َجهاد و مجاهدان در قرآن

جهاد یک قانون عمومی درعالم آفرینش است و همه موجودات جهان اعم از نباتات و حیوانات بوسیله جهاد مانع رااز سر راه خود برمی دارند تا بتوانند به کمال مطلوب خود برسند و با عوامل نابودیخود مبارزه کنند. جَهد را تلاش توأم با رنج معنی می کنند.جهاد، مصدر است بمعنیتلاش و نیز اسم است به معنی جنگ و جنگ را از آن جهت جهاد گویند که تلاش توأم بارنج است. (قاموس قرآن)

البته باید توجه داشت که جهاد علاوه بر نبردهای دفاعی و گاه تهاجمی، مبارزات علمی، اقتصادی فرهنگی و سیاسیرا نیز در بر می گیرد.

از آنجا که همیشه افرادزورمند و خودکامه، فرعونها و نمرودها اهداف انبیاء را مزاحم خود می دیده اند دربرابر آنها، ایستاده و جز به محو دین و آیین خدا راضی نبودند. از طرفی دیندارانراستین در عین تکیه بر عقل و منطق و اخلاق باید در مقابل این گردنکشان ظالمبایستند و راه خود را با مبارزه و درهم کوبیدن آنان، به جلو باز کنند. به هر حال یکی از افتخارات ما مسلمانان آمیخته بودن دین با مسأله حکومت و داشتن دستور جهاد در برنامه های دینی است. اسلام بر خلاف مسیحیت کنونی که می گوید: )…هرکس بهرخساره راست تو طپانچه زد رخساره دیگر را به سوی او بگردان (انجیل متی، باب پنجم،شماره ۳۹) چنین دستوری نمی دهد، چرا که این دستور انحرافی باعث جرأت و جسارت ظالم و تجاوزگر می شود، حتی مسیحیان جهان امروز نیز هرگز به چنین دستوری عمل نمی کنند وکمترین تجاوزی را با پاسخی شدیدتر که آن هم بر خلاف دستور اسلام است جواب می گویند.

جهاد اسلامی اهدافی راتعقیب می کند و آنچه ما را از دیگران جدا می سازد همین است. جهاد اسلامی برای خاموش کردن فتنه ها، دفاع از خویشتن، محو شرک و بت پرستی و برای حمایت از مظلومان وضع شده است.

در قرآن کریم، در آیات مختلفی سخن از جهاد و وصف مجاهدان و پاداش آنان به میان آمده است و حتی خداوند به جهادگران بیدار سوگند یاد کرده است و فرموده: «سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) درحالی که نفس زنان پیش می رفتند، سوگند به افروزندگان جرقه آتش(در برخورد سمهایشانبا سنگهای بیابان)، سوگند به هجوم آوردندگان سپیده دم،(که آنچنان بر دشمن هجومسریع می برند) که گرد و غبار به هر سو پراکنند،(ناگهان) در میان دشمن ظاهر شدند».(۱)

از اینجا روشن می شود که جهاد آنچنان عظمتی دارد که حتی نفسهای اسبهای مجاهدان، شایسته سوگند است.و همچنین جرقه های ناشی از برخورد سمشان به سنگها و گردوغباری که در فضا پخش میشود. آری گرد و غبار صحنه جهاد هم پرارزش است.

خداوند در آیه ۲۵۱ سوره بقره به یک قانون کلی اشاره کرده و می فرماید: «و اگر خداوند بعضی از مردم رابوسیله بعضی دیگر دفع نکند سراسر زمین فاسد می شود.» و در جایی دیگر یکی از فلسفه های تشریع جهاد را چنین بازگو می کند: «و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضیدیگر دفع نکند. دیرها و صومعه ها و معابد یهود و نصارا و مساجدی که نام خدا در آنبسیار برده می شود، ویران می گردد.»(۲)

از آن جا که هرگونه دعوت بهخداپرستی بر ضد جبّارانی است که می خواهند مردم همچون خدا آنها را بپرستند! اگرآنها فرصت پیدا کنند تمام این مراکز را با خاک یکسان می کنند.

قرآن کریم یکی از خصوصیاتیاران پیامبر(ص) را چنین بر می شمرد که: «در برابر کفار شدید و دلسختند:«اشدّاءعلی الکفّار»(۳)، آری مؤمنان در میدان جهاد آنچنان می غرّند که نمی توان تصور کرد،آنها همان کسانی اند که در خلوت شبانه شان با معبود گریه سر می دهند.

خداوند در آیه ۷۱ سوره نساءفرمان آماده باش دائمی به مسلمانان می دهد و برای حفظ موجودیت اجتماعشان میفرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، با کمال دقت مراقب دشمن باشید، مباداغافلگیر شوید و از ناحیه آنها خطری به شما برسد.» سپس دستور می دهد که برای مقابله با دشمن از روشها و تاکتیکهای مختلف استفاده کنید و در دسته های متعدد یا به صورتاجتماع، برای دفع دشمن حرکت کنید. این آیه دستور جامع و همه جانبه ای به تمام مسلمانان، در همه قرون و اعصار می دهد که برای حفظ امنیت خود و دفاع از مرزهای خویش دائماً مراقب باشند. و یکنوع آماده باش مادی و معنوی بطور دائم بر اجتماع آنها حکومت کند و حتی خداوند در آیه ۱۰۲ سوره نساء برای آنکه مسلمانان در میدان جنگ، موقع نماز از دشمن غفلت نکنند دستور نماز خوف را تشریع می کند و این چیزی جزتوجه دادن مسلمانان به دشمن و لزوم هوشیاری و بیداری در همه مکانها و زمانها نیست.

و از طرفی خداوند به لزوم آمادگی رزمی کافی در برابر دشمنان تأکید کرده، می فرماید: در برابر دشمنان هرچقدرتوانایی دارید از نیرو و قدرت و اسبهای ورزیده برای میدان آماده سازید. با این وسایل دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید، «و اعدّوا لهم مااستطعتم من قوّهٍ و من رباط الخیل ترهبون به عدوّ اللّه و عدوّکم»(۴) در این آیه خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که در انتظار نمانید تا دشمن به شما حمله کند و آنگاه آماده مقابله شوید، بلکه از پیش باید به حد کافی آمادگی در برابر هجومهای احتمالی دشمن داشته باشید. تعبیر آیه به قدری وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانی تطبیق می کند وباید به عنوان یک شعار همگانی در همه جا تبیلغ شود. تأکیدات قرآن بر امر جهاد باعث شده است که مسلمانان در طول تاریخ این میدان را خالی نگذارند و در صحنه های مختلف حتی با نفرات کمتر، در میدان جنگ پیروز شوند.

مسلمانان با این شعار درمیدانها حضور پیدا می کردند که ما در هر حال به «احدی الحسنیین» (یکی از دو نیکی)می رسیم، یا پیروز می شویم و یا در راه خدا و اعتقاد خود شهید می شویم که این خودنوعی پیروزی است در هر حال برای مسلمانی که در میدان جهاد حاضر می شود شکست معنا ندارد که این خود علاوه بