پاکستان و پيدايش تشيع درآن

مقدمه

يکي از ضروري ترين نکات لازم براي ايجاد انسجام ميان شيعيان جهان و نيز ترويج مذهب اهل البيت شناخت وضعيت شيعه در جهان معاصر اسلامي است. باتوجه به اينکه آمار شيعيان در نقاط مختلف دنيا به دلايل متعددي دقيقا مشخص نيست،رسيدن به هدف مذکور تلاش وکوشش مضاعفي را از سوي مراکز علمي واجرايي شيعي مي طلبد. از آن جا که نقطه ي ثقل جغرافيايي شيعيان ،مناطقي است که بر روابط قدرت در سطح جهان تأثير گذار است ،- مثلاً کرانه هاي خليج فارس که 70% ذخاير نفت جهان را داراست –
مراکز وابسته به استکبار نيز در سوي مخالف به منظور جلوگيري از پيشرفت مذهب تشيع دست به تحقيقات فراواني زده اند که از جمله ي آن ها کتاب ژئو پوليتيک شيعه از دکتر فرانسواتوال مي باشد که در اين کتاب مؤلف جوامع شيعي را به سه دسته تقسيم کرده است :ابتدا آن ها که تأثير جهاني ندارند ،هم چون شيعيان اسماعيلي ، سپس آن ها که تأثيرات محدود دارند ،هم چون شيعيان عراق و پاکستان و در نهايت آن ها که تأثيرات جهاني وسيعي دارند ،هم چون شيعيان ايران ،خليج فارس و لبنان .
نکته ي جالب توجه اين است که نويسنده در صفحه ي 143 کتاب خود مي گويد:«انفجار تشيع تنها به مواضع ژئوپوليتيکش در خاور ميانه باز نمي گردد ،بلکه در محتوا و پيام سياسي آن نهفته است.»دراين تحقيق سعي شده است به صورت مختصر ومفيد کشور پاکستان،موقعيت جغرافيايي آن،چگونگي پيدايش، کشمکش هاي سياسي،پيدايش شيعه وفعاليت هاي سياسي شيعيان درپاکستان و بررسي شود.

پاکستان، موقعيت جغرافيايي و پيدايش(1)

پاکستان يکي از جديد ترين و از بعضي جهات عجيب ترين کشورهاي دنياست.اين کشور نخستين بار در سال 1947 از قسمت هايي از شبه قاره ي هند تشکيل يافت. پاکستان به دو پاره تقسيم شده است که بيش از 1600 کيلومتر از يکديگر فاصله دارند.پاره ي غربي در دو طرف رودخانه ي سند قرار گرفته است و کم وبيش به مستطيل مي ماند که پهلوهاي درازتر آن با شيب هاي ناهنجار و نامتناسب از جنوب غرب به شمال شرق کشيده شده است. مساحت اين سرزمين بيشر از 806000کيلومتر است.
پاره ي شرقي تکه سرزميني کوچک و فشرده است که از ايالت قديمي بنگال و قطعه ي کوچکي از آسام که به آن ضميمه شده است تشکيل يافته است.اين پاره از پاکستان قديمي بسيار کوچک تر است و فقط 141700کيلومتر مربع وسعت دارد.ولي جمعيت آن بيشتر است.پاکستان شرقي 51 ميليون و پاکستان غربي 43 ميليون جمعيت دارد.نه تنها در اندازه و موقعيت جغرافيايي با هم فرق دارند بلکه مردم،زبان،شيوه ي زندگي،لباس و فرهنگ آنان متفاوت است.آب وهواي يک قسمت با قسمت ديگر کاملاً تفاوت دارد و هم چنين دهات،حيوانات،درختان وگل هاي آن.
نام پاکستان يعني “سرزمين پاک ” و از دو کلمه ي فارسي مشتق شده است. اين نام را نخستين بار در سال 1931 در کنفرانس ميزگرد لندن که براي تعيين سرنوشت شبه قاره ي هند تشکيل شده بود،پيشنهاد کردند.در سال 1947 کشوري به نام پاکستان به وجود آمد تا به عقيده اي که ميليون ها نفر از مردم هند قديم سخت بدان پايبند بودند جامه ي عمل بپوشاند. اين عقيده اين بود که ميهني باشد تا مردم مسلمان شبه قاره در آن زندگي کنند و با ايمني خاطر از کيش،فرهنگ و شيوه ي زندگي خودشان نگهداري کنند. ايمان داشتند که اگر اين ميهن نباشد ،هرچه را که گرامي مي دارند در خطر خواهد بود.بنابراين کشور جديد پاکستان از قسمتي از شبه قاره که مسلمانان در آن ها اکثريت داشتند به وجود آمد.

تسلط انگلستان بر هند(2)

در قرن نوزدهم ميلادي انگلستان نفوذ استعماري خود را به سراسر هندوستان گسترش داده و کمپاني هند شرقي که اجراکننده ي سياست انگليس بود و در ابتدا بعنوان يک کمپاني تجارتي ساده ، در کلکته آغاز به کار کرد ،تا سال 1857تقريباً همه ي هندوستان را اداره مي کرد و کليه ي مقاومت هاي محلي شاهزادگان،مهاراجه ها ،نوابها و مردم را در هم کوبيده بود.اين کمپاني داراي ارتشي سامان يافته و بسيار قوي بود که عمدتاً از مردم محل تشکيل مي شد.
تسلط انگليس بر هند براي مسلمانان از دست دادن همه چيز بود زيرا آنان با اينکه 5/1جمعيت هندوستان را تشکيل مي دادند، براي مدت چند قرن حکومت هند را در دست داشته و از نفوذ فرهنگي فوق العاده اي برخوردار بودند.
در صورتي که براي هندوها تسلط انگليس ،چيزي جز تغيير ارباب نبود و طبيعي است که نابودي ارباب چند قرنه که دل خوشي هم از او نداشتند با استقبال روبرو شد.در اين ميان هندواني که در اجتماع، محلي از اعراب نداشته و در دو اثر دولتي بي نفوذ بودند، با آمدن انگليسي ها راه را براي ارتقاء خود باز مي ديدند.
دولت انگليس پس از به دست آوردن قدرت سياسي به فکر مبارزه ي فرهنگي افتاد و در اولين گام پيشنهاد تغيير زبان فارسي را که تا آن موقع زبان رسمي بود و مکاتبات اداري به آن زبان انجام مي شد را داد.در سال 1835در هند اعلام شد که از اين پس در دبيرستان ها انگليسي تدريس شده و زبان فارسي به عنوان زبان رسمي جاي خود را به انگليسي خواهد داد و به دنبال اين اعلام ،استعمال زبان فارسي در دواثر دولتي ،تجارت خانه ها و دادگاه ها ممنوع شده و کليه ي کتب قانئن از عربي به فارسي و فارسي به انگليسي ترجمه شد.

