پیدایش تشیّع در عصر پیامبر؟

اولين مذهب از مذاهب چهارگانه اهل سنت، مذهب حنفي منتسب به ابوحنيفه نعمان بن ثابت، متولد سال 80 هجري و متوفاي سال 150 هجري و شاگرد امام صادق عليه السلام است. دومين مذهب ،‌ مذهب مالكي منتسب به مالك بن انس، متولد سال 93 هجري و متوفاي سال 179 هجري است. سوم مذهب شافعي است كه منتسب به محمد بن ادريس شافعي، ‌متولد سال 150 هجري و متوفاي سال 204 هجري است. چهارم مذهب حنبلي است كه منتسب به احمد بن حنبل،‌ متولد سال 164هجري و متوفاي سال 241 هجري است. بنيانگذار اولين مذهب اهل سنت، يك قرن و نيم بعد از طلوع خورشيد اسلام، به عرصه اجتماعي آمده و اين مذهب را ارائه كرده است. اما موسس مذهب حقه تشيع خود نبي مكرم صلی الله علیه وآله بوده است. در زمان رسول اكرم صلی الله علیه وآله از زبان ایشان روايات متعددي در رابطه با كلمه شيعه علي علیه السلام مطرح بوده است.حدود 42 روايت در منابع معتبر اهل سنت آمده كه وا‍‍ژه «شيعه علي» از زبان پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله استعمال شده است. از جمله،‌ عبارتي است كه سيوطي در كتاب در المنثور آورده است در ذيل آيه شريفه: إِنَّ الَّذِينَ آَمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ سوره بينه آيه 7 . در حقيقت كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده‏اند آنانند كه بهترين آفريدگانند

جابر بن عبد الله انصاري مي‌گويد: ما در كنار نبي مكرم صلی الله علیه وآله بوديم و اميرالمؤمنين حضرت علی علیه السلام آمد و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

وَأخرج ابْن عَسَاكِر عَن جَابر بن عبد الله قَالَ كُنَّا عِنْد النَّبِي صلى الله عَلَيْهِ وَسلم فَأقبل عَليّ فَقَالَ النَّبِي صلى الله عَلَيْهِ وَسلم: وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ إِن هَذَا وشيعته لَهُم الفائزون يَوْم الْقِيَامَة[1]

اين علي و شيعيانش، نجات يافتگان در روز قيامت هستند.

شیعه

خیر البریه

و روايات متعددي را بزرگان اهل سنت از اصحاب نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل كرده اند.

دسته دوم از روايات اين است كه نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود آيه شريفه: أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ سوره بينه آیه 7 . درباره حضرت علي عليه السلام نازل شده است.

طبري به اسناد خودش نقل مي كند از ابي الجارود از امام باقر عليه السلام كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

انت يا علي و شيعتك

مراد از اين آيه، كه بهترين انسان هاي روي زمين هستند، اي علي! تو شيعيان تو هستند.[2]

شیعه

همچنين در رابطه با اين آيه شريفه، روايت ديگري را سيوطي نقل كرده است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

انت و شيعتك يوم القيامة راضين مرضيين.

يا علي! فرداي قيامت، تو و شيعيان تو وارد مي شويد كه هم تو و شيعيان تو از خداوند راضي هستيد و هم خداوند از شما راضي است.[3]

دسته ديگري از روايات اين است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به نقل از ابو سعيد خُدري و ام سلمه،‌ به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

أنت و شيعتك في الجنة[4](

شيعيان تو در بهشت هستند.

فضائل اهل بیت

واژه علي عليه السلام و شيعيانش، ‌41 بار در منابع اهل سنت واژه هايي مانند:

انت و شيعتك هم الفائزون، انت و شيعتك في الجنه، انت و شيعتك راضين مرضيين و …  آمده است.

