صفات حضرت علی علیه السلام

1- پرورده دامان رسول

و قال علی علیه السلام:

و قد علمتم موضعی من رسول الله بالقرابة القریبة و المنزلة الخصیصة،وضعنی فی حجره و انا ولد یضمنی الی صدره،و یکنفنی الی فراشه،و یمسنی جسده،و یشمنی عرفه،و کان یمضغ الشیی ء ثم یلقمنیه،و ما وجد لی کذبة فی قول و لا خطلة فی فعل.

نهج البلاغه،الخطب:190

حضرت علی علیه السلام می فرماید:

…شما خود در پیوند با رسول خدا صلی الله علیه و آله،هم بدلیل خویشاوندی و هم به سبب موقعیت ویژه من،جایگاه مرا می شناسید.او مرا از روزگاری که نوزادی بودم در دامن خود می نشاند و بر سینه می چسباند،در بستر خویش می خواباند و بدنش را به بدنم می سایید و از عطر دلپذیرش بهره مندم می ساخت لقمه را می جوید و در دهانم می گذاشت و هرگز در گفتارم دروغی نشنید و در رفتارم لغزش و سبکسری ندید.

2- محرم راز

قال علی علیه السلام:

کانت لی من رسول الله صلی الله علیه و آله منزلة لم یکن لا حد من الخلائق انی کنت آتیه کل سحر فاسلم علیه.

-و فی حدیث-فان کان قائما یصلی سبح بی فکان ذاک اذنه لی و ان لم یکن یصلی اذن لی.

مسند احمد 1:85-77

و عن ابی سعید الخدری قال:

کانت لعلی من رسول الله صلی الله علیه و آله دخلة لم لا حد الناس.

انساب الاشراف 2:98 ح 25حضرت علی علیه السلام فرمود:

موقعیتی که من در محضر پیامبر خدا داشتم برای هیچ کس دیگر نبود.من هر روز سحر محضر ایشان می رفتم،بهنگام ورود سلام می دادم و پیامبر خدا اجازه ورود می دادند و اگر هم مشغول نماز بودند با ذکر بلند تسبیح اجازه خود را اظهار می نمودند.

ابن سعید خدری نیز می گوید:

رفت و آمدی که علی با پیامبر خدا داشت برای هیچ کس دیگر امکان نداشت

3- شیوه آموختن

قال علی علیه السلام:

کنت اذا سالت رسول الله صلی الله علیه و آله اعطانی و اذا سکت ابتدانی.

المصنف 6:368 ح 32061

حضرت علی علیه السلام فرمود:

هرگاه از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سؤال می کردم،خواسته ام را پاسخ می داد و اگر من سکوت می کردم او خود پیشگام می شد و از دانش خود بهره مندم می ساخت.

4- قرآن شناس

قال علی علیه السلام:

و الله ما نزلت آیة الا و قد علمت فیما نزلت و این نزلت،ان ربی وهب لی قلبا عقولا و لسانا سؤلا.

انساب الاشراف 2:98 ح 27

حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:

بخدا سوگند آیه ای از قرآن کریم نازل نشده است مگر اینکه من می دانم در چه موضوعی و در کجا نازل شده است،زیرا پروردگارم به من دلی اندیشمند-ژرف اندیش-و زبانی پرسشگر عنایت کرده است.

5- در رکاب نور

عن بریدة الاسلمی قال:

کنا اذا سافرنا مع النبی صلی الله علیه و آله کان علی علیه السلام صاحب متاعه یضمه الیه فاذا نزلنا یتعاهد متاعه فان رای شیا یرمه رمة،و ان کانت نعل خصفها.

بحار الانوار 37:303

بریده اسلمی گوید:

هرگاه که با پیامبر صلی الله علیه و آله به سفر می رفتیم،علی علیه السلام مسؤول توشه و بار پیامبر بود،آنها را از خودش جدا نمی کرد،و هنگامی که در جایی منزل می کردیم توشه و اثاث پیامبر را وارسی نموده و اگر نیاز به ترمیم و اصلاح داشت اصلاح می کرد و اگر کفش و نعلین پیامبر نیاز به تعمیر و دوخت داشت آن را انجام می داد.

