قيام امام حسين (ع)

پاسخ به شبهات عزادارى براى امام حسين (ع) (11)

سوال اول:

به جز ابن تيميه در ميان علماى اهل تسنن چه کسانى تحليل غير منصفانه از قيام امام حسين (ع) کردند و يا يزيد را نيز مسئول ندانستند و يا لعن بر يزيد را جائز ندانستند؟ و سؤال دوم من اينکه عقيده ابن تيميه در مورد حجاج بن يوسف ثقفى و ديگر خلفاى اموى که قاتل امام چهارم و امام پنجم هستند، مانند وليد بن عبدالملک و ابراهيم بن وليد چه بوده؟

پاسخ:

بله هستند افراد تقريبا محدودى نه خيلى زياد، که اينها لعن يزيد را جائز نمى دانند. خود وهابى ها در اين ده پانزده سال اخير کتاب هاى متعددى نوشته اند، بعضى اساتيد دانشگاه هاى قطر و کويت کتاب هائى در اين هفت هشت سال اخير نوشته اند و در آنجا تحليلى دارند در حرمت لعن يزيد بن معاويه و همچنين ابو حامد غزالى، صاحب احياء العلوم، تقريبا من جمله افرادى است که لعن يزيد را جائز نميداند و مى گويد لعن يزيد کاملا اشکال دارد و ما نبايد به يزيد لعنت بکنيم.

سال گذشته در نماز جمعه يکى از شهرهاى استان هرمزگان، يک اطلاعيه اى پخش کردند مبنى بر حرمت لعن يزيد بن معاويه. ما هم چيزى نمى گوئيم نسبت به کسانى که از يزيد دفاع مى کنند يا نظر خوشى دارند نسبت به او، خدا را قسم مى دهيم به آبروى امام حسين (ع) آنها را با يزيد محشور کند و ما را هم با اهل بيت عصمت و طهارت (ع) که افتخار حمايت از اينها را داريم.

حالا اگر آنها واقعا معتقدند، چون ابن تيميه هم مى گويد يزيد گناهى کرده و از کجا معلوم حسناتى نداشته باشد بر اينکه گناهانش را از بين ببرد، خوب اگر اين ملاک باشد، فرعون هم کارهاى خوبى انجام داده، نمرود هم کارهاى خوب انجام داده يا بعضى افراد ملحد، مگر صدام کارهاى خوبى انجام نداده، اگر ملاک اين باشد ما ديگر نبايد در در دنيا به کسى بگوئيم بد است. إن شاء الله در رابطه با نظر ابن تيميه در مورد حجاج بن يوسف ثقفى و ساير خلفاء عرض خواهيم کرد. گرچه در صحبتى که امروز خدمت عزيزان عرض کردم ابن تيميه صراحت دارد در مورد خلفاء که تمام اينها جزو اولياء هستند و جزو ولى امر هستند و کسى حق قيام در برابر اينها را ندارد. هر کس در برابر خلفاى بنى اميه و بنى عباس قيام کرده، ضررش بيش از منفعتش بوده و لذا ايشان صراحتا هرگونه مخالفت با حکام بنى اميه و حکام بنى مروان را کاملا غير جائز مى شمارد و مى گويد ما به هيچ وجه نبايد در اين زمينه قيام بکنيم.منهاج السنه ابن تيميه، ج۴، ص۵۲۸ و ج۴، ص۵۳۰

سؤال دوم:

بعد از اينکه امام حسين (ع) به دست يزيد به شهادت رسيد، گفتند که حاکم مصر آمد به خونخواهى امام حسين (ع) برخيزد و وقتى آمد با يزيد روبرو شد، يزيد نامه اى داشت از پدر حاکم مصر، مى خواستم بدانم صحت دارد که نوشته بود و سفارش کرده بود به معاويه و معاويه به يزيد که اولاد حضرت على (ع) را بکشند و به شهادت برسانند؟

