پوشش زنان در ايران (4)

نسرين جعفرى كاديجانى

استفاده از زيورآلات يا دوختن سكه‌ها و منجوق و پولك به لباس نيز متداول است که در ذيل به طور خلاصه اشاره اى به لباس هاى محلى ايرانى خواهيم داشت.

پوشاك زنان كُرد

پوشاك زنان كرد از سربند، زيرپوش، پيراهن، نيم تنه، قبا، روپوش، شلوار تشكيل شده است. پوشش سر زنان كرد كرمانشاهى پرپشت و از چندين دستمال بزرگ ريشه‏دار تشكيل شده است. اين دستمالها را معمولاً بر دور كلاهكى كه گاه شبيه عرقچين است میپيچند، كلاهك ممكن است چند ترك يا بدون ترك و ساده باشد.

لباس آنان نيز شامل زيرپوش يا زيرپيراهنى بلند قد با آستين ساده و مچ دار و پيراهن بلند گشاد، جليقه که تن‏پوشى بیآستين و با قد كوتاه و تا كمر مى باشد،نيم تنه که مانند جليقه كوتاه است و سراسر كناره‏هاى آن داراى نوارهاى الوان و يراق است، قباى بلند، شلوار و روپوش که چادرى از پارچه ابريشمى مشكى است و در پيش روى سينه گره میزنند مى باشد و پاپوش سنتى آنان همان كفش دستباف رنگين است كه به گيوه معروف است.

پوشاک زنان خراسان

لباس سنتى زنان خراسان شامل پيراهن زنانه معمولاً از پارچه هاى گل دار نازک دوخته مى شد و آن را روى زير جامه مى پوشيدند. پيراهن که تا روى سرين را مى پوشاند معمولاً با شلوار پوشيده مى شود. پيراهن هاى زنان روستايى و کارگران معمولاً کرباسى و گشاد بود و پيش از آنکه جوراب هاى ماشينى به بازار آيد جوراب را خود زنان و دختران با ميل مى بافتند که نخى، پشمى و يا کرکى بود که رنگ هاى متفاوت داشت و بالاپوش معروف که زنان آن را روى سرمى اندازند و از فرق سر تا پشت را مى پوشانند. چادر عبايى از دو قسمت تشکيل مى شود: پائين تنه آن مانند دامن بلندى است که با بندى به کمر بسته مى شود و بالاتنه آن را روى سر مى اندازند بدان سان که سر و بالا تنه را مى پوشانيد.

زنان کهنسال عرقچين را زير چارقد به سر مى کردند تا ريختگى و کم شدن موى سرشان مشاهده نشود.

«دستمال» پارچه اى است نازک و چهارگوش نخى و يا ابريشمى و معمولى يا زينتى که آن را تا مى زنند و به صورت يک نوار يا بند (به عرض 2 تا 3 سانتى متر) در مى آوردند و روى چارقد برگرداگرد سر مى بستند تا چارقد از سرشان نيفتد.

پوشاك زنان گيلان

پوشاك بانوان گيلك داراى تنوع و جلوه خاصى است. از بين آنها پوشاك زنان قاسم‏آباد، شاخص‏ترين پوشاك از لحاظ تنوع و سليقه در منطقه است. چارقد زنان اين منطقه، تزييناتى از نوارهاى الوان در قسمت جلو دارد و از پارچه مشكى تهيه میشود و با شيوه خاصى به سر زنان بسته میشود.

شلوار زنان گيلان بلند و چين‏دار است. چادر بانوان گيلانى بسيار جالب است. پارچه اين چادرها را خود زنان اين منطقه میبافند. جنس چادر معمولاً از نخ پنبه و ابريشم است كه با نقوش بومى با طرحهاى بسيار زيبا بافته شده است.

كلاه خانمهاى كوهپايه كوهستان مانند كلاه زنان كرد عرقچين است و اغلب از پارچه‏هاى سوزن‏دوزى تهيه میشود.

پوشاك زنان مازندران

پوشاك زنان مازندران شامل: سربند که به شكل سه‏گوش و سفيد تهيه میشود، روسرى پارچه‏اى است چهارگوش و معمولاً به رنگ سفيد كه آن را به صورت دولا بر سر میگذارند و دو طرف آن را در زير گلو سنجاق میزنند و يا با منجوق زيوردار، بند میكنند، پيراهن با آستين بلند ، جليقه، شليته كوتاه و پرچين، شلوار ساده، جوراب پشمى، كفش و چادر میباشد.