6- پاسدار پیامبر

قال موسی بن سلمة:سئلت جعفر بن عبد الله بن الحسین عن اسطوان علی بن ابی طالب فقال:

ان هذه المحرس،کان علی بن ابی طالب علیه السلام یجلس فی صفحتها التی تلی القبر مما یلی باب رسول الله صلی الله علیه و آله یحرس النبی صلی الله علیه و آله.

وفاء الوفاء 2:448

موسی بن سلمه می گوید:

از جعفر بن عبد الله در مورد یکی از ستون های مسجد النبی صلی الله علیه و آله که منسوب به حضرت علی علیه السلام است پرسیدم،در پاسخ گفت:

این همان ستون محرس است که حضرت علی بر پای آن از جانب قبر که در منزل پیامبر بوده می نشست و از پیامبر پاسداری می نمود.

7- صداقت و امانت

عن ابی کهمس قال:

قلت لابی عبد الله علیه السلام:عبد الله بن ابی یعفور یقرءک السلام!

قال:علیک و علیه السلام اذا اتیت عبد الله فاقرءة السلام و قل له:

ان جعفر بن محمد یقول لک:

انظر ما بلغ به علی علیه السلام عند رسول الله صلی الله علیه و آله فالزمه فان علیا علیه السلام انما بلغ ما بلغ به عند رسول الله صلی الله علیه و آله بصدق الحدیث و اداء الامانة.

الکافی 2:104 ح 5ابی کهمس گوید:

به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم:عبد الله بن ابی یعفور بر شما درود فرستاد.

حضرت فرمود:

بر تو و بر او درود باد،وقتی پیش او رفتی سلام مرا به او برسان و بگو:جعفر بن محمد می گفت:

نیک بنگر هر آن ویژگی که باعث شد تا علی علیه السلام به آن مقام بلند نزد پیامبر خدا برسد. خود را ملازم آن خصلت نما.و یقین بدان هر مقامی که علی نزد پیامبر یافت تنها و تنها به خاطر راستگویی و امانتداری بود.

8- فدایی پیامبر

عن الصادق علیه السلام:

…و الله ما اکل علی بن ابی طالب علیه السلام من الدنیا حراما قط حتی مضی لسبیله و ما عرض له امران کلاهما لله رضا الا اخذ باشدهما علیه فی بدنه-دینه-و ما نزلت برسول الله صلی الله علیه و آله نازلة قط الا دعاه ثقة به و ما اطاق احد عمل رسول الله صلی الله علیه و آله من هذه الامة غیره و ان کان لیعمل عمل رجل کان وجهه بین الجنة و النار یرجو ثواب هذه و یخاف عقاب هذه.

الارشاد:255

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

به خدا سوگند علی بن ابی طالب علیه السلام تا روزی که از این دنیا رفت مال حرامی نخورد و هیچگاه بر سر دو راهی-که هر دو راه مورد خشنودی خدا باشد-قرار نگرفت مگر اینکه پر زحمت ترین آنها را برگزید و هر حادثه مهمی که برای پیامبر خدا پیش می آمد-به دلیل اعتمادی که به علی داشت-از او کمک می گرفت.و در میان این امت هیچ کس نتوانست همانند علی علیه السلام:راه پیامبر را-بی کم و کاست-طی کند و با این همه تلاش و کوشش همواره چون بیمناکان کار می کرد،چشمی به بهشت و چشم دیگر بر آتش داشت،از سویی امیدوار پاداش بهشت و از سوی دیگر هراسناک از کیفر آتش بود.

9- پشتیبان مظلومان

و قال علیه السلام:

…لم یکن لاحد فی مهمز و لا لقائل فی مغمز،الذلیل عندی عزیز حتی اخذ الحق له،و القوی عندی ضعیف حتی اخذ الحق منه.رضینا عن الله قضاءه و سلمنا لله امره.