در رابطه با اينكه لغت شناسان يا بزرگان اهل سنت چه آورده اند،ابن اثير لغت شناس اهل سنت در النهاية في غريب الحديث كه تمام روايات نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم از نظر لغتي در اين كتاب جمع كرده است. مي‌گويد:

وَقَدْ غلَب هَذَا الِاسْمُ عَلَى مَنْ يَتَوالى عَلِيًّا وأَهلَ بَيْتِهِ، رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجمعين، حَتَّى صَارَ لَهُمُ اسْمًا خَاصًّا فإِذا قِيلَ: فُلَانٌ مِنَ الشِّيعة عُرِف أَنه مِنْهُمْ

واژه شيعه درباره كساني استعمال مي شود كه بر اين باور هستند حضرت علي عليه السلام ولي و امام است و معتقدند حضرت علي عليه السلام و اهلبيت او از جانب خداوند عالم ولي هستند؛ طوري كه كلمه شيعه، اسم ويژه اين افراد قرار گرفته است.[5]

تشیع در لغت

در زمان نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم تعدادي از صحابه بودند مانند سلمان فارسي و ابوذر غفاري و مقداد و عمار ياسر كه به شيعه علي مشهور بودند.

جالب تر اينکه، محمد كرد علي، ‌رئيس مجمع علمي عربي دمشق، ‌متوفاي 1293 كه از شخصيت هاي برجسته اهل سنت است و زركلي از علماي وهابي در كتاب الاعلام، ج6، ص203 ترجمه مفصل محمد كرد علي را آورده است. نظرات او مورد تأئيد تمام فرق اسلامي است. ايشان مي‌گويد:

عرف جماعة من كبار الصحابه بموالاة علي في عصر رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم.[6]

تعدادي از بزرگان صحابه در زمان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم شناخته شده بودند به موالات علي و اصحاب علي.

شیعه

بعد روايتي مي آورد که ابو سعيد خدري گفت:

أمر الناس بخمس، فعملوا بأربع و تركوا واحدة و لما سئل عن الأربع؟ قال: الصلاة و الزكاة و صوم شهر رمضان و الحج و قيل: فما الواحدة التي تركوها؟ قال: ولاية علي بن أبي طالب، قيل له: و إنها لمفروضة معهن؟ قال: نعم.

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به مردم دستور داده بود كه به پنج چيز به عنوان ركن اسلام عمل كنند، مردم به چهار ركن عمل كردند و ركن پنجم را رها كردند. پرسيدند آن چهار ركن عمل شده كدامند؟ گفت:

نماز، روزه، حج، زكات. پرسيدند: آن ركني كه ترك كردند كدام است؟

گفت: ولايت علي بن ابيطالب.

پرسيدند: آيا ولايت علي مانند نماز و زكات و حج و روزه، بر مردم واجب بوده؟

گفت: بله، همانطوري كه آنها واجب هستند، ولايت علي هم بر مردم واجب بود.

واجب بودن ولایت

اين روايت شيعي نيست؛ بلكه سني است.

بعد اشاره به نام اصحاب بزرگ پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم دارد كه شهرت داشتند به مواليان و معتقدين به ولايت حضرت علي عليه السلام: مثل أبي ذر الغفاري و عمار بن ياسر و حذيفة بن اليمان و ذي الشهادتين خزيمة بن ثابت و أبي أيوب الأنصاري و خالد بن سعيد بن العاص و قيس بن سعد بن عبادة، سلمان فارسي، ابوذر غفاري، عمار ياسر، حذيفه يماني، ذو شهادتين، ابو ايوب انصاري، ‌خالد بن سعيد، قيس بن سعد و …[7]

شیعیان علی

نكته جالب دیگر، اينكه: يكي از صحابه، ابو طفيل عامر بن واثله است و ابن عبد البر كه از علمای رجال اهل سنت است، مي‌گويد:

وَكَانَ فاضلًا عاقلًا، حاضر الجواب فصيحًا، وَكَانَ متشيعًا فِي علي ويفضله، ويثني عَلَى الشيخين أبي بكر وعمر، ويترحم عَلَى عُثْمَان[8]

ايشان جزء كساني بود كه به عنوان شيعه علي شناخته شده بود.

