پژوهشی درباره مفاد آیه اکمال از دیدگاه فریقین

چکیده

فریقین در پاره ای از نقاط پیرامون آیه اکمال اتفاق نظر دارند. نقطه اصلی اختلاف آنان در تفسیر این آیه در دو امر، زمان نزول و علت نزول آیه است. این تمایز مباحث کلامی گسترده ای را در بین فریقین رقم زده است. در مصادر فریقین تنها دو دسته روایت درباره زمان نزول این آیه به چشم می خورد: نزول آن در حجةالوداع در روز عرفه و نزول آن در غدیرخم. برای جمع بین این دو دسته روایات، احتمالهایی می توان ارائه کرد.

در تمام احادیث شیعی، اعم از روایاتی که دلالت بر نزول آیه در عرفه و یا در غدیر دارد، علت نزول آیه «اعلان ولایت امام علی(علیه السلام)» ذکر شده است. در متن احادیث اهل سنت نیز که به علت تصریح شده، به جز در یک حدیث، علت نزول آیه «اعلان ولایت امام علی(علیه السلام)» است. اکثر اهل سنت که نزول آیه را در عرفه می دانند، برخلاف تصریح روایات درباره علت نزول آیه، وجوهی متعدد احتمال داده اند. این وجوه با برهان سبر و تقسیم مورد نقد قرار گرفته و مخدوش شده اند.

واژه های کلیدی: اکمال دین، اتمام نعمت، ولایت، تفسیر فریقین.

طرح مسئله

هر چند فریقین در پاره ای از نقاط پیرامون آیه اکمال اتفاق نظر دارند که در تفسیر آیه مؤثر است، اما آنان درباره این آیه بااهمیت که از اکمال دین، اتمام نعمت و.. خبر می دهد، در پاره ای از نقاط دچار اختلاف نظرند. این جای بسی شگفتی است، چرا که این آیه از قبیل اولین آیات نازل شده بر رسول مکرم نیست که شاهد نزول آن نبوده باشند، بلکه آخرین آیه و یا از آخرین آیاتی است که بر آن حضرت نازل شده است. این امر از جهت دیگری نیز شگفت آور است، زیرا تعداد اندکی از صحابه زمان نزول و کیفیت آن را نقل کرده اند، در حالی که اهمیت موضوع آیه اقتضا دارد که انبوهی از صحابه ناقل آن باشند.

به نظر می رسد، نقطه اصلی تمایز در دیدگاه فریقین در دو امر نهفته است: یکی در علت نزول این آیه و دیگری در تعیین روزی که در این آیه با تعبیر «الیوم» از آن یاد شده است. این دو امر اهمیت بسزایی در مباحث کلامی و تفسیری فریقین دارند.

گذشت که فریقین در پاره ای از نقاط مؤثر در تفسیر آیه اتفاق نظر دارند که عبارت اند از:

سوره مائده در زمره آخرین سوره ها و به اجماع فریقین مدنی است،1 و آیه اکمال به حساب استثناها نیست (که از سوره دیگری در سوره مائده قرار گرفته باشد)، بلکه از آیه اکمال می توان استفاده کرد که سوره مائده آخرین سوره نازل شده است.

بدون تردید، آیه اکمال در حجةالوداع نازل شده است.

فقره « الیوم یئس الذین کفروا… رضیت لکم الاسلام دیناً» در آیه سوم سوره مائده، از بقیه اجزای آیه که درباره حکم خوردنیهاست، جداست و ارتباطی به ماقبل و مابعد خود ندارد. در این زمینه تفاوتی نمی کند که فقره فوق به همراه بقیه آیه نازل شده یا به دستور پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) در اینجا قرار گرفته باشد. به همین دلیل، فریقین پیوسته از این فقره جداگانه بحث کرده اند و در روایات معصومان، صحابه و تابعین نیز به طور مستقل آمده است. شاهد این مطلب، آیه119 سوره انعام است که می فرماید: « وما لکم ألا تأکلوا مما ذکر اسم الله علیه وقد فصل لکم ما حرم علیکم الا ما اضطررتم إلیه…». در این آیه که پیش از سوره مائده نازل شده می فرماید: آنچه از خوردنیها برای شما حرام بوده، به تفصیل بیان شده است.