نهج البلاغة،الخطب:37

حضرت علی علیه السلام فرمود:

در تمامی زندگی من،نقطه سیاهی نیست تاعیب جویان و اشاره کنندگان با چشم و ابرو و اشاره کنند و سخنی گویند.خوارترین افراد نزد من عزیز است تا حق او را بستانم و نیرومند نزد من ناتوان است تا حق دیگران را از او بازگیرم.ما با تمام وجود به قضای الهی خشنود و در برابر فرمانش تسلیم هستیم.

10- مبارزه مکتبی

و قال علیه السلام:

اما و الله ان کنت لفی ساقتها حتی تولت بحذا فیرها،ما ضعفت و لا جبنت و ان مسیری هذا لمثلها،فلانقبن الباطل حتی یخرج الحق من جنبه.مالی و لقریش؟و الله لقد قاتلتهم کافرین و لاقاتلنهم مفتونین و انی لصاحبهم بالامس کما انا صاحبهم الیوم.

نهج البلاغة،الخطب:33

به خدا سوگند،من همواره در زمره پیشتازان این حرکت بودم تا روزی که جبهه دشمن تار و مار شد و جاهلیت از صحنه بیرون رفت،بی آنکه کم ترین ضعف یا ترسی داشته باشم و امروز نیز در همان راستا قدم بر می دارم و تصمیم دارم باطل را بشکافم تا حق از پهلوی آن بیرون آید.

مرا با قریش چه کار؟که دیروز در موضع کفر بودند و با آنان جنگیدم و امروز نیز که گرفتار فتنه و انحراف شده اند به پیکارشان خواهم خاست.من همانگونه که دیروز با آنان برخورد کردم امروز نیز همانم.

11- گناه سازش ناپذیری

قالت فاطمه علیها السلام:

…ما الذی نقموا من ابی حسن؟!

نقموا-و الله-منه شدة و طاته و نکال وقعته و نکیر سیفه-و قلة مبالاته لحتفه-و تبحره فی کتاب الله و تنمره فی ذات الله.

دلائل الامامة:125،الاحتجاج 1:147

حضرت زهرا علیها السلام فرمود:

اینان-کارگردانان سقیفه-چه عیبی از ابو الحسن گرفتند؟!که او را برای رهبری جامعه اسلامی صالح ندیدند!-بخدا سوگند عیب او را بر خورد سخت-و بدون مسامحه و سهل انگاری در برابر حق-و مرگبار بودن رویارویی با او و شمشیر بران و بی اعتنایی به مرگ و آگاهی گسترده نسبت به کتاب خدا و گردن فرازی در راه خدا دانسته اند.

12- بصیرت،چراغ راه

و قال علیه السلام:

الا و ان الشیطان قد جمع حزبه و استجلب خیله و رجله،و ان معی لبصیرتی،ما لبست علی نفسی و لا لبس علی.

نهج البلاغة،الخطب:10

حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:

آگاه باشید که اینک شیطان هواداران خود را گرد آورده،نیروهای سواره و پیاده اش را فرا خوانده است.در صورتی که بینش من همواره همراه من بوده و هرگز حقایق را بر خود مشتبه نساخته ام و حقیقت نیز بر من مشتبه نشان داده نشده است-نه خود را فریب داده ام و نه فریب خورده ام-.

13- عدالت اجتماعی

و قال علیه السلام:

-لما عوتب علی التسویة فی العطاء- اتامرونی ان اطلب النصر بالجور فیمن ولیت علیه؟!و الله ما اطور به ما سمر سمیر و ما ام نجم فی السماء نجما،لو کان المال لی لسویت بینهم فکیف و انما المال مال الله.

نهج البلاغة،الخطب:124.آنگاه که حضرت امیر علیه السلام بدلیل رعایت مساوات در تقسیم بیت المال مورد عتاب قرار گرفت فرمود:

آیا به من امر می کنید و اصرار می ورزید تا پیروزی را به بهای ستم بر کسانی که سؤولیت سرپرستی آنها بر دوشم نهاده شده است بدست آورم؟!

به خدا سوگند که تا روزگار در گردش است و ستارگان آسمان در پی هم حرکت می کنند، چنین کار ناروایی نخواهم کرد.اگر این مال ثروت شخصی من بود در تقسیم آن مساوات را رعایت می کردم،چه رسد به اینکه مال،مال الله است.

14- جنگاور بی باک

قال علیه السلام:

…و من العجب بعثهم الی ان ابرز للطعان و ان اصبر للجلاد،هبلتهم الهبول!لقد کنت و ما اهدد بالحرب و لا ارهب بالضرب و انی لعلی یقین من ربی و فی غیر شبهة من دینی.

نهج البلاغة،الخطب:22

حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:

…و از شگفتیهای زمانه این است که-شامیان-به من پیام داده اند که خود را برای مقابله با سرنیزه ها آماده کنم و برای ضربه های شمشیر شکیبا باشم،مادران گریان بسوگشان بنشینند! تاکنون کسی مرا با دعوت به جنگ تهدید نکرده است و از زخمهای نیزه و شمشیر هراسی نداشتم،چرا که بر یقین به پروردگارم تکیه دادم و دینم را زنگار شبهه نیالوده است.

15- شیوه نبرد

…و عرفوا قتلاه-قتلی علی علیه السلام فی لیلة الهریر-بضرباته التی کانت علی و تیرة واحدة، ان ضرب طولا قد و ان ضرب عرضا قط و کانت کانها مکواة.

ارشاد القلوب:248

و فی روایة:

کانت لعلی علیه السلام:ضربتان:اذا تطاول قد و اذا تقاصر قط.قالوا:و کانت ضرباته ابکارا اذا اعتلی قد و اذا اعترض قط.

المناقب 2:83

در صبحگاه لیلة الهریر (3) کشته شدگان به دست حضرت امیر علیه السلام را از نحوه ضربت های حضرت باز می شناختند،زیرا ضربت ها همه یکنواخت بود.اگر شمشیر را از بالا فرود می آورد دو نیم می کرد و اگر از پهلو می زد قطع می کرد.و محل ضربه شمشیر گویی با آهن گداخته داغ شده بود.

و گفته اند:

همه ضربت های علی علیه السلام همین دو نوع بوده وقتی از حریف بلندتر قرار می گرفت از بالا می زد و دو نیم می کرد و هنگامی که برابر بود از پهلو می زد و قطع می نمود و گفته اند:بر حریف خود بیش از یک ضربه نمی زد.

16- یاور درماندگان

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

یا علی ان الله جعلک تحب المساکین و ترضی بهم اتباعا و یرضون بک اماما.

کشف الیقین:310 ح 365

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:

یا علی،خدای متعال تو را چنین قرار داده که بینوایان را دوست می داری و آنان را به عنوان پیروان خویش بپسندی و آنان هم تو را به پیشوایی و امامت بپسندند.

17- پیشتاز عمل

قال علی علیه السلام:

ایها الناس!انی و الله ما احثکم علی طاعة الا و اسبقکم الیها و لا انهاکم عن معصیة الا و اتناهی قبلکم عنها.

نهج البلاغة،الخطب:173

حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:

ای مردم!بخدا سوگند من هرگز شما را به هیچ طاعتی فرا نمی خوانم مگر آنکه خود بر شما-در عمل به آن-پیشی می جویم و از هیچ گناهی بازتان نمی دارم و نهی نمی کنم-مگر آنکه پیش از شما،خود را از عمل به آن باز می دارم.

18- عظمت در سادگی

-دخل ضرار بن ضمرة الکنانی علی معاویة فقال له:صف لی علیا،فقال او تعفینی…؟قال:لا اعفیک،قال:اذ لا بد فانه:

کان و الله بعید المدی شدید القوی یقول فصلا و یحکم عدلا ینفجر العلم من جوانبه و تنطق الحکمة من نواحیه یستوحش من الدنیا و زهرتها و یستانس باللیل و ظلمته کان و الله غزیر البصیرة طویل الفکرة…یعجبه من اللباس ما قصر و من الطعام ما جشب کان و الله کاحدنا یدنینا اذا اتیناه و یجیبنا اذا سالناه و کان مع تقربه الینا و قربه منا لا نکلمه هیبة له.