شیعه

خطيب بغدادي نكته ظريفي دارد:

از يكي از بزرگان به نام عبد الله بن أحرم سؤال كردند كه چرا بخاري در صحيح خود، ‌حديث ابو طفيل عامر بن واصله را با اينكه از صحابه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم است نياورده؟ گفت:

أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَعْقُوبَ , أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ نُعَيْمٍ الضَّبِّيُّ , قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ بْنَ الْأَخْرَمِ الْحَافِظَ , وَسُئِلَ: لِمَ تَرَكَ الْبُخَارِيُّ حَدِيثَ أَبِي الطُّفَيْلِ عَامِرِ بْنِ وَاثِلَةَ , قَالَ: «لِأَنَّهُ كَانَ يُفْرِطُ فِي التَّشَيُّعِ»

(الكتاب: الكفاية في علم الرواية ج1 ص131،المؤلف: أبو بكر أحمد بن علي بن ثابت بن أحمد بن مهدي الخطيب البغدادي (المتوفى: 463هـ)،المحقق: أبو عبدالله السورقي , إبراهيم حمدي المدني،الناشر: المكتبة العلمية – المدينة المنورة)

زيرا او از كساني بود كه در تشيع و شيعه علي بودن آدم قرص و محكمي بود.

شیعه

عبارتي را دكتر صبحي صالح از علماي اهل سنت دارد بر اينكه:

كان بين الصحابة حتى في عهد النبي شيعة لربيبه علي، منهم: أبوذر الغفاري، المقداد بن الأسود، جابر بن عبد الله، أبي بن كعب، أبو الطفيل عمر بن واثلة، العباس بن عبد المطلب و جميع بنيه، عمار بن ياسر، أبو أيوب الأنصاري.

در زمان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم تعدادي از صحابه مشهور بودند به عنوان اينكه شيعه اميرالمؤمنين عليه السلام هستند. از جمله ابوذر، مقداد، جابر، عمار و …[9]

دكتر محمد عبدالله عنان مصري با اينكه نظريه ضد شيعي دارد، صراحت دارد بر اينكه:

من الخطأ أن يقال: إن الشيعة ظهرت و لأول مرة عند انشقاق الخوارج؛ بل كان بدء الشيعة و ظهورهم في عصر الرسول (صلى الله عليه و آله و سلم).

اينكه برخي مي گويند شيعه، بعدها پيدا شده است، ‌اشتباه است؛ بلكه آغاز مذهب شيعه از زمان نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم صورت گرفته است.

روح التشيع عبدالله نعمة، ص20

بزرگان اهل سنت نقل مي كنند در ذيل آيه شريفه 45 سوره زخرف:

وَ اسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا  (زخرف/45)

از عبد الله بن مسعود نقل مي كنند كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

أخبرنا الحسين بن محمد الدينوري، حدثنا أبو الفتح محمد بن الحسين بن محمد بن الحسين الأزدي الموصلي، حدثنا عبد الله بن محمد بن غزوان البغدادي. حدثنا علي بن جابر، حدثنا محمد بن خالد بن عبد الله ومحمد بن إسماعيل، قالا: حدثنا محمد بن فضل، عن محمد ابن سوقة، عن إبراهيم، عن علقمة، عن عبد الله بن مسعود، قال: قال رسول الله: صلّى الله عليه وسلم «أتاني ملك فقال: يا محمد وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا على ما بعثوا، قال: قلت: على ما بعثوا، قال: على ولايتك وولاية علي بن أبي طالب[10]

ملكي آمد نزد من و به من فرمود:

از پيامبران قبلي بپرس كه بعثت و رسالت شما بر چه محوري بوده است؟ گفت: مگر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم گذشته چه مبعوث شده اند؟ گفت: تمام پيامبران گذشته، بر ولايت تو و ولايت علي بن ابيطالب عليه السلام مبعوث شده اند.

