نقد و بررسی ادیان و فرق » فرقه ضاله بهائیت »

پیدایش فرقه بابیت

اشاره:

فرقه بابیه در قرن سیزدهم هجری قمری توسط سید علی محمد شیرازی، بنیان گذاری شد. این فرقه ناهنجاریهای زیادی را در جامعه ایران به وجود آورد. بابیت در ایران باعث اشوبهای اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی گردید و حتی پیروان آن علیه دولت موجود دست به اسلحه بردند. در این نوشته به تاریخ پیدایش این فرقه و کیفیت فعالیت و جذب و دفع آن اشاره شده است.

 

سید علی محمد در سال ۱۲۳۵ هـ . ق، در شیراز بدنیا آمده و در همان اوان کودکی پدرش را از دست داد و دایی او سید علی سرپرستی او را بر عهده گرفت و او را به مکتب شیخ عباد شیرازی سپرد و در آنجا خواندن و نوشتن فارسی و عربی را تا حدی آموخت.

استاد سید علی محمد (شیخ عابد شیرازی) از شاگردان شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی از سران شیخیه بوده و به همین خاطر در دوران کودکی با عقاید شیخی گری آشنا شد و پس از مدتی که از شیراز به بوشهر به همراهی دائی خود برای تجارت رفته بود عازم عراق برای کسب علم بیشتر شد و به خاطر همان آموزه های استاد خود در بدو ورود نزد سید کاظم رشتی رفته و در کلاس های ایشان شرکت کرد و پس از مدتی در سال ۱۲۵۷ هـ . ق، به شیراز باز گشت. وی در مدت حضوری که در عراق داشت تماماً با عقاید شیخی گری آشنا شد و پس از بازگشت هم در شیراز هر کتابی که با مذاق شیخی گری سازگار بود از مطالعه آن دریغ نکرد تا آن که سید کاظم رشتی در سال ۱۲۵۹ هـ . ق، در گذشت و چون معتقد بود که ظهور امام زمان بسیار نزدیک است برای خود جانشینی انتخاب نکرده بود به همین خاطر شیخیان بعد از او بدون سرپرست ماندند و در این مدت (یعنی پس از فوت سید کاظم) چون از ظهور امام زمان خبری نشد، چند نفری مدعی جانشینی سید کاظم شدند که سید علی محمد نیز جزو آن ها بود و در رقابت با مدعیان جانشینی عملاً پیروز گشته و توانست اکثر طرفداران سید کاظم رشتی را به دور خود جمع کند و نیز علاوه بر جانشینی، مدعی بابیت و واسطه گری میان امام غائب و شیعیان شد. بدین گونه که بخشهائی از قرآن کریم را با روش تأویل گری که از اساتید خود آموخته بود تفسیر کرده و در کتاب احسن القصص به صراحت نوشت که امام دوازدهم او را مأمور به ارشاد جهانیان کرده و تصریح کرده که (همانا خدا مقدر کرده که این کتاب در تفسیر بهترین داستان ها (داستان یوسف) از نزد محمد پسر حسن پسر علی پسر محمد پسر علی پسر موسی پسر جعفر پسر محمد پسر علی پسر حسین پسر علی پسر ابی طالب بر بنده اش بیرون آید تا از نزد ذکر ( عنوانی است علی محمد بر خودش گذاشته بود) حجت بالغه خدا بر جهانیان باشد.

ولی پس از مدتی در مجلس مناظره ای که به دستور میرزا آغاسی وزیر  وقت قاجار در تبریز با علماء برگزار شد  این­بار مدعی مهدویت شده و خود را مهدی موعود خواند و در همان مجلس اظهار کرد که من همان قائم موعودی هستم که هزار سال است منتظر ظهور او هستید! بعد از این ادعا در  کتاب  بیان دوره اسلام و قرآن را با ظهور خود و با آوردن کتاب بیان خود پایان یافته شمرده و احکام قرآن و اسلام را نسخ شده دانست و خود و کتاب بیان را اشرف از حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و قرآن پنداشت و در کتاب بیان چنین می نویسد: «نفوسی که به عیسی بن مریم ایمان آوردند اگر شناخته بودند که ظهور محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به عینه همان ظهور بوده به نحو اشرف در آخرت و کتاب او همان انجیل بوده به نحو اشرف احدی از نصاری از دین خود برنگشته کل، به رسول الله ایمان آورده و به کتاب او تصدیق نموده و همین قسم، اگر مومنین به رسول الله و کتاب او یقین کنند که ظهور قائم و بیان، همان ظهور رسول الله است به نحو اشرف در آخرت و این کتاب بعینه همان فرقان است که به نحو اشرف نازل شده در آخرت).[۱]