حلیة الاولیاء 1:84

ضرار بن ضمره یکی از اصحاب ویژه حضرت امیر علیه السلام:

بر معاویه وارد شد،معاویه گفت:علی را برای من توصیف کن.ضرار با اصرار معاویه لب به سخن گشود و گفت:

بخدا سوگند او دست نایافتنی و دور از دسترس و دارای نیروهای پر توان بود.سخنانی روشنگر می گفت و به عدل حکم می راند،از هر سوی او علم می جوشید و از تمامی رفتار او حکمت می تراوید از دنیا و زیورهای آن وحشت داشت و به شب زنده داری و خلوت شب انس می ورزید.بخدا سوگند او دارای بصیرتی فراوان و اندیشه هایی بلند بود.لباس کوتاه و طعام خشک و بی نان خورش را-که نشانه تواضع و فقر بود-دوست می داشت.

بخدا سوگند چونان یکی از خود ما بود،هرگاه نزد او می رفتیم ما را به نزدیک خود فرا می خواند و خواسته های ما را پاسخ می گفت و با این همه مهرورزی و اظهار نزدیکی و یگانگی به دلیل هیبتی که داشت جرات گفتگو با او را نداشتیم.

19- در بازار

قال زاذان:

انه کان علیه السلام یمشی فی الاسواق وحده و هو ذاک یرشد الضال و یعین الضعیف و یمر بالبیاع و البقال فیفتح علیه القران و یقرء:تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین. (4) .

المناقب 2:104زاذان می گوید:

حضرت امیر المؤمنین به تنهایی در بازار می گشت و گمشده را راهنمایی و ناتوان را کمک می کرد و بهنگام عبور از پیش فروشندگان و کسبه،قرآن کریم را در برابر آنها می گشود و این آیه را برای آنها می خواند«خانه آخرت-سعادت ابدی-را برای کسانی قرار دادیم که قصد سرکشی و فساد در زمین ندارند و عاقبت-نیک-تنها از آن پرهیزکاران است ».

20- بیزاری از ستم

قال علیه السلام:

و الله لو اعطیت الاقالیم السبعة بما تحت افلاکها علی ان اعصی الله فی نملة اسلبها جلب شعیرة ما فعلت،و ان دنیاکم عندی لاهون من ورقة فی فم جرادة تقضمها، ما لعلی و نعیم یفنی و لذة لا تبقی!

نهج البلاغة،الخطب:222

حضرت علی علیه السلام فرمود:

بخدا سوگند اگر اقلیمهای هفت گانه زمین را با هر چه در زیر آسمان آنها است به من دهند تا خدا را در حد گرفتن پوست جوی از دهان موری نافرمانی کنم،نخواهم کرد.چرا که این دنیای شما در نزد من از برگ نیم جویده ای در دهان ملخی ناچیزتر است.علی را با نعمتهای فناپذیر و لذت های گذرا و ناپایدار چه کار!

21- الگوی زمامداری

قال علی علیه السلام:

الا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه و من طعمه بقرصیه،…فو الله ما کنزت من دنیاکم تبرا و لا ادخرت من غنائمها و فرا،و لا اعددت لبالی ثوبی طمرا،و لا حزت من ارضها شبرا.

نهج البلاغة،الکتب:45

حضرت علی علیه السلام فرمود:

بدانید و آگاه باشید که پیشوای شما از دنیای خود به دو پاره تن پوش و از خوردنیهایش به دو قرص نان بسنده کرد…و خدای را سوگند که از دنیایتان نه زری اندوخته ام و نه از غنائمش ثروتی انباشته ام و حتی برای کهن جامه خود تن پوش دیگری و یا از سرزمین های شما یک وجب در اختیار نگرفته ام.