بررسی زمان نزول آیه

برای شناخت روز نزول این آیه می توان از شواهد و قرائن درونی و برونی آیه استمداد جست. ابتدا باید بر این نکته تأکید کرد که مراد از واژه «الیوم» در این آیه، بنابه قول اکثر مفسران و شواهد روایی (که ملاحظه خواهید کرد)، دوره زمانی نیست (مانند اینکه گفته می شود: کنت شاباً بالامس وعُدت الیوم شیخاً) آن گونه که فخر رازی و بیضاوی احتمال می دهند،2 بلکه مراد از آن یک روز خاص و به تعبیر ادبی الف و لام آن برای عهد حضوری است. این واژه در این آیه دو بار تکرار شده و هر دو اشاره به یک روز دارد، نه آنکه دو روز مدنظر آیه شریفه باشد. قرآن درباره این روز خاص اوصافی را بیان می کند که عبارت اند از: « یئس الذین کفروا من دینکم»، « اکملت لکم دینکم»، « اتممت علیکم نعمتی»،

« رضیت لکم الاسلام دیناً». چون همه این اوصاف مربوط به یک روز مشخص است، باید با یکدیگر پیوند داشته باشند؛ بدین صورت که اکمال دین و اتمام نعمت، موجب یأس کفار و خشنودی خدا از حاکمیت دین اسلام بر جامعه بوده باشد. این روز با این ویژگیهای منحصر به فرد، باید روز حساس و نقطه عطفی در تاریخ اسلام به شمار آید و در آن اتفاقی خاص رخ داده باشد که موجب ویژگیهای چهارگانه مذکور شود.

فریقین درباره زمان نزول این آیه تنها دو قول را مطرح کرده اند: نزول آن در حجةالوداع در روز عرفه و نزول آن در غدیرخم؛ پس باید حوادثی که در این دو روز اتفاق افتاده بررسی شود تا مشخص گردد که مقصود در آیه کدام یک از این دو روز است. روایاتی که درباره زمان و مکان نزول این آیه نقل شده نیز دو دسته اند: یک دسته زمان نزول را در عرفه و دسته دیگر در غدیرخم می دانند. هر دو دسته این روایات در مصادر فریقین یافت می شود. در مصادر اهل سنت با سند صحیح و با چند طریق، نزول آیه در روز عرفه (در حجةالوداع) نقل شده است. ابن کثیر در این باره می گوید:

نزول آیه اکمال در روز عرفه امری معلوم و قطعی است… در این باره احادیثی متواتر نقل شده که شکی در صحت آنها نیست… قول درست که شک و تردیدی در آن راه ندارد این است که این آیه در روز جمعه در عرفه نازل شده است.3

ادعای ابن کثیر در مورد تواتر روایات درباره نزول آیه در روز عرفه ثابت نیست، چون حداکثر چهار نفر این روایت را نقل کرد ه اند: امام علی(علیه السلام)، عمر بن خطاب، ابن عباس و سمره.4 بنابراین نمی توان از بررسی سندی این روایات چشم پوشید یا ادعای قطعیت صدور کرد، هر چند اهل سنت روایت منقوله از عمر را در صحیحین آورده اند.

در مصادر شیعی نیز در تفسیر عیاشی از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده است:

چون رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در روز جمعه در عرفات اقامت کردند، جبرئیل نزد ایشان آمد و گفت: ای محمد! خداوند به تو سلام می رساند و می گوید: با امت خود بگو « الیوم أکملت لکم دینکم؛ امروز برای شما دینتان را به وسیله ولایت علی بن ابی طالب کامل کردم».

« واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دیناً؛ و نعمتم را بر شما تمام کردم و برای شما اسلام را به عنوان دین پسندیدم و پس از این برای شما چیزی نازل نخواهم کرد».5

مرحوم کلینی نیز با سند خود از ابی الجارود از امام باقر(علیه السلام) چنین نقل می کند:

از امام باقر شنیدم که فرمود: خداوند بر بندگانش پنج چیز را واجب کرد. آنان چهار چیز را گرفتند و یکی را رها کردند. گفتم: آیا آنها را برای من نام می برید؟ فرمود: نماز… سپس زکات نازل شد… آن گاه روزه نازل شد… سپس حج نازل شد… و آن گاه ولایت نازل شد. همانا ولایت در روز جمعه در عرفه برای پیامبر آمد و خداوند چنین نازل کرد: « الیوم أکملت لکم دینکم وأتممت علیکم نعمتی». پس کمال دین به ولایت علی بن ابی طالب(علیه السلام) است… .6

