فرهنگ و تمدن شیعه » شیعه و علوم اسلامی » علوم حدیث »

کتاب غرر الحکم و درر الکلم

اشاره:

در سینه امیرمؤمنان على ‏علیه السلام حکمت موج مى‏ زد و علم و دانش ـ که جوشیده از سرچشمه وحى الهى و نشأت گرفته از علوم نبوى بود ـ از منطق استوار و بیان شیوایش نمایان بود. او خود مى‏ فرمود: ینحدر عنى السیل ولایرقى إلى الطیر (۱) خطابه ‏هاى رسا و کلام دلربایش، جان‏هاى شیفته را برانگیخت تا سخنان وى را به خاطر بسپارند و کتاب‏هاى فراوان در جمع و ضبط آن‏ها فراهم آرند. (۲) در این میان، کلمات قصار حضرت، به دلیل کوتاهى و زیبایى و آسانى حفظ آنها، مجموعه‏ هاى فراوانى را به خود اختصاص داده است که یکى از معروف‏ترین آنها، کتاب ارزنده غرر الحکم و دررالکلم است. این نوشتار بر آن است که کتاب نامبرده و مؤلف گرامى ‏اش را به اجمال معرفی کند.

مؤلف «غررالحکم»

کتاب غررالحکم که «دریایى پر از گوهر و آسمانى پر از نجم و اختر که یاقوت‏هاى فروزان و اختران تابان آن، دیدگان بیننده را در پرتو و لمعان انوار درخشانش، خیره و مات مى‏سازد.» (۳)

پدیدآورنده کتاب، قاضى ناصح‏الدین ابوالفتح عبدالواحد بن محمدبن عبدالواحد تمیمى آمدى است، که از زندگى و شرح حال وى آگاهى‏ هاى بسیارى در دست نیست. بنا بر گزارش مرحوم میرزا عبدالله افندى ـ که بهترین شرح زندگى او را به دست داده است (۴) ـ او «فاضل عامل محدث امامى شیعى» بود. وى در آغاز شرح خود، على‏ علیه السلام را با «کرم‏ الله وجهه» مى‏ ستاید که شاید بتوان آن را تقیه، یا تصرف نابه‏جاى کاتبان و ناسخان حمل کرد . گروهى از فضلا، وى را از بزرگان دانشمندان امامیه برشمرده‏اند. ابن شهرآشوب (سروى مازندرانى) در آغاز کتاب مناقب، در اثناى شمارش کتاب‏هاى شیعه و بیان اسانید آنها مى‏گوید: «آمدى، روایت غررالحکم را به من اجازه داد.» (۵) همو در معالم العلماء نیز از آمدى و کتاب غرر الحکم و دررالکلم یاد کرده است. (۶) علامه مجلسى، در آغاز بحار از او و کتابش یاد و بدان استناد کرده است و او را از علماى امامیه مى‏ شمارد. سپس کلام ابن شهر آشوب را در معالم ذکر مى ‏نماید. (۷) محدث بزرگ شیعه، مرحوم حاج میرزا حسین نورى نیز هنگام شمارش مشایخ ابن شهر آشوب، از آمدى سخن گفته و با استناد به قرائن و شواهد بسیارى، امامى بودن او را ثابت کرده است . (۸) آمدى، شاگرد احمد غزالى (م ۵۲۰ ق) (۹) و استاد ابن شهر آشوب و گویا پدر شیخ فقیه، ابومحمد عبدالله بن عبدالواحد ـ استاد شاذان بن جبریل قمى ـ بوده است. (۱۰) از دیگر کتاب‏هاى آمدى، جواهرالکلام فى الحکم و الاحکام من قصه سیدالانام است. (۱۱) صاحب ریاض به نقل از تاریخ اربل ـ نوشته شرف الدین ابوالبرکات اربلى ـ حکایت مى‏ کند : «ابوعبدالله بستى (م ۵۸۴ ق)، این کتاب را از مؤلفش ـ عبدالواحد آمدى ـ شنیده است.» (۱۲) حاجى خلیفه، خصوصیات و بخشى از مقدمه کتاب را در اثر خویش نقل کرده است. (۱۳) سال مرگ آمدى را برخى (۱۴) ۵۱۰ ق و بعضى (۱۵) ۵۵۰ ق نوشته‏اند. آوازه آمدى، بیشتر مدیون کتاب شریف «غررالحکم» است، که بدان مى ‏پردازیم .

