شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » کتابشناسی »

کتاب اخلاق (شبر)

اشاره:

کتاب اخلاق ترجمه «الاخلاق» عالم بزرگ آیت الله مرحوم سید عبدالله شبر قدس سره می باشد که حجه الاسلام و المسلمین آقای شیخ محمدرضا جباران آن را ترجمه نموده است. سید عبدالله بن سید محمدرضا شُبّر حسینی نجفی کاظمی عالم شیعه در قرن سیزدهم هجری قمری، محدث موثق امامیه، عالم اخلاق و نویسنده تفسیر شبر است. او در نجف متولد گردید. وی پس از تحصیلات مقدماتی راهی کاظمین شد و تا آخر عمر در آنجا به تدریس و تألیف مشغول بود.

انگیزه ی ترجمه

از جمله عواملی که مترجم را به ترجمه ی این کتاب وا داشته، ارزش اخلاقی و جایگاه معنوی نویسنده است نه نحوه ی تالیف و شیوه ی نگارش و امثال آن و در مورد اثر این کتاب می گوید: اثری که این کتاب در خواننده ی خود باقی می گذارد بیش از آنکه مرهون خصوصیات کتاب باشد مدیون ویژگی های روحی و برجستگی های اخلاقی مؤلف است. مرحوم شبر در تطبیق کتاب خویش با دیگر کتب اخلاقی چنین به نظر می رسد که بیش از هر چیز تحت تاثیر «احیاء العلوم غزالی» بوده است چنانچه در بسیاری از مباحث، عین عبارت احیاء العلوم را نقل کرده است و می توان گفت نوشته مرحوم شبر خلاصه ای اصلاح شده از کتاب غزالی است که در سال ۱۲۲۵ ه ق روز چهارشنبه در ۲۷ربیع الاول به پایان رسیده است. نوع ترجمه ی بکار گرفته شده چیزی است بین ترجمه ی آزاد و ترجمه ی تحت اللفظی، و ترتیب و عناوین کتاب را بر مبنای اصل قرار داده بجز بحث صفات رسول گرامی (صلی‌الله علیه و اله) که برای جلوگیری از تکرار، آن را ترتیبی دیگر داده است. اولین بار چاپ قسمتی از آن توسط مؤسسه ی نشر روح در ایران در سال ۱۳۶۴ ه ش بوده و سپس چاپ کاملش با اصلاحاتی توسط انتشارات هجرت در اختیار خوانندگان قرار گرفت.

ساختار کتاب

کتاب مرحوم سید شبر مشتمل بر یک مقدمه و چهار رکن است. و شیوه ی ایشان در طرح مباحث این است که آیات مربوطه را در ابتدای بحث آورده و روایات را گاهی لابه لای مطالب و گاهی مقدم بر آنها بعنوان دلیل و شاهد ذکر می کند. در بیان علت این که کتاب را به چهار رکن تقسیم کرده می فرماید: برای این که خلق نیکو را بشناسیم لازم است قبلا ارکان و اعضاء صورت باطنی انسان را بشناسیم، صورت باطنی هر انسانی چهار رکن دارد که عبارتند از: ۱. قوه ی علم. ۲. قوه ی غضب. ۳. قوه ی شهوت. ۴. قوه ی ارتباط عادلانه بین قوای سه گانه ی مذکور. هنگامی که این چهار رکن در باطن کسی زیبا شد حسن خلق بدست می آید. و نیز بعد از بحث در این چهار رکن و افراط و تفریط آنها، پایه های اخلاق حسنه را به چهار قسمت (حکمت و شجاعت و عفت و عدل) تقسیم می کند و می گوید: این چهار حالت، زیبایی چهار جزء صورت باطنی انسانند و هیچ کس به جز رسول اکرم (صلی‌الله علیه و اله) در این زیبایی ها به حد کمال نرسیده و بخاطر همین امر، خداوند در قرآن او را مدح کرده است. «انک لعلی خلق عظیم» [۱]

مقدمه

مقدمه  کتاب شامل سه فصل می باشد و در ابتدای مقدمه، خلق را به افعالی که از هیئت ثابت نفسانی صادر می شوند، تعریف کرده و سعی می کند بعد از مشخص کردن خلق خوب و خلق بد، چگونگی تهذیب را بیان کند. و آنگاه که صفات رسول اکرم (صلی‌الله علیه و اله) را در بحث مطرح می کند، برترین آنها را حسن خلق ذکر کرده و به آیه  «انک لعلی خلق عظیم» [۲] استناد می کند و تمامی مؤمنین را به تبعیت از آن حضرت دعوت می کند که «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه»،.[۳]

