,

جرعه ای از سخنان امام حسن (ع)

سبک زندگی در آئینه احادیث امام حسن مجتبی علیه السلام

این مقال به احادیث منقول از حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام که شامل موضوعاتی مانند :صله ارحام ؛عبادت تجار ؛عبادت بندگان ؛عبادت احرار ؛آزادگان ؛سخاوتمندترین مردم و… می پردازد.

احادیث امام حسن مجتبی علیه السلام ؛روایات ؛امام دوم شیعیان؛معصوم چهارم ؛صله ارحام ؛عبادت تجار ؛عبادت بندگان ؛عبادت احرار ؛آزادگان ؛سخاوتمندترین مردم؛

چهل حديث

1- قال َحُسَيْنِ بن علىّ(عليه السلام):إنَّ قَوْماً عَبَدُوااللهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَرَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبْيدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُكْراًفَتِلْكَ عِبادَةٌ الْأحْرارِ، وَ هِيَ أفْضَلُ الْعِبادَةِ.([1])
حضرت امام حسين (عليهالسلام) فرمود: همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مىكنند كه آن يك معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند راعبادت و ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد و طائفه اى همبه عنوان شكر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند; واين نوع، عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.
2- قالَ(عليه السلام):إنَّ أجْوَدَ النّاسِ مَنْ أعْطى مَنْ لا يَرْجُوهُ، وَ إنَّ أعْفَى النّاسِ مَنْعَفى عَنْ قُدْرَة، وَ إنَّ أَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.([2])
فرمود: هماناسخاوتمندترين مردم آن كسى است كه كمك نمايد به كسى كه اميدى به وى نداشته است.و بخشنده ترين افرادآن شخصى است كه ـ نسبت به ظلم ديگرى با آن كه توان انتقام دارد ـ گذشت نمايد.صله رحم كننده ترينمردم و ديد و بازديد كننده نسبت به خويشان، آن كسى ست كه صله رحم نمايد با كسى كهبا او قطع رابطه كرده است.
3- قيلَ: مَاالْفَضْلُ؟ قالَ (عليه السلام): مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْحْسانِ، قيلَ:فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّكَلُّفُ لِما لا يُعنيكَ.([3])
از حضرت سؤال شد كرامتو فضيلت انسان در چيست؟
در پاسخ فرمود: كنترلو در اختيار داشتن زبان و سخاوت داشتن، سؤال شد نقص انسان در چيست؟ فرمود: خود راوا داشتن بر آنچه كه مفيد و سودمند نباشد.
4- قالَ(عليه السلام):النّاسُ عَبيدُالدُّنْيا، وَ الدّينُ لَعِبٌ عَلى ألْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ مادارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّيّانُونَ.([4])
فرمود: افراد جامعهبنده و تابع دنيا هستند و مذهب، بازيچه زبانشان گرديده است و براى إمرار معاش خود،دين را محور قرار داده اند ـ و سنگ اسلام را به سينه مى زنند ـ .پس اگر بلائى همانندخطر ـ مقام و رياست، جان، مال، فرزند و موقعيّت، … ـ انسان را تهديد كند، خواهىديد كه دين داران واقعى كمياب خواهند شد.
5- قالَ(عليه السلام):إنَّ الْمُؤْمِنَ لا يُسىءُ وَ لا يَعْتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ كُلَّ يَوْم يُسىءُوَ يَعْتَذِرُ.([5])
ضمن فرمايشى فرمود:همانا شخص مؤمن خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند.ولى فرد منافق هر روزمرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.
6- قالَ(عليه السلام):إعْمَلْ عَمَلَ رَجُل يَعْلَمُ أنّه مأخُوذٌ بِالاْجْرامِ، مُجْزىبِالاْحْسانِ.([6])
فرمود: كارها و أمورخود را همانند كسى تنظيم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلافتحت تعقيب قرار مى گيرد و مجازات خواهد شد.و در صورتى كه كارهايشصحيح باشد پاداش خواهد گرفت.
