اهمیت حجاب در نظر حضرت فاطمه زهرا (علیهاسلام)

  حجاب در قرآن و روایات, فلسفه حجاب يك نظر چند روایت درباره ی اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا (علیهاسلام:)

1-حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل فرمود که: « روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه (علیهاسلام) برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.» رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.» (1)

2-روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه (علیهاسلام) رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)» وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.» (2)

3-امیرالمؤمنین (علیه السلام )می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟» فاطمه (علیهاسلام) پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند » رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است » رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه (علیهاسلام) کارها را بین او و علی (علیه السلام) تقسیم کرد و فرمود:« کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.»فاطمه (علیها سلام) می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.» (3)

4- روزی فاطمه زهرا (سلام الله علیه)ا به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.» اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.» سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه (علیهاسلام) نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.» (4)

منابع:

1- بحارالانوار، ج ۴۳، صفحات ۹۱ و ۹۳ و ۵۴ و ۸۱ و ۱۸۹٫

2- بحار/۹۲/۴۳ اول صفحه 

3- بحار/۱۸۹/۴۳

4- بحار۱/۸۱/۴۳- * بحار/۵۴/۴۳