رکن اول

رکن اول، به اسرار عبادت مثل طهارت و نماز – و نماز جمعه و عیدین و آیات – و قرائت قرآن و دعا و اسرار زکات و روزه و حج و زیارت مشاهد مشرفه اختصاص داده است. در بحث طهارت، ابتدا از نیت و ارزش آن بحث کرده و سپس طهارت ظاهری را مقدمه ی طهارت باطنی ذکر می کند و طبق شیوه ی خویش، روایاتی در تایید و توضیح آنها بیان می دارد. در بحث نماز، وقت اذان را موقع امتحان نفس دانسته و آمادگی انسان برای رد امانت الهی و یا بی توجهی یا کم توجهی او به اول وقت آن و سائر شرایط آن را مورد بحث قرار داده و بعد از تاکید شرط حضور قلب در نماز و خضوع و خشوع آن، دلائلی ذکر می کند. در بحث قرائت قرآن، اهمیت مکالمه ی عبد و مولا را ذکر کرده و برای قاری قرآن سه چیز را ضروری می شمارد: ۱. قلب خاشع. ۲. بدن فارغ. ۳. محل خلوت که با اجتماع این شرایط، انس با قرآن حاصل گشته و بعد از تامل در آیاتش، خودش را با آن تطبیق دهد. در بحث آداب دعا نیز شرط مهم استجابت را توجه قلب به مبدا اعلی ذکر می کند و ذکر حاجت و با تمام وجود به خدا روی آوردن و تسلیم او بودن را لازم می شمارد. در اسرار زکات و احسان، راز وجوب زکات و انفاق مال را آزمایش بنده ذکر کرده و معیار صداقت درجه ی محبت می شمارد چرا که اموال هم جزء محبوب های انسان هستند. و در وظائف انفاق کننده ی و سائل، مطالب ذی قیمتی را متذکر می شود. در اسرار روزه، بعد از ذکر روایاتی در اهمیت آن می گوید: اگر در روزه فائده ای جز ترقی از لذائذ نفس حیوانی به قله ی همسانی با ملائکه ی روحانی نبود، برای فضل و برتری روزه کافی بود. این که از میان تمام عبادات، روزه به خدا اختصاص داده شده در حالی که همه ی عبادات برای خداست، همانند نسبت دادن کعبه به خودش در روی زمین، محبوبیت و فضیلت آن را نشان می دهد. و سپس روزه داری را به سه درجه تقسیم کرده و روزه ی قلب از همت های پست و افکار دنیوی و بازداشتن آن از غیر خدا را تاکید می کند. در بیان اسرار حج و زیارت نبی اکرم (صلی‌الله علیه و اله) و مشاهد متبرکه، فراغت قلب از اشتغالات غیر خدائی و توکل بر خدا و تسلیم قضا و قدر او بودن و لباس صدق و صفا پوشیدن و خضوع را پیشه ی خود کردن و غیر ذکر خدا را بر خود حرام کردن و لبیک صادقانه سر دادن و بر پیمان بندگی تا قیامت پایدار ماندن را، مهم و لازم شمرده و خلوص را شرط این سفر معرفی می کند که باید خود را از دیون و ناپاکی ها و مظالم پاک ساخته و سفر آخرت را بیاد آورد. سپس مؤلف، اعمالی از حج را توضیح داده و در آخر اهتمام و کمال خشوع و ادب برای قصد زیارت نبی اکرم (صلی‌الله علیه و اله) و ائمه بقیع و [صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا (صلوات الله علیهم) و دیگر مشاهد متبرکه در مدینه را بیان می کند. [۴]

رکن دوم

در رکن دوم بحث از حقوق است همانند الفت و برادری و حب و بغض، آداب زندگی در کلام فرزانگان، اقسام و حقوق دوستان و برادران،حقوق مسلمان و مؤمن،حقوق همسایگی، حقوق خویشان و نزدیکان،حقوق پدر و مادر و فرزند، و… در این قسمت، بحث از حقوقی است که از جوانب مختلف اجتماع بر انسان متوجه است. لذا اولین باب، اختصاص به رساله الحقوق امام چهارم (علیه‌السلام) دارد که حضرت در آن پنجاه و یک مورد از حقوق لازم را ذکر می کنند. از جمله ی بحث های این رکن، الفت و برادری است، همان نعمتی که خداوند در قلوب مسلمین، نسبت به یکدیگر نهاده و در قرآن شریف به «رحماء بینهم» [۵]