پاسخ:

خير ما همچنين چيزى نداريم که حاکم مصر براى خونخواهى امام حسين (ع) آمده باشد، بلکه آن زمان مصر جزو حکومت اسلامى بوده و حاکم مستقلى نداشته. مصر تقريبا در زمان ابوبکر و اوائل حکومت عمر فتح شد و جزو دائره حکومت اسلامى بود، از طرف معاويه و يزيد در آنجا حاکمى بوده که خود آقا امير المؤمنين (ع) هم آقاى مالک اشتر را به عنوان حاکم و استاندار فرستاد که متأسفانه معاويه او را مسموم کردند.

سؤال سوم:

سؤالى داشتم راجع به مختار ثقفى، اين انتقامى که از آل يزيد و آل مروان گرفت، آيا اين را به عنوان يک خليفه قبول دارند که يک همچنين کارى انجام شد يا نه؟ اگر يزيد خليفه بود پس مختار چه مى شود؟ مى خواستم کمى در اين باره توضيح بدهيد.

پاسخ سؤال سوم:

در رابطه با قضيه مختار ثقفى حديث و سخن خيلى زياد هست؛ ولى ما بايد دو مسئله را در مورد او با هم تفکيک کنيم. يکى اينکه اين عملى که از مختار صادر شد در خارج و تمام قاتلان امام حسين (ع) و ظالمين را به کيفر رساند، اين را قطعا شکى نداريم که مرضى خداوند عالم هست، مرضى اهل بيت (ع) هم بوده و مايه چشم روشنى اهل بيت (ع) بوده، حتى ما داريم در تاريخ شيعه و سنى، وقتى آمدند به مدينه به آقا امام سجاد(ع) خبر دادند که يابن رسول الله، آيا خبر داريد که در کوفه چه خبر هست؟ مختار در کوفه قيام کرده و تمام کسانى را که در شهادت پدر بزرگوارتان سهيم بودند به کيفر رسانده، ابن سعد را کشته، عبيدالله بن زياد را کشته، و داشت گزارش مى داد،مى گويند آقا امام سجاد (ع) فرمود:آيا حرمله قاتل برادر شير خواره ام را به کيفر رسانده يا نه؟ راوى مى گويد من بى خبر هستم. بعد از اينکه چند ساعتى گذشت نفر دومى آمد و آقا امام سجاد (ع) سر سفره بودند، بشارت داد به آقا امام سجاد (ع) که ما شنيديم يا بوديم در کوفه که حرمله را هم به کيفر رساندند، آقا امام سجاد (ع) در همان سر سفره به سجده افتادند و خدا را بر اين کار مختار ثقفى شکر کردند.

حالا اينکه چگونه آقا امام سجاد (ع) نسبت به شهادت على اصغر (ع) متأثر بوده يا نبوده، اين يک بحث طولانى دارد، حتى من ديدم يکى از مورخين بزرگ آمريکائى هست به نام ويل دورانت تعبيرى اين چنينى دارد که:اگر تمام کارهائى که لشگريان يزيد در کربلاء کردن قابل توجيه باشد، شهادت طفل شيرخواره امام حسين (ع) قابل توجيه نيست.

شهادت و کشتن اين کودک آن هم به آنچنان وضعى، قلب هر شنونده را به درد مى آورد.

در تاريخ هست که:وقتى آقا امام حسين (ع) به زينب کبرى (س) فرمود: فرزندم را بدهيد من از او خداحافظى بکنم، قبل از اينکه لب هاى امام حسين (ع) به گونه هاى على اصغر (ع) برسد، تير حرمله بر حلقوم على اصغر (ع) وارد شد و قلب آقا امام حسين (ع) واقعا کباب شد.

و در همانجا بود که بعضى از مقتل نويسان نوشته اند که:هاتفى صدا زد:صبرا لک يا حسين، دعه فإن له مرضعة فى الجنة.

