام را به شهادت رساندند« بایع الحسین عشرون ألفاً من أهل العراق ، غدروا به وخرجوا علیه وبیعته فى أعناقهم وقتلوه» (أعیان الشیعه سید محسن امین ،ج۱، ص۳۴)

پاسخ :

در پاسخ این شبهه مطالب زیر بیان می گردد:

۱- جنگیدن با امام حسین علیه السلام منافات با شیعه بودن دارد :

 طبق آنچه که در کتب لغت آمده است شیعه به معنى تابع و پیرو است ؛ بنا بر این اقدام کوفیان در قتل امام حسین علیه السلام منافات با مفهوم شیعه دارد و حتى اگر ثابت شود قاتلین امام حسین علیه السلام ، روزى هم به ظاهر اظهار تشیع مى کردند با این جنایت ثاتب کرده اند که دشمنان اهل بیت هستند نه پیروان آن بزرگواران.

در این زمینه کلام سید امین را در کتاب اعیان الشیعه در منظر خوانندگان قرار مى دهیم:

« حاش لله أن یکون الذین قتلوه هم شیعته ، بل الذین قتلوه بعضهم أهل طمع لا یرجع إلى دین ، وبعضهم أجلاف أشرار ، وبعضهم اتبعوا روءساءهم الذین قادهم حب الدنیا إلى قتاله ، ولم یکن فیهم من شیعته ومحبیه أحد ، أما شیعته المخلصون فکانوا له أنصاراً ، وما برحوا حتى قتلوا دونه ، ونصروه بکل ما فى جهدهم ، إلى آخر ساعه من حیاتهم ، وکثیر منهم لم یتمکن من نصرته ، أو لم یکن عالماً بأن الأمر سینتهى إلى ما انتهى إلیه ، وبعضهم خاطر بنفسه ، وخرق الحصار الذى ضربه ابن زیاد على الکوفه ، وجاء لنصرته حتى قتل معه ، أما ان أحداً من شیعته ومحبیه قاتله فذلک لم یکن ، وهل یعتقد أحد إن شیعته الخلص کانت لهم کثره مفرطه ؟ کلا ، فما زال أتباع الحق فى کل زمان أقل قلیل ، ویعلم ذلک بالعیان ، وبقوله تعالى : « وقلیل من عبادى الشکور » .أعیان الشیعه ۱ / ۵۸۵

منزه است خداوند از اینکه قاتلین امام حسین علیه السلام از شیعیان باشند ؛ بلکه کسانى که ایشان را کشتند از اهل طمع بودند که دین نداشتند و بعضى از اشرار نا اهل بودند و بعضى از ایشان به دنبال رؤساى خود رفتند ؛ رؤسایى که دوستى دنیا ایشان را به جنگ حسین بن على علیه السلام کشانده بود ؛ و در بین ایشان کسى از شیعیان و دوست داران حضرت نبود ؛ اما شیعیان حضرت و مخلصین براى حضرت همگى یاران او شدند و در اینکه در راه او کشته شوند درنگ ننمودند ؛ و او را تا آخرین لحظات زندگانى با تمام نیرو یارى کردند ؛ و بسیارى از ایشان نیز نتوانستد حضرت را یارى بنمایند یا نمى دانستند که کار حضرت به اینجا منتهى خواهد شد ؛ بعضى نیز در این هنگام جان خود را به خطر انداخته و حصارى را که ابن زیاد دور کوفه کشیده بود شکستند و براى یارى حضرت آمدند تا اینکه در کربلا شهید شدند ؛ اما اینکه ادعا شود که یکى از شیعیان در جنگ با حضرت حضور داشته است این صحت ندارد ؛ و آیا کسى مى تواند اعتقاد داشته باشد که یکى از شیعیان و دوست داران حضرت که چنین علاقه اى به حضرت داشته اند به جنگ ایشان برود ؟ هرگز ؛ همیشه چنین بوده است که طرفداران حق در هر زمانى اندک بوده اند و این همیشه دیده شده است و خداوند فرموده اند : “و عده کمى از بندگان من شکرگذار هستند “

۲- قاتلین امام حسین علیه السلام شیعه آل ابى سفیان بودند :

این اشکال که امام حسین قاتلین خویش را شیعه خطاب کرده اند از موذى گرى عده اى نشات مى گیرد که مى دانند لفظ شیعه در لغت به معنى طرفدار است و چون در این لفظ اکنون در مورد طرفداران امیر مومنان على علیه السلام به کار مى رود وقتى عباراتى مانند عبارات ذیل را مى بینند ، انتهاى آن را حذف کرده و تنها مى گویند قاتلین امام حسین علیه السلام شیعه بوده اند و نمى گویند که مقصود از شیعه در این کلام چیست و اصل منبع را نیز ذکر نمى نمایند .