در تفسیر عیاشی حدیث مذکور از جعفر بن محمد الخزاعی نقل شده است. وی (مانند سه حدیث دیگر که عیاشی در موارد دیگر از او نقل حدیث می کند)7 تنها از پدرش به نقل از امام صادق(علیه السلام) حدیث نقل می کند و فردی مجهول است، یعنی توثیق و تضعیفی درباره او نیست.8 هر دو سند روایت کلینی نیز ضعیف و متن آن نیز مشوش است.9

دسته دوم این روایات دلالت بر نزول آیه در روز غدیر یا اندکی پس از آن دارد. این روایات در مصادر شیعی با سند صحیح و طرق متعدد نقل شده اند.10 در مصادر اهل سنت نیز از صحابه ای که شاهد نزول آیه بوده اند، این احادیث روایت شده اند. هر چند برخی از اهل سنت آنها را ضعیف دانسته11 و یا از مفتریات شیعه شناخته اند،12 اما این دیدگاه مبنای علمی ندارد؛ چون افرادی که در سلسله سند این روایات آمده اند، از نظر رجال شناسان اهل سنت توثیق شده اند. به طور نمونه، علامه امینی13 تک تک رجال سندها را بر اساس موازین اهل سنت بررسی و توثیق کرده است. ابن کثیر ـ افزون بر حکم به ضعف سند ـ اشکالی دیگر بر حدیثی از ابوهریره دارد. ابوهریره نزول آیه اکمال را در روز غدیر می داند و در ضمن آن به نقل از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به فضیلت روزه در این روز تصریح می کند. ابن کثیر درباره این حدیث می گوید:

اگر روزه روز غدیر معادل شصت ماه باشد، مستلزم برتری امر مستحب بر واجب خواهد شد، چون تمام روزه ماه رمضان به اندازه ده ماه فضیلت دارد؛ چه رسد به روزه یک روز غدیر که امری مستحب است. بنابراین، این روایت منکَر باطل است.14

علامه امینی به این اشکال، افزون بر پاسخ نقضی که در مصادر متعدد اهل سنت از جمله صحیحین است، مانند حدیث: «هرکس در رمضان روزه بگیرد و به دنبال آن شش روز از شوال را روزه بگیرد مانند کسی است که یک دهر روزه گرفته است»،15 پاسخهای حلی نیز ارائه داده است.16

شاید بتوان بین دو دسته روایتی که درباره زمان و مکان نزول آیه اکمال است (نزول در عرفه، نزول در غدیر) جمع کرد و تهافت بین آنها را از میان برد و وجوهی را برای جمع بیان کرد که عبارت اند از:

آیه اکمال دو بار نازل شده است: یک بار در عرفه و بار دیگر در غدیر و هر دو مرتبط به اعلان ولایت امام علی(علیه السلام) است. برخی از بزرگان فریقین این احتمال را داده اند.17 توضیح اجمالی این مطلب بدین صورت است: پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) از توطئه جریان نفاق و تفرقه امت و ارتداد آنان درباره اعلان ولایت امام علی(علیه السلام) بیمناک بودند.18 از این رو حضرت پس از نزول این آیه در حجةالوداع در عرفه، اعلان رسمی ولایت را به تأخیر انداختند و از خداوند تضمین خواستند که در پی آن آیه « یا ایها الرسول بلغ ما أنزل إلیک» نازل شد و در آن تضمین خدا مبنی بر « والله یعصمک من الناس» اعلان شد. آن گاه حضرت در غدیر به طور رسمی ولایت امام علی(علیه السلام) را اعلان کردند و پس از آن دوباره آیه اکمال نازل شد. شاهد این وجه جمع حدیثی است که ابن طاوس با سند از احمد بن محمد طبری، معروف به خلیلی، از امام باقر(علیه السلام) بدین گونه نقل کرده است:

چون پیامبر خدا در عرفه وقوف کردند، جبرئیل این آیه را نازل کرد و گفت: ای محمد(صلی الله علیه و آله)! علی را برخیزان و بر ولایت او بیعت بگیر… پس حضرت از توطئه اهل نفاق و شقاوت که مبادا بین امت تفرقه بسازند یا آنان را به جاهلیت برگردانند، بیمناک شدند، چون از دشمنی و کینه توزی عده ای در مورد امام علی(علیه السلام) باخبر بودند از این رو از جبرئیل تضمین خواستند… تا به غدیرخم رسیدند… .19

فتال نیشابوری نیز به صورت مرسل مضمون این حدیث را آورده است.20 زید بن ارقم صحابی نیز که خود شاهد ماجرا بوده، در این زمینه می گوید:

جبرئیل روح الامین بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در عصر روز عرفه ولایت علی بن ابی طالب(علیه السلام) را فرود آورد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دلتنگ شدند، چون از تکذیب اهل نفاق و افک بیمناک بودند. از این رو حضرت گروهی را که من نیز در میان آنان بودم فراخواند و در این باره با آنان مشورت کرد تا آن را ابلاغ کند، ما نمی دانستیم در این باره چه بگوییم.21

در این احتمال، آیه دو بار نازل شده و هر دو بار پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آن را ابلاغ کرده اند: یک بار در عرفه برای برخی از صحابه که برای استشاره جمع شدند، و یک بار در غدیر به طور رسمی برای عموم مردم.

احتمال دیگر آن است که آیه تنها در عرفه نازل شده و پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) نیز در عرفه آن را ابلاغ کرده اند و بار دیگر در غدیر نیز ابلاغ شده است.

چون علت نزول آیه با مسئله غدیر و آیه عصمت ارتباط وثیق دارد، علامه طباطبائی نیز احتمال می دهد روز نزول آیه عرفه و روز ابلاغ آن در غدیر باشد.22

احتمال دیگری برای وجه جمع می توان داد و آن اینکه پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) در حجةالوداع و در محل اجتماع عمومی مردم از جمله در مسجد خیف،23 در روز عرفه،24 و در غدیر،25 حدیث ثقلین را اعلان فرموده است. این مطلب ضمن آنکه نشان می دهد یکی از رسالتهای پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در حجةالوداع (افزون بر آموزش مناسک حج)، اتمام حجت بر مردم درباره ثقلین بوده است، آشکار می کند که با اعلان رسمی حدیث ثقلین توسط پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) در اجتماع مردم، یأس کفار، اکمال دین، اتمام نعمت و خشنودی خدا از اسلام حاصل آمد. آیه اکمال به همین علت نازل شد و حضرت رسول نیز آن را در همان جا اعلان فرمود. حادثه غدیر نیز در واقع شرح و توضیح پیامبر معظم اسلام(صلی الله علیه و آله) درباره حدیث ثقلین بوده است.

این احتمالها برای جمع دو دسته روایت است. ولی اگر نتوان آنها را جمع کرد، احادیثی که از نزول آیه در عرفه حکایت می کنند (به ویژه آن دسته احادیث که علت نزول را موردی غیر از ولایت امام علی(علیه السلام) می دانند) به دلیل ضعفهای متعدد درون متنی و برون متنی ساقط خواهند بود. برخی از دانشمندان شیعی نیز به تفصیل از این ضعفها پرده برداشته اند.26

بررسی علت نزول

در متن روایاتی که در مصادر اهل سنت از نزول این آیه در عرفه خبر می دهد ـ به جز روایت خلیلی و حسکانی (پیش گفته) که در آن علت نزول را ولایت امام علی(علیه السلام) می دانند ـ تصریحی به علت نزول آیه نشده است؛ در آنها مشخص نشده چه حادثه ای در عرفه اتفاق افتاد که موجب نزول این آیه و اوصاف مذکور در آن شد. به همین دلیل، مشهور اهل سنت (که بر این باورند این آیه در عرفه نازل شده) ناگزیر در جست وجوی علت نزول آن، وجوه متعددی را احتمال داده اند.27 این وجوه از سوی برخی از مفسران شیعی با برهان سبر و تقسیم مورد نقد قرار گرفته و تمام آنها مخدوش شده است.28 اما در تمام روایات شیعی، اعم از روایاتی که دلالت بر نزول آیه در عرفه و یا دلالت بر نزول آن در غدیر دارد، علت نزول آیه «اعلان ولایت امام علی(علیه السلام)» است.29 در متن روایاتی که نزول آیه را در غیر عرفه می داند و از شاهدان نزول این آیه یعنی صحابه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) رسیده است، درباره علت نزول این آیه تنها دو امر ذکر شده است. امر نخست «تطهیر خانه خدا از لوث وجود مشرکان» است که از ابن عباس نقل شده است. او می گوید:

فلما نزلت براءة فنفی المشرکون عن بیت الحرام وحج المسلمون

لا یشارکهم فی البیت الحرام من المشرکین فکان ذلک من تمام النعمة وهو قوله تعالی: « الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی»؛ چون سوره برائت نازل شد و مشرکان از بیت الحرام رانده شدند، مسلمانان بدون شرکت مشرکان حج گزاردند؛ این از اتمام نعمت است که خداوند در این آیه فرموده است: «امروز برای شما دینتان را کامل کردم و نعمتم را برای شما به اتمام رساندم».30

امر دیگر «نصب ولایت امام علی(علیه السلام)» است که از امام علی(علیه السلام)، ابوسعید خدری، زیدبن ارقم، ابن عباس و ابوهریره حکایت شده است.31 علامه امینی و دیگران این احادیث را تا حدودی استقصا کرده اند.32

بنابراین، در متن آن دسته از روایات اهل سنت نیز که در آن به علت نزول آیه تصریح شده، اعم از روایاتی که نزول آیه را در عرفه یا غیر عرفه می دانند، به جز در یک حدیث از ابن عباس، علت نزول آیه اعلان ولایت امام علی(علیه السلام) ذکر شده است.

اما در پاسخ حدیثی که تنها از ابن عباس نقل شده و در آن «تطهیر خانه خدا از مشرکان»، علت نزول آیه معرفی شده، می توان گفت: اولاً، احتمال دارد که این روایت در مقام بیان تفسیر آیه یا ذکر یکی از مصادیق اتمام نعمت باشد، نه آنکه علت نزول آیه را بیان کند. ثانیاً، این حدیث مخالف با قول دیگری است که از ابن عباس گذشت. ثالثاً، این حدیث مخالف با ظاهر آیه است که نشان می دهد در آن روز حادثه ای اتفاق افتاده که موجب اکمال دین از یک سو و یأس کفار از دین (و نه یأس از مسلمانان) از سوی دیگر شده است. و روشن است که عدم شرکت مشرکان در اعمال حج، موجب اکمال دین و یأس کفار از دین نخواهد بود.

پس از اثبات این امر که آیه اکمال درباره ولایت امام علی(علیه السلام) نازل شده است، می گوییم: اولاً، این نزول تأثیری عمیق در معنای «مولی» در حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» خواهد داشت؛ چون آنچه موجب اکمال دین، اتمام نعمت و یأس کفار از دین می شود، تنها اعلان دوستی و وفاداری به امام علی(علیه السلام) نیست، بلکه رخدادی بزرگ نظیر اعلان امامت و پیشوایی امام علی(علیه السلام) خواهد بود.

ثانیاً، اسلامی که مورد رضایت خداست مرتبط با ولایت امام علی(علیه السلام) خواهد شد؛ چون در این آیه می فرماید: « ...ورضیت لیکم الاسلام دیناً…». بنابراین، آنان که از این ولایت سر باز می زنند، در متن دینی که مرضی خداست اخلال خواهند کرد. به نظر می رسد بخشی از خطبه غدیریه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به همین مطلب اشاره دارد. حضرت می فرماید:

خداوندا! همانا تو بر من چنین نازل کردی؛ امامت برای علی ولی توست. در آن هنگام که وی را برتری بخشیدی و با امامت او دین بندگانت را کامل کردی و نعمت را بر آنان به اتمام رساندی و برای آنان اسلام را به عنوان دین پسندیدی و فرمودی «هر کس غیر از اسلام دینی جست وجو کند از او پذیرفتنی نیست و در آخرت از زیانکاران می باشد». خدایا تو شاهد باش من پیام تو را رساندم.33

در پایان شایسته ذکر است که از نظر شیعه آیه اکمال با آیه تبلیغ (مائده: آیه67) و آیات ولایت (مائده: 55 و 56) ارتباط وثیق دارد. این مطلب افزون بر آنکه از خود قرآن استفاده می شود، احادیث صحیح السند در مصادر روایی شیعه نیز بر آن دلالت دارد.34 این نکته نیز قابل توجه است که برخی از بزرگان شیعه، از آیه اکمال افزون بر مسئله ولایت، مسئله عصمت امام علی(علیه السلام) را نیز استفاده کرده اند.35

پی نوشتها:

1. طبرسی، مجمع البیان، ج4، ص231؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج2، ص79؛ ابن قتیبه، المسائل والاجوبة فی الحدیث والتفسیر، ص167.

2. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج11، ص137؛ بیضاوی، انوار التنزیل (تفسیر بیضاوی)، ج1، ص255.

3. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج2، ص13 ـ 12؛ و نیز نک. همو، البدایة والنهایة، ج5، ص155.

4. ابن کثیر، همان.

5. عیاشی، کتاب التفسیر، ج2، ص9، ح1108.

6. کلینی، کافی، ج1، ص259، ح6.

7. نک. کتاب التفسیر، ج3، ص277.

8. نک. خویی، معجم رجال الحدیث، ج4، ص126، رقم2296.

9. نک. مجلسی، بحارالانوار، ج3، ص261 ـ 259.

10. کافی، ج1، ص292 ـ 289؛ بحارالانوار، ج3، ص261؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج1، ص447 ـ 434؛ قمی، تفسیر قمی، ج4، ص36 ـ 32.

11. تفسیر القرآن العظیم، ج2، ص14؛ سیوطی، الدر المنثور، ج3، ص19.

12. نک. آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج4، ص91.

13. امینی، الغدیر، ج1، ص298 ـ 294.

14. البدایة والنهایة، ج5، ص188.

15. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج2، ص524، ح204؛ ابوداود، سنن، ج2، ص324، ح2432.

16. نک. الغدیر، ج1، ص707 ـ 699.

17. نک. بحارالانوار، ج3، ص260؛ ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص37.

18. نک. کافی، ج1، ص289، ح292 و ص292، ح2؛ کتاب التفسیر، ج2، ص64، ح1315؛ صدوق، امالی، مجلس56، ص435، ح10؛ ابن طاوس، الیقین، باب127، ص344؛ همو، التحصین، باب29، ص581.

19. الیقین، باب127، ص344.

20. فتال، روضة الواعظین، ج1، ص216، ح209.

21. کتاب التفسیر، ج2، ص301، ح1996؛ و به نقل از وی، حسکانی، شواهد التنزیل، ج1، ص356، ح368.

22. نک. طباطبائی، المیزان، ج5، ص196.

23. ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص150.

24. ترمذی، الجامع الصحیح، ج5، ص621، ح3786؛ حموئی، فرائد السمطین، ص234؛ احمد یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج2، ص112.

25. ابن ابی عاصم، کتاب السنة، ص629، ح1555 ـ 1551؛ ابن مغازلی، مناقب، ص16 و 23.

26. به طور نمونه نک. المیزان، ج5، ص169؛ مرکز المصطفی، آیات الغدیر، ص284 ـ 268؛ مکارم شیرازی، آیات ولایت در قرآن، ص68 ـ 55.

27. به طور نمونه نک. انوار التنزیل، ج1، ص255؛ آلوسی، روح المعانی، ج4، ص91 ـ 90.

28. به طور نمونه نک. المیزان، ج5، ص169 به بعد.

29. نک. حویزی، نور الثقلین، ج1، ص590 ـ 587؛ مشهدی، کنز الدقائق، ج4، ص36 ـ 32.

30. طبری، جامع البیان، ج4، ص81؛ الدر المنثور، ج3، ص17 ـ 16.

31. نک. التحصین، ص548؛ مناقب، ص19؛ شواهد التنزیل، ج1، ص200 و 208 ـ 207؛ الدر المنثور، ج3، ص17 ـ 16؛ واحدی، اسباب نزول القرآن، ص135.

32. نک. الغدیر، ج1، ص458 ـ 447؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج1، ص447 ـ 424.

33. روضة الواعظین، ج1، ص225؛ التحصین، باب29، ص584.

34. نک. کافی، ج1، ص290 ـ 289، ح4.

35. علامه حلی، الالفین الفارق بین الصدق والمین، ص355.

منابع:

قرآن کریم.

آلوسی، محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، تصحیح محمدحسین العرب، دارالفکر، بیروت، 1417ق.