حسين خداى عالم بر قلبت صبر بدهد و او را به ما واگذار کن، ما يک دايه مهربانى در بهشت براى على اصغر (ع) تهيه ديده ايم.

خوب اين کار مختار، مرضى اهل بيت (ع) بوده؛ ولى اينکه آامد خدمت آقا امام سجاد (ع) و خواست اذن بگيرد براى قيام، آقا امام سجاد (ع) اذن ندادند، که اين اذن ندادن يا جنبه سياسى داشته و نمى خواستند تقيتاً روى اين قضيه باشد يا معتقد به مشروعيت قيام در آن لحظه نبودند و بعد آمد نزد محمد حنفيه، فرزند ديگر آقا امير المؤمنين (ع)، يک اجازه اى گرفت و قيام کرد. نسبت به مختار ما درود مى فرستيم و طلب مغفرت مى کنيم و إن شاء الله که شفاعت آقا امام حسين (ع) بر او برسد؛ ولى اينکه قيام ايشان براى اسلام و دين بود يا نه، اين براى ما خيلى روشن نيست.

سؤال چهارم:

در قضيه روزه عاشوراء فرموديد برادران اهل سنت چنين اتهامى به رسول الله وارد کردند که ايشان فرمودند شما روزه بگيريد و خودشان نمى گرفتند. من فکر مى کنم برادران فراموش کرده اند که در قرآن کريم پيغمبر اکرم (ص) أسوه حسنه معرفى شده اند و برداشت بنده اين است که هرکارى رسول الله مى کنند شما بکنيد و هرکارى نمى کنند شما نکنيد. نميدانم برادران تناقض اين آيه را با اين مطلب در نظر دارند که اين مطلب را بيان مى کنند يا نه؟

پاسخ :

الحق که سخن زيبائى فرموديد. آنان مى گويند که پيامبر چنين دستور داد، ولى خود انجام نداد، ولى قر آن مى گويد پيامبر(ص) أسوه حسنه است.

سؤال پنجم:

شما فرموديد که اهل سنت در تريبون ها لعن يزيد ملعون را نمى کنند، بنده سراغ دارم که عده اى از برادران اهل سنت در مراسم سينه زنى امام حسين (ع) حضور پيدا مى کنند و يزيد را لعن مى کنند و مى خواستم بدانم که اين دو دستگى در اهل سنت نشانه چيست؟

پاسخ:

بله بنده هم عقيده ام بر اين است که بعضى در کردستان، اروميه، خلخال و در جاهاى زيادى ما ديديم حتى در خود زاهدان و بندرعباس که عده زيادى از برادران اهل سنت مى آيند و در عزادارى امام حسين (ع) شرکت مى کنند؛ همانند شيعيان سينه مى زنند و گريه مى کنند و حتى براى امام حسين (ع) و روز تاسوعا نذر مى کنند، ما حساب اينها را از حساب اهل سنت و وهابيت جدا مى دانيم. البته اگر اهل سنت، روى نظر فقهى و علماى خود عملى را انجام مى دهند و توانائى اجتهاد ندارند، قطعا گناهشان و وزر و وبالشان به عهده علمائى است که اينچنين فتوا مى دهند و آنها را از اهل بيت (ع) جدا مى کنند. حرف ما نسبت به آن اهل سنتى است که به تبع وهابيت، اين حرفها را در مقاله هايشان مى زنند. بنده خودم هم صحبت هاى جناب عبدالحميد را در نماز جمعه هفته گذشته از اينترنت گرفتم و گوش کردم که ۹۰ درصد حرف هايش، اساسى و زيبا بود که از ايشان تشکر مى کنيم و چند مورد از حرف هايش خلاف واقع است و ما از ايشان گلايه داريم؛ ولى عبارت ايشان خيلى محترمانه و مؤدبانه است و مى گويد اگر ما در عزاى امام حسين (ع) شرکت نمى کنيم يا لباس سياه نمى پوشيم، بخاطر اينکه برداشت ما از سنت اين هست و عزيزان شيعه ما برداشتشان چيز ديگرى هست و ما اين حرف منطقى را استقبال مى کنيم و صد مرحبا و آفرين مى گوئيم و اين مقاله اى که به نام ابو خالد در همان سايتى که زير نظر جناب عبدالحميد است گذاشته شده، ما اين صاحب مقاله را آدم منحرف و وهابى و مخالف اهل بيت (ع) و حرف هاى او را حرفاى بى اساس و بى پايه و دروغ و افتراء مى دانيم، حتى ايشان با کمال وقاحت و بى حيائى مى آيد عبارتى از فقهاى شيعه نقل مى کند و بعد مى گويد اين نظر شيعيان، نه شرعا و نه عقلا درست نيست. يعنى تمام بزرگان و فقهاى شيعه را و تمام نظراتشان را خلاف عقل و اينها را غير عاقل معرفى مى کند. قطعا اين عزيز به آئينه نگاه کرده و چهره خود را مشاهده کرده و بعد آمده نام خودش را بر علما و فقهاى شيعه گذاشته است.

سؤال ششم:

در سوره آل عمران وقتى خداوند مى فرمايد اگر کسى از خداوند و پيامبر اطاعت نکند، کافر هستند، مى خواستم بدانم آيا مى توانيم اينها را اهل کفر بدانيم و لعن بکنيم؟

پاسخ:

در مورد آيه مورد سؤال، ما قائل به تعبد هستيم، اگر در روايتى صحيح، نسبت به کسى لعن آمده باشد ما هم لعن مى کنيم و اگر نيامده باشد، ما به صورت کلى لعن مى کنيم؛ مثلا مى گوئيم:اللهم اللعن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له على ذلک.

خدايا تمام دشمنان اهل بيت (ع) را گرفتار لعنت کن.

ولى نام از يک فرد بخصوصه نمى بريم، فردى که در روايات ما از آنها نام برده نشده.

سؤال هفتم:

ملازاده:

امام حسين (ع) و يزيد که با هم پسر عمو بودند و دعوا داشتند، يزيد به اعتقادات امام حسين (ع) نزديک بود و شما اين حرف ها را يک تنه به ميدان مى رويد.‌ آيا حسين به حرف هاى شما معتقد بود؟ و إلا چرا مى خواست برود و با يزيد ملاقات کند؟ چرا مى خواست برود و در ميان لشگريان يزيد بجنگد؟

پاسخ :

جناب آقاى ملازاده فرمودند که يزيد به اعتقادات امام حسين (ع) نزديک تر بوده، خوب ما حرفى نداريم، خداى عالم حضرت عالى را که از يزيد دفاع مى کنيد، فردا قيامت با يزيد محشور کند و ما هم که از امام حسين (ع) دفاع مى کنيم، خدا هم به آبروى امام حسين (ع) ما را با امام حسين (ع) محشور کند.

من بار ها و بارها گفته ام و مى گويم و از تمامى اساتيد دانشگاه و حوزه اهل سنت مى خواهم که بيائيد با هم دوستانه و بدون غرض و خصومت صحبت کنيم و مشکلات را حل بکنيم.

سؤال هشتم:

در حال حاضر علمائى هستند که فتوا داده اند که زنجير زنى با قمه زنى حرام مى باشد، بخاطر اينکه وهن به مذهب مى باشد و ضرر به جسم مى زند، آيا نظر شما هم همين است؟

ما چگونه بايد با اهل سنت رفتار کنيم در حالى که آنان ما را رافضى مى دانند و فحش مى دهند؟

پاسخ:

در مورد قمه زنى که وهن اسلام هست يا نه، عرض کنم که عزيزان در هر کجاى دنيا که هستند مى توانند با سايت آقايان مراجع عظام تقليد تماس بگيرند و آنچه که براى شما حجت هست نظر مرجع تقليد شما هست نه نظر بنده و هدايتى و ديگرى و علماى قبل. شما مى توانيد در سايت www.shia.com وارد شويد و سايت تمام مراجع تقليد آنجا هست، از مرجع تقليدتان سؤال کنيد و هر جوابى که مرجع تقليدتان دادند، همان جواب برايتان حجت هست.