تأسيس مسلم ليگ(3)

در سال 1906مسلمانان نيز براي خود حزب “مسلم-ليگ عموم هند را تأسيس کردند.هدف مسلم ليگ چنان چه در اولين جلسه اي که در داکا تشکيل شد ،اعلام گرديد،عبارت بود از:

1-بهبود روابط مسلمانان با انگليسي ها

2-بررسي روابط مسلمانان با جامعه ي هندو

3-دفاع از حقوق مسلمانان

هدف کلي اين بود که مسلمانان در برخورد و رويارويي با دو حريف قوي انگلستان به عنوان نيروي استعماري و هندوها به عنوان دشمن ديرينه –از خود دفاع کنند.علامه اقبال و محمد علي جناح ،از اعضاي مسلم ليگ بودند.

راه حل هاي پيشنهادي براي سازش مسلمانان و هندوها از طرف مسلمانان(4):

1- نظريه ي علامه اقبال که در سال 1930در نشست سالانه ي مسلم ليگ مطرح شد:ايالت هاي شمال غربي هند(پاکستان کنوني 9در يک فدراسيوني با هم متحد شده و هويت جداگانه اي از ساير ايالت هاي هندوستان داشته باشند.

2- پيشنهاد جوهدري رحمت علي:

وي در جزوه اي تحت عنوان«الآن يا هرگز»در سال 1933براي اولين بار کلمه ي پاکستان را به کار برد و پيشنهاد کرد که يک فدراسيون اسلامي از تمام ايالت پنجاب(پ)،افغانستان(ا)،کشمير(ک)،ايالت سند(س)و بلوچستان(تان)تشکيل شود.

3- برنامه ي اصلاحي عليگره که پيشنهاد شده بود سه کشور مستقل بايد در شبه قاره تأسيس شود:يکي شمال غربي (پاکستان فعلي )،ديگري در بنگال (بنگلادش )و بقيه ي هند هم يک کشور را تشکيل دهد که دو کشور اول ،اسلامي و سومي هندو. اين پيشنهاد پس از 24 سال با ظهور بنگلادش به مرحله ي اجرا در آمد.

4- برنامه ي پيشنهادي مسلم ليگ در سال 1939 که هند را به فدراسيون کشورهاي مسلمان و غير مسلمان تقسيم مي کرد.

5- پيشنهاد دکتر سيد احمد لطيف از حيدر آباد : بر طبق اين پيشنهاد ،هند فدراسيوني مي شد مرکب از مناطق نفوذ فرهنگي که چهار قسمت آن از آن مسلمانان و يازده منطقه ي ديگر به هندوها اختصاص داده مي شد.در اين پيشنهاد تجزيه مطرح شده است.

6- پيشنهاد نواب سر محمد شاه نواز(رئيس مسلم ليگ در پنجاب ): طبق نظريه ي او هند به پنج کشور مستقل تقسيم مي شد.

اولين اقدام در راه تأسيس پاکستان(5)

مسلم ليگ در بيست و هفتمين نشست خود که از 22تا 24 مارس 1940 در شهر لاهور منقعد شد،قطعنامه اي تصويب کرد و در آن خواستار شد که ايالت هايي که اکثريت ساکنان آن ها مسلمانانند بايد از هند جدا شده و يک کشور مستقل اسلامي را تشکيل دهد.بر طبق اين پيشنهاد مسلمانان ساير ايالات هند که در اقليت بودند،اجازه داشتند که به اين کشور مهاجرت کنند.

غير مسلماناني که در اين کشور هستند،ميتوانند هم چنان در آن باقي مانده وبا آنان معامله اي مساوي با يک شهروند مسلمان خواهد شد.اين قطعنامه که به قطعنامه ي لاهور معروف شد، تقريباً به شکل قانون تصويب شده اي درآمد.تا مدت 20 سال که پاکستان تشکيل شد مذاکرات زيادي بين جناح و گاندي به وقوع پيوست تا شايد بتوانند با هم کنار آمده و از تجزيه جلوگيري کنند.ولي سرانجام مذاکرات شکست خورده و رهبران کنگره هم مجبور به پذيرش قطعنامه ي لاهور شدند و در چهاردهم اوت 1947با تجزيه ي شبه قاره ي هند دو کشور مستقل هند و پاکستان به وجود آمدند.

مسئله ي کشمير(6)

مسئله ي کشمير از مهم ترين مشکلات ميان هند وپاکستان بود.کشمير با مساحت 84471 مايل مربع بزرگترين ايالت هند متحد بود.واقع شدن کشمير ميان تبت و چين و افغانستان و با يک باريکه اي با شوروي سابق و هم چنين واقع شدن مرتفع ترين قله هاي سلسله جبال قراقوروم،اهميت استراتژيک فوق العاده اي به اين ايالت مي دهد.طبق آمار سال 1941 جمعيت کشمير 4 ميليون بود که از اين عده %77مسلمان بودند.هم چنين کشمير سرچشمه ي رودخانه هاي اينرس، جناب و جهلم است که شاهرگ حياتي اقتصاد وابسته به کشاورزي پاکستان را تشکيل مي دهند.