توصیف می کند و در جای دیگر در حالی که منت بر بندگان گذارده می فرماید: «لو انفقت ما فی الارض جمیعا ما الفت بین قلوبهم و لکن الله الف بینهم». [۶]

سپس بحث حب و بغض را مطرح کرده و اقسام آن را شکافته و فضل حب و بغض بخاطر خدا را با دلیل عقلی و نقلی مطرح می سازد. و در تقسیم دوستان و برادران، برادران را دو گروه تقسیم کرده، برادران مورد اطمینان که در هر گرفتاری یار انسانند و برادران مجالس شادی و خنده که در گرفتاری، انسان را به حال خود رها می کنند و سفارش اکید ائمه (علیهم‌السلام) را در مورد حفظ برادران مورد اطمینان یادآوری کرده و آنان را از کبریت احمر کمیاب تر ذکر می کند. در مورد حقوق دوستان و برادران، حقوق آنها را در هشت مورد ذکر کرده از مال و جان و زبان و قلب و عفو و دعا و اخلاص و وفا و سبکباری و ترک تکلفات و تکلیفات که حق آنها ادا می شود. سپس حقوق مسلمان و مؤمن در جامعه ی اسلامی بحکم مسلمان بودنش، ۲۶ مورد برمی شمارد و بعد خلاصه ای از حقوق برادران دینی را بصورت کلی بیان می کند. [۷]

رکن سوم

در رکن سوم، موانع رشد انسان (مهلکات) را مطرح کرده است و از جمله ی موانع،شهوت شکم و شهوت جنسی و شهوت کلام (زبان) و غضب و ریاء و کبر و تعدادی از رذائل اخلاقی را با روایات مربوطه ی خودشان بیان کرده است و در هر مورد صفت مقابل و متضاد (صفت فضیله ی) آن را بیان کرده. بعد از نتیجه گیری، راه های درمان آن رذائل را هم بصورت اجمالی و هم تفصیلی در اختیار خواننده می گذارد و در باب های آخر این رکن و قسمت بحث دنیا و آخرت و مال و فقر و جاه طلبی و فریب خوردگی را مورد بررسی قرار داده و جنبه های خیر و شر و نافع و ضار هر یک را با روایت و گاهی با مثال های مفید گوشزد می کند. [۸]

رکن چهارم

رکن چهارم، به عوامل رشد انسان (منجیات) اختصاص دارد، عناوین اصلی این قسمت از کتاب را بحث های توبه و رضایت به قضا و شکر و خوف و رجا و زهد و محبت خدا و یقین و توکل و صدق و ادای امانت و محاسبه و مراقبه و تفکر و تدبر و یاد مرگ و کوتاهی آرزو (و بحثی در آرزوی دراز) تشکیل می دهند. [۹]

شرح رکن چهارم

  1. توبه

در بحث توبه، ابتدا حقیقت توبه را که سه چیز متوالی (علم و حال و فعل) تشکیل می دهد، بیان کرده و سپس وجوب و ارزش توبه را با استناد به آیات و روایات تبیین می کند و بعد فوریت آن را در تمامی حالات با ادله ذکر کرده و دو شرط لازم را برای پذیرش توبه (محو آثار گناهان با طاعات و عدم فاصله ی زمانی بین گناه و توبه) بیان می کند و در ادامه ی بحث، اقسام گناهانی را که باید از آنها توبه کرد و عوامل تبدیل گناه صغیره به کبیره و تجزیه ی توبه (توبه از بعضی گناهان) را مورد بحث قرار می دهد.