غررالحکم و دررالکلم:

غررالحکم، حاوى ۱۰۷۶۰ حدیث کوتاه از امیرمؤمنان على ‏علیه السلام است، که به ترتیب حروف الفباى نخستین کلمه حدیث و در ۹۱ باب از کتاب‏هایى مانند نهج ‏البلاغه، صد کلمه جاحظ، تحف العقول ابن شعبه حرانى و دستور معالم الحکم قاضى قضاعى گردآورى شده و به دلیل عظمت کلام و بزرگى معنا و روشمندى کتاب از دیرباز مشهور و آوازه‏ اش از همان زمان مؤلف، طنین افکن بوده و مورد کتابت و قرائت و اجازه و استجازه واقع شده است. قدیمى‏ ترین نسخه آن، نسخه ش ۱۱۶۸ کتابخانه آستان قدس رضوى است، که به سال ۵۱۷ ق استنساخ گردیده است. (۱۶) مؤلف، در آغاز کتاب، انگیزه خود را از گردآورى آن، چنین بیان مى ‏دارد: … آنچه مرا بر گردآورى این احادیث و قلمداد کردن این کتاب برانگیخت، همانا چیزى بود که ابوعثمان جاحظ را دلشاد ساخته بود… و آن چیز، صد کلمه از کلماتى بود که دربردارنده انواع سودها و بخشاینده لذت‏ها به گوش‏ها بود، و آن کلمات را جاحظ از کلمات امیرالمؤمنین گرد آورده بود. من ـ همین‏که آن را از جاحظ دیدم، خندیدم و ـ پیش خود گفتم، عجبا! پناه بر خدا از این مرد! با این‏که او علامه زمان و یگانه در میان همگان است، با آن سابقه علمى و اوج بلندش در دانش و چیزفهمى و نزدیکى‏اش با صدر اول ـ و زمان على بن ابى‏طالب ـ و ضرب‏المثل بودنش در فضل به سهمى بیش‏تر و حظ و بهره وافرتر، چه شده است که از ماه تمام روشن، چشم پوشیده و از بسیار به کم ساخته است؟ چرا چنین کرده است؟ مگر این جزئى از کل، و اندکى از بسیار، و قطره‏اى از باران بى‏شمار بیش‏تر است؟ آن‏گاه من با همه گرفتارى خاطر، و کوتاهى از رتبه اهل کمال، در حالى که به عجز و ناتوانى از دریافت آنچه که فضلاى صدر اول خواسته ـ و در آن راه قدم نهاده‏اند ، و کوتاه‏دستى خویش را از گردیدن در میدانشان و کم‏وزنى خود را در میزانشان مى‏دانم و اعتراف دارم، با این حال همت گماشتم تا آن‏جا که تیررس فکر و مطمح نظر من است، از سخنان آن حضرت گرد آورم و برخى از حکمت‏ها و اندکى از بسیار از سخنان آن حضرت را که سخنوران [جهان‏] و حکیمان [دوران‏] از آوردن مانندش ناامیدند، گرد آوردم. خدا مى‏داند که من در این کار ـ گو این‏که در وصف آن حضرت به مرتبه کمال رسیده باشم ـ نیستم مگر چونان کسى که دریا را با دست پیمودن [و کوه را با ناخن خستن‏] خواهد، و باز بیش از این به قصور خویش معترف است. چگونه چنین نباشد و حال آن‏که آن‏حضرت‏علیه السلام از چشمه‏سار گواراى نبوى آشامیده و علم و دانش الهى، هر دو پهلوى او را پر کرده است؛ چنان‏که او خود ـ که سخنش حق و کلامش درست است ـ فرموده: بدانید میان دو پهلوى من علم فراوانى انباشته شده است، چه مى‏شد اگر بردارنده و نگهدارنده پیدا مى‏ کردم [و کمى دوش دل را از این بار گران الهى سبک مى‏ کردم‏]… (۱۷)

شیوه تدوین غررالحکم

آمدى، روش تألیف و گردآورى خود را چنین مى‏نویسد: اسناد احادیث را کنار زدم و حروفش را به ترتیب حروف [۲۹ گانه‏] تهجى مرتب کرده و آنچه که از سخنان حکیمانه و کلمات [شاهانه‏] آن‏حضرت بود، تمام را از حیث سجع و قافیه، موافق و مطابق یکدیگر قرار دادم؛ زیرا با این ترتیب آن کلمات در گوش جاى گیرنده‏تر، و در دل‏ها فرود آینده‏تر، و نفوس هم به سوى کلام منظوم میلش بیش‏تر است و حفظش بر خواننده آسان‏تر، و لفظش براى بیننده ـ که مى‏خواهد از آن لعل‏ها و مرواریدهاى درخشان نور برگیرد ـ جذاب‏تر و شیرین‏تر است… . (۱۸) مؤلف بزرگوار، بسیارى از فصول کتابش را براساس کلمه آغازین حدیث بنیاد کرده و مجموعه‏اى دلپذیر را فراهم ساخته است؛ مثلا:

فصل چهارم: لفظ احذر

فصل پنجم: لفظ ایاک

فصل ششم: لفظ الا

فصل هفتم: لفظ أین

فصل پانزدهم: لفظ انما فصل شانزدهم: لفظ آفه

فصل نوزدهم: لفظ بئس

فصل ۲۳: لفظ ثمره

فصل ۲۴: لفظ ثلاث

فصل ۲۷: لفظ حسن

فصل ۲۹: لفظ خیر

فصل ۳۳: لفظ رحم

فصل ۳۴: لفظ رأس

فصل ۳۸: لفظ سبب

فصل ۴۰: لفظ شکر

فصل ۴۳: لفظ صلاح

فصل ۴۶: لفظ طوبى

فصل ۴۹: لفظ علیک

فصل ۵۳: لفظ عود و عاف

فصل ۵۴: لفظ عجبت

فصل ۶۴: لفظ کیف

فصل ۶۷: لفظ کن

فصل ۸۱: لفظ نعم

فصل ۸۷: لفظ ینبغى

فصل ۸۸: لفظ یستدل

نسخه‏ هاى خطى غررالحکم

غررالحکم، از دیرباز، توجه و اقبال عمومى دانشمندان را برانگیخته است. مرحوم حاج شیخ محمدعلى انصارى قمى مى‏نویسد: … کتاب شریف غررالحکم یکى از کتبى است که دانشمندان اسلامى در طى قرون گذشته، نسخه‏هایى از آن برداشته‏اند که فعلا در کتابخانه‏هاى بزرگ ـ از جمله ایران ـ موجود است، که به برخى از آنها که نگارنده رؤیت کرده اشارتى مى‏رود … :

۱. یک نسخه بسیار نفیس با جلد و سرفصل‏هاى طلاکارى در کتابخانه حضرت رضا ـ علیه الصلاه و السلام ـ موجود است. که در فواصل هر یک از جملات، یک ستاره طلا مقرر داشته‏اند و در سنه ۹۶۱ (ه .ق) در شهر مکه معظمه به دست کاتب آن بهاءالدین حسین، خاتمه یافته و شماره آن ۱۸۶ مى ‏باشد.

۲. نسخه بدخط دیگرى در همان کتابخانه است، طى شماره ۱۱۶۸ که تاریخ نگارشش ۵۱۷ (ه .ق) و به زمان خود مؤلف بسیار نزدیک است.

۳. نسخه دیگرى در کتابخانه مبارکه مدرسه مرحوم سپهسالار است، که تاریخ اتمامش ماه مبارک رمضان ۹۹۵ و شماره آن ۲۸۴۲ مى‏باشد.

۴. نسخه دیگرى با خط نسخ و نفیس و جلد طلاکارى بسیار عالى، لکن بدون تاریخ طى شماره ۳۰۹۲ در کتابخانه مجلس شوراى ملى موجود است.

۵. نسخه دیگرى در کتابخانه ملى آقاى حاج حسین آقاى ملک طى شماره ۲۴۳۷ موجود است که نویسنده‏اش على بن اسماعیل بن یوسف بن خمرتکین الچلپى یا الحلبى آن‏را در شب ۱۳ شهر رمضان ۷۱۷ در شهر بغداد به پایان رسانیده است.

همچنین نسخه‏ هاى خطى زیباى دیگرى در قم و اصفهان، در نزد علماى اعلام و مهره فن به خطوط مختلف دیده شد و از جمله یک نسخه خطى بسیار نفیس و زیبا در کتابخانه مبارکه زعیم ‏الشیعه و محیى آثار الشریعه نائب الامام حضرت آیت‏ الله بروجردى، دیده شد و موجود است.

ناگفته نماند این حکم رائعه و درر ناصعه یک مرتبه در سال ۱۲۸۰ در هندوستان بدون ترجمه و یک مرتبه هم در سال ۱۳۴۹ در صیدا در مطبعه العرفان، با حروف سربى، همان متن عربى چاپ شده است. لکن در ایران، تاکنون نسخه چاپى آن دیده نشده و کسى هم نشانى از آن ندارد. .. . (۱۹) تا آن‏که در اوائل سال ۱۳۷۵ ق (۱۳۳۵ ش) بر حسب اتفاق، نسخه‏اى خطى از آن که متعلق به کتابخانه مرحوم علامه میرزا سید عبدالجواد عقیلى، از شاگردان آیت‏الله سید محمد مهدى طباطبایى بحرالعلوم بوده و در سال ۱۰۷۰ ق به دست محمد سلیم نگاشته شده است، به دست نام برده رسید و او نیز (۲۰) بى‏درنگ به کار ترجمه و چاپ آن ـ به خط زیباى نسخ و نستعلیق مرحوم حاج میرزا حسن هریسى تبریزى ـ پرداخت. و بدین سان، شهرت و آوازه آن فراگیر شد و از آن پس، کتاب‏هاى فراوانى در ترجمه، تلخیص، تصنیف و فهرست و معجم آن نگارش یافت؛ بدین قرار:

الف. ترجمه ‏ها

۱. اصداف الدرر: از ملاعبدالکریم بن محمد یحیى (مؤلف ترجمان اللغه) ابن محمد شفیع بن ملامحمد رفیع قزوینى (مؤلف ابواب الجنان). وى معاصر شاه سلطان حسین صفوى (م ۱۱۳۵ ق) بود و کتابش، ترجمه کامل متن غررالحکم است. (۲۱) مؤلف، سپس آن را بر حسب موضوع تدوین کرده و آن را «نظم الغرر و نضد الدرر» نامیده است، که شرح آن خواهد آمد.

