چیستی رشد معنوی

انسان در زندگی دارای دو گونه رشد جسمی و رشد معنوی است . مراحل رشد جسمی ملموس تر و با چشم مادی قابل مشاهده است. مراحل رشد معنوی را گام های نا ملموس و تدریجی تشکیل می دهد که در یک سیر آرام و مستمر بشر را به سویی از عالم معنا که ممکن است خوب یا بد باشد ، سوق می دهد.  ممکن است عالم معنا از طرف هر مشربی به گونه ای تفسیر شود.

 اما آنچه که در علم اخلاق اسلامی مورد توجه است  در رشد معنوی منظور از معنا فضایل اخلاقی است که انسان آنها با علم و عمل به مرور زمان کسب می کند تا او را به خداوند نزدیک کند. بنابراین هدف از رشد معنوی این است که انسان خودش را به خداوند نزدیک کرده و از کمالات انسانی برخوردار شود. در برابر رشد معنوی انحطاط معنوی قرار می گیرد که مراد از آن این است انسان فاقد ارزش های انسانی شده و فاصله اش از خداوند بیشتر می شود.

انسان در اين عالم دنيا دو چيز لازم دارد يكى وسائلى كه موجب حفظ بدن و قواى حيوانى و رشد جسمانى و توليد و تناسل از خوراك و لباس و ازدواج و مسكن و غير اينها و خداوند تمام وسائل اين زندگانى را از خلقت عالم علوى و سفلى و آنچه احتياج بشر است مهيّا فرموده لكن تمام اينها مقدمه است براى امر دوّم كه حفظ روح ملكوتى و قواى عقلانى و رشد معنوى‏ و تكميل نفسانى كه موجب قرب بمقام ربوبى و نيل بسعادت اخروى و فوز به زندگی ابدى و نجات از مهالك دائمى است و خداوند وسائل آن را هم فراهم فرموده از ارسال رسل و انزال كتب و جعل احكام و اعطاء عقل و غير اينها. اگر انسان فقط متوجه قسمت اول باشد و به مقدمه كه منظور نظر نبوده اصالة و غافل از قسمت دوم باشد گرفتار متع غرور شده است و خداوند فرموده است:«وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُور»[1] یعنی زندگى دنيا چيزى جز متاع فريب نيست‏. اما اگر متوجه قسمت دوم شود و اين وسائل دنيوى را معبر و مقدمه براى آن مقصود اصلى قرار دهد اين فوز و رستگارى است.[2]

رشد معنوى‏ از تحصيل كمالات علمى و عملى ايمانى و اخلاقى در استعداد و قابليت انسان، چه بسا که  از ملائكه هم بالا ميزند و پرواز بعالم قدس مي كند.[3]

رشد معنوی انسان در گرو عمل اوست. هر انسانى پرتوى از وجود او است، و هر قدر عمل گسترش يابد، وجود انسان در حقيقت توسعه يافته است.به تعبير ديگر، با توجه به آیه «مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ؛[4]  كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏ كنند، همانند بذرى هستند كه هفت خوشه بروياند؛ كه در هر خوشه، يكصد دانه باشد؛ و خداوند آن را براى هر كس بخواهد (و شايستگى داشته باشد)، دو يا چند برابر مى‏ كند؛ و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسيع، و (به همه چيز) داناست».

قرآن عمل انسان را از وجود او جدا نمى‏ داند و هر دو را اشكال مختلفى از يك حقيقت مى ‏شمرد، بنا بر اين،  آیه اشاره به این دارد که انسان هاى نيكوكار در پرتو نيكى ‏هايشان نمو و رشد معنوى‏ پيدا مى‏ كنند و اين افراد هم چون بذرهاى پر ثمرى هستند كه به هر طرف ريشه و شاخه مى‏ گستراند و همه جا را زير بال و پر خود مى‏ گيرد. در این آیه رشد معنوی انسان که در اثر انفاق در راه خدا  تحقق پیدا می کند به خوشه های گندم تشبیه شده است که یک دانه گندم چندین خوش داده که در هر خوشه آن صد دانه گندم است. و ما معتقديم كه انسان انفاق كننده در پرتو عملش رشد فوق العاده معنوى و اجتماعى پيدا مى‏كند.[5]

 پس رشد معنوی در حقیقت به خدا رسیدن و تقرب به خداوند و به رنگ خدا در آمدن است که موجب رستگاری ابدی انسان می گردد و او را از مهلکه های دنیوی و اخروی نجات می دهد.

پی نوشت ها:

[1] . حدید، 20.

[2] . طيب سيد عبد الحسين‏، اطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏3 ص 451. تهران، انتشارات اسلام، چ2، 1378ش.

[3] . اطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏13،  ص 212

[4] . بقره، 261.

[5] . ناصر مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج‏2، ص314 ، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ1، 1374ش.