پوشاك زنان آذربايجان شرقى

پوشاك زنان اين ديار شامل سربند، روسرى، پيراهنهايى شبيه زنان بختيارى و زيرپوش آنها مانند پيراهن بانوان كرد است، جليقه ساده و سکه دوزى شده، شلوار ساده و بلندو کفش مى باشد.

پوشاك زنان بختيارى

بختيارى ها در لرستان زندگى میكنند. بنابراين تحت تأثير آداب و رسوم لرى هستند و پوشاكشان به لرى نزديكتر و شبيه‏تر است.

چادر بانوان بختيارى مشخص‏كننده پوشاك زنان بختيارى است كه از جنس پارچه تورى و گاه مزين به تارها و نقشها و حاشيه‏هاى زرين است. حاشيه و كناره‏هاى چادر زنان بختيارى اغلب به وسيله زر و زيور و سكه‏هاى مختلف تزيين میشود. پوشش زن بختيارى آميخته‏اى از پوشاك همسايگان خود بويژه اصفهانى ها است.

نوع تركيب رنگها و شكل هندسى مردمان سرزمين چهارمحال و بختيارى برگفته والهام گرفته از طبيعت است و اين نوع لباس آينه‌اي‌بر باور اعتقادى، صنعت و هنر آنهاست و علاوه بر خوداتكايى اقتصادى و توليد آفرينش هنر و صنايع دستى است.

لباس كار ولباس رسمى مردان و زنان و كودكان بختيارى در شكل، فرم،اجزا و كيفيت نيز متفاوت است، مانند نمونه رنگ كلاه براى كودكان، براى شادى، براى چوپانان رنگ روشن وبراى مجلس رسمى نيزازكلاه نمدى تيره استفاده مي‌شود.

پوشاك زنان قشقايى

پوشاك قشقايیها مشخص، متنوع و مختص قشقايیها میباشد. پوشاك زنان قشقايى بسيار موقر، باشكوه و مجلل است. پوشش زنان قشقايى مانند پوشاك بختياریها رنگين، بانشاط و ساده وشامل كلاهكى نظير كلاهك زنان بختيارى، روسرى که پارچه‏اى سه گوش و لچكى بزرگ میباشد، پيراهنى داراى دامن بلند، نيم تنه نواردوزى شده،شلوار گلدار و پاپوش.

پوشاك زنان بلوچ

مردم سخت‏كوش اين سامان داراى قبايل بسيار است. هنر سوزن‏دوزى زنان اين خطه بینظير است. پوشاك عمده زنان بلوچ از سربند که از پارچه يا مخمل تهيه میشود و كلاهكى شبيه نيم‏تاج روى آن قرار میگيرد، پيراهن که غالبا در قسمت سينه و سر دست سوزن‏دوزى بسيار زيبايى میشوند، شلوارى با دم پاى تنگ و سوزن دوزى شده، قبايى به شكل راسته و ساده با آستينهاى بلند و يقه گرد و در روى همه پوشاك خود چادر تشكيل میشود.

پوشاك زنان تركمن

ايلهاى تركمنى پوشاك تزيين شده و زيبايى دارند. از لحاظ برش ساده اما چشمگير است. زنان تركمن عموما هنر قالیبافى داشته و مهارت خاصى در زمينه هنرهاى قالیبافى و سوزن‏دوزى دارند. پوشاك اين زنان هنرمند از كلاهى به شكل استوانه و نسبتا بلند که روى آن را اغلب از پارچه ساده و ابريشمى به رنگ قرمز با دنباله چين‏دار و بلند میپوشانند، پيراهن با برشى ساده، شلوارى که دم‏پاى آن از قسمت مچ تنگ‏تر است و قباى سوزن‏دوزى شده بلند، روسرى ابريشمى بزرگ، جوراب پشمى و كفش تشكيل يافته است.

پوشاك زنان خوزستان

امروزه مردم اين سرزمين از پوشاك معمولى استفاده كرده و از خود پوشاك مشخصى ندارند. پوشاك روستاييان و ايلهاى اين ناحيه مخلوطى از پوشاك كردها، لرها، بندريها و اعراب مجاور است. زنان خوزستان به دليل گرماى زياد اين منطقه از پوشاك معمول مردم و از يك پيراهن بلند و گشاد و شلوار و سربند محلى استفاده میكنند.