22- همدری با مردم

و قال علیه السلام:

…هیهات ان یغلبنی هوای و یقودنی جشعی الی تخیر الاطعمة و لعل بالحجاز او الیمامة من لا طمع له فی القرص و لا عهد له بالشبع او ابیت مبطانا و حولی بطون غرثی و اکباد حری.

نهج البلاغه،الکتب:45

حضرت علی علیه السلام فرمود:

هیهات که هو و هوسم بر من چیره شود و شکمبارگی به گزینش طعام های لذیذ وادارم نماید،در حالی که چه بسا در یمامه و یا حجاز کسانی باشند که امید دستیابی به قرص نانی نداشته و خاطره ای از سیری ندارند و هرگز مباد که من با شکم پر بخوابم در حالی که شاید پیرامون من شکمهای به پشت چسبیده و جگرهای سوخته باشد.

23- همسان با پیامبر

سمعت ابا عبد الله علیه السلام یقول:

کان امیر المؤمنین علیه السلام اشبه الناس طعمة برسول الله صلی الله علیه و آله کان یاکل الخبز و الخل و الزیت و یطعم الناس الخبز و اللحم.

الکافی 6:328

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

حضرت امیر المؤمنین علیه السلام در نوع غذا شبیه ترین افراد به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود.او خود نان و سرکه و روغن زیتون می خورد و به مردم-مهمانان خود-نان و گوشت می داد.

24- سفره سبز

قال ابو عبدالله:

یا حنان!اما علمت ان امیر المؤمنین علیه السلام لم یؤت بطبق الا و علیه بقل؟قلت:و لم جعلت فداک؟فقال:لان قلوب المؤمنین خضرة و هی تحن الی اشکالها.

الکافی 6:362

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

ای حنان!آیا نشنیده ای که برای امیر المؤمنین علیه السلام سفره طعامی آورده نمی شد مگر اینکه سبزی بهمراه داشت؟

حنان می گوید:

گفتم:چرا چنین بود فدایت شوم؟

فرمود:زیرا دل مومنان همواره سر سبز است و به همرنگ خود گرایش دارد.

25- کشاورزی

قال الصادق علیه السلام:

کان امیر المؤمنین صلوات الله علیه یضرب بالمر و یستخرج الارضین.

الکافی 5:74

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

حضرت امیر المؤمنین علیه السلام بیل می زد و زمینهای بایر را آماده زراعت می نمود.

26- نخل امید

قال ابو عبد الله علیه السلام:

ان امیر المؤمنین علیه السلام کان یخرج و معه احمال النوی فیقال له:یا ابا الحسن ما هذا معک؟

فیقول:نخل ان شاء الله.

فیغرسه فلم یغادر منه واحدة.

الکافی 5:75

حضرت امام صادق علیه السلام فرمود:

گاهی امیر المؤمنین علیه السلام به سوی صحرا می رفت و همراه خود باری از هسته خرما می برد،به حضرتش گفته می شد:این چیست که بهمراه داری؟

می فرمود:هر دانه از اینها یک نخل است انشاء الله.

آنگاه می رفت و همه آنها را می کاشت و دانه ای از آنها رد نمی خورد.

27- ساده زیستی

قال علیه السلام:

و الله لقد رقعت مدرعتی هذه حتی استحییت من راقعها،و لقد قال لی قائل:الا تنبذها عنک؟ فقلت اعزب عنی،فعند الصباح یحمد القوم السری.

نهج البلاغه،الخطب:158

حضرت علی علیه السلام فرمود:

به خدا سوگند تن پوش خود را چندان وصله کرده ام که از وصله کننده اش شرم دارم.روزی گوینده ای به من گفت:آیا زمان دور افکندن آن فرا نرسیده است؟و من گفتم:دور شو،که بامدادان فردا،شب روان را ستایش کنند.

پیرهن از رخ وصال خجل کفن از گریه غسال خجل شب روان مست ولای تو علی جان عالم به فدای تو علی شهریار

28- پرهیز از تکلف

قال الصادق علیه السلام:

-کان علی علیه السلام-یمشی فی نعل واحدة و یصلح الاخری لا یری بذلک باسا.

الکافی 6:468

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

امیر المؤمنین علیه السلام با یک لنگه نعلین راه می رفت و لنگه دیگر را تعمیر می کرد و مانعی در این کار نمی دید.

29- بیاد مرگ

و عن علی علیه السلام:انه کان اذا مر بالقبور قال:السلام علیکم یا اهل الدار فانا بکم لا حقون. ثلاث مرات.

دعائم الاسلام 1:239

هرگاه که حضرت علی علیه السلام بر گورستان گذر می کرد سه بار می گفت:

درود بر شماهایی که در این خانه ساکنید.ما نیز بی گمان به شما خواهیم پیوست.

30- فهرست فضائل

قال رسول الله صلی الله علیه و آله.

من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی تقواه و الی ابراهیم فی حلمه و الی موسی فی هیبته و الی عیسی فی عبادته فلینظر الی علی بن ابی طالب علیهم السلام.

ارشاد القلوب:217

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

هر که می خواهد به آدم و علم او و نوح و تقوای او و ابراهیم و دور اندیشی-بردباری-او و موسی و هیبت او و عیسی و عبادت او بنگرد،به علی بن ابی طالب بنگرد.

31- سیمای مردان

و قیل:کان-علی علیه السلام-کانما کسر ثم جبر،لا یغیر شیبه،خفیف المشی،ضحوک السن.

اسد الغابة 4:123

می گویند:

علی علیه السلام همانند آن بود که گویی شکسته و مجددا ترمیم شده باشد-چهره ای درهم تکیده داشت و یادآور مشکلاتی بود که تحمل نموده و تجربه اندوخته بود-آن حضرت موی سپید خود را رنگ نمی زد،سبکبال و بی تکلف راه می رفت و همواره لبخند بر لب داشت.

32- پیمان با فرشتگان

قال الصادق علیه السلام:

ان علیا علیه السلام کان اذا اصبح یقول:مرحبا بکما من ملکین حفیظین املی علیکما ما تحبان ان شاء الله فلا یزال فی التسبیح و التهلیل حتی تطلع الشمس و کذلک بعد العصر حتی تغرب الشمس.

بحار الانوار 84:267 ح 38

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

حضرت امیر المؤمنین علیه السلام هر بامداد-در خطاب به دو فرشته نویسنده اعمال-می فرمود:مرحبا بر شما دو فرشته بزرگوار و یاد داشت کننده اعمال-به خواست خدا امروز نیز-آنچه دوست دارید بر شما املا خواهم کرد،و به دنبال این تعهد به ذکر:«سبحان الله و لا اله الا الله »مشغول می شد تا خورشید طلوع می کرد.و هنگام عصر نیز تا غروب آفتاب،به همان ذکرها می پرداخت.

33- نماز،امانت الهی

فی تفسیر القشیری:

انه کان علیه السلام اذا حضره وقت الصلاة تلون و تزلزل فقیل له:مالک؟فیقول:جاء وقت امانة عرضها الله تعالی علی السماوات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و حملها الانسان.(5)

المناقب 2:124

در تفسیر قشیری آمده است:

هرگاه وقت ادای نماز می رسید،رنگ چهره امیر المؤمنین علیه السلام تغییر می یافت و بر خود می لرزید.وقتی به او می گفتند:این چه حالت است؟می فرمود:هنگام ادای امانتی رسیده است که بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه شد و آنها از حمل آن سرباز زدند و انسان این باز امانت را بر داشت.

34- اخلاص در عبادت

قال الصادق علیه السلام:

کان امیر المؤمنین علیه السلام اذا توضا لم یدع احدا یصب علیه الماء قال:لا احب ان اشرک فی صلاتی احدا.