از نقطه نظر فرهنگي نيز کشمير يکي از بزرگترين مراکز فرهنگي مسلمانان به حساب مي آمد. خلاصه براي مسلم ليگ گذشت از کشمير به هيچ وجه ممکن نبود.بنابر قطعنامه ي لاهور تصويب شده بود که ايالت هائي که اکثريت آنان مسلمان هستند جزء کشوراسلامي پيشنهاد خواهد شد و کنگره و دولت انگليس هم اين قطعنامه را اگرچه به صورت دو فاکتور به رسميت شناخته وبا تجزيه ي هند موافقت کرده بودند، ولي دولت هندوستان به بهانه ي اينکه مهاراجه ي هندوي کشمير اين ايالت را که در سال 1846از انگلستان 5/7ميليون روپيه خريداري کرده ،در سال 1947آن را به هند واگذار نموده است،کنترل اين ايالت را به دست گرفت.
نخست وزير وقت انگلستان در 20 فوريه 1947 در مجلس عوام اعلام کرد که ما در ژوئن 1948 هندوستان را ترک خواهيم کرد. بلافاصله پس از اعلام استقلال ،مهاجرت آغاز شد.مهاجريني هم که توانسته بودند خود را به پاکستان برسانند حدود 9 ميليون نفر بودند.ده ها هزار هم با کمال خونسردي در راه قتل عام شدند.
دولت جديد پاکستان با مشکلاتي از قبيل اسکان مهاجرين،مسئله ي کشمير،تقسيم دارائي ها و ذخيره ها بين دو کشور و تقسيم آب رودخانه هاي مشترک روبرو بود.
مسلمانان نمي توانستند از کشمير دست بردارند ولذا مبارزه ي مسلحانه ي مردمي براي گرفتن کشمير شروع شد.ارتش هند براي سرکوبي مبارزين و ارتش پاکستان به دفاع از آنان وارد معرکه شدند و در نتيجه در سال 1948 جنگ سختي بين آنان در گرفت.
ارتش پاکستان قسمتي از کشمير را گرفت،ولي سرانجام لياقت عليخان نخست وزير پاکستان و نهرو توافق نمودندتا مسئله ي کشمير را با مذاکره حل کنند.در اين هنگام مرگ محمد علي جناح ،مؤسس اين کشور ضربه ي بزرگي را به پاکستاني ها وارد کرد.وي در 11سپتامبر 1948از دنيا رفت ولياقت علي خان مرد شماره ي 2 مسلم ليگ حکومت را در دست گرفت.

ترور لياقت علي خان(7)

پاکستان تحت رهبري لياقت علي خان تا اواسط سال 1951 قراردادهاي دوستانه اي با سوريه،اندونزي و ايران امضاء کرده و بنا بود با مصر ،يمن و عربستان سعودي نيز چنين قراردادهايي امضاءنمايد.اودر ژوئيه ي 1950 طي يک سخنراني اعلام کرد که اگر از طرف کشورهاي اسلامي پيشنهاد وحرکتي براي اتحاد و دفاع از آزادي باشد،پاکستان از اين پيشنهاد با آغوش باز استقبال کرده و به ساير مسلمانان مي پيوندد.
او اعلام داشت مسلمانان نيز مي توانندمانند غرب و شرق براي خود بلوکي تشکيل دهند و به جهانيان اعلام کنند که داراي ايدئولوژي مشخص و راه زندگي مخصوص به خود هستند.گرچه امروز اين سخنان تازگي ندارد ولي در سال هاي 1949،50،51 که جهان اسلام در خواب عميقي فرو رفته بود و همه وابسته به شرق يا غرب بودند اين سخنان مي توانست تحرک زا باشد و پيامي انقلابي را به همراه بياورد.از اين رو دست هاي مرموز و کثيف خيانت برون آمد و در شانزدهم اکتبر 1951 هنگام سخنراني لياقت علي خان در يک جلسه ي عمومي که در رابطه با هماهنگي جهان اسلام قصد سخنراني داشت،هدف گلوله قرار گرفت.

شروع تراژدي پاکستان(8)

از اينجا تراژدي پاکستان آغاز شد.مسلم ليگ نقش خود را از دست داد و خيانت به آرمان ميليون ها تن مردم مسلمان شروع شد.غلام محمد،اسکندر ميرزا ،ايوب خان، يحيي خان و ذوالفقار علي بوتو به ترتيب پس از لياقت علي خان رهبري پاکستان را در اختيار گرفتند.غلام محمد: قبل از تقسيم هند در ايالت بهار مدير کل يک کمپاني بود و از آن روزها به “مزدوري انگليسي ها” شهرت داشت.(9)

اسکندر ميرزا:

وي هم سابقه ي درخشاني در خدمت به اربابان انگليسي داشت.وي که نظامي بود در دوران تسلط انگليس بر هند از طرف آن ها براي اداره ي امور منطقه اي در ايالت شمال غربي –سرحد-به نام وزيرستان منصوب شد.(10)

ايوب خان:

وي که يک نظامي فاسد و ديکتاتور بود از تاريخ 1958 تا 25 مارس 1969 بر پاکستان حکومت کرد. وي در سال 1964 انتخابات قلابي برگزار کرد و رقيب خود ،فاطمه جناح –خواهر محمد علي-را که از محبوبيت کم نظيري برخوردار بود ،شکست داد.(11)

يحيي خان:

رئيس ستاد ارتش در زمان ايوب خان بود و در 25 مارس 1965 به دستور وي حکومت نظامي اعلام کرد. وي که مي دانست مردم دل خوشي از نظاميان ندارند در دسامبر 1970 انتخابات سراسري و آزاد برگزار نمود که شيخ مجيب الرحمن رئيس حزب «عوامي ليگ»از پاکستان شرقي و ذوالفقار علي بوتو رئيس «حزب مردم»در پاکستان غربي حائز اکثريت آراء شدند و با توجه به اين که جمعيت پاکستان در قسمت شرقي بيشتر است،بايستي شيخ مجيب رهبر آينده ي پاکستان مي بود،ولي بوتو زير بار نرفت بر عليه شيخ تظاهرات به راه انداخت و در بيستم دسامبر 71 ارتش ،حکومت را تحويل آقاي بوتو داد.

ذوالفقار علي بوتو:وي تربيت شده ي فرهنگ غرب است . زبان انگليسي را از هر زبان محلي بهتر صحبت مي کرد و کليه ي عادات و رسوم و اخلاقيات وي غربي است.وي شخص بسيار مغرور ،خودخواه،فرصت طلب ،جاه طلب و زيرک بود.همه ي افرادي که از وي نوشته اند از قدرت طلبي وغرور وي سخن گفته اند.(12)

پاکستان در دوران حکومت ضياءالحق و جانشينان وي(13)

سومين قانون اساسي پاکستان در 1973م/1352ش به تصويب مجلس اين کشور رسيد و طبق آن نام رسمي پاکستان مجدداً به جمهوري اسلامي پاکستان تغيير يافت.پاکستان به صورت جمهوري فدرال در آمد.رئيس جمهور عمدتاً نقشي تشريفاتي و نخست وزير به عنوان رئيس قوه ي مجريه صاحب اقتدار واقعي گرديد.بوتو مقام رياست جمهوري را به فضل الهي چودري رئيس مجلس سپرد .
خود به مقام پر اقتدار نخست وزيري منصوب شد.در ژوئيه ي 1973 مجلس شوراي ملي پاکستان به ذوالفقار علي بوتو اجازه داد استقلال بنگلادش را به رسميت بشناسد و در فوريه ي 1974م پاکستان بنگلادش را به عنوان کشوري مستقل به رسميت شناخت.
بلافاصله شيخ مجيب رحمان نخست وزير بنگلادش از پاکستان ديدار کرد و در کنفرانس سران کشورهاي مسلمان در لاهور شرکت جست.بوتو نيز متقابلاً در ژوئيه ي 1974م براي يافتن زمينه هاي بيشتر همکاري دو کشور از بنگلادش ديدار کرد. تا سال 1975م بوتو به رغم فزوني مسائل و مشکلات واز جمله نا آرامي هاي قبيله اي در بلوچستان ،اختلافات مرزي با افغانستان و زلزله ي شديدي در دسامبر 1974 که بيش از 5هزار کشته بر جاي گذاشت،موقعيت خود را به عنوان رهبر پاکستان تقويت کرده بود.
در مارس 1977(1356شمسي)انتخابات عمومي برگزار شدو «حزب مردم پاکستان »ذوالفقار علي بوتو با اکثريت چشم گيري به پيروزي رسيد.با ابن حال احزاب مخالف و در اقليت مانده اي که زير نام« اتحاد ملي پاکستان »ائتلاف کرده بودند ، انتخابات مزبور را خدعه آميز خواندند و سلسله تظاهرات و اعتصاباتي را سازمان دادندکه به درگيري هاي خشونت آميزي در سراسر کشور انجاميد.
ارتش پاکستان که کشور را در آستانه ي جنگ داخلي مي ديد ، در ژوئيه ي 1977م با ترتيب کودتايي به رهبري ژنرال محمد ضياء الحق ،بسياري از چهره هاي برجسته ي سياسي (از جمله بوتوي نخست وزير )را دستگير و اعلام حکومت نظامي کرد.
اندکي بعد ذوالفقار علي بوتو ،نخست وزير معزول آزاد شد ولي ادامه ي فعاليت هاي بوتو ،ضياء الحق را از عواقب زنده ماندن وي نگران ساخت و لذا چندي بعد در سپتامبر 1977م مجدداًوي را به اتهام صدور دستور قتل يکي از مخالفان سياسي خود طي يک تصادف اتومبيل در سال 1974م ،بازداشت کرد.
در مارس 1978م محاکمه و به اعدام محکوم شد و به رغم وساطت و اصرار سران کشورهاي ديگر در آوريل 1979(فروردين 1358)اعدام شد.در همين ايام ضياء الحق قول داد که تا اکتبر 1979 انتخابات عمومي را برگزار خواهد کرد و مقام رياست جمهوري را پس از طي دوره ي قانوني فضل الهي چودري به يک رئيس جمهور منتخب خواهد داد.
با اين همه ،پس از پايان اين دوره،ژنرال ضياء الحق شخصاً خود را جانشين وي اعلام کرد.حکومتِ نظامي ضياءالحق بيش از حکومت هاي پيشين پاکستان خود را به تقويت روابط با آمريکا ملزم مي دانست.فعاليت هاي سياسي مخالفان با آن که رسماً ممنوع شده بود،هم چنان ادامه يافت.در مارس 1981م،9حزب سياسي اين کشور که” حزب مردم پاکستان “بوتو نيز از آن جمله بود ائتلافي زير عنوان “جنبش براي اعاده ي دموکراسي” تشکيل دادند و خواهان بازگشت به حکومت پارلماني شدند و در نتيجه صدها تن از اين مخالفان سياسي بازداشت و يا در خانه هاي خود زير نظر قرار گرفتند.
“جنبش براي اعاده ي دموکراسي “تحت رهبري “حزب مردم پاکستان” مبارزه اي منفي را با حکومت ژنرال ضياء آغاز کرد و خواستار بازگشت به دموکراسي پارلماني بر اساس قانون اساسي سال 1973م بدون هيچ گونه تغيير و تجديد نظري در آن گرديد.
مبارزه ي مزبور پس از تحمل تلفات زياد به موفقيت هاي محدودي دست يافت و در ماه دسامبر همان سال خاتمه يافت و متعاقباً بسياري از رهبران مخالفان که “بي نظير بوتو” دختر بوتوي فقيد و از فعالان” حزب مردم پاکستان”نيز از آن جمله بود ،زنداني يا تبعيد شدند.
در آوريل 1986م ،به دنبال اعلام ختم حکومت نظامي و استوار دوباره ي قانون اساسي ،با بازگشت بي نظير بوتو از تبعيد و سفري که وي به سراسر کشور کرد و حمايتي که از جانب هزاران نفر از مخالفان حکومت ژنرال ضياء کسب نمود ،”موضع جنبش براي اعاده ي دموکراسي” بسيار تقويت شد.در ماه مي 1986 م،بي نظير بوتو و مادرش نصرت بوتو مشترکاً به رياست حزب مردم پاکستان ،انتخاب شدند.در گيرودار تلاش حکومت پاکستان براي فرونشاندن ناآرامي ها از جمله زدوخوردهاي گروه هاي قومي مثل پتان ها .
مهاجرها که به کشته شدن 170نفر در شهر کراچي انجاميد و نيز سرکوبي مخالفت هاي داخلي و در حالي که اين کشور فعالانه در صدد بهبود بخشيدن روابط خود با کشورهاي همسايه خصوصاًهند بود، در روز 17 اوت 1988(26 مرداد 67)ژنرال ضياء الحق همراه با عده ي زيادي از مقامات عالي رتبه ي حکومت خود و نيز سفير آمريکا در پاکستان طي يک سانحه ي هوايي که توطئه و تدارک آن به طور غير رسمي به هند و شوروي نسبت داده شد،جان باختند.
بلافاصله بعد از اين حادثه ،غلام اسحاق خان رئيس وقت مجلس سنا ،کفالت رئيس جمهوري کشور را به دست گرفت و بعداً به طور رسمي اعلام گرديد که عامل سقوط هواپيماي حامل ضياءالحق گروهي از افسران جوان خود پاکستان به مباشرت يک کشور خارجي بوده اند.
اندکي قبل از آن سيد عارف حسيني رهبر شيعيان پاکستان و رهبر نهضت اجراي فقه جعفري در شهر پيشاور به ضرب گلوله ي افراد ناشناس به شهادت رسيده بود.پس از قتل ضياءالحق در انتخابات 30 نوامبر 1988م غلان اسحاق خان به مدت 5 سال در مقام رياست جمهوري تثبيت شد.
متعاقب آن انتخابات پارلماني و مجالس ايالتي برگزار شد و حزب مردم اکثريت نسبي آراء را به دست آورد و خانم بي نظير بوتو در بهمن 1367 ش به عنوان نخست وزير جديد پاکستان کابينه ي ائتلافي خود را معرفي کرد.خانم بوتو از همان آغاز با موجي از مخالفت ها و توطئه هاي مخالفان ضياءالحق روبه رو شد و سرانجام در پي ايراد اتهام از سوي مخالفان در مرداد1369ش مصادف با اوت 1990م غلام اسحاق خان بنابر اختيارات قانوني رئيس جمهوري خود، خانم بوتو را از مقام نخست وزيري عزل و مجلس ملي را منحل نمود. متعاقب برکناري بوتو ،انتخابات براي 217 نماينده ي مجلس شوراي ملي و 483 نماينده ي مجلس ايالتي برگزار ودر نتيجه ائتلاف احزاب اسلامي به رهبري نواز شريف که هوادار ضياءالحق است ،توانست اکثريت آراء را از آن خود سازد و وي را جانشين بي نظير بوتو نمايد.
انتخابات اخير پاکستان از سوي برخي ناظران بين الملل که بر حسن اجراي آن نظارت داشتند ،مورد ترديد قرار گرفت و به رغم شکايت بوتو نسبت به تقلبات ، ائتلاف احزاب اسلامي که به آمريکا و عربستان سعودي تمايلات بيشتري نشان مي دهد به قدرت دست يافت .