۲. ترجمه غررالحکم: از آقا جمال الدین محمد بن آقا حسین خوانسارى (م ۲۶ رمضان ۱۱۲۵ ق) . این ترجمه ـ که یکى از زیباترین متون نثر فارسى در دوران صفویه است ـ در لابلاى شرح گرانقدر آقاجمال بر غررالحکم گنجانیده شده است و اکنون به همت یکى از فضلاى حوزه علمیه قم، در دست تحقیق و چاپ است.

۳. ترجمه غررالحکم: این اثر که به خط درویش مصطفى روحى نگارش یافته است، نسخه آن، ضمن مجموعه ۳۷۸۰ کتابخانه مجلس شوراى اسلامى، همراه با متن کتاب ـ که ترجمه به صورت زیرنویس است ـ موجود و قدیمى‏ترین تاریخ مالکیت آن، سال ۱۰۹۶ ق است. این نسخه تاریخ و نام مترجم را ندارد. (۲۲)

۴. ترجمه غررالحکم: از شیخ زین‏ العابدین (احتمالا فرزند حاج محمد کریم خان شیخى کرمانى) . نسخه خطى آن، به شماره ۱۶۸ ب، در ۳۹۶ صفحه، در کتابخانه دانشکده الهیات دانشگاه تهران موجود است. (۲۳)

۵. ترجمه غررالحکم: از میرزا محسن خوشنویس اردبیلى (متخلص به حالى). بخشى از این ترجمه، همراه با قسمتى از اصل عربى آن در کتاب «انهارجاریه» تألیف میرزا احمد تبریزى، در سال ۱۳۴۴ ق، در شیراز به چاپ رسیده است.

۶. ترجمه غررالحکم: از حاج شیخ محمد على انصارى قمى (۱۳۲۹ـ۱۴۰۵ ق). این ترجمه، در دو جلد (۸۸۰ صفحه)، همراه با تصحیح و مقدمه مرحوم انصارى و تعلیقات مرحوم علامه میرزاعبدالجواد عقیلى ـ در پایان کتاب ـ در سال ۱۳۷۷ ق / ۱۳۳۷ ش، در تهران به خط زیباى مرحوم حاج میرزا حسن هریسى تبریزى (نسخ و نستعلیق) به چاپ رسیده و از آن پس، ده‏ها بار در قم و تهران تجدید چاپ شده است.

نیز منتخبى از آن، در شیراز به سال ۱۳۵۲ ش در پنجاه صفحه به چاپ رسیده است.

مترجم، علاوه بر ترجمه احادیث، گاه به احادیث مناسب دیگر و حکایات تاریخى اشاره کرده و به شرح و توضیح حدیث با عبارات کافى و بیان شافى پرداخته است.

نگارنده، فهرست موضوعى غررالحکم را مطابق با این ترجمه، تهیه و مدون کرده که هنوز مخطوط است.

از آن‏جا که این کار، نخستین چاپ و ترجمه کتاب «غررالحکم» در ایران بود، آوازه این کتاب به همه‏جا رسید و موجى از ترجمه و تلخیص و معجم‏نگارى را برانگیخت و چندین کار دیگر بر روى آن صورت گرفت که بدان اشاره خواهد شد.

ب. شرح‏ها

تنها شرحى که در این‏جا مى‏ توان از آن نام برد، شرح فقیه محدث، حکیم محقق و مدقق آقا جمال الدین محمد بن آقا حسین خوانسارى اصفهانى (م ۲۶ رمضان ۱۱۲۵ ق) است که به خواست شاه سلطان حسین صفوى (م ۱۱۳۵ ق)، آخرین پادشاه سلسله صفوى، نگارش یافت. این شرح علاوه بر توضیح مفهومى و ترجمه لغوى احادیث، آکنده از فواید گوناگون کلامى، حدیثى، ادبى، اخلاقى، تفسیرى، فقهى، فلسفى و غیر آن است. مؤلف بزرگوار، که خود از فقیهان و فیلسوفان بنام عهد صفوى است، به خوبى از عهده شرح احادیث برآمده و در همه مباحث طرح شده در کتاب، حق مطلب را ادا کرده است. (۲۴) این کتاب را مرحوم استاد سید جلال الدین محدث ارموى، با مقدمه، تصحیح و تعلیق، در ۶ جلد، به سال ۱۳۴۶ ش / ۱۳۸۷ ق (چاپ پنجم: ۱۳۷۳ ش)، به وسیله انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رساند، و بر آن فهرستى موضوعى افزود که جلد هفتم شرح به شمار آمد.

