کرامات شفای سرطانی

يکي از دوستان مورد اعتماد که از ذاکرين با اخلاص اهلبيت است، براي نگارنده نقل کرد که سه سال پيش در ايام فاطميه در مجلسي مي خواستم منبر بروم، صاحب خانه گفت: که روضه ی حضرت معصومه (سلام اللّه عليها)را بخوان.

پرسيدم :«که آيا جهت خاصّي دارد؟» گفتند: بلي. پسر صاحب خانه به غده ی بدخيمي در ناحيه ی سر مبتلا مي شود به دکتر مي برند، نمونه برداري مي کنند و دوا مي دهند و سفارش مي کنند که هرگز بدن کسي با او تماس پيدا نکند و به هنگام ماليدن پماد حتماً بايد دستکش به دست کنيد.

هنگامي که پدرش دواها را مي گيرد و رهسپار منزل مي شود، در مسير خود از کنار صحن مطهّر عبور مي کند، چون چشمش به صحن و سراي حضرت معصومه (عليهما السلام) مي افتد، بارقه ی  اميدي در دلش ايجاد مي شود، وارد صحن مطهّر مي گردد، دواها و دستکش ها را به سطل آشغال مي ريزد، و خطاب به حضرت معصومه ( سلام اللّه عليها ) عرض مي کند: که اي بي بي دو عالم، من غير از حرم و بارگاه شما دکتر ديگري نمي شناسم و توصيه هاي دکتر را نمي توانم اجرا کنم، من بچّه ام را به محضر شما آوردم و شفايش را از شما مي خواهم.

آنگاه به کنار حوض مي رود و سر بچّه را به قصد استشفا در کنار حوض با آب لوله مي شويد و به سوي منزل رهسپار مي شود.چون به منزل مي رسد مشاهده مي کند که روي زخم پردهء نازکي آمده است، به سرعت زخم سرش التيام پيدا مي کند و در مدّت کوتاهي آثار زخم به کلّي از بين مي رود.

 منبع: کامل الزیارات معصومیه .علی اکبر مهدی پور