  1. صبر

در بحث صبر، فضیلت صبر را بررسی کرده و همراهی خداوند با صابرین و نعمت هایی که بغیر از صابرین به هیچ کس عطا نشده و نیز اینکه هیچ طاعتی جز صبر، اجرش بدون حساب نیست – و روزه هم چون مولود صبر است، اجرش با دیگر عبادات متفاوت است – از مقامات صابرین ذکر می کند و آنگاه که صبر را تعریف می کند گوید: صبر عبارتست از ثبات انگیزه ی دین در مقابل انگیزه ی شهوت. و این حالت ثبات را بر دو قسم کرده (صبر بدنی و صبر نفسی) و نام های مختلفی از صبر نفسی که در اثر مقاومت نفس یا آزادی آن حاصل می شود، عبارتند از: عفت و حفظ نفس و ناشکری و ترس و حلم و غضب و سعه صدر و ضیق و کتمان و پخش و اذاعه و حرص و قناعت و شره باشند، به اجمال بحث نموده و اختیاری بودن و غیر اختیاری بودن آن و اقسام صبر (در عبادات و شدائد و مصائب) را با راه های تحصیل آن توضیح می دهد. «یا ایها الذین آمنوا استعینوا بالصبر والصلاه ان اللـه مع الصابر ین» «ای افرادی که ایمان آورده اید! از صبر (و استقامت) و نماز، کمک بگیرید! (زیرا) خداوند با صابران است.» [۱۰] «ان اللـه مع الصابر ین» [۱۱]

  1. رضایت

در بحث رضایت از قضای الهی آن را به اعتراض نکردن و خشمگین نشدن از آنچه پیش می آید، تعریف نموده و در مقام مدح صاحبان این صفت حسنه، توصیف خداوند به «رضی الله عنهم و رضوا عنه»، [۱۲]

را شاهد می آورد و سپس روایاتی در تمجید آنان ذکر می کند. و از این اشکال که چگونه کسی راضی به گرفتاری و ابتلاء می شود؟ جواب می دهد که رضایت فرع محبت است و با وجود محبت، رضا خود بخود بدست می آید، و راه تحصیل آن را شناخت و علم به این که مقدرات خداوند برای بنده اش خیر محض است و به جز مقدرات، چیزی بوقوع نخواهد پیوست.

  1. شکر

در بحث شکر، ابتدا از فضائل شکر در کنار ذکر خدا بودن را می شمارد که «اذکرونی اذکرکم و اشکروا لی و لا تکفرون»، [۱۳]

در حالی که خداوند فرموده: «و لذکر الله اکبر»، [۱۴]

و بعد پاداش شاکرین را با استناد به روایت، همانند اجر روزه دارانی که فقط برای خدا روزه می گیرند، ذکر می کند و افزایش عطا و نعمت الهی را در اثر ذکر آنها و شکر نعمت دانسته. شکر نعمت را به اجتناب از محرمات تفسیر کرده و اداء شکر کامل را ذکر «الحمد لله رب العالمین» [۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱]

معرفی می کند و در مورد راه تحصیل شکر، شناخت خدا و تفکر در مصنوعاتش و توجه به فقراء و نیز حالات دوستان خدا را از عوامل شکر و رضایت از موقعیت خود بیان می کند.

  1. خوف و رجا

از عوامل رشد انسان،خوف و رجا را بعنوان دو بال مقربین جهت طی سخت ترین راههای آخرت ذکر می کند و رجا را به سرور و نشاط – قلب بخاطر انتظار آنچه محبوب است به شرط آنکه وقوعش متوقع و منتظر بوده و سببی عقلائی داشته باشد و انتظار انسان بخاطر این باشد که اکثر – اسباب آن فراهم است، تعریف می کند.

در این صورت است که نام رجا را بر این انتظار صادق می داند و الا انتظار بدون سبب را غرور و حماقت نامگذاری کرده و اگر سببش معلوم نباشد،تمنی می داند و خوف و رجاء را به حالتی تفسیر می کند که مورد تردید باشد نه یقین. و آثار رجا در انسان، دوام مجاهده توسط اعمال و مواظبت بر اعمال در تمامی حالات است و امیدواران به رحمت خداوندی،مؤمنین و مهاجرین و مجاهدین در راهش هستند. [۲۲]

ارزش رجا و ترجیح آن بر خوف، عبادتی که از امید ناشی می شود، بهتر از عبادتی است که از خوف سرچشمه می گیرد، چرا که محبت، موجب غلبه ی رجا بر قلب می شود.