7- قالَ(عليه السلام):عِباداللهِ! لا تَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإنَّ الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ،فَاعْمَلُوا وَ لا تَغْعُلُوا.([7])
فرمود: اى بندگان خدا،خود را مشغول و سرگرم دنيا ـ و تجمّلات آن ـ قرار ندهيد كه همانا قبر، خانه اى استكه تنها عمل ـ صالح ـ در آن مفيد و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد كه غفلتنكنيد.
8- قالَ(عليه السلام):لا تَقُولَنَّ فى أخيكَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْكَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ أنْيَقُولَ فيكَ إذا تَوارَيْتَ عَنْهُ.([8])
فرمود: سخنى ـ كهناراحت كننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كههمان سخن پشت سر خودت گفته شود.
9- قالَ(عليه السلام):يا بُنَىَّ! إيّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِراً إلاّ اللهَ.([9])
فرمود: بپرهيز از ظلمو آزار رساندن نسبت به كسى كه ياورى غير از خداوند متعال نمى يابد.
10- قالَ(عليه السلام): إنّي لا أري الْمَوْتَ إلاّ سَعادَة، وَ لاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلاّ بَرَماً.([10])
فرمود: به درستى كه مناز مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بينم; و زندگى با ستمگران و ظالمان را عارو ننگ مى شناسم.
11- قالَ(عليه السلام): مَنْ لَبِسَ ثَوْباً يُشْهِرُهُ كَساهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْباًمِنَ النّارِ.([11])
فرمود: هركس لباس شهرت- و انگشت نما از هر جهت – بپوشد، خداوند او را در روز قيامت لباسى از آتش مىپوشاند.
12- قالَ(عليه السلام): أنَا قَتيلُ الْعَبَرَةِ، لايَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إلاّاِسْتَعْبَرَ.([12])
فرمود: من كشته گريهها و اشك ها هستم، هيچ مؤمنى مرا ياد نمى كند مگر آن كه عبرت گرفته و اشك هايشجارى خواهد شد.
13- قالَ(عليهالسلام): لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ أَوْمى إلىَ الْيُمْنى، وَاعْتَذَرَ لى فىِ الاُْخْرى لَقَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ، وَ ذلِكَ أَنَّ أَميرَالْمُؤْمِنينَ (عليه السلام) حَدَّثَنى أَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللهِ (صلىالله عليه وآله)يَقُولُ: لا يَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْمُحِقٍّ أَوْ مُبْطِل.([13])
فرمود: چنانچه با گوشخود بشنوم كه شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم، از او مىپذيرم و گذشت مى نمايم، چون كه پدرم اميرالمؤمنين علىّ (عليه السلام) از جدّم رسولخدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت نمود: كسى كه پوزش و عذرخواهى ديگران رانپذيرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.
14- قيلَ لِلْحُسَيْنِبن علىّ(عليه السلام): مَنْ أعْظَمُ النّاسِ قَدْراً؟قالَ: مَنْ لَمْيُبالِ الدُّنْيا فى يَدَيْ مَنْ كانَتْ.([14])
از حضرت سؤال شد: باشخصيّت ترين افراد چه كسى است؟در جواب فرمود: آن كسىاست كه اهميّت ندهد كه دنيا در دست چه كسى مى باشد.
15- قالَ(عليهالسلام): مَنْ عَبَدَاللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللهُ فَوْقَ أمانيهِ وَكِفايَتِهِ.([15])
فرمود: هركس خداوندمتعال را با صداقت و خلوص، عبادت و پرستش نمايد; خداى متعال او را به بهترينآرزوهايش مى رساند و امور زندگيش را تأمين مى نمايد.
16- قالَ(عليهالسلام): احْذَرُوا كَثْرَةَ الْحَلْفِ، فِإنَّهُ يَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَلأرَبَعَ: إمّا لِمَهانَة يَجِدُها في نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَةِ إلىتَصْديقِ النّاسِ إيّاهُ. وَ إمّا لِعَىّ في الْمَنْطِقِ، فَيَتَّخِذُ الاْيْمانَحَشْواً وَصِلَةً لِكَلامِهِ. وَ إمّا لِتُهْمَة عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ،فَيَرى أَنَّهُمْ لايَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إلاّ بِالْيَمينِ. وَ إمّا لاِرْسالِهِلِسانَهُ مِنْ غَيْرِ تَثْبيت.([16])
فرمود: خود را از قسمو سوگند برهانيد كه همانا انسان به جهت يكى از چهار علّت سوگند ياد مى كند: در خوداحساس سستى و كمبود دارد، به طورى كه مردم به او بى اعتماد شده اند، پس براى جلبتوجّه مردم كه او را تصديق و تأييد كنند، سوگند مى خورد.و يا آن كه گفتارشمعيوب و به دور از حقيقت است، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقويت و جبران كند.