ناگفته نماند که این شرح نیاز به تحقیق مجدد دارد؛ زیرا اولا ترجمه‏ها، از شرح و توضیح جدا نشده است؛ ثانیا منبع روایات و سخنان داخل متن ـ که بسیار است ـ ، نشان داده نشده است؛ و ثالثا از فهارس فنى تهى است.

ج. تکمله‏ ها

۱. عیون الحکم و المواعظ و ذخیره المتعظ و الواعظ: نوشته کافى‏الدین ابوالحسن على‏بن محمد بن حسن بن ابى نزال لیثى واسطى، معروف به «ابن شرفیه» از علماى قرن ششم هجرى.

این کتاب، حاوى بیش‏ترین سخنان کوتاه امیرالمؤمنین على‏ علیه السلام است و در آن ۱۳۶۲۸ حدیث گردآمده است. نویسنده، این نوشتار را در سى باب و ۹۱ فصل تنظیم نموده است که ۲۹ باب آن به ترتیب حروف الفبا است و در باب سى‏ام، سخنان کوتاه حضرت را درباره توحید و وصایا آورده است. اما نسخه‏هاى خطى این کتاب ـ حتى نسخه‏اى که به دست صاحب ریاض العلماء رسیده ـ فاقد باب سى‏ام بوده است. (۲۵) به نظر مى‏رسد که علامه مجلسى، به نسخه کامل آن دسترسى داشته است؛ (۲۶) زیرا در بحارالانوار، خطبه اول نهج ‏البلاغه را به نقل از این کتاب آورده است؛ در صورتى که خطبه‏ ها و وصایا در باب سى‏ام آن بوده است. (۲۷) این کتاب، اخیرا (۱۳۷۷ ش/ ۱۴۱۹ ق) به همت آقاى حسین حسینى بیرجندى، در ۵۶۶ صفحه وزیرى به همت انتشارات مؤسسه «دارالحدیث» به زیور طبع آراسته شده است.

همچنین علامه میرزا محمد تقى خان سپهر کاشانى (لسان الملک) (م ۱۲۹۷ ق) آن را با اضافاتى همراه با ترجمه فارسى بخشى از آن، در جلدهاى پنجم و ششم «ناسخ التواریخ» نقل کرده و مکرر به چاپ رسیده است. (تهران، اسلامیه، ۱۳۸۳ ق/ ۱۳۴۲ ش)

این کتاب را احمد بن محمد بن خلف تلخیص کرده و آن را «المحکم المنتخب من عیون الحکم» نامیده است که نسخه‏اى از آن، در کتابخانه دانشگاه قرویین در فاس و مراکش (تحریر سال ۱۱۵۲ ق) موجود است. (۲۸)

۲. الجواهر العلیه فى الکلمات العلویه: نوشته على بغدادى. این کتاب، به ترتیب حروف الفبا، و به عنوان تکمله «غررالحکم» نوشته شده (۲۹) و مؤلف، سپس آن را به نام «منتخب الجواهر» تلخیص کرده است. (۳۰) این کتاب، به زبان فارسى نوشته شده و نسخه‏اى بى‏تاریخ از آن ـ به خط نسخ سیف‏الدین محمود ـ تحریر قبل از سال ۱۱۹۵ ق، در ۱۰۹ ورقه در کتابخانه دانشگاه تهران موجود است . (۳۱) .۳ الحکم من کلام الامام أمیرالمؤمنین على‏علیه السلام: این کتاب، را گروه حدیث بنیاد پژوهش‏هاى اسلامى آستان قدس رضوى، زیر نظر استاد کاظم مدیر شانه‏چى تدوین کرده و شامل ۱۵۹۷۸ حدیث، از کتاب‏هاى «نهج‏البلاغه»، «غررالحکم»، «عیون الحکم»، «دستور معالم الحکم»، «شرح ابن أبى‏الحدید» و «بحارالأنوار» است و در دو جلد به سال ۱۴۱۷ ق/ ۱۳۷۶ ش، از سوى بنیاد پژوهش‏هاى اسلامى آستان قدس رضوى به چاپ رسیده است.

د. تلخیص‏ها

۱. شرح صد کلمه قصار: تألیف محدث نامى، حاج شیخ عباس قمى (۱۲۹۴ـ۱۳۵۹ ق).

این کتاب ،مکرر به چاپ رسیده است. همچنین انتشارات مؤسسه در راه حق نیز آن را در ۱۲۰ صفحه (جیبى) در سال ۱۳۷۰ ش، به چاپ رسانیده است.

۲. کلمات علیه غراء: تألیف مکتبى شیرازى.

وى شصت کلمه قصار حضرت را به نظم فارسى درآورده و پس از آن، براى توضیح هر یک تمثیلى نیز به نظم آورده است. مجموع اشعار این کتاب ۱۵۰۰ بیت است و به همت حسین کوهى کرمانى در سال ۱۳۱۳ ش، در تهران چاپ شده است. این کتاب را اخیرا دفتر نشر میراث مکتوب (تهران) تحقیق و چاپ کرده است.