در بسیارى از روایات آمده است که وقتى حضرت دشمنان خویش را مورد خطاب قرار دادند فرمودند : اى شیعیان و طرفداران خاندان أبى سفیان :

« ویلکم یا شیعه آل أبى سفیان ، إن لم یکن لکم دین ، وکنتم لا تخافون یوم المعاد ، فکونوا احراراً فى دنیاکم هذه ، وارجعوا إلى احسابکم ، إن کنتم عرباً کما تزعمون » أعیان الشیعه للسید الأمین ۱ / ۶۰۹

واى بر شما اى طرفداران خاندان ابو سفیان ؛ اگر دین ندارید و از روز قیامت نمى ترسید در دنیاى خودتان آزاده باشید ؛ و به اصل خود بازگردید اگر عرب هستید – همانطور که گمان مى کنید –

لذا ایشان این نکته را دست آویز قرار داده با تحریف مى خواهند چنین وانمود کنند که شیعیان – یعنى طرفداران امیر مومنان – امام حسین علیه السلام را به شهادت رسانده اند .

۳- اهل سنت تنها یاران امام حسین را شیعه ایشان مى دانند:

زهیر بن قین از یاوران امام حسین علیه السلام است ؛ در کتاب تاریخ طبرى در مورد وى مى نویسد :

فقال له زهیر یا عزره إن الله قد زکاها وهداها فاتق الله یا عزره فإنى لک من الناصحین أنشدک الله یا عزره أن تکون ممن یعین الضلال على قتل النفوس الزکیه قال یا زهیر ما کنت عندنا من شیعه أهل هذا البیت إنما کنت عثمانیا ،تاریخ طبرى ج ۴ ص ۳۱۶

زهیر به عزره گفت : اى زهیر خداوند او را پاک گردانید و هدایت نمود ؛ پس از خدا بترس که من از خیر خواهان توام ؛ تو را به خدا قسم مى دهم که مبادا از کسانى باشى که گمراهان را در کشتن جان هاى پاک یارى مى کنى ؛ وى پاسخ داد : اى زهیر ما تو را از شیعیان این خاندان نمى دانستیم ( ولى امروز تو را در صف شیعه او مى بینیم ) تو عثمانى ( از طرفداران عثمان ) بودی!!!

این عبارت به خوبى بیانگر آن است که دشمنان امام حسین علیه السلام مردم را در دو صف و دو جبهه قرار داده بودند :

۱-    شیعیان امام حسین : کسانى که در صف یاوران امام حسین علیه السلام بودند .

۲-    غیر شیعه : کسانى که در طرف مقابل و بر علیه حضرت صف گرفته بودند .

۴- شیعه در کوفه در اقلیت بودند :

طبق آنچه در مصادر تاریخى آمده است شیعیان در کوفه تنها عده کمى از جمعیت ۱۵۰۰۰ نفرى کوفه را تشکیل مى دادند ؛ که بسیارى از ایشان در زمان معاویه تبعید شده و یا به زندان افتاده و عده بسیارى نیز به شهادت رسیدند . بسیارى از ایشان نیز به خاطر مشکلات به شهرهاى دیگر مانند موصل و خراسان و قم پناهنده شدند ؛ عده بسیارى از ایشان نیز مانند بنى غاضره مى خواستند به یارى حضرت بشتابند که سربازان عبید الله بن زیاد مانع شدند .

 به همین جهت این ادعا که کوفه شهر شیعیان بوده و ایشان امام حسین علیه السلام را به شهادت رسانده اند نیز بى معنى است .

براى این مطالب شواهد بسیارى وجود دارد :

اکثر کوفیان ، طرفداران خلیفه دوم بودند

بسیارى از روایات و کلمات تاریخى را مى بینیم که به خوبى دلالت مى کند که ایشان از طرفداران خلفاى قبل از امیر مومنان على علیه السلام بوده اند از آن جمله مى توان به ماجراى ذیل که  آن را بسیارى از مولفین کتب تاریخى روایت کرده اند اشاره کرد : که وقتى امیر مومنان على علیه السلام خلافت را در کوفه به دست گرفتند خواستند یکى از بدعت هاى عمر – نماز تراویح – را ریشه کن نمایند ؛ لذا به امام حسن علیه السلام دستور دادند که به مسجد رفته و مانع مردم شوند اما تا حضرت با این عمل مخالفت نمودند ، مردم صدا به اعتراض بلند کرده که “واى سنت عمر از دست رفت”

شرح نهج البلاغه  ابن أبى الحدید از علماى اهل سنت ج ۱۲ص ،۲۸۳وسائل الشیعه (الإسلامیه) مرحوم حر عاملى از علماى شیعه ج ۵  ص ۱۹۲ روایت شماره ۲

این ماجرا به حدى گسترده بود که حضرت در ضمن خطبه اى مفصل مى فرمایند من از شورش عمومى و نیز از بر هم خوردن پایه هاى حکومت اسلامى در کوفه ترسیدم !!!این خود بیانگر آن است که بیشتر مردم کوفه از طرفداران خلیفه دوم بودند و این با شیعه بودن منافات دارد.

على بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن حماد بن عیسى ، عن إبراهیم بن عثمان ، عن سلیم بن قیس الهلالى قال : خطب أمیر المؤمنین ( علیه السلام ) فحمد الله وأثنى علیه ثم صلى على النبى ( صلى الله علیه وآله ) ، ثم قال … قد عملت الولاه قبلى أعمالا خالفوا فیها رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) متعمدین لخلافه ، ناقضین لعهده مغیرین لسنته ولو حملت الناس على ترکها وحولتها إلى مواضعها وإلى ما کانت فى عهد رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) لتفرق عنى جندى حتى أبقى وحدى أو قلیل من شیعتى الذین عرفوا فضلى وفرض إمامتى من کتاب الله عز وجل وسنه رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) … والله لقد أمرت الناس أن لا یجتمعوا فى شهر رمضان إلا فى فریضه وأعلمتهم أن اجتماعهم فى النوافل بدعه فتنادى بعض أهل عسکرى ممن یقاتل معى : یا أهل الاسلام غیرت سنه عمر ینهانا عن الصلاه فى شهر رمضان تطوعا ولقد خفت أن یثوروا فى ناحیه جانب عسکرى ما لقیت من هذه الأمه من الفرقه وطاعه أئمه الضلاله والدعاه إلى النار .الکافی  للشیخ الکلینی  ج ۸  ص ۵۸ شماره ۲۱

امیر مومنان خطبه اى خوانده و در آن خدا را حمد و ثناء گفته و سپس بر رسول خدا ( صلى الله علیه وآله وسلم ) درود فرستادند ؛ سپس فرمودند : …

خلفاى قبل از من کارهایى انجام دادند که در آن با رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم مخالفت کردند و در آن بناى مخالفت با رسول خدا را از روى عمد داشتند . پیمان او را شکسته و سنت او را تغییر دادند ؛ و اگر مردم را بر ترک آنها وادار نمایم و آنها را به جایگاه خود بازگردانم و به آنچه در زمان رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم بود لشکر من از گرد من پراکنده شده و تنها باقى مى مانم و یا با عده کمى از شیعه ام که برترى من و وجوب امامت من از کتاب خدا و سنت رسول خدا – صلى الله علیه وآله وسلم – را مى دانند .

 … قسم به خدا که مردم را دستور دادم که در ماه رمضان غیر از نماز واجب را به جماعت نخوانند و ایشان را آگاه نمودم که خواندن نماز مستحبى به جماعت بدعت است ؛ پس عده اى از لشکریان که همراه من جنگیده بودند ندا دادند : اى اهل اسلام سنت عمر تغییر کرد!!! ما را از نماز  مستحبى در ماه رمضان باز مى دارند !!!

و ترسیدم که بر من از سمت لشکرم شوریده همانگونه که از این امت تفرقه و اطاعت از امامان گمراهى و دعوت کنندگان به سوى آتش دیدم .

همانطور که در این روایت صحیح آمده است ، حضرت حتى در زمان خویش شیعیان را اقلیت کوفه مى دانند !!!

طرفداران عثمان در لشگر کوفه

به عنوان مثال وقتى ایشان جلوى آب را گرفته و بین حضرت و رود فرات مانع شدند بریر همدانى به ایشان گفت :

« … وهذا ماء الفرات ، تقع فیه خنازیر السواد وکلابه ، قد حیل بینه وبین ابن رسول الله ».

این آب فرات است که خوک هاى کثیف و سگ ها به آن دسترسى دارند اما بین آن و بین فرزند رسول خدا مانع شده اند .

پس گفتند :

« یا بریر قد اکثرت الکلام فاکفف ، والله لیعطش الحسین کما عطش من کان قبله» یقصد: عثمان بن عفّان .أعیان الشیعه ج۱ ص۵۹۹

اى بریر زیاد سخن گفتى ؛ پس کلام را تمام کن ؛ قسم به خدا حسین باید تشنه باشد ؛ همانطور که کسى که قبل از او بود – مقصودشان عثمان بود – تشنه ماند .