و يا در بين مردممتّهم است ـ به دروغ و بى اعتمادى ـ پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعفنمايد.و يا آن كه سخنان وگفتارش متزلزل است ـ هر زمان به نوعى سخن مى گويد ـ و زبانش به سوگند عادت كردهاست.
17- قالَ(عليهالسلام): أيُّما إثْنَيْنِ جَرى بَيْنَهُما كَلامٌ، فَطَلِبَ أَحَدُهُما رِضَىالاْخَرِ، كانَ سابِقَهُ إلىَ الْجَنّةِ.([17])
فرمود: چنانچه دو نفربا يكديگر نزاع و اختلاف نمايند و يكى از آن دو نفر، در صلح و آشتى پيشقدم شود،همان شخص سبقت گيرنده، جلوتر از ديگرى به بهشت وارد مى شود.
18- قالَ(عليهالسلام): وَ اعْلَمُوا إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللهعَلَيْكُمْ، فَلا تَميلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِماً.([18])
فرمود: توجّه داشتهباشيد كه احتياج و مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است، پس نسبت به نعمت هاروى، بر نگردانيد; وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.
19- قالَ(عليهالسلام): يَا ابْنَ آدَم! اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَيْنَ يَدَي اللهِ،تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَيْكَ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الْأقْدام.([19])
فرمود: اى فرزند آدم،بياد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنين بياد آور كه در پيشگاهخداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهند داد، در آن روزىكه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.
20- قالَ(عليهالسلام): مُجالَسَةُ أهْلِ الدِّناءَةِ شَرٌّ، وَ مُجالَسَةُ أهْلِ الْفِسْقِريبَةٌ.([20])
فرمود: همنشينى بااشخاص پست و رذل سبب شرّ و بد يختى خواهد گشت; و همنشينى و مجالست با معصيت كارانموجب شكّ و بدبينى خواهد شد.
21- قالَ(عليه السلام):إنَّ اللهَ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ أهْلَها لِلْفَناءِ.([21])
فرمود: به درستى كهخداوند متعال دنيا ـ و اموال آن ـ را براى آزمايش افراد آفريده است.و همچنين موجودات دنيارا جهت فناء ـ و انتقال از اين دنيا به جهانى ديگر ـ آفريده است.
22- قالَ(عليهالسلام): لا يَأمَنُ يوم الْقِيامَةِ إلاّ مَنْ قَدْ خافَ اللهَ فيالدُّنْيا.([22])
فرمود: كسى در روزقيامت از شدائد و أحوال آن در أمان نمى باشد، مگر آن كه در دنيا از خداوند متعالترس داشته باشد ـ و اهل گناه و معصيت نگردد ـ .
23- قالَ(عليهالسلام): لِكُلِّ داء دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الإسْتِغْفارِ.([23])
فرمود: براى هر غم ودردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوندمى باشد.
24- قالَ(عليهالسلام): مَنْ قَرَءَ آيَةً مِنْ كِتابِ الله عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِماً،يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ حَرْف مِأةُ حَسَنَة.([24])
فرمود: هركس آيه اى ازقرآن را در نمازش تلاوت نمايد، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن يكصد حسنه درنامه اعمالش ثبت مى نمايد.