مروري بر وقايع مهم در پاکستان طي سال هاي گذشته(14)

1990: انتخابات ملي برگزار گرديد.حزب بي نظير بوتو بازنده شد.نواز شريف به عنوان نخست وزير انتخاب گرديد.

1993: رئيس جمهور اسحاق خان ، دولت نواز شريف را به دليل رشوه خواري برکنار کرد. انتخابات برگزار شد. حزب بي نظير بوتو با فاصله ي کمي برنده شد و بي نظير بوتو دوباره به نخست وزيري رسيد.

1996: رئيس جمهور فاروق لغاري ،بي نظير بوتو را به اتهام رشوه خواري و آشنا پروري (پارتي بازي ) برکنار کرد.

1997: انتخابات ملي برگزار شد. شريف دوباره به قدرت رسيد.

مي 1998: پاکستان شش بمب هسته اي منفجر کرد که ژاپن و آمريکا اين کار را محکوم و پاکستان را تحريم اقتصادي کردند. اين آزمايش هاي هسته اي سبب ايجاد ترس از مسابقه ي سلاح هاي هسته اي در جنوب آسيا شد.

اکتبر 1999: ژنرال پرويز مشرف ، دولت نواز شريف را به دليل رشوه خواريِ وسيع ،تخريب تأسيسات و عدم رعايت قانون اساسي سرنگون کرد.

20 ژوئن 2001: مشرف خود را رئيس جمهور معرفي کرد. بعدها انتخابات را منتفي دانست.آتال بيهاري واجپايي نخست وزير هند و پرويز مشرف بر سر مسئله ي کشمير مذاکره نمودند.

17 سپتامبر 2001: بعد از حمله ي تروريستي به ايالت متحده، پاکستان مرز خود را با افغانستان بست تا از فرار طالبان و ورود مهاجران بيش تر به اين کشور جلوگيري کند.

19 سپتامبر 2001: مشرف پشتيباني کامل پاکستان را از ائتلاف ضد تروريستي به رهبري آمريکا اعلام کرد و به نظاميان آمريکا اجازه داد از خاک پاکستان استفاده کنند.

نوامبر 2001: ايالات متحده اغلب تحريم ها عليه پاکستان را لغو کردو بدهي هاي آن کشور را که معادل ميلياردها دلار بود ، بخشيد.

دسامبر 2001: تروريست هاي کشميري ساختمان پارلمان هند را با بمب منفجر کردند و پاکستان به حمايت از آن ها متهم شد.

12 ژانويه ي 2002: مشرف در نطقي تلويزيوني افراط گرايان اسلامي و تمام انواع تروريسم را محکوم کرد.

اوايل 2002: عناصر ضد آمريکايي در پاکستان به اقدامات تروريستي عليه اهداف آمريکايي، آدم ربايي و قتل يک خبر نگار آمريکايي و بمب گذاري در کليسايي واقع در اسلام آباد دست زدند.

تشيع در پاکستان(15)

حضور تشيع درپاکستان که درگذشته بخشي ازشبه قاره ي هند بوده به قرون نخستين اسلامي باز مي گردد. در واقع نخستين جرقه هاي تشيع در دوران کوتاه خلافت اميرالمؤمنينن علي بن ابي طالب عليه السلام و لشکرکشي هاي محدود مرزي کارگزار وي در سيستان به مرزهاي هند به ويژه سند مشاهده شد. سپس به مهاجرت سادات و برخي قيام گران علوي چون زيدي ها، ورود داعيان اسماعيليه و سرانجام تشکيل حکومت اسماعيليه در مولتان در قرن چهارم آن را گسترش داد.
در قرون بعد با همه ي فراز و فرود تاريخي که داشت وتعصّبات موجود و سرکوب برخي سلسله هاي حکومت گر چون غزنويان (به ويژه سلطان محمود غزنوي ) تشيع به حيات خود ادامه داد.
اين مذهب با ورود عالمان شيعه به اين منطقه با گرايش هاي مختلف فقهي ،حديثي ،کلامي و عرفاني در قرون بعدي گسترش يافت و پيروان آن در قرن هاي هشتم و نهم هجري مجدداً تحت عنوان سادات ،قطب شاهان و جز آن ها در برخي از نواحي جنوب هند به حکومت رسيدند و همواره در دربار ساير سلسله ها نيز کم و بيش حضور داشتند.

جمعيت و پراکندگي شيعيان در پاکستان(16)

شمار شيعيان پاکستان به طور دقيق معين نيست و آمارهاي موجود ميان 15 تا25 درصد از جمعيت پاکستان را شيعه مي داند. منابع غربي درصد شيعيان پاکستان را در سال 1980 ميلادي 14.5 درصد دانسته اند. نکته مهم آن است که بسياري از شيعيان که در شهرهاي مختلف پراکنده اند مذهب خويش را براي حفظ جان خود پنهان مي دارند ،به همين دليل آمارگيري دقيق از اين امر دشوار است.
شيعيان پس از استقلال اين کشور در سال 1947 در مناطق قبائلي و بلوچستان استقرار يافته و در مجموع در سراسر کشور پراکنده شدند.در يک نگاه کلي مي توان بيشترين حجم شيعيان را در پنجاب که مهم ترين صوبه (استان )پاکستان به شمار مي رود دانست.
پس از آن سند، مناطق شمالي، مناطق قبائلي، کشميرسرحد و بلوچستان قرار دارند.شهرهاي مهم که شيعيان درآن سکونت دارند؛ کراچي، لاهور، ملتان، راولپندي، اسلام آباد ، جنگ، سيالکوت، حيدرآباد، خيرپور، پيشاور،پاراچنار کوهات، اسکردو و کويته مي باشند.به طورکلي مناطق ومحلات عمده ي شيعه نشين در مراکز ايالت ها وبرخي شهرستانهاي مهم پاکستان از اين قرار است:

1-در شهر کويته مرکز ايالت بلوچستان ،خيابان علمدار وشهرک برروي وکراني تقريبا به شيعيان اختصاص دارد و در جنوب اين ايالت ، شهرستان جعفرآباد بيشترين شمار شيعيان را در خود جاي داده است. کويته، ازجمله شهرهايي است که شيعيان بسيار دارد و اکثريت شيعيان آن را شيعيان هزاره اي تشکيل مي دهند. هزاره اي ها با زبان فارسي صحبت مي کنند و آداب و رسوم متفاوتي نسبت به ساير اقوام دارند ، نسبت به حجاب زنان حساسيت فوق العاده اي دارند و مراسم محرم وصفر را بسيار پر شور انجام مي دهند.

2-شهر کراچي مرکز ايالت سند داراي محله هايي است که اختصاص به شيعيان دارد. از جمله ي آن ها مي توان به سادات کالوني، محله انچولي، رضويه سوسايتي:فاز اول ودوم، جعفر طيار سوسايتي، محمدي ديره، سولجربازار، عباس تاون، پهلوان گوت، حسين گوت، فيصل کالوني، ناظم آباد وغيره اشاره نمود که شيعيان دوازده امامي داراي زبان هاي مختلف اردو، بلتي، فارسي ، پشتو و گچراتي در آن ها زندگي مي کنند. يکي از شهرستان هاي معروف ايالت سند حيدرآباد است که شمار فراواني شيعه در آن زندگي مي کنند.
معروف ترين محله هاي شيعه نشين در آن شهر عبارت است از:لطيف آباد(4،5،8،9،10،11،12)حسين آباد و محله ي امام باره. دسته اي ازشيعيان امامي به نام خوجه ها درکراچي زندگي مي کنندو انسجام دروني وقومي خود را حفظ کرده اند. محلات ديگر اين شهر با مهاجرت شيعيان ديگر نقاط هند پس از استقلال پاکستان شيعه نشين شدند مانند ناظم آباد، ليقات آباد ، حيدرآبادو.

3-در شهر لاهور مرکز ايالت پنجاب ،حدود يک ميليون از شش ميليون جمعيت آن را شيعيان تشکيل مي دهند و شيعيان در محله هاي موچي گيت، اماميه ي کالوني، جعفريه، کالوني، کرين، تاون، غازي آباد،م اول تاون و جوهر حضور دارند. يکي از شهرهاي مهم اين ايالت، مولتان مي باشد که از جمعيت 1182000 نفري آن حدود 20 درصد راشيعيان اماميه به خود اختصاص مي دهند .در شهر راولپندي 10درصد ودر اسلام آباد 7 درصد شيعه هستند.
شيعيان راولپندي در محله هاي شاه چن چراغ، محله ي قديمي امام بارگاه ، سيتلايت تاون، مغول آباد و دوک سيران و ساير نقاط حضور دارند.
در اسلام آباد، شيعيان در منطقه G-6-2 که شيعه نشين است،سکونت دارند. همينطور کراچي کمپني-محله اي در اسلام آباد- شيعه نشين است. در شهر جنگ به خصوص در چيپنيونت وراجو سادات شيعيان در اکثريت مي باشند. موسسات شيعي اين شهرعبارتند از: اداره حفظ حقوق ،کنفرانس سراسري شيعيان پاکستان، وفاق علماي شيعه پاکستان، انجمن رضاکاران حسيني، حمايت اهل البيت، معين الصلوة، معين الاموات، موسسه فرهنگي اماميه ي مشن و معارف اسلام.

1-سر حد: دراين ايالت نيز شيعيان حضور اندکي دارندگرچه درخود شهر پيشاورمقدار شيعيان چندان چشمگير نيست ولي در مناطق ديگر آن مانند پاراچنار وکوهات وهنگو شيعيان حضور نسبتا وسيعي دارند. درايالت سر حدبه ويژه مرکز آن شهر پيشاور،اقليت شيعه در محله هاي گنج آسيا،مروي ها،خداداد(بازار قصه خواني)،محمدداد،مسگري گدام،پيشاور صدر وحيات آباد زندگي مي کنند.2- پاراچنار،در مناطق قبائلي،مرکز اصلي شيعيان به شمار مي رود. بيش از نيمي از جمعيت پاراچنار شيعه هستند.
شهرک هنگو درايالت سرحد شيعيان اکثريت دارند.اين شهرک زادگاه رهبر سلبق شيعيان پاکستان شهيد عارف حسين حسيني (شهادت در 5 اوت 1988) مي باشد. اين شهر تابه امروز همچنان صحنه اقدامات زشت مخالفان براي ترور وقتل عام شيعيان است،به طوري که رويدادهاي اخير اين شهر را صحنه جنگ کرده است.3 -درمناطق شمالي که منتهي اليه شمال شرقي پاکستان است شهرستان اسکردو داراي اکثريت قاطع شيعه مي باشند وجالب آن که شهرستان ديگر اين ناحيه به نام گانگچه داراي 87 درصد نوربخشيه واندکي اهل سنت است.درگذشته نوربخشيه ازفرقه هاي صوفي شيعه بودند.

اما درسالهاي اخير به دليل فعاليت گسترده وهابيت که باتحريف تاريخ ومنابع فکري آنان همراه بوده است شماري از نوربخشيه درشمال شرق پاکستان وهابي وشماري صوفي شده وگروهي به اماميه گرويدند.عالمان وهابي باتصرف درمنابع نوربخشيه وتحريف آنها به نفع مذهب خود وتجديد چاپ آنها توانسته اند عقائد جمعي ازنور بخشيه رابه سمت وهابيت متمايل سازند واين افراد درحاليکه ادعاي نوربخشيه بودن رادارند وهابي گرديده اند!

حوزه هاي علميه شيعي در پاکستان(17)

حوزه هاي علميه شيعيان پاکستان ريشه در مرکز کهن وعلمي لکنهودرکشورکنوني هندوستان دارد وشيعيان شبه قاره (برصغير)قبل از سال 1947که درسرزمين وکشور واحد به نام بهارات (هند)به سر مي بردند.درحوزه علميه لکنهو جهت تحصيل علوم ديني وحل مشکلات اسلامي خويش مراجعه مي نمودند وعالمان ومدرسان بزرگ شيعي درآن جاتمرکز داشتند.طبيعي است که مدرسان ومدارس علميه ساير نقاط هند تابع آن به شمار مي رفتند.

طلاب پاکستاني در قم

از پيش از پيروزي انقلاب اسلامي وهم زمان با تحولي که از آغاز دهه 50 شمسي درقم پديد آمد،شماري از طلاب هندي وپاکستاني نيزوارد قم شدند.درمرحله دوم پس از پيروزي انقلاب اسلامي درايران در سال 57(1979) شيعيان پاکستان رانيز متوجه اين مرکز علمي بابرکت کرد.
فارغ التحصيلان پاکستاني حوزه علميه قم پس از مراجعت به پاکستان به تلاش هاي سياسي وخدمات فرهنگي وعام المنفعه چون ساختن دارالايتام ودرمانگاه وتاسيس سازمان هاي سياسي وفرهنگي توجه نشان داده اند ودر مسائل سياسي نيز علاقه ي فراوان داشتند.يکي از اقدامات مهم آنان تاسيس حوزه هاي علميه به سبک نجف وقم با مواد درسي مشابه وهمچنين تاسيس حوزه هاي علميه خواهران در استان هاي مختلف بود.

نفوذ وهابيت در پاکستان وجنگ شيعه و سني (19)

پس از انقلاب واز زماني که برخي از دولت هاي عربي به نيابت از آمريکا براثر جهالت وحماقت کار نفاق افکني ميان مسلمانان را دنبال کردند تا مانع از اتحاد ويک پارچگي مسلمانان شوند،اين گروه با نام سپاه صحابه واسامي ديگر به ترور شخصيت هاي بر جسته فرهنگي وحقوقي پرداختند.از جمله رهبر برجسته شيعيان اين کشور عارف حسين الحسيني را به شهادت رساندند. هم چنين بارها درايام عاشورا با منفجر کردن مساجد وحسينيه هاي شيعه به کشتار وحشيانه آنان دست زدند.

مشارکت سياسي شيعه(20)

قديمي ترين سازمان وتشکيلات شيعي در پاکستان “شيعي کنفرانس” است که به قصد متحد کردن شيعيان سراسر هند ودفاع از حقوق اجتماعي آنان در شهر لکنهو تاسيس شد وفعاليت هاي اين سازمان به تدريج به پنجاب توسعه يافت وتشکيلاتي تحت عنوان “پنجاب شيعي کنفرانس” به رهبري افرادي همچون راجا غضنفر خان “اولين سفير پاکستان در ايران” شکل گرفت.اندکي بعد “کنفرانس شيعيان سراسر پاکستان” در 1945 (1324) تاسيس شد. ” اداره تحفظ حقوق شيعه” دومين تشکيلات عمده شيعي پاکستان بود که درلاهور تاسيس شد.
“شيعه مطالبات کميتي” يا کميته درخواست هاي شيعيان توسط سيد محمد دهلوي در 1960 (1339) تاسيس شد.”حزب سياسي شيعه” در بحبوحه ي کشمکش هاي سياسي شيعيان با دولت وقت پاکستان وحکومت ژنرال ايوب خان،برسر استيفاي حقوق شيعيان در 13 اکتبر 1969 (21مهر 1348) تاسيس گرديد.

مهم ترين انگيزه هاي تاسيس اين گروه ها تقاضاي صدور مجوز تدريس کتب درسي خاص شيعي در سطوح مختلف آموزشي براي دانش آموزان ودانش جويان شيعه وتفکيک موقوفات شيعه از موقوفات اهل تسنن واداره آن توسط خود شيعيان وآزادي شيعيان در برگزاري مراسم عزاداري محرم بود.شيعيان تا پيش از سال 1980 به صورت حزبي فعاليت مستقل سياسي نداشتند هرچند برخي از شيعيان درسياست حضور داشتند .
ازآن جمله قائد اعظم پاکستان محمد علي جناح رئيس جمهور ،ولياقت علي خان نخست وزير واسکندر خان رئيس جمهور پاکستان از1955 تا 1958 بودند.درسال 1979 شيعيان حزب “نهضت اجراي فقه جعفري” را درشهر بکهر تاسيس کردند. علامه مفتي جعفر حسين روحاني رياست اين حزب را به عهده گرفت واولين حرکت سياسي خود را در ژوئيه 1980 با راه اندازي راه پيمايي بزرگ در اسلام آباد آشکار کرد.
پس ازاو شهيد عارف حسين حسيني درسال 1984 رهبري اين تشکل رادراختيار گرفت وآن رابه صورت يک حزب رسمي در آورد.عارف درسال 1988 درپيشاور به شهادت رسيد و علامه سيد ساجد علي نقوي جايگزين وي شد که تاکنون رهبري شيعيان را در دست دارد.فعاليت اين تشکل مانند بسياري ديگر پس از واقعه 11 سپتامبر محدود گرديد.

مراسم عاشورا درپاکستان(21)

نماد تشيع درشبه قاره وازجمله پاکستان،مراسم عاشوراي حسيني است . به طوري که هيچ نقطه اي ازنقاط شيعه نشين درسراسر شبه قاره نيست که درايام عاشورا مراسم برگزار نشود.اين مراسم آداب مخصوص به خود رادارد واين آداب درمناطق ياد شده به مراتب بيش از آني است که درايران يا حتي در عراق وجود دارد.
برگزاري مراسم عاشورا درطول قرنها سبب شده تا بسياري ازمسلمانان غير شيعه نيز نسبت به آن علاقه مند شده ، مجالس مستقل برگزارنمايندويا درمجالس شيعيان شرکت نمايند. به عبارت ديگرتمام شيعيان پاکستان باشور وشدت بيش از حد درمراسم عزاداري محرم حضور مي يابند. دراين مراسم پاکستاني ها شبيه کوچکي از مقبره امام حسين (ع) درکربلا را پيشاپيش عزاداران حمل مي کنند ودرهند به اين شبيه تعزيه ،درنقاط ديگر ضريح يا نقل مي گويند.علاوه براين، سينه زني و زنجيرزني نيز در مراسم عزاداري محرم در پاکستان معمول است.

سيد ميثم سعادتي نژاد

پي نوشت ها :
1 . سرزمين ومردم پاکستان،هربرت فلد من،ص 9
2 . پاکستان درجستجوي هويت مفقود،ص 3
3 . پاکستان درجستجوي هويت مفقود،ص 4
4 . همان،ص21
5 . همان،ص24
6 . همان،ص25
7 . همان،ص31
8 . همان،ص33
9 . همان،ص34
10 . همان،ص41
11 . همان،ص42
12 . همان،ص43
13 . سرزمين ومردم پاکستان،روبرت لانگ،ص235
14 . پاکستان،ويليام گوردين،ص130
15 . اطلس شيعه،ص606
16 . همان،ص607
17 . همان،ص607
18 . همان،610
19 . همان،611
20 . همان،611
21 . همان،612
منابع:
1 . رسول جعفريان،اطلس شيعه،انتشارات سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح،چاپ اول1387
2 . محمد علي هادي،پاکستان درجستجوي هويت مفقود،موسسه نور،چاپ دوم 1363
3 . روبرت لانگ،سرزمين ومردمپاکستان،مترجم:داوودحاتمي،انتشارات علمي وفرهنگي،چاپ اول1372
4 . هربرت فلدمن،سرزمين ومردم پاکستان،مترجم:عبدالحسين شريفيان،بنگاه ترجمه ونشرکتاب،تهران1350
5 . ويليام گوردين،پاکستان،مترجم:فاطمه شاداب،انتشارات ققنوس،چاپ اول 1383