ابن ابی عاصم، ابوبکر، کتاب السنة، بقلم محمد ناصرالدین الالبانی، المکتب الاسلامی، بیروت.

ابن حجر، احمد، الصواعق المحرقة فی الرد علی اهل البدع والزندقة، تخریج عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره.

ابن طاوس، علی، الیقین باختصاص مولانا علی بإمرة المؤمنین، تحقیق انصاری، قم، دارالکتاب، 1413ق.

همو، التحصین لاسرار ما زاد من أخبار کتاب الیقین، همان.

ابن قتیبه، عبدالله، المسائل والاجوبة فی الحدیث والتفسیر، تحقیق مروان العطیة و محسن خرابة،

دار ابن کثیر، بیروت، 1410ق.

ابن کثیر، اسماعیل، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر)، بیروت، 1402ق.

همو، البدایة والنهایة، تحقیق علی نجیب عطوی و دیگران، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1408ق.

ابن مغازلی، علی، مناقب الامام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، تحقیق محمدباقر بهبودی، دارالاضواء، بیروت، 1403ق.

ابوداود، سلیمان بن اشعث، سنن ابی داود، تعلیق محمد عبدالحمید، دار احیاء السنة النبویة، بیروت.

امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب والسنة والادب، طهران، 1366ش.

بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تصحیح زرندی، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم.

بیضاوی، عبدالله، انوار التنزیل واسرار التأویل (تفسیر بیضاوی)، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1408ق.

ترمذی، محمد، الجامع الصحیح (سنن الترمذی)، تحقیق ابراهیم عطوه عوض، دار احیاء التراث العربی، بیروت.

حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تحقیق محمدباقر محمودی، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، قم، 1411ق.

حلی، حسن بن یوسف، الالفین الفارق بین الصدق والمین، تحقیق و نشر المؤسسة الاسلامیة، قم، 1381ش.

حموئی، ابراهیم، فرائد السمطین فی فضائل المرتضی والبتول والسبطین والائمة من ذریتهم(علیهم السلام)، تحقیق محمدباقر محمودی، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، قم، 1415ق.

حویزی، عبدعلی، نور الثقلین، تصحیح سیدهاشم انصاری، 1349ش.

خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث وتفصیل طبقات الرواة، منشورات آیت الله العظمی خویی، قم، 1403ق.

رازی، فخرالدین، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، دار احیاء التراث العربی، بیروت.

سبط بن الجوزی، یوسف، تذکرة الخواص، مؤسسة اهل البیت، بیروت، 1401ق.

سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، دارالفکر، بیروت، 1403ق.

صدوق، ابوجعفر محمد، امالی، تحقیق مؤسسة البعثة، قم، 1417ق.

طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، منشورات جماعة المدرسین بقم.

طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان لعلوم القرآن، تحقیق محلاتی و طباطبایی، دارالمعرفة، بیروت، 1406ق.

طبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، بیروت، 1408ق.

عیاشی، محمد، کتاب التفسیر، تحقیق مؤسسة البعثة، قم، 1421ق.

فتال نیشابوری، محمد، روضة الواعظین، تحقیق غلامحسین مجیدی و مجتبی فرجی، قم، 1423ق.

قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر ] المنسوب الی[ القمی، تصحیح سیدطیب جزائری، قم، 1404ق.

کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیة، طهران، ط الثالثة، 1388ق.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعة لدرر الاخبار الائمة الاطهار، شرکت طبع بحارالانوار، تهران.

همو، مرآة العقول فی شرح اخبار آل رسول، ط الثالثة، طهران، 1363ش.

مرکز المصطفی، آیات الغدیر، مرکز المصطفی للدراسات الاسلامیة، قم، 1419ق.

مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، تحقیق محمدفؤاد عبدالباقی، بیروت.

مشهدی، محمدرضا، کنزالدقائق وبحر الغرائب، تحقیق حسین درگاهی، طهران، 1411ق.

مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، تنظیم ابوالقاسم علیان، نسل جوان، قم، 1381ش.

واحدی، علی، اسباب نزول القرآن، تحقیق کمال زغلول، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1411ق.

یعقوبی، احمد، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، بیروت.

منبع :طلوع – زمستان 1384، شماره 16 .