علل الشرایع 1:323

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

حضرت امیر المؤمنین علیه السلام:بهنگام وضو گرفتن اجازه نمی داد کسی برایش آب بریزد و می فرمود:دوست ندارم در نمازم به درگاه خدا کسی را شریک قرار دهم.

35- بهداشت فردی

قال ابو عبد الله علیه السلام:

کانت لامیر المؤمنین علیه السلام خرقة یمسح بها وجهه اذا توضا للصلاة ثم یعلقها علی و ید و لا یمسها غیره.

المحاسن 2:207 ح 1618

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

حضرت امیر المؤمنین علیه السلام را پارچه ای-دستمالی-بود که بهنگام وضو صورت خود را با آن خشک می کرد و سپس آن را بر میخی می آویخت و جز خود حضرت کسی به آن دست نمی زد.

36- نماز خانه

قال الصادق علیه السلام:

کان علی علیه السلام قد جعل بیتا فی داره لیس بالصغیر و لا بالکبیر لصلاته و کان اذا کان اللیل ذهب معه بصبی لیبیت معه فیصلی فیه.المحاسن 2:452 ح 2557حضرت صادق علیه السلام فرمود:

حضرت امیر المؤمنین علیه السلام در خانه خود اتاقی را که نه کوچک بود و نه بزرگ، اختصاص به نماز خود داده و هر شب کودکی را برای خوابیدن بهمراه خود می برد و در همانجا نمازهایش را می خواند.

37- نقش نگین

قال عبد خیر:

کان لعلی علیه السلام اربعة خواتیم یتختم بها:یاقوت لنبله،و فیروزج لنصرته،و الحدید الصینی لقوته،و عقیق لحرزه-و کان نقش الیاقوت:لا اله الا الله الملک الحق المبین،و نقش الفیروزج:الله الملک الحق،و نقش الحدید الصینی:العزة لله جمیعا،و نقش العقیق ثلاثة اسطر: ما شاء الله،لا قوة الا بالله،استغفر الله.

الخصال:199

عبد خیر می گوید:

علی علیه السلام چهار انگشتر داشتند که به دست می کردند:یاقوتی برای نجابت و بزرگی-فرزانگی-و فیروزه برای پیروزی و حدید چینی برای نیرومندی و عقیق را نیز برای محافظت.نقش نگین یاقوت:«لا اله الا الله الملک الحق المبین »و نقش فیروزه:«الله الملک الحق »و نقش حدید:«العزة لله جمیعا»و در نگین عقیق سه سطر نقش بسته بود:«ماشاء الله لا قوة الا بالله استغفر الله »

38- در پناه نماز

قال ابو عبد الله علیه السلام:

کان علی علیه السلام اذا هاله شیی ء فزع الی الصلاة.ثم تلا هذه الایة:و استعینوا بالصبر و الصلاة…(6)

الکافی 3:480

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه حضرت امیر از موضوعی نگران و هراسناک می شد به نماز پناه می برد.سپس حضرت صادق علیه السلام این آیه را خواند:«از شکیبایی و نماز یاری بجویید…».

39- هزار رکعت

قال ابو عبد الله علیه السلام:

…ان علیا علیه السلام فی آخر عمره کان یصلی فی کل یوم و لیلة الف رکعة.

الکافی 4:154

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

حضرت امیر المؤمنین علیه السلام در آخر عمر خود شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند.

40- جوینده رضای حق

عن ابن عباس:کان علی علیه السلام یتبع فی جمیع امره مرضاة الله و لذلک سمی المرتضی.

المناقب 3:110

ابن عباس می گوید:

علی علیه السلام در تمامی کارهای خود همواره در پی رضایت الهی بود و به همین جهت «مرتضی »نامیده شد.

پی نوشتها:

1- الکافی،8:234،ح 312.

2- میزان الحکمه،ج 1 ص 78.

3- یکی از حمله های نبرد صفین که حدود 24 ساعت درگیری ادامه داشت،و شب آن واقعه، لیلة الهریر نام گرفته است.

4- القصص/83.

5- الاحزاب/72.

6- البقره/42.

چهل حدیث (سیره علوی)