شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » رشد معنوی »

چگونگى تأثیر «عمل» در «اخلاق» در روایات اسلامى‏

 اشاره:

یکی از مباحث بسیار مهم علم اخلاق، تأثیر متقابل عمل و اخلاق و رابطه این دو با یکدیگر است. درست است که اعمال انسان از اخلاق او سرچشمه می گیرد به طوری که اعمال و رفتارهای انسان ثمره خلق و خوی درونی اوست؛ ولی از سوی دیگر، اعمال انسان نیز به نوبه خود به اخلاق او شکل می دهد؛ یعنی، تکرار یک عمل خوب یا بد، تدریجا تبدیل به یک حالت درونی می شود، خواه فضیلت باشد یا رذیلت؛ به همین دلیل، یکی از راههای مؤثر برای تهذیب نفوس، تهذیب اعمال استرابطه عمل و اخلاق، در روایات اسلامى به وضوح دیده مى شود.

  1. در حدیثى از امام باقر (علیه‌السلام) مى خوانیم که فرمود: «ما مِنْ عَبْدٍ الَّا وَ فى قَلْبِهِ نُکْتَهٌ بَیْضاء فَاذا اذْنَبَ ذَنْباً خَرَجَ فِى النُّکْتَهِ نُکْتَهٌ سَوْداءٌ فَانْ تابَ ذَهَبَ ذلِکَ السَّوادُ، وَ انْ تَمادَى فِى الذُّنُوبِ زادَ ذلِکَ السَّوادُ حتَّى یُغَطِّى الْبَیاضَ، فَاذا غَطَّى الْبَیاضَ لَمْ یَرْجِعْ صاحِبُهُ الى  خَیْرٍ ابَداً، وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عزَّوَجَلَّ: کَلَّا بَلْ رانَ عَلَى  قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ؛ هیچ بنده اى نیست مگر این که در قلب او نقطه روشنى است (که حقایق را با آن درک مى کند و او را به سوى سعادت و فضیلت فرامى خواند) هنگامى که گناهى مرتکب مى شود، در آن  نقطه روشن، نقطه سیاهى پیدا مى شود؛ اگر توبه کند، آن نقطه سیاه برطرف مى گردد؛ و اگر به گناهان خویش ادامه دهد، پیوسته آن سیاهى رو به فزونى مى رود تا تمام نقطه روشن را بپوشاند؛ هنگامى که نقطه روشن پوشیده شد، آن شخص هرگز به سوى خیر و نیکى بر نمى گردد؛ و این همان است که خداوند عزّ و جل فرموده: چنین نیست که آنها مى پندارند، بلکه اعمالشان همچون زنگارى بر دلهایشان نشسته است!»[۱]

این روایت بخوبى نشان مى دهد که تراکم گناهان، سبب پیدایش رذائل و دور ماندن از فضائل است، تا آنجا که روح بکلّى تاریک مى شود و پلهاى پشت سر ویران مى گردد، و راه بازگشت وجود نخواهد داشت!

  1. در وصیّت نامه معروف امیر مؤمنان على (علیه‌السلام) به فرزند رشیدش امام حسن (علیه‌السلام) مى خوانیم: «انَّ الْخَیْرَ عاده؛ نیکى عادت است!»[۲]

همین مضمون در کنز العمّال از پیغمبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) نقل شده است که فرمود: «الْخَیْرُ عادَهٌ وَ الشَّرُّ لَجاجَهٌ؛ نیکى عادت است و شر لجاجت است!»[۳]

باز همین معنى به شکل دیگرى در سخنان امام سجّاد علىّ بن الحسین (علیه‌السلام) دیده مى شود، فرمود: «احِبُّ لِمَنْ عَوَّدَ مِنْکُمْ نَفْسَهُ عادَهً مِنَ الْخَیْرِ انْ یَدُومَ عَلَیْها؛ دوست دارم کسى که از شما عادت نیکى را پذیرفته است آن را پیوسته ادامه دهد!»[۴]

از این روایات مى توان استفاده کرد که تکرار عمل اعم از نیک و بد سبب مى شود که حالتى در نفس به عنوان عادت به نیکى یا بدى پیدا شود؛ یا به تعبیر دیگر، خلق و خوى خاصّى از آن شکل گیرد و همان خلق و خوى در آینده مبدأ اعمال مشابه مى شود؛ در نتیجه، هم اعمال نیک و بد، در ایجاد اخلاق نیک و بد اثر مى گذارد و هم اخلاق نیک و بد در ایجاد اعمال نیک و بد مؤثّر است (تأثیر متقابل).

  1. در حدیث دیگرى از امیر مؤمنان على (علیه‌السلام) در همان وصیّت نامه معروف امام حسن (علیه‌السلام) مى خوانیم: «وَ عَوِّدْ نَفْسَکَ التَّصَبُّرَ عَلَى الْمَکْروُهِ، وَ نِعْمَ الْخُلُقُ التَّصَبُّرُ فِى الْحَقِّ؛ خود را به شکیبایى در برابر ناملایمات عادت ده! و چه نیک است شکیبایى در طریق حق!»[۵]

در اینجا نیز به روشنى رابطه «عادت» که زاییده تکرار عمل است با خلق و خوى شکیبایى و صبر دیده مى شود.

  1. در بسیارى از روایات توبه آمده است که باید در توبه از گناه، تعجیل کرد و از «تسویف» یعنى به عقب انداختن آن پرهیز نمود (مبادا آثار گناه در دل بماند و با گذشت زمان تبدیل به یک خلق و خو شود؛ در حدیثى از امام جواد (علیه‌السلام) مى خوانیم: «تأخیرُ التَّوبَهِ اغْتِرارٌ، وَ طُولُ التَّسْوِیفِ حَیْرَهٌ … وَ الاصْرارُ عَلَى الذَّنبِ امْنٌ لِمَکْرِ اللَّهِ؛ تأخیر توبه موجب غرور و غفلت، و امروز و فردا کردن سبب حیرت، و اصرار بر گناه موجب بى اعتنایى به مجازات الهى است.»[۶]

تعبیر جالب دیگرى در حدیث نبوى که درزمینه توبه وارد شده است، دیده مى شود، مى فرماید: «مَنْ تاب، تابَ اللَّهُ عَلَیهِ وَ امِرَتْ جَوارِحُهُ انْ تَسْتُرَ عَلَیهِ، وَ بِقاعُ الارْضِ انْ تَکتُمَ عَلَیهِ وَ انْسِیَتِ الْحَفَظَهُ ما کانَتْ تَکْتُبُ عَلَیْهِ؛ کسى که توبه کند و به سوى خدا بازگردد، خداوند به سوى او بازمى گردد؛ و به اعضاء و جوارح او دستور داده مى شود که گناه را مکتوم دارند و به نقاط مختلف زمین (که برآن گناه کرده) نیز همین دستور داده مى شود، و فرشتگان نویسنده اعمال، آنچه را نوشته بودند به فراموشى مى سپرند.»[۷]

این تعبیر نشان مى دهد که توبه، آثار گناه را مى شوید و صفا و قداست اخلاقى نخستین را با مى گرداند.

همین معنى بطور آشکارتر در حدیث علوى آمده است، مى فرماید: «التَّوبَهُ تُطَهِّرُ القُلُوبَ وَ تَغْسِلُ الذُّنُوبَ؛ توبه قلبها را پاک مى کند و گناهان را مى شوید!»[۸]

این تعبیر نیز بخوبى نشان مى دهد که گناه آثارى بر قلب مى گذارد که تدریجاً به صورت خلق و خوى باطنى در مى آید و توبه این آثار را مى شوید و اجازه نمى دهد تشکیل خلق و خوى دهد.

تعبیر به «طهور» بودن «توبه» در روایات متعدّد دیگر نیز آمده است که همه حاکى از رابطه گناه و تشکیل حالات زشت درونى است.[۹]

در مناجاتهاى پانزده گانه معروف و بسیار پرمعناى امام علىّ بن الحسین (علیه‌السلام)، در مناجات اوّل که مناجات توبه کنندگان است، چنین آمده است: «وَاماتَ قَلْبِى عَظِیمُ جِنایَتى فَاحْیِهِ بِتَوْبَهٍ مِنْکَ یا امَلى  وَ بُغْیَتى؛ خداوندا! جنایت بزرگ من موجب مرگ قلبم شده و از تو مى خواهم که با توبه آن را زنده کنى اى امید و آرزوى من!»[۱۰]

آرى! گناه روح و جان انسان را آلوده تر مى کند و براثر تکرار چنان مى شود که گویى مرده است؛ و توبه موجب حیات دل و نشاط جان مى شود!

بنابراین، پویندگان راه فضیلت و سیر و سلوک الى اللّه، براى تحکیم پایه هاى فضائل اخلاقى باید دقیقاً مراقب آثار مثبت و منفى اعمال نیک و بد در روح و جان خود باشند و بدانند هیچ عملى نیست مگر این که در دل وجان اثر مى گذارد؛ اگر اعمال پاک و نیک است، روح را به رنگ خود در مى آورد و اگر زشت و آلوده و ناپاک است، آلودگى را به درون روح و جان و اخلاق مى کشاند.[۱۱]

پی نوشت:

[۱] . اصول کافى، جلد ۲، صفحه ۲۷۳، حدیث ۲۰.

[۲] . بحار الانوار، جلد ۷۴، صفحه ۲۳۲.

[۳] . کنز العمّال، حدیث ۲۸۷۲۲.

[۴] . بحار الانوار، جلد ۴۶، صفحه ۹۹.

[۵] . نهج البلاغه، نامه ۳۱.

[۶] . بحار، جلد ۶، صفحه ۳۰.

[۷] . کنز العمّال، حدیث ۱۰، صفحه ۷۹.

[۸] . غرر الحکم، شماره ۳۸۳۷.

[۹] . بحار، جلد ۶۹، صفحه ۱۲۱ و جلد ۹۱، صفحه ۱۳۳.

[۱۰] . بحار، جلد ۹۱، صفحه ۱۴۲.

[۱۱] . برگرفته از: مکارم شیرازى، ناصر، اخلاق در قرآن(مکارم شیرازى)، ج۱، ص۲۰۴-۲۰۷، مدرسه الإمام علی بن أبی طالب ((علیه‌السلام)) – ایران – قم، چاپ: ۴، ۱۳۸۵ش.