 آیا این پاسخ یک شیعه (طبق اصطلاح کنونى )است ؟

کلامى که از عزره در مورد زهیر بن قین نقل شد به خوبى بیانگر این مطلب است .

سنت کوفه یعنى سنت ابو حنیفه

وقتى در کتب اسلامى و فقهى با این عبارت مواجه مى شویم که “‌هذا راى کوفى ” یعنى این از نظرات اتباع ابو حنیفه است . این نشان مى دهد که چند سال بعد از شهادت امام حسین علیه السلام کوفه مرکز احناف شده است و این خود با شیعه بودن اکثر مردم این شهر در گذشته آن منافات دارد .

 تمامى این شواهد و مدارک جداى از قتل و کشتار هایى است که معاویه در مورد شیعیان امیر مومنان و امام حسن علیهما السلام انجام داد و بسیارى از ایشان را شهید کرده و عده بسیارى را تبعید کرد و یا به زندان انداخت ؛ با این همه باز مى بینیم که طبق مدارک تاریخى همان عده اندک شیعه باقى مانده در کوفه نیز خواستند به یارى امام حسین علیه السلام بیایند اما با نیروهاى ابن زیاد مواجه شده و دستگیر شدند ، و تنها عده اى انگشت شمار مانند زهیر و حبیب بن مظاهر توانستند از این حصار عبور کنند و در بین آن ها هم عده اى بعد از شهادت حضرت به کربلا رسیدند .

لذا با این حساب دیگر شیعه اى در کوفه باقى نمى ماند که بخواهد به جنگ حسین بن على علیهما السلام بیاید .

۵- نامه نوشتن کوفیان براى امام حسین دلیل بر تشیع آنان نیست

اینکه در برخى از کتاب تاریخى آمده که ایشان براى حضرت نامه فرستاده اند ، دلالت بر شیعه بودن ایشان ندارد . زیرا ایشان این عمل را تنها به این اعتبار انجام داده اند که حضرت از صحابه رسول خدا و نوه ایشان مى باشد ؛ نه به این عنوان که حضرت امام سوم و معصوم مى باشد و اینکه لیاقت حضرت براى خلافت بدین جهت از دیگران بیشتر است .

۶- هیچ یک از سران سپاه یزید جزو شیعیان ذکر نشده است :

وقتى که به کتب علماى رجال شیعه و سنى رجوع مى کنیم حتى یک نفر از قاتلان امام حسین علیه السلام مانند عمر بن سعد و شبث بن ربعى و حصین بن نمیر و شمر بن ذى الجوشن و … را پیدا نمى کنیم که در این کتاب ها جزو شیعیان و یا به اصطلاح اهل سنت روافض ذکر شده باشد . با اینکه روایات در مورد اینکه اینها از عموم مسلمانان و طرفداران حکومت جور بوده اند فراوان است .

اما اینکه ایشان مدت زمانى تحت امر امیر مومنان على علیه السلام بوده اند نمى تواند دلیل بر این باشد که ایشان از شیعیان حضرت بوده اند . همانطور که اینکه کسى پشت سر حضرت نماز خوانده باشد و یا در جنگى در کنار حضرت شمشیر زده باشد نیز دلالت بر شیعه بودن وى ندارد . زیرا ایشان امام على علیه السلام را خلیفه چهارم به حساب مى آورده اند و اطاعت او را به این صورت واجب مى دانسته اند . نه اینکه حضرت را خلیفه اول و معصوم  دانسته و او را به این جهت لازم الاتباع و امام بداند .

این بود خلاصه اى از جواب ها بر این اشکال که شیعیان امام حسین علیه السلام را به شهادت رسانده اند .

بنا بر این مى توان گفت که مردم کوفه  در زمان امیر مومنان دو گروه بودند :

۱- شیعه به معنى خاص : یعنى به دوست داشتن اهل بیت و دشمنى با دشمنان ایشان اعتقاد داشتند . ایشان در لشکر عمر سعد که با امام حسین علیه السلام جنگید حضور نداشتند . زیرا یا در کنار حضرت شهید شده و یا در زندان  و یا تحت حصار بوده و یا بعد از شهادت حضرت به کربلا رسیده اند .

۲- شیعه به معنى اعم :یعنى به اهل بیت علاقه مند بودند اما به دشمنى با دشمنان ایشان اعتقاد نداشتند . ایشان همان گروهى هستند که امامت الهى اهل بیت را و سایر شروط تشیع را قبول نداشتند ؛ که ممکن است عده اى از ایشان در لشکر عمر سعد و یزید حضور داشته اند .

مؤسسه تحقیقاتى حضرت ولى عصر (عج)