در اخبار جناب یعقوب (علیه‌السلام) چنین آمده: خدای تعالی به یعقوب (علیه‌السلام) وحی کرد: آیا می دانی چرا بین تو و یوسف (علیه‌السلام) جدائی افکندم؟ بخاطر اینکه گفتی: انی اخاف ان یاکله الذئب و انتم عنه غافلون [۲۳]

چرا از گرگ ترسیدی و به من امیدوار نبودی؟ و چرا به غفلت برادرانش توجه داشتی ولی از محافظت من غافل بودی؟. در بحث داروی رجا دو چیز را عنوان می کند یکی عبرت که با تدبر در کثرت نعمت های خدا بر بندگان در دنیا، وعده ی پاداش های بزرگ بدون استحقاق و اینکه مهرش از مهر مادر دلسوز بر فرزندان خردش بیشتر است و اینکه رحمتش در آخرت گسترده تر از دنیاست، می توان فهمید که رحمتش در آخرت نیز مافوق تصور است و دیگری بررسی آیات و اخبار درباره ی فضل رجاء مخصوصا در ادعیه ماثوره از ائمه ی هدی (علیهم‌السلام) که امید آخرین هستند. در تعریف خوف گوید: عبارتست از تالم و سوزش قلب به سبب تصور امری ناخوشایند که انتظار می رود در آینده به انسان وارد بشود. و از عوامل خوف، شناخت خدا و صفات او، سبب کثرت جنایت و ارتکاب معاصی و شناخت عیوب نفس و جلال پروردگار ذکر می کند. لذا پیامبر (صلی‌الله علیه و اله) می فرمایند: من بیش از همه ی شما از خدا خوف دارم (انا اخوفکم لله) [۲۴] و قرآن می فرماید: انما یخشی الله من عباده العلماء. [۲۵]

در بحث از پائین ترین مرتبه خوف که اثرش در اعمال ظاهر می شود می گوید: خودداری از حرام است که ورع می نامند و اگر تقویت شد تقوی گویند چون تقوی عبارتست از ترک مشکوک و عمل به غیر مشکوک. خوف را ثمره ی ایمان به خدا و رسول و معارفی چون حساب، عذاب و عقاب در روایات آمده، معرفی می کند و برای دستیابی به خوف دو راه را نشان می دهد: از راه شناخت و بصیرت و آگاهی و دیگری از راه تقلید و پیروی از اولیاء و علماء الهی. سپس در درجات و مراتب خوف و اسباب آن و اینکه خوف برتر است یا رجا، مطالبی را ذکر می کند.

  1. زهد

در بحث زهد، ابتدا فضیلت آن را با استناد به آیات و روایات یادآوری می کند از جمله اینکه از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و اله) نقل می کند که: به دنیا بی رغبت باش تا خدا دوستت داشته باشد و به آنچه در دست مردم است بی رغبت باش تا محبوب مردم باشی. در حدیث آمده: خدای تعالی به دنیا وحی کرد: هر کس مرا خدمت کند تو خدمتش کن و هر کس تو را خدمت کرد زندگیش را تیره کن. و سپس در تعریف زهد گوید: زهد عبارتست از بی رغبتی به دنیا و اینکه با قلبت طالب دنیا نباشی مگر به قدر ضرورت جسم. بنابر آنچه درباره ی معنی دنیا تحقیق شده، معلوم می شود که زهد در دنیا با وجود ثروت و خدمه و امثال آن منافات ندارد مگر آنکه کسی قلبا ثروت را دوست داشته باشد و ثروت از یاد خدا غافلش کند چنانچه از مولای متقیان (علیه‌السلام) نقل شده که: تمام زهد در دو کلمه ی قرآن خلاصه می شود: لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم. [۲۶]

سپس مراتب زهد را بیان کرده و از نشانه های زاهد حقیقی، بی رغبتی به مال و تساوی ستایش و نکوهش در نظرش و انس با خداوند را با استناد به روایت حضرت علی (علیه‌السلام) می شمارد و از ثمرات مهم زهد،سخاوت را ذکر می کند.