پوشاك زنان بندرى

پوشاك ساحل‏نشينان جنوب كشور به پوشاك بندرى مشهورند. پوشاك ساكنين اين منطقه غالبا دستخوش سليقه‏هاى مختلف بوده است. زنان بندرى در جنوب ايران داراى پوشاك سبك‏وزن و چادر تورى سياه مى باشند. پوشاك زنان بندرى از هفت يا هشت تكه لباس تشكيل شده است كه شامل سربند که پارچه‏اى است سه گوش آستردار در رنگهاى مختلف كه بر سر مینهند، روسرى از تورى و به شكل مستطيل از رنگهاى مشكى و بنفش ساده يا داراى گلهاى زركوب که در زير سربند روى سر گذارده میشود، پيراهن ساده و راحت تا حوالى زانو با آستنيهاى فراخ و راسته، شلوار با دم پاى تنگ، كفش از نوع صندل که تسمه اين كفشها در لاى انگشتان قرار میگيرد، چادرهاى تورى، روشن، گلدار و يا تيره زيوردار و نقاب از جنس پارچه مشكى يا چرمى ظريف به شكل نيم دايره و به اندازه پهناى صورت میباشد.

خلاصه:

بنابر آنچه گذشت، به شهادت تاريخ و بر طبق سخنان مورخان و تمدن نگاران حيات بشرى، بندرت مى توان اقوام يا قبايلى را يافت که در آن، زنان داراى پوشش کامل نبوده يا اصلا پوششى نداشته اند. پوشش زنان تحت عنوان حجاب قدمتى بس طولانى داشته و در ميان اکثر قريب به اتفاق ملل و نحل با اختلاف مناطق جغرافيايى وجود داشته است.

بعلاوه در کليه اديان تاکيد بر وجوب حجاب ديده ميشود. اين مطلب نشانه اى بس قوى بر فطرى بودن پوشش و تحکيم آن از طرف دين و عقل و عرف جوامع بشرى مى باشد.

بدون ترديد جهان بينى و انسان شناسى هر فرهنگ و مكتب، نقش اساسى و مهمّى در انتخاب نوع و كيفيت پوشش دارد و انسانها به وسيله نوع پوشش بخشى از هويت خود را عرضه مى نمايند.

تاريخچه پوشش در ايران نيز پيوندى عميق با حجاب، به معناى پوشش کامل و زيبايى شناسى و زيبايى دوستى دارد. سرزمين ايران سرآمد زيبايى ها و ظرافتهاست، مردم ما حاصل فرهنگى عميق و ريشه دار، با آميزه اى از دين و تاريخ هستند. هر اندازه فرهنگ و هنر يک سرزمين با بنيانهاى اعتقادى و فکرى و ديرپاى ملتى مرتبط باشد، برعمق عظمت حس زيبايى شناختى مردم آن سرزمين تاثير مى گذارد.

اگرچه پوشيدن لباس براى جلوگيرى از سرما و تابش آفتاب يا به منظور ستر و پوشش بدن است، اما نوع آن معرف قوميت، شخصيت و منزلت اجتماعى افراد جامعه است.

از بدو حضور اقوام آريايى در ايران زنان پوشش کامل و چادر ويژه داشته اند. در 1350 قبل از ميلاد به شهادت آثارى كه از تمدن ايلامى به دست آمده، ايرانيان «لباس كامل» به تن مى كرده اند.

در دوره مادها، پارس ها، اشکانيان، ساسانيان، صفويان و زنديه همچنان حجاب زنان با پوشش کامل وجود داشته است.

از نظر تاريخى، شكل نوين پوشش تحت عنوان بیحجابى از قرن نوزدهم آغاز شد. پس از رنسانس و انقلاب علمى صنعتى، به ويژه پس از جنگ جهانى دوم، به تدريج زمينه لازم در اروپا فراهم گرديد و با وقوع نهضت ‏به اصطلاح آزادى زنان، كنار گذاشتن حجاب مورد تشويق و تكريم قرار گرفت.

در زمان رضا شاه که پوشاک ادامه دوره قبل بود، بيشتر زنان اعيان و اشراف لباس هاى اروپايى به تن مى کردند اما هنگام خروج از منزل روى آن چادر مى پوشيدند. اما به دنبال سياست مدرن سازى کشور، رضاشاه (1314. ش)دستور کشف حجاب را صادر کرد.

