چگونه مي‌توان فکر کردن را به کودکان ‌آموخت؟

على غلامپور طالمى

مقدمه

معمولا معلمان معترض هستند که ياد دادن يکسرى اطلاعات خشک و بي‌روح به بچه‌ها و يادآورى آن در امتحانات بسيار سهل الوصول‌تر است از اينکه به آنها ياد دهيم که چگونه فکر کنند. آيا مي‌توان انديشيدن را به کودکان آموخت؟ تحقيقات مي‌گويد: «بله».

بخشى از تفکر ، از تجربه نشات مي‌گيرد، بنابراين براى اينکه بچه‌ها ياد بگيرند چطور فکر کنند (که شامل چگونگى ارزيابى آنها از موقعيت ، چگونگى توجه آنها بر مهمترين جنبه‌ها ، نحوه تصميم‌گيرى براى انجام کار و چگونگى ادامه کار مي‌شود) ، نياز به تجربه دارند.

چگونه مي‌شود بستر مناسب براى تجربه کودکان را فراهم آورد؟

مهارت‌هاى فکر کردن درباره فعاليت‌هاى روزانه در مدرسه يا خانه را بايد به کودکان و نوجوانان آموخت. اين کار مي‌تواند بسيار ساده آغاز شود. از خردسال‌ها سوالات با انتهاى باز بپرسيد که با آيا ، چرا و چطور شروع مي‌شوند و درحالى که سوالات را برايشان مي‌خوانيد آنها را تشويق کنيد مهارت‌هاى کلامى خود را بهبود بخشند، اين سوالات پرسشى ، مي‌تواند کمک کند تا کودکان چگونه فکر کردن را ياد بگيرند. همين روش به کودکان سنين بالاتر هم مي‌تواند کمک کند.

مرتب کردن اطلاعات و مقايسه آنها

از کودکان بخواهيد اطلاعات را باهم جفت و جور کرده و داده‌هاى جديد را با آنچه از قبل مي‌دانستند، مقايسه کنند. اين کار به آنها کمک مي‌کند ياد بگيرند، ارتباط بين لغات يا مفاهيم را بشناسند و دريابند دو موضوع در چه نکاتى و مواردى باهم اشتراک و در چه مواردى با هم تفاوت دارند. دانش‌آموزان مي‌توانند از طبقه‌بندى کردن اشيا استفاده کنند که به آنها در يادآورى بهتر مطلب و اندوخته‌هاى ذهني‌شان کمک کند. عملکرد تفکر انتقادى را که توانايى ارزيابى کردن اطلاعات است، به بچه‌ها بياموزيد. به آنها بياموزيد تا درباره هر چيزى که مي‌شنوند يا مي‌خواهند که به دست بياورند چهار پرسش بپرسند.

آيا آن چيز جالب و درخور شايسته است؟

دانستن اطلاعاتى راجع به آن چيز مي‌تواند جزء اطلاعاتى قرار گيرد که اطلاعات عمومى به شمار مي‌آيد مثلا آب ترکيب شده است از اکسيژن و هيدروژن.

اگر جزء اطلاعات عمومى قرار نمي‌گيرد، دليل خاص بودن آن چيست و چرا کودک ميل دارد راجع به آن نکاتى را بداند. اگر دليلى دارد، آيا دليل معتبر هست يا خير؟ اگر نيست، بچه‌ها بايد يادبگيرند که تلاشى براى درک و دانستن اطلاعاتى که به دردشان نمي‌خورد يا آن را دوست ندارند، نکنند. به بچه‌ها نشان دهيد چطور به يک مسأله نزديک شوند:

الف : کودکان نياز دارند تشخيص دهند چه چيزهايى را مي‌دانند، چه چيزهايى را نمي‌دانند و بايد چه کارى انجام دهند،

ب : سپس آنها مي‌توانند نقشه‌اى را براى حل مساله طراحى کنند. پ: نقشه‌اى را ارزيابى کنند و تصميم بگيرند که آيا موثر هست يا خير؟

راهنماى تصورات ذهنى

از راهنماى تصورات ذهنى و تصوير يک حادثه يا تجربه استفاده کنيد. تخيلات حسى به ما کمک مي‌کنند که اطلاعات را در حافظه بلندمدت ذخيره کنيم. هر چه از ظرفيت بيشتر حواسمان استفاده کنيم، بهتر است. به اين ترتيب ممکن است از بچه‌ها خواسته شود در حين خواندن داستان‌هايى درباره صحرا ، آن را ببينند، شن‌هاى آنجا را لمس کنند، به صداى باد گوش دهند و گرما و تشنگى را احساس کنند. اين رويکرد از جزئيات و حواشى استفاده مي‌کند.

تفکر فراتر از آموخته‌ها

به بچه‌ها ياد دهيد فراتر از آنچه يادگرفته‌اند، فکر کنند. ممکن است از بچه‌ها خواسته شود در حين مطالعه انقلاب آمريکا بگويند سربازان در دوره «فورگ» چه احساسى داشتند؟ چه لباسى پوشيده بودند؟ تصور کنيد شما در آن موقعيت قرار گرفته‌ايد، نامه‌اى به خانواده خود بنويسيد.

ترغيب به نوشتن

کودکان را به نوشتن ترغيب کنيد. زيرا وقتى افکار را بخواهيم بر روى کاغذ بياوريم، ناچار بايد آنها را مرتب کنيم. طرح‌هايى که بچه‌ها مي‌توانند از آن لذت برده و چيزهايى از آن بياموزند. از جمله نگهدارى يک مجله ، ارايه يک بحث به يکى از والدين (براى افزايش پول توجيبى يا خريد يک چيز خاص يا يک حق) يا نوشتن نام به يک شخص مشهور.

خلاقيت را برانگيزيد.

از بچه‌ها بخواهيد اطلاعات تازه‌اى را خلق کنند يا بسازند. مثلا يک وسيله خنگى براى يکى از کارهاى سخت خانگى درست کنند. طرح‌هاى خلاق پيشنهاد کنيد. مثل نوشتن يک شعر يا طراحى يک تصوير. بچه‌ها را تشويق کنيد. نسخه دست اول تهيه کنند تا بعد آن را چاپ کنند.

ابزار اساسى کار

به کودکان ابزار اساسى کار را بدهيد و به آنها ياد دهيد چطور و چه وقت آنها را به کار ببرند، مثل خواندن نقشه ، انجام محاسبات و کاربرد ذره بين.

بچه‌ها را تشويق کنيد اهداف را مرتب کنند و يک چارچوب زمانى براى آنها مشخص کنند و سپس آنها را يادداشت کنند. به اين ترتيب مي‌توانند پيشرفت خود را ببينند.

نکته يابى

کودکان را يارى دهيد تا بياموزند چطور مهمترين نکات آنچه را که مي‌خوانند، مي‌بينند يا مي‌شنوند را پيدا کنند.