  1. انس و محبت

در بحث حقیقت انس و محبت به خداوند، منشاش را شناخت معرفی کرده است که شناخت هر چه قوی تر و عمیق تر و شدیدتر باشد، محبت به آن قوی تر و عمیق تر خواهد بود و البته بصیرت باطنی و درک آن قوی تر از دید ظاهری است. و بعد همه ی محبوب ها را به خداوند برگشت داده و محبوبی جز او را نفی کرده است. سپس قول کسانی را که محبت را نسبت به خدا ممتنع دانسته و محبت بین دو همجنس را ممکن می دانند، با نقد و بررسی بطلانش را ثابت کرده و از محبت اولیاء خدا، شاهد می آورد. و بعد محبت را به میل نفسانی و احساس لذت از آن چیز تعریف کرده و این معنی را در مورد محبت خدا به بنده منتفی دانسته و می گوید: معنی محبت خدا به بنده اینست که حجاب ها را از قلبش بر می دارد تا با چشم دل او را ببیند و او را برای رسیدن به مقام والای قرب توان می بخشد و این اراده ی خدا نسبت به بنده ی خویش، محبت اوست. و در آخر، حدیث تقرب بنوافل را ذکر میکند. مرحوم شبر راه تحصیل حب خدا و تقویت آن را پاک نمودن قلب از شواغل دنیوی و وابستگی ها به دنیا و بریدن از دنیا و حرکت به سوی خدا معرفی می کند که با فکر و ذکر خدا و اخراج محبت غیر، از قلب تکمیل می شود.

  1. یقین

در بحث یقین؛ در مقام مدح یقین، یقین را کل ایمان توصیف کرده و با استناد به روایتی که حد یقین را نترسیدن از چیزی جز خدا می گوید، استشهاد می کند. و در تعریف حقیقت یقین گوید: اینکه همه چیز را از خدای سبب ساز بدانی و به وسائط توجه نکنی. و سپس حدیثی از پیامبر (صلی‌الله علیه و اله) نقل می کند که از آن استفاده می شود ازدیاد یقین را نهایتی نیست و برتری بندگان نیز به یقینشان بستگی دارد.

  1. توکل

و در بحث توکل، آن را از مقامات اهل یقین بلکه از معانی درجات مقربین توصیف می کند و ارزش آن را به ضمانت کفایت خدا در آمدن، میداند و استناد به آیات و از جمله «ا لیس الله بکاف عبده»، [۲۷]

را می آورد که هر کس از غیر خدا طلب کفایت کند، دست از توکل کشیده و این آیه را تکذیب کرده است و توکل را در مرحله ی علم پیچیده و در مقام عمل مشکل می داند. و در تحقیق مطلب می فرماید: توکلی که در شرع مقدس به آن امر شده، عبارتست از آنکه قلب در تمام امور به خدا اعتماد نموده و از غیر او منقطع شود. بنابراین تحصیل اسباب با توکل قلب، منافات ندارد مشروط به اینکه انسان بر اسباب تکیه نکند و بداند که خدا می تواند بدون این اسباب، مطلوبش را از طریقی که گمان نمی کند، عطا فرماید، چنانچه می تواند اسباب را بی خاصیت کند که اثر طبیعی خود را نبخشند. و تخطئه کرده کسانی را که توکل را دست از کسب و تلاش کشیدن و تحصیل معاش را رها کردن و یا تدبیر عقل را کنار گذاشتن معنی کرده اند زیرا این جهل محض است و شرعا حرام چرا که انسان،مکلف است بوسیله ی اسباب از طریق حلال در طلب روزی سعی کند.

  1. صدق و امانت

و در بحث صدق و امانت، آن را تمجید کرده و آیات و روایات را شاهد آورده و مراتب صدق در گفتار و اعمال و احوال را عنوان کرده و توضیح داده است. و صدق در وفا به تصمیم را اهمیت داده و آیه ی «رجال صدقوا ما عاهدو الله علیه» [۲۸]

را استشهاد کرده و پائین ترین مرحله ی صدق را عدم مخالفت زبان با قلب و قلب با زبان ذکر نموده و حقیقت صدق را در شخص صادق به شخص محتضری تشبیه می کند که مرگ را بیشتر از حیات دوست دارد.

  1. محاسبه و مراقبه

از مباحث عوامل رشد انسان، محاسبه و مراقبه را با اهتمام بیشتر و استناد به آیات و روایات مطرح کرده و محاسبه ی انسان، خویش را قبل از حساب آخرت به محاسبه ی شخص تاجر با شریک خود تشبیه کرده و بر دقت در آن تاکید نموده زیرا طبق روایت امام صادق علیه السلام، قیامت پنجاه موقف دارد و هر کدام نیز هزار سال طول می کشد و سپس حضرت آیه ی «فی یوم کان مقداره خمسین الف سنه» [۲۹] را تلاوت کرد.