سید علی محمد به خاطر ادعاهای متفاوتی که داشته برای جمع و جور کردن  ادعاهایش به فکر توجیه  افتاده و چنین می نویسد که: نظر کن در فضل حضرت منتظر که چقدر رحمت خود را در حق مسلمین  واسع فرموده تا  این که آن ها را نجات بدهد، مقامی که اول خلق است و مظهر ظهور اننی انا الله، چگونه خود را به اسم بابیت قائم آل  محمد ظاهر فرموده و به احکام قرآن در کتاب اول (تفسیر سوره یوسف) حکم فرموده تا آن که مردم مضطرب نشوند از کتاب جدید و امر جدید.[۲]

وی باز در این ادعای خود توقف نکرده و این بار پا را فراتر از آن چه بوده نهاد و خود را با ذات خداوند یکی دانست و دعوی الوهیت کرد و در این باره چنین ادعا می کند: خدا گواهی داد که معبودی جز وی نیست، او پادشاه و دارای پادشاهی ها است و علی پیش از نبیل ذات خدا و هستی اوست.[۳]

سرانجام ناصرالدین شاه سید علی محمد شیرازی را برای مناظره با علماء تبریز از زندان چهریق ماکو که در آنجا زندانی شده بود به تبریز احضار نموده و مجلسی در حضور علماء ترتیب داده تا سید علی محمد به مناظره با علماء بپردازد، علماء تبریز سؤالاتی که از او کردند نتوانست جواب بدهد و از جواب دادن عاجز ماند تا این که علماء تبریز عقیده او را فاسد و قتل او را واجب دانستند. از طرفی امیر نظام (امیرکبیر) دستور از بین بردن «سید علی محمد شیرازی» را صادر کرد تا این که به دستور شاه زاده حمزه «میرزا حشمت الدوله» استاندار وقت آذربایجان روز ۲۷ شعبان ۱۲۶۱ ه ق در یکی از میدان های تبریز همراه با یکی از پیروانش اعدام شد.[۴]

توجه به این مطلب لازم است که پس از تیرباران سید علی محمد باب آئین او به دو قسمت تقسیم شد.

۱٫ پیروان یحیی صبح ازل، که به آئین باب وفادار ماندند که هم بابیه خوانده می شدند و هم ازلیه، این فرقه بخاطر عدم فعالیت صبح ازل رفته رفته رو به غروب نهاد و پیروان آن رو به انقراض رفتند.

۲٫ پیروان میرزا حسینعلی بهاء، که به او ایمان آوردند و او را پیامبر تازه ای پنداشتند و از آئین باب و پیروی صبح ازل که جانشنی باب بود سرپیچی کردند. این فرقه بخاطر تلاشهای فراوان حسینعلی بهاء و جانشینانش پا برجا مانده و معتقد به نبوت و الوهیت حسینعلی بهاء شده و ادعا کردند که حسینعلی بهاء دین جدیدی آورده و علی محمد باب تنها بشارت دهنده ظهور حسینعلی بهاء بوده است و قائل شدند که قیامت اصلی همان قیام و بعثت بهاء الله می باشد و نسبت باب به بهاء مانند نسبت یحیی به حضرت عیسی می باشد یعنی همان گونه که مقام یحیی، مژده دادن به ظهور عیسی بود، مقام باب هم نسبت به مقام بهاء الله مژده دهنده بود.

بنابر این در عصر حاضر فرقه ای به نام فرقه بابیه وجود ندارد و فرقه بهائیت که ادامه فرقه بابیت می باشد در کشورهای مختلف دنیا فعالیت دارند و مرکزیت آن در شهر حیفا یکی از شهر های اسرائیل است.

پی نوشت:

[۱]. حسینی طباطبایی، مصطفی، ماجرای باب و بهاء، صفحه ۴۸.

[۲]. همان، ص ۴۹.

[۳]. همان، ص ۴۸.

[۴] . مطالب فوق اقتباس از کتاب: افراسیابی، بهرام، بهائیت به روایت تاریخ، تهران، انتشارات پرستش، ۱۳۶۶ش.