ما اگر پيرو ائمه عصمت و طهارت (ع) هستيم، کسى که از زبانش يا حسين و يا الله خارج مى شود، يا زهرا مى گويد، اين زبان را نبايد به فحش آلوده کند. آقا اميرالمومنين (ع) نسبت به معاويه فرمود:إنى أکره لکم أن تکونوا سبابين و لکنکم لو وصفتم أعمالهم و ذکرتم حالهم، کان أصوب فى القول و أبلغ فى العذر.

من دوست ندارم شما به معاويه فحش بدهيد.فقط حقائق کارهاى معاويه را به مردم بگوئيد، مردم را روشن کنيد و اعمال و کردار معاويه و لشگريانش را به مردم بازگو کنيد نه اينکه فحش بدهيد.نهج البلاغه، خطبه ۲۰۶

من از عزيزان تقاضا دارم که نه تنها به اهل سنت فحش ندهند بلکه اگر زمانى يک نادانى به شما فحش داد ، طبق دستور قرآن:و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما.

به اهانت او با اهانت پاسخ ندهيد. بگوئيد ما سلامتى شما را از خداوند خواستاريم.سوره فرقان، آيه ۶۳ و إذا مروا باللغو مروا کراما.

و اگر از کنار يک کار يا عمل ناشايستى عبور کردند کريمانه عبور کنيد.سوره فرقان، آيه ۷۲

و ما با إسوه قرار دادن قرآن و نبى مکرم و اهل بيت (ع) هيچگونه فحش و ناسزا هم نمى گوئيم، حتى بنده به وهابى ها هم در طول اين دو سالى که عزيزان برنامه هاى بنده را در شبکه سلام ديده اند، من نهايت تعمد را داشته ام، حتى به وهابى ها هم کوچکترين اهانتى را نکنم، حتى نسبت به ابن تيميه که حرف هاى ايشان را نقد کرديم.

سؤال نهم:

اگر امام حسين (ع) مى دانستند که شهيد مى شوند و پيغمبر اکرم (ص) هم به ايشان اطلاع داده بودند اين موضوع را، چرا زن و بچه خود را هم با خود بردند؟ آيا سابقه داشته که در جنگ هاى اسلامى که اين همه زن و بچه را با خود ببرند يا نه؟

پاسخ:اين سوال را در جلسه بعد حتما جواب خواهيم داد، چون در اين جلسه وقت کم است؛ ولى خلاصه جواب اين است که:در آن زمان وسائل تبليغى نبود و رسانه ها و روزنامه ها نبود و بودن اهل بيت امام حسين (ع) در کربلاء و رفتن به اسارت در کوفه، سخنرانى هاى اهل بيت (ع) مردم را روشن کرد و عليه حکومت مردم را بسيج کرد و همچنين در شام مردم شورش به پا کردند و در هر شهرى که اهل بيت (ع) قدم گذاشتند، به عنوان وسيله تبليغاتى و رسانه رساى آن روز، صداى آقا امام حسين (ع) و هدف ايشان و مقصد امام حسين (ع) را براى مردم بيان کردند و جنايات دودمان بنى اميه را براى مردم روشن کرد. اگر روشنگرى اهل بيت امام حسين (ع) نبود، شايد دودمان يزيد، قيام امام حسين (ع) و شهادت او را در کربلاء يا توجيه مى کردند يا به طور ديگرى براى مردم وارونه مى کردند.

سيد محمد حسينى قزوينى

منبع :سايت حضرت ولى عصر (عج)