سنت

همچنين ديلمي در كتاب فردوس الاخبار، ج3، ص399 نقل مي كند از ابوهريره كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

ليلة أسرى بي جمع الله بيني و بين الأنبياء عليهم السلام و أوحي الله إليّ: سلهم يا محمد على لماذا بعثتم؟ قالوا بعثنا على شهادة أن لا إله إلا الله و الإقرار بنبوتك و الولاية لعلي بن أبي طالب.

وقتي من به معراج رفته بودم، پيامبران به دور من جمع شده بودند … ما همه پيامبران بر توحيد و نبوت تو اي پيامبر و ولايت علي مبعوث شده ايم.اين سرآغاز ولايت حضرت علي عليه السلام است.اما فرجام ولايت حضرت علي عليه السلام

در ذيل آيه شريفه است که می فرماید: وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ (صافات/24)

روايات متعددي آورده اند كه مِن جمله آلوسي سلفي وهابي در كتاب تفسير روح المعاني، ج23، ص80 مي‌گويد:

خطاب مي آيد كه مردم را متوقف كنيد تا از اينها پرسش شود. از چه سؤال مي‌شود؟

أخرج الديلمي عَن أبي سعيد الْخُدْرِيّ أَن النَّبِي صلى الله عَلَيْهِ وَسلم قَالَ (وقفوهم إِنَّهُم مسؤولون عَن ولَايَة عَليّ)[11]

(اينها را نگه داريد تا در مورد ولايت حضرت علي عليه السلام از آنها پرسيده شود.

نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم در سال سوم بعثت خود،‌ اولين باري كه بنا شد رسالتش را علني كند، بعد از نزول آيه شريفه: وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ  (شعراء/214)

40 نفر از بزرگان قريش را جمع كرد و سه مطلب را براي مردم بيان كرد. به مردم گفت:

….ثُمَّ قَالَ: ان هذا أخي ووصى وَخَلِيفَتِي فِيكُمْ، فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِيعُوا….[12]

اين علي، برادر و وصي و خليفه من است. از او حرف شنوي داشته باشيد و از او پيروي كنيد.

ابن جرير طبري مي‌گويد روايت صحيح است.متقي هندي در كنزالعمال، ج13، ص128 نقل مي كند.

هيثمي در مجمع الزوائد، ج8، ص302 نقل مي كند و مي‌گويد روايت صحيح است.حاكم نيشابوري در مستدرك الصحيحين،‌ ج3، ص132 و ذهبي در تلخيصش مي‌گويد روايت حديث الدار، روايت صحيحي است.يعني قضيه ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام و امامتش، مسئله اي است كه آنچنان با آئين مقدس اسلام و رسالت نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم، بلكه با رسالت تمام انبياء عجين گشته كه قابل انفكاك نيست.

روايتي ابن حجر عسقلاني نقل مي كند كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

2872- زياد بن مطرف «2»

: ذكره مطيّن، والباوردي، وابن جرير، وابن شاهين في الصّحابة، وأخرجوا من طريق أبي إسحاق عنه، قال: سمعت رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم يقول: «من أحبّ أن يحيا حياتي ويموت ميتتي ويدخل الجنّة فليتولّ عليّا وذرّيته من بعده»«3» . وقال ابن مندة: لا يصحّ.قلت: في إسناده يحيى بن يعلى المحاربي، وهو واه.[13]

هر مسلماني كه دوست دارد همانند من زندگي كند، همانند من بميرد و داخل بهشت شود، بايد علي و فرزندانش را به عنوان وليّ براي خودش قرار بدهد.

