عدم برگرداندن فدك توسط حضرت على (ع)

چرا حضرت على بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟

پاسخ :

حضرت على عليه السلام به خاطر جو ناسالمى که توسط خلفاى پيشين فراهم شده بود و در جامعه بسيارى از بدعت ها جاى سنت ها را گرفته بود و بسيارى از حقايق اسلامى دستخوش تغيير شده بود به طورى که امام شافعى در کتاب ام از وهب بن کيسان نقل مى کند: كلّ سنن رسول اللّه قد غيّرت حتى الصلاة.[1] يعنى تمام سنت و شريعت پيامبر گرامى حتى نماز هم تغيير يافته است

امام مالک از جدش مالک نقل مى کند که گفته: ما أعرف شيئاً مما أدركت الناس إلا النداء بالصلاة.[2] از مردم جز دعوت به نماز، چيزي را نمى بينم.

حسن بصرى از علما وفقهاى بزرگ اهل سنت مى گويد: لو خرج عليكم أصحاب رسول اللّه ما عَرَفوا منكم إلاّ قبلكتم.[3]

اگر صحابه پيامبر به ميان شما بيايد از اسلام شما جزاين که به طرف قبله مى ايستيد چيز ديگري مشاهده نخواهد کرد.

از همين رو است طبق روايت بخارى در صحيح خود از عمران بن حصين صحابى پيامبر که در بصره وقتى پشت سر على بن ابى طالب عليه السلام نماز مى خواند، مى گويد: نماز على ياد آور نمازى است که با پيامبر گرامى به جاى مى آورديم.

عن عمران بن حُصين قال : صلّى مع على بالبصرة فقال: ذَكَّرنا هذا الرجل صلاة كنّا نصلّيها مع رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم.[4]

ومشابه اين روايت را از مطرف بن عبداللّه نقل مى کند که مى گويد: صليت خلف على بن أبى طالب أنا وعمران بن حصين فكان إذا سجد كبر وإذا رفع رأسه كبر وإذا نهض من الركعتين كبر فلما قضى الصلوات أخذ بيدى عمران بن حصين فقال : لقد ذكّرنى هذا صلاة محمد صلى اللّه عليه وسلم أو قال : لقد صلّى بنا صلواة محمد صلى اللّه عليه وسلم.[5]

و در صحيح مسلم آمده: عن مُطَرِّف قال : صليت أنا وعِمران بن حُصين خلف على بن أبى طالب فكان إذا سجد كبر وإذا نهض من الركعتين كبر فلما انصرفنا من الصلاة قال : أخذ عمران بيدي ، ثم قال : لقد صلى بنا هذا صلاة محمد صلى اللّه عليه وسلم أو قال: قد ذكّرنى هذا صلاة محمد صلى اللّه عليه وسلم.[6]

باتوجه به نکات ياد شده معلوم مى شود که در اثر انحراف جامعه اسلامى از مسير خود و کنار گذاشتن خليفه و جانشين بحق پيامبر گرامى (ص) و روى کار آمدن کسانى که صلاحيت نداشتند، چه مشکلاتى بر سر شريعت اسلام آمده است.

و على (ع) احساس نمود که اگر چنان که بخواهد ناهموارى هاى گذشته اصلاح نمايد و بدعت ها را برگرداند جامعه آن روز تاب تحمل آن را ندارند.

به عنوان نمونه: نماز تراويح که توسط خليفه دوم تاسيس شد و بنا به نقل بخارى عمربا صراحت گفت: نعم البدعة[7] چه بدعت خوبى است .

حضرت على عليه السلام در زمان حکومت خويش در به امام حسن دستور داد که مردم را از خواندن اين نماز مستحبى به جماعت، جلوگيرى کند ولى مردم همه فرياد در آوردند : وا عمراه ، وا عمراه، به دنبال آن حضرت امير عليه السلام فرمود: «قل لهم صلوا» به آنان بگوييد به هرنحوى که مى خواهيد نماز بخواهيد .

پی نوشتها:

[1] . كتاب الام:1/208.

[2] . الموطّأ: 1/93 وشرحه: 1/122.

[3] . جامع بيان العلم: 2/244.

[4] . صحيح البخارى: (161 ح784) ، 1/200ط. دار الفكر ـ بيروت الاوفست عن طبعة دار الطباعة باستانبول. باب إتمام التكبير فى الركوع من كتاب الأذان.

[5] . صحيح البخارى: (162 ح 786) ، 1/191 ، باب إتمام التكبير فى السجود.

[6] . صحيح مسلم: 2/8 طبعة دارالفكر ـ بيروت ، (1/ 169 ح 393) باب إثبات التكبير من كتاب الصلاة.

[7] . صحيح بخارى ج 1 ص 342 .