۳. حقیقت نامه: نوشته جهانگیر خان ناظم الملک ضیایى. این کتاب، منظومه‏اى فارسى، شامل بخشى از کلمات قصار حضرت على‏علیه السلام است. و به سال ۱۳۳۱ ق، در اسلامبول چاپ شد .

۴. چهل حدیث حضرت على‏علیه السلام: از حسین بن یوسف الدین هروى.

در این کتاب، چهل حدیث علوى به نظم فارسى درآمده است و به خط شاه محمود نیشابورى و به اهتمام و تصحیح کاظم مدیر شانه‏چى چاپ شده است. چاپ سوم کتاب را بنیاد پژوهش‏هاى اسلامى آستان قدس رضوى در سال ۱۳۷۶ ش، در ۶۴ صفحه بر عهده گرفت.

۵. منتخب الغرر: از سید زین‏العابدین بن ابى‏القاسم طباطبایى (۳۲) . .۶ الأمثال و الحکم المنتخب من غررالحکم: مؤلف، کلمات قصار حضرت را که مناسب با مثل بوده، به ترتیب حروف الفبا در ۷۷ ورقه گردآورده است. (۳۳) .۷ نظم الغرر و الدرر: به خامه شیخ ابراهیم بن شهاب‏الدین احمد تبریزى حصفکى، معروف به ابن الملا، از علماى شهر حلب (مقتول ۱۰۰۳ ق). (۳۴) .۸ ابواب الحکم: اثر کمال‏ الدوله محمد حسن میرزاى قاجار.

وى ۴۳۰ حدیث از کلمات قصار حضرت را که جنبه اخلاقى و اجتماعى دارند، به فارسى ترجمه براساس حروف تهجى مرتب کرده است. این کتاب، در سال ۱۳۱۹ ق، در تهران چاپ شد.

۹. کلمات قصار: اثر احمد على سپهر.

وى ۵۷۰ حدیث را که بیش‏تر جنبه اخلاقى دارد، انتخاب و به فارسى و فرانسه ترجمه کرده و همراه با مقدمه‏اى شیوا درباره امیرالمؤمنین على ‏علیه السلام، در تهران به چاپ رسانیده است.

۱۰. محفظه الأنوار فى شرح بعض کلمات القصار: نوشته سید عبدالله بلادى بوشهرى (۱۲۹۱ـ۱۳۷۲ق) .

این کتاب، به فارسى نوشته و به سال ۱۳۴۳ ق، در شیراز چاپ شده است. (۳۵) .۱۱ شکوفه‏هاى خرد یا سخنان على‏علیه السلام: نوشته ابوالقاسم حالت.

نویسنده، احادیثى از حضرت على‏ علیه السلام را به فارسى و انگلیسى ترجمه کرده و هر کدام را در قالب یک رباعى درآورده است. این کتاب، در ششصد صفحه در تهران به چاپ رسیده است .

۱۲. هزار حدیث از امام على‏ علیه السلام: نوشته کاظمى خلخالى.

این کتاب به سال ۱۳۶۳ ش، در تهران در ۱۶۸ صفحه (وزیرى) به چاپ رسیده و نویسنده در چاپ‏هاى بعدى شمار احادیث را به دو هزار حدیث افزایش داده است. .۱۳ تلخیص غررالحکم: از سید ابوالقاسم مرعشى.

این کتاب، ترجمه و تلخیص «غرر» است و بر طبق حروف الفبا ترتیب یافته و به خط مرحوم طاهر خوشنویس در سال ۱۳۶۸ ق، در تهران توسط کتابفروشى حافظ در ۳۶۹ صفحه (قطع بغلى کوچک) به چاپ رسیده است.

۱۴. حلیه الصالحین فى شرح کلمات امیرالمؤمنین‏علیه السلام: اثر ملاحیدر على بن محمد على هندى.

این کتاب، در ۱۷۶ صفحه (بین وزیرى و رحلى) در سال ۱۲۹۴ ق، در چاپخانه حیدرى در حیدرآباد دکن، به چاپ رسیده است. (۳۶) .۱۵ منتخب الغرر: اثر فضل‏ الله کمپانى.

این کتاب، شامل دو هزار حدیث از «غررالحکم» است و انتشارات مفید در تهران آن را چاپ کرده است.

فهارس موضوعى

۱. فهرست موضوعى غررالحکم: اثر میرجلال‏ الدین محدث ارموى.

در این کتاب، احادیث «غررالحکم» در ۵۷۴ باب دسته‏بندى شده و در ۴۳۴ صفحه (رقعى) با عنوان جلد هفتم «شرح آقا جمال خوانسارى» به چاپ رسیده است.