25- قالَ(عليهالسلام): سَبْعَةُ أشْياء لَمْ تُخْلَقْ فى رَحِم: فَأوّلُها آدَمُ((عليهالسلام))، ثُمَّ حَوّاء، وَ الْغُرابُ، وَ كَبْشُ إبْراهيم((عليه السلام))، وَناقَةُ اللهِ، وَ عَصا مُوسى ((عليه السلام))، وَ الطَّيْرُالَّذى خَلَقَهُعيسىَبْنُ مَرْيَم (عليهما السلام).([25])
ضمن جواب سؤال هاى
پادشاه روم، فرمود: آن هفت موجودى كه بدون خلقت در رحم مادر، آفريده شده اند،عبارتند از:حضرت آدم (عليهالسلام) و همسرش حوّاء.و كلاغى كه براىراهنمائى دفن هابيل آمد.و گوسفندى كه براىقربانى، به جاى حضرت اسماعيل(عليه السلام) آمد.و شترى كه خداوند براىپيامبرش، حضرت صالح فرستاد.و عصاى حضرت موسى(عليه السلام).و هفتمين موجود آنپرنده اى بود كه توسّط حضرت عيسى (عليه السلام)آفريده شد.
26- قالَ(عليهالسلام): إنَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّةِ ما مِنْ صَباح إلاّ و تُعْرَضُ عَلَىاللهِ تَعالى.([26])
فرمود: همانا ـ نامهكردار و ـ أعمال اين امّت، در هر صبحگاه بر خداوند متعال عرضه مى گردد.
27- قالَ(عليهالسلام): إجْتَنِبُوا الْغِشْيانَ في اللَّيْلَةِ الَّتى تُريدُون فيها السَّفَرَ،فإنَّ مَنْ فَعَلَ ذلِكَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ كانَ جَوّالَةً.([27])
فرمود: در آن شبى كهقصد مسافرت داريد، با همسر خود زناشوئى نكنيد، كه چنانچه عمل زناشوئى انجام گردد ودر آن زمان فرزندى منعقد شود، بسيار متحرّك و افكارش مغشوش مى باشد.
28- قالَ(عليهالسلام): الرّكْنُ الْيَماني بابٌ مِنْ أبْوابِ الْجَنَّةِ، لَمْ يَمْنَعْهُمُنْذُ فَتَحَهُ، وَ إنَّ ما بَيْنَ الرُّكْنَيْنِ ـ الأسْوَد وَ الْيَماني ـمَلَكٌ يُدْعى هُجَيْرٌ، يُؤَمِّنُ عَلى دُعاءِالْمُؤْمِنينَ.([28])
فرمود: رُكن يَمانىِكعبه الهى، دربى از درب هاى بهشت است و مابين ركن يمانى و حجرالأسود ملك و فرشتهاى است كه براى استجابت دعاى مؤمنين آمّين مى گويد.
29- قالَ(عليهالسلام): إنَّ الْغِنى وَ اْلِعزَّ خَرَجا يَجُولانِ، فَلَقيا التَّوَكُلَّفَاسْتَوْطَنا.([29])
فرمود: عزّت و بىنيازى ـ هر دو ـ شتاب زده به دنبال پناهگاهى مى دويدند، چون به توكّل برخوردكردند، آرامش پيدا نموده و آن را پناهگاه خود قرار دادند.
30- قالَ(عليهالسلام): مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِن، فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْياوَالاْخِرَةِ.([30])
فرمود: هركس گره اى ازمشكلات مؤمنى باز كند و مشكلش را برطرف نمايد، خداوند متعال مشكلات دنيا و آخرت اورا اصلاح مى نمايد.
31- قالَ(عليهالسلام): مَنْ والانا فَلِجَدّى (صلى الله عليه وآله وسلم) والى، وَ مَنْ عادانافَلِجَدّى عادى.([31])
فرمود: هر كه ما رادوست بدارد و پيرو ما باشد، پس دوستى و محبّتش به جهت جدّم رسول خدا (صلى اللهعليه وآله وسلم)مى باشد.و هركس با ما دشمن وكينه توز باشد، پس دشمنى و مخالفت او به جهت جدّم رسول خدا (صلى الله عليه وآلهوسلم) خواهد بود.