دفاع از ارزشهاى اسلامى در برابر انواع تهاجم و تسلط فرهنگى غرب و افکار روشنفکر مابانه اى که روز به روز بيشتر منجر به کمرنگ شدن روحيه تدين در جامعه مى شد و با روحيه و تمدن کهن ايران زمين تناسب نداشت، با مبارزات وقفه ناپذير و مستمر روحانيت عظيم الشان به رهبرى حضرت امام خميني(رضوان الله تعالى)مواجه شد که از همان ابتدا با هدايت روشنفکرانه و رهبرى خردمندانه خود، موجب حضور فعال و پرثمر زنان انقلابى ايران در تمامى صحنه ها گرديدند.

درايران امروزى اقوام مختلف ايرانى با توجه به فرهنگ ها و آداب و رسوم خاص خود داراى لباس هاى مخصوصى هستند.

زنان ايرانى ضمن رعايت پوشش کامل اسلامى نه تنها محدوديت و مشکلى در پذيرش نقش هاى اجتماعى و مشاغل گوناگون ندارند بلکه در پرتو آرامش و امنيت ناشى از حفظ حجاب، به کار و فعاليت مى پردازند.

اميد است با آموزش و انتقال موثر فرهنگ ايرانى اسلامى به نسل فعلى و آتى شاهد رشد روزافزون حضور زنان در جامعه و ارتقا و رشد فردى و اجتماعى زنان باشيم و اين فرهنگ و پذيرش آن را در تمام جهان شاهد باشيم.

پاورقى ها:
– آصفى، محمد مهدى. 1380. دنياى اسلام و تهاجم فرهنگى غرب. تقى متقى مترجم. تاريخ انتشار اثر به زبان اصلى 1317. دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم. قم
– تورات، سفر پيدايش، باب 24، آيه 64 و65
– جعفريان، رسول. 1383. داستان حجاب در ايران پيش از انقلاب. مرکز اسناد انقلاب اسلامى. تهران
– حداد عادل، غلامعلى. 1382. فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى. سروش. تهران
– دورانت .ويل. تاريخ و تمدن. ترجمه احمد آرام و ديگران.تهران. عصر ايمان. انتشارات علمى فرهنگى
– دورانت .ويل. لذات فلسفه. ترجمه عباس زرياب.
– دومين نمايشگاه تشخص و منزلت در نظام اسلامى، اجمالى بر پوشاک زنان محلى ايران
– راسل، برتراند. زناشوئى و اخلاق.
– فتاحى زاده، فتحيه. 1379. حجاب از ديدگاه قرآن و سنت. مرکز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم. (حجاب در اديان. تعريف واژه هاى مربوط به حجاب. اهميت عفاف. حجاب و امنيت. فلسفه پوشش. کيفيت پوشش. حضور زنان در اجتماع. شماره کتاب خانه شوراى زنان( bp/230/17/3 1373)
– شهشهانى، سهيلا. 1374. تاريخچه پوشش سر در ايران. موسسه انتشارات مدبر. تهران
– صدر. حسن. (1357). حقوق زن در اسلام و اروپا. تهران. جاويدان.
– ظفيرالدين، محمد. 1380. حجاب و عفت از ديدگاه اسلام. ترجمه عبدالهادى گمشاد زهى. موسسه فرهنگى مکى
– عسگريان، کبرى بررسى ملاک انتخاب پوشش در تعاليم اخلاقى اسلام در آيات و روايات. دومين نمايشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامى.
– عسگريان، مرضيه. بررسى رابطه پوشش و زمينه هاى علمى و فلسفى در گزينش نوع پوشش. دومين نمايشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامى.
– عليپور باغبان نژاد، يوسف. رضايى، اصغر. 1383. حجاب آزادى يا اسارت. احرار. تبريز
– کامرانى، اشرف الملوک. 1384. سيماى حجاب. نقش نگين. اصفهان
– كيوان شكوهى، كيوان. پوشاك اقوام مختلف.
– محمدى آشنايى، على. 1373. حجاب در اديان الهى. اشراق. قم
– محمدى، على. (1372). حجاب در اديان اله. قم. اشراق.
– مرکز بررسى اسناد تاريخى. 1378. تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد. مرکز بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات. تهران
– مطهرى، مرتضى. (1379). مساله حجاب.تهران. صدرا.
– ميرزايى، منصور. 1377. شبيخون فرهنگى. احرار. تبريز
منبع: واحد تحقيقات موسسه فرهنگى قدر ولايت. 1373. موسسه فرهنگى قدر ولايت