استاد سید هاشم رسولى محلاتى، این فهرست را تکمیل، اعراب‏گذارى و ترجمه کرده و دفتر نشر فرهنگ اسلامى به سال ۱۳۷۷ ش، آن را در دو جلد چاپ کرده است.

راقم سطور، احادیث این فهرست را با «غررالحکم» ترجمه انصارى مطابقت و اختلاف نسخه‏هاى آن را ضبط کرده است؛ آن گاه احادیثى را که در نسخه انصارى موجود است. ولى در شرح آقاجمال نیست و یا بالعکس؛ مشخص کرده و بر تعداد ابواب آن افزوده است.

۲. فهرست موضوعى غررالحکم: اثر ناصرالدین انصارى قمى.

مؤلف در این فهرست ـ که براساس ترجمه انصارى تنظیم یافته است ـ متن «غررالحکم» را با نسخه چاپ دانشگاه سنجیده و نسخه بدل‏ها را افزوده و کاستى‏ها و افزایش‏ها را در هر دو چاپ، نشان داده است. (مخطوط)

۳. تصنیف غررالحکم: تألیف مصطفى و حسین درایتى.

این کتاب در ۵۶۴ صفحه (وزیرى) در ۱۳۷۸ ش، در چاپخانه انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى (نوبت دوم) به چاپ رسید.

۴. جلوه‏هاى حکمت: اثر سید اصغر ناظم ‏زاده قمى.

مؤلف، این کتاب را به عنوان «گزیده موضوعى کلمات امیرالمؤمنین»، در ۲۲۵ موضوع نگاشته و اکثر قریب به اتفاق آن را از احادیث کتاب «غررالحکم» انتخاب کرده است. این کتاب، در سال ۱۴۱۵ ق/ ۱۳۷۳ ش، در ۶۷۰ صفحه (وزیرى) به چاپ رسیده است. چاپ سوم آن را به ‏تازگى انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم در ۶۸۸ ص در سال ۱۳۷۸ ش، به بازار کتاب عرضه کرده است. ترجمه اردوى این کتاب، به نام «تجلیات حکمت» در سال ۱۳۷۴ ش، در ۵۵۹ صفحه توسط انتشارات انصاریان به چاپ رسیده است.

۵. هدایه العلم: نوشته سید حسین شیخ‏ الاسلامى تویسرکانى.

این کتاب، فهرست موضوعى «غررالحکم» است و نویسنده آن را به نام «گفتار امیرالمؤمنین‏علیه السلام» به فارسى ترجمه کرده است. این کتاب، همراه با متن احادیث در دو جلد (وزیرى) در ۱۶۵۰ صفحه در سال ۱۳۷۴ش، توسط انتشارات انصاریان به چاپ رسیده است.

۶. فهرست موضوعى نهج ‏البلاغه و غررالحکم: تألیف علیرضا برازش.

مؤلف، احادیث هر باب را از این دو کتاب، انتخاب و ترجمه کرده و در نظر داشته که هر باب را به طور جداگانه منتشر کند که از آن، «واژه ‏هاى ایثار و شجاعت» تاکنون انتشار یافته است.

۷. نظم الغرر و نضد الدرر: از ملاعبدالکریم بن محمد یحیى بن محمد رفیع قزوینى، معاصر شاه سلطان حسین صفوى (م ۱۱۳۵ ق).

وى «غررالحکم» را در ۹۹ باب ـ به عدد اسماى حسناى الهى ـ و هر باب را در موضوعى خاص، منظم گردانیده و در ذیل پاره‏اى از کلمات، آیه یا آیاتى از قرآن و چند حدیث از ائمه معصومین‏علیه السلام را افزوده است. ترجمه احادیث و افزودن قصص و اشعار از دیگر مزایاى کتاب است. از این کتاب شریف، پنج مجلد (۲۰ باب) در دست است که نسخه مجلد اول (ابواب ۱ و ۲ و ۳) در کتابخانه آستان قدس، نسخه جلد دوم (ابواب ۴ و ۵) در کتابخانه آقاى محسن نعمت‏اللهى در اصفهان، نسخه جلد سوم و چهارم (ابواب ۶ و ۷ و ۸ و ۹ و ۱۰ و ۱۱ و ۱۲ و ۱۳) در کتابخانه مجلس شوراى اسلامى، نسخه جلد پنجم (ابواب ۱۵ و ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ و ۲۰) ـ بدون باب چهاردهم ـ نیز در کتابخانه مجلس موجود است. نیز نسخه‏هاى متعددى از آن در قم و تهران و تبریز موجود است و آقاى رسول جعفریان، بخشى از آن را با نام «بقا و زوال دولت در کلمات سیاسى امیرمؤمنان» براى چاپ به انتشارات کتابخانه آیهالله مرعشى نجفى، سپرده و در سال ۱۳۷۳ ش، به چاپ رسیده است. (۳۷)

و . معجم‏ها

۱. معجم الفاظ غررالحکم و دررالکلم: تألیف مصطفى درایتى.