توضیح اینکه:کلمه «واه» در اصطلاح علم رجال يعني: به شدت ضعيف است.آقاي ابن حجر وقتي اين روايت را نقل مي‌کند، اشکال ديگري نمي‌تواند بگيرد، مي‌گويد: يحيي بن يعلي خيلي ضعيف است؛ ولي خود وی در تقريب التهذيب ايشان مي‌گويد:

7675- يحيى ابن يعلى ابن الحارث المحاربي الكوفي ثقة من صغار التاسعة مات سنة ست عشرة خ م د س ق(تقريب التهذيب، ج 1، ص 598) و در تهذيب التذيب مي‌گويد: وقال أبو حاتم ثقة (تهذيب التهذيب، ج 3، ص 35)(برای دیدن اسکن این موضوع کلیک کنید)

ابو حاتم که يکي از استوانه‌هاي رجال است، گفته ثقه است.ابن حبان هم در کتاب الثقات آورده است. در نتیجه این حدیث صحیح است و آقای ابن حجر از عنادی که با اهل بیت (علیهم السلام) داشته است به یحیی بن الحارث المحاربی چوب ضعف زده در حالیکه خود وی در کتاب دیگرش وی را جزو ثقات آورده است!

روايتي ديگر:

أوصي من آمن بي و صدقني بولاية علي بن أبي طالب، فمن تولاه فقد تولاني و من تولاني فقد تولى الله و من أحبه فقد أحبني و من أحبني فقد أحب الله و من أبغضه فقد أبغضني و من أبغضني فقد أبغض الله عزوجل.

(الكتاب: تاريخ دمشق ج42 ص 240،المؤلف: أبو القاسم علي بن الحسن بن هبة الله المعروف بابن عساكر (المتوفى: 571هـ)،المحقق: عمرو بن غرامة العمروي،الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع،عام النشر: 1415 هـ – 1995 م)

توصيه مي كنم تمام مسلماناني را كه به من ايمان آورده اند و پيامبري مرا تصديق كرده اند، به ولايت علي بن ابي طالب معتقد باشند. هر كس ولايت حضرت علي عليه السلام را بپذيرد، ‌ولايت مرا پذيرفته است و هر كس به ولايت من متمسك شود،‌ در حقيقت به ولايت خداوند تمسك جسته؛ و هر كس حضرت علي عليه السلام را دوست بدارد، ‌مرا دوست داشته و هر كس مرا دوست بدارد، خدا را دوست داشته؛ هر كس با حضرت علي عليه السلام دشمني كند، با من دشمني كرده و هر كس با من دشمني كند، ‌با خداوند دشمني كرده است.

[1] . درالمنثور، ج8، ص589 المؤلف: عبد الرحمن بن أبي بكر، جلال الدين السيوطي (المتوفى: 911هـ)، الناشر: دار الفكر – بيروت، عدد الأجزاء: 8

فتح القدير، ج5، ص582 المؤلف: محمد بن علي بن محمد بن عبد الله الشوكاني اليمني (المتوفى: 1250هـ)، الناشر: دار ابن كثير، دار الكلم الطيب – دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى – 1414 هـ

تاريخ دمشق، ج42، ص371 المؤلف: أبو القاسم علي بن الحسن بن هبة الله المعروف بابن عساكر (المتوفى: 571هـ)،المحقق: عمرو بن غرامة العمروي، الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، عام النشر: 1415 هـ – 1995 م، عدد الأجزاء: 80 (74 و 6 مجلدات فهارس)

[2] . درالمنثور، ج8، ص589 المؤلف: عبد الرحمن بن أبي بكر، جلال الدين السيوطي (المتوفى: 911هـ)، الناشر: دار الفكر – بيروت، عدد الأجزاء: 8

تفسير روح المعاني، ج30، ص207 المؤلف: شهاب الدين محمود بن عبد الله الحسيني الألوسي (المتوفى: 1270هـ)، المحقق: علي عبد الباري عطية، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1415 هـ، عدد الأجزاء: 16 (15 ومجلد فهارس)

[3] . درالمنثور، ج8، ص589 المؤلف: عبد الرحمن بن أبي بكر، جلال الدين السيوطي (المتوفى: 911هـ)، الناشر: دار الفكر – بيروت، عدد الأجزاء: 8 اسکن در بالا موجود است .