و معنی محاسبه را به اینکه انسان قبل از هر چیز از نفس خویش بخواهد واجبات را که بمنزله ی سرمایه ی او هستند، انجام دهد و… تعریف می کند. و لزوم مراقبه را امری مهم شمرده که هنگام عمل با دیده ای بیدار از نفس خویش مراقبت کند زیرا نفس اگر رها شود، طغیان کرده، خود و دیگران را فاسد می کند و خدا را بصیر و مطلع و مراقب بر اعمالش بداند «ا لم یعلم بان الله یری» [۳۰] و «ان الله کان علیکم رقیبا» [۳۱] و می گوید: مراقبت، حاصل شناخت خدا است.

  1. تفکر و تدبر

از عوامل رشد، تفکر و تدبر را ذکر می کند و با استشهاد به آیات و روایات،تفکر را بهترین عبادت و سبب روشنی قلب و عبادت الهی می داند. و از تفکر در ذات الهی پرهیز می دهد ولی دعوت به تفکر در عظمت مخلوقاتش می کند و نیز تفکر در حسنات و سیئات که آیا اعمال خالصانه انجام گرفته یا نه و نیز تفکر در صفات و افعال الهی که چون لطف و احسان خدا به بندگان خویش هستند.

  1. یاد مرگ

از دیگر عوامل رشد را یاد مرگ و کوتاهی آرزو می شمارد چرا که یاد مرگ، لذت ها را نابود کرده و شدائد را بر انسان آسان می کند و اگر بداند که با چه سرعتی، مرگ انسان را دنبال می کند پی دنیا را نگرفته و بلکه آن را دشمن می دارد و هیچ آرزوئی به دلش نباشد چون بندگی خدا و چاره فراموش نکردن مرگ را بریدن از اشتغالات دنیوی بیان می کند که باعث فراغت قلب از شهوات دنیا و ایجاد فکر در عالم بقا و مسائل معنوی می شود. در قسمت پایانی این قسمت، بحث مختصری از آرزوی دراز که ناشی از جهل و دنیا دوستی است به میان می آورد و استطرادا جهت اجتناب از رغبت به دنیا این بحث را پیش کشیده که دوری از طول امل نیز سبب رشد معنوی انسان می شود.

پی نوشت:

۱.قلم،سوره۶۸، آیه۴.   

۲.قلم،سوره۶۸، آیه۴.   

۳.احزاب،سوره۳۳، آیه۱۲۱.   

۴.ترجمه  اخلاق، محمدرضا جباران، ص۳۹.

۵.فتح،سوره۴۸، آیه۲۹.   

۶.انفال،سوره۸، آیه۶۳.   

۷.ترجمه  اخلاق، محمدرضا جباران، ص۱۲۹.

۸.ترجمه  اخلاق، محمدرضا جباران، ص۲۱۱.

۹.ترجمه  اخلاق، محمدرضا جباران، ص۳۳۱.

۱۰.بقره،سوره۲، آیه۱۵۳.   

۱۱.انفال،سوره۸، آیه۴۶.   

۱۲.بینه،سوره۹۸، آیه۸.   

۱۳.بقره،سوره۲، آیه۱۵۲.   

۱۴.عنکبوت،سوره۲۹، آیه۴۵.   

۱۵.حمد،سوره۱، آیه۱.   

۱۶.انعام،سوره۶، آیه۴۵.   

۱۷.یونس،سوره۱۰، آیه۱۰.   

۱۸.صافات،سوره۳۷، آیه۱۸۲.   

۱۹.زمر،سوره۳۹، آیه۷۵.   

۲۰.غافر،سوره۴۰، آیه۶۵.   

۲۱.جاثیه،سوره۴۵، آیه۳۶.   

۲۲.بقره،سوره۲، آیه۲۱۸.   

۲۳.یوسف،سوره۱۲، آیه۱۳.   

۲۴.الاربعین فی اصول الدین، ابو حامد غزالی، ج۱، ۱۲۰.   

۲۵.فاطر،سوره۳۵، آیه۲۸.   

۲۶.حدید،سوره۵۷، آیه۲۳.   

۲۷.زمر،سوره۳۹، آیه۳۶.   

۲۸.احزاب،سوره۳۳، آیه۳۳.   

۲۹.معارج،سوره۷۰، آیه۴.   

۳۰.علق،سوره۹۶، آیه۱۴.   

۳۱.نساء،سوره۴، آیه۱.   

منبع: ویکی فقه