این کتاب، به سال ۱۳۷۲ ش، در ۱۵۵۶ صفحه وزیرى، توسط انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى به چاپ رسیده است.

۲. المعجم المفهرس لألفاظ غررالحکم و دررالکلم: نوشته علیرضا برازش.

این کتاب را انتشارات امیرکبیر در دو جلد به سال ۱۳۷۱ ش، چاپ کرده است.


پى ‏نوشت:

۱) نهج‏ البلاغه، ص .۵۲ (ترجمه انصارى)

۲) مقدمه غرر الحکم، ص ۷ـ۸ (ترجمه انصارى)؛ «تدوین سخنان حکیمانه امیرمؤمنان»، در المحقق الطباطبائى فى ذکراه السنویه الاولى، ج ۳، ص ۱۲۳۹ـ .۱۲۹۵

۳) مقدمه غرر الحکم، ص خ، (ترجمه انصارى).

۴) ر.ک: ریاض العلماء، ج ۳، ص ۲۸۱ـ۲۸۲؛ مقدمه غررالحکم، ص ذ، (ترجمه انصارى).

۵) مناقب آل ابى‏طالب، ج ۱، ص .۳۴

۶) معالم العلماء، ص ۸۱، ش .۵۴۹

۷) بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۶ و .۳۴

۸) خاتمه مستدرک، ج ۳، ص ۹۲ـ۹۶؛ مقدمه غرر الحکم، ص رـز، (ترجمه انصارى).

۹) المحقق الطباطبائى، ج ۳، ص .۱۲۸۱

۱۰) ریاض العلماء، ج ۳، ص .۲۸۴

۱۱) الذریعه، ج ۵، ص .۲۷۸

۱۲) ریاض العلماء، ج ۳، ص .۲۸۴

۱۳) کشف الظنون، ج ۱، ص .۶۱۶

۱۴) مقدمه غررالحکم، ص س، (ترجمه انصارى)؛ ریحانه الادب، ج ۱، ص .۲۸

۱۵) مقدمه غررالحکم (شرح آقا جمال خوانسارى)، محدث ارموى، ج ۱، ص عط.

۱۶) ر.ک: فهرست الفبایى نسخه‏هاى خطى کتابخانه آستان قدس؛ مقدمه غررالحکم، ص ش (ترجمه انصارى).

۱۷) ترجمه غررالحکم، ص ۳ـ۴ (انصارى).

۱۸) همان، ص .۴

۱۹) مقدمه غررالحکم، ص ش (۱۳).

۲۰) الذریعه، ج ۱۴، ص ۱۳۷؛ الغدیر، ج ۴، ص ۱۹۳؛ مصادر نهج‏البلاغه و اسانیده.

۲۱) الذریعه، ج ۴، ص .۱۲۱

۲۲) همان، ج ۱۶، ص .۳۸

۲۳) همان، ج ۱۶، ص ۳۹ (به نقل از: فهرست کتابخانه، ص ۹۷).

۲۴) ر.ک.: اسلامى، سید حسن، «نگاهى به شرح آقاجمال خوانسارى بر غررالحکم»، مجله علوم حدیث، ش ۱۱، ص ۸۳ـ۸۸ (بهار ۱۳۷۸)؛ مهدوى راد، محمد على، «شرح غررالحکم آقا جمال خوانسارى»، مجله آینه پژوهش، ش ۵۵، ص ۶۴ـ۷۳ (بهار ۱۳۷۸).

۲۵) ریاض العلماء، ج ۴، ص ۲۵۳؛ الذریعه، ج ۱۵، ص ۳۷۹؛ غررالحکم، ص ۷ (انصارى).

۲۶) المحقق الطباطبائى، ج ۳، ص .۱۲۹۴

۲۷) بحارالانوار، ج ۱، ص .۳۴

۲۸) المحقق الطباطبائى، ج ۳، ص ۱۲۹۵ (به نقل از: فهرست کتابخانه دانشگاه قرویین، ج ۲، ص ۴۰۵).

۲۹) الذریعه، ج ۵، ص .۲۷۳

۳۰) کشف الحجب، ص .۵۵۱

۳۱) الذریعه، ج ۲۲، ص .۳۹۴

۳۲) مصادر نهج‏البلاغه و اسانیده، ج ۱، ص .۷۵

۳۳) همان.

۳۴) همان.

۳۵) الذریعه، ج ۲۰، ص .۱۵۲

۳۶) همان، ج ۷، ص ۸۱ـ .۸۲

۳۷) الذریعه، ج ۲۴، ص ۲۱۸؛ فهرست کتابخانه سپهسالار (مدرسه عالى شهید مطهرى)، ج ۲، ص ۱۰۵؛ مقدمه شرح غررالحکم، ص لج ـ لز.

محمد مهدى ابراهیمى نصر