[4] . معجم اوسط طبراني،‌ ج6، ص354 – تاريخ بغداد خطيب بغدادي، ج12، ص353 – مجمع الزوائد هيثمي، ج9، ص173 – كنزالعمال متقي هندي، ج1، ص323)

[5] . النهاية في غريب الحديث، ج2، ‌ص519 – لسان العرب ابن منظور، ج8، ص189 المؤلف: محمد بن مكرم بن على، أبو الفضل، جمال الدين ابن منظور الأنصاري الرويفعى الإفريقى (المتوفى: 711هـ)، الناشر: دار صادر – بيروت، الطبعة: الثالثة – 1414 هـ، عدد الأجزاء: 15 قاموس المحيط فيروزآبادي، ج3، ص47 – تاج العروس زبيدي، ج5، ص405.

[6] . (الكتاب: خطط الشام ج 6 ص 245،المؤلف: محمد بن عبد الرزاق بن محمَّد، كُرْد عَلي (المتوفى: 1372هـ)،الناشر: مكتبة النوري، دمشق،الطبعة: الثالثة، 1403 هـ – 1983 م)

[7] . خطط الشام، ج5، ص256 – 251

[8] . (الكتاب: الاستيعاب في معرفة الأصحاب ج 4 ص 1697،المؤلف: أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر بن عاصم النمري القرطبي (المتوفى: 463هـ)،المحقق: علي محمد البجاوي،الناشر: دار الجيل، بيروت،الطبعة: الأولى، 1412 هـ – 1992 م)

[9] . النظم الإسلامية، ص96

[10] . (الكتاب: الكشف والبيان عن تفسير القرآن ج8 ص338/المؤلف: أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي، أبو إسحاق (المتوفى: 427هـ)/تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور/مراجعة وتدقيق: الأستاذ نظير الساعدي/الناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت – لبنان/الطبعة: الأولى 1422، هـ – 2002 م/عدد الأجزاء: 10/الكتاب: تاريخ دمشق ج42 ص 241/المؤلف: أبو القاسم علي بن الحسن بن هبة الله المعروف بابن عساكر (المتوفى: 571هـ)/المحقق: عمرو بن غرامة العمروي/الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع/عام النشر: 1415 هـ – 1995 م/عدد الأجزاء: 80 (74 و 6 مجلدات فهارس)/شواهد التنزيل حاكم حسكاني، ج2، ص223 – مناقب خوارزمي، ص221)

[11]  . الكتاب: الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ج2 ص 437/المؤلف: أحمد بن محمد بن علي بن حجر الهيتمي السعدي الأنصاري، شهاب الدين شيخ الإسلام، أبو العباس (المتوفى: 974هـ)/المحقق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي – كامل محمد الخراط/الناشر: مؤسسة الرسالة – لبنان/الطبعة: الأولى، 1417هـ – 1997م/عدد الأجزاء: 2)

[12] . (الكتاب: تاريخ الطبري = تاريخ الرسل والملوك، وصلة تاريخ الطبري ج2 ص 321/المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري (المتوفى: 310هـ)/(صلة تاريخ الطبري لعريب بن سعد القرطبي، المتوفى: 369هـ)/الناشر: دار التراث – بيروت/الطبعة: الثانية – 1387 هـ/عدد الأجزاء: 11)/الكتاب: الكامل في التاريخ ج1 ص 661/المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم بن عبد الواحد الشيباني الجزري، عز الدين ابن الأثير (المتوفى: 630هـ)/تحقيق: عمر عبد السلام تدمري/الناشر: دار الكتاب العربي، بيروت – لبنان/الطبعة: الأولى، 1417هـ / 1997م/عدد الأجزاء: 10)

[13] . (الكتاب: الإصابة في تمييز الصحابة ج2، ص485/المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني (المتوفى: 852هـ)/تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلى محمد معوض/الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت/الطبعة: الأولى – 1415 هـ/عدد الأجزاء: 8الاصابة، ج2، ص485)