32- قالَ(عليهالسلام): يَا ابْنَ آدَمَ! أُذْكُرْ مَصارِعَ آبائِكَ وَ أبْنائِكَ، كَيْفَكانُوا، وَ حَيْثُ حَلّوُا، وَ كَأَنَّكَ عَنْ قَليل قَدْ حَلَلْتَمَحَلَّهُمْ.([32])
فرمود: اى فرزند آدم،بياد آور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان ـ و دوستان ـ تو چگونه در چنگال مرگقرار گرفتند، آن ها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند وكجا رفتند.و بينديش كه تو نيزهمانند آن ها به ايشان خواهى پيوست ـ پس مواظب اعمال و رفتار خود باش ـ .
33- قالَ(عليهالسلام): يَا ابْنَ آدَمَ، إنَّما أنْتَ أيّامٌ، كُلَّما مَضى يَوْمٌ ذَهَبَبَعْضُكَ.([33])
فرمود: اى فرزند آدم،بدرستى كه تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى، هر آنچه از آن بگذرد، زمانى ازتو فانى و سپرى گشته است ـ بنابراين لحظات عمرت را غنيمت شمار كه جبران ناپذير است
ـ .
34- قالَ(عليهالسلام): مَنْ حاوَلَ أمْراً بِمَعْصِيَةِ اللهِ كانَ أفْوَتُ لِما يَرْجُو وَأسْرَعُ لِمَجيىءِ ما يَحْذَرُ.([34])
فرمود: هركس از روىنافرمانى و معصيتِ خداوند، كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريع تر از دستمى دهد و به آنچه هراسناك و بيمناك مى باشد مبتلا مى گردد.
35- قالَ(عليهالسلام): الْبُكاءُ مِنْ خَشْيَةِ الله نَجاتٌ مِنَ الّنارِ وَ قالَ: بُكاءُالْعُيُونِ، وَ خَشْيَةُ الْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَةِ اللهِ.([35])
فرمود: گريان بودن بهجهت ترس از ـ عذاب ـ خداوند، سبب نجات از آتش دوزخ خواهد بود; و فرمود: گريان بودنچشم و خشيت داشتن دل ها يكى از نشانه هاى رحمت الهى ـ براى بنده ـ است.
36- قالَ(عليهالسلام): لا يَكْمِلُ الْعَقْلُ إلاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ.([36])
فرمود: بينش و عقل ودرك انسان تكميل نمى گردد مگر آن كه ـ أهل حقّ و صداقت باشد و ـ از حقايق، تبعيّ و پيروى كند.
37- قالَ(عليهالسلام): أَهْلَكَ النّاسَ إثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.([37])

فرمود: دو چيز مردم راهلاك و بيچاره گردانده است:يكى ترس از اين كهمبادا در آينده فقير و نيازمند ديگران گردند.و ديگرى فخر كردن ـ درمسائل مختلف ـ و مباهات بر ديگران است.
38- قالَ(عليهالسلام): مَنْ عَرَفَ حَقَّ أَبَوَيْهِ الاْفْضَلَيْنِ مُحَمَّد وَ عَلىّ، وأطاعَهُما، قيلَ لَهُ: تَبَحْبَحْ فى أيِّ الْجِنانِ شِئْتَ.([38])
فرمود: هر شخصى كه حقّوالدينش محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) ، و علىّ (عليه السلام) را كه با شرافت وبا فضيلت ترين انسان ها هستند، بشناسد و ـ در تمام امور زندگى ـ از ايشان تبعيّت واطاعت كند; در قيامت به او خطاب مى شود: هر قسمتى از بهشت را كه خواستار باشى، مىتوانى انتخاب كنى و در آن وارد شوى.
39- قالَ(عليهالسلام): مَنْ طَلَبَ رِضَى اللهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ الله اُمُورَ النّاسِ،وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللهِ وَ كَّلَهُ اللهُ إلَىالنّاسِ.([39])
فرمود: هركس رضايت وخوشنودى خداوند را ـ در أمور زندگى ـ طلب نمايد گرچه همه افراد از او رنجيده شوند،خداوند مهمّات و مشكلات او را كفايت خواهد نمود.و كسى كه رضايت وخوشنودى مردم را طالب گردد گرچه مورد خشم و غضب پروردگار باشد، خداوند أمور اينشخص را به مردم واگذار مى كند.
40- قالَ(عليهالسلام): إنَّ شيعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَ غِلّ وَدَغَل.([40])

فرمود: شيعيان وپيروان ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) ـ آن كسانى هستند كه أفكار و درونآن ها از هر گونه حيله و نيرنگ و عوام فريبى سلامت و تهى باشد

پاورقى ها:
[1] – تحف العقول: ص177، بحارالأنوار: ج 75، ص 117، ح 5.
[2] – نهج الشّهادة: ص39، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4.
[3] – مستدرك الوسائل:ج 9، ص 24، ح 10099 به نقل از مجموعه شهيد.
[4] – محجّة البيضاء:ج 4، ص 228، بحارالأنوار: ج 75، ص 116، ح 2.
[5] – تحف العقول: ص179، بحارالأنوار: ج 75، ص 119، ح 2.
[6] – بحارالأنوار: ج2، ص 130، ح 15 و ج 75، ص 127، ح 10.
[7] – نهج الشّهادة: ص47.
[8] – بحارالأنوار: ج75، ص 127، ح 10.
[9] – وسائل الشّيعة:ج 11، ص 339، بحارالأنوار: ج 46، ص 153، ح 16.
[10] – بحار الأنوار:ج 44، ص 192، ضمن ح 4، و ص 381، ضمن ح 2.
[11] – كافى: ج 6، ص445، ح 4.
[12] – أمالى شيخصدوق: ص 118، بحارالأنوار: ج 44، ص 284، ح 19.
[13] – إحقاق الحقّ: ج11، ص 431.
[14] – تنبيه الخواطر،معروف به مجموعة ورّام: ص 348، س 11.
[15] – تنبيه الخواطر:ص 427، س 14، بحارالأنوار: ج 68، ص 183، ح 44.
[16] – تنبيه الخواطر،معروف به مجموعة ورّام: ص 429، س 6.
[17] – محجّة البيضاء:ج 4، ص 228.
[18] – نهج الشّهادة:ص 38.
[19] – نهج الشّهادة:ص 59.
[20] – نهج الشّهادة:ص 47، بحارالأنوار: ج 78، ص 122، ح 5.
[21] – نهج الشّهادة:ص 196.
[22] – بلاغةالحسين(عليه السلام): ص 285، بحار الأنوار: ج 44، ص 192، ح 5.
[23] – وسائل الشّيعة:ج 16، ص 65، ح 20993، كافى: ج 2، ص 439، ح 8.
[24] – اصول كافى: ج2، ص 611، بحارالأنوار: ج 89، ص 200، ح 17.
[25] – تحف العقول: ص174، و بحارالأنوار: ج 10، ص 137، ح 4.
[26] – بحارالأنوار: ج70، ص 353، ح 54، به نقل از عيون الأخبارالرّضا(عليه السلام).
[27] – وسائل الشّيعة:ح 20، ج 3، ص 243، بحارالأنوار: ج 100، ص 292، ح 39.
[28] – مستدركالوسائل: ج 9، ص 391، ج 1، بحارالأنوار: ج 69، ص 354، ح 11.
[29] – مستدركالوسائل: ج 11، ص 218، ح 15، بحارالأنوار: ج 75، ص 257، ح 108.
[30] – مستدركالوسائل: ج 12، ص 416، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4.
[31] – ينابيعالمودّة: ج 2، ص 37، ح 58.
[32] – نهج الشّهادة:ص 60.
[33] – نهج الشّهادة:ص 346.
[34] – اصول كافى: ج2، ص 373، ح 3، بحارالأنوار: ج 75، ص 120، س 6، وسائل الشّيعة: ج 16، ص 153، ح 3.
[35] – نهج الشّهادة:ص 370، مستدرك الوسائل: ج 11، ص 245، ح 12881.
[36] – نهج الشّهادة:ص 356، بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 11.
[37] – بحارالأنوار: ج75، ص 54، ح 96.
[38] – نهج الشّهادة:ص 293، تفسيرالامام العسكرى (عليه السلام): ص 330، بحار: ج 23، ص 260، ح 8.
[39] – أمالى شيخصدوق: ص 167، مستدرك الوسائل: ج 12، ص 209، ح 13902.
[40] – تفسيرالإمامالعسكرى(عليه السلام): ص 309، ح 154، بحارالأنوار: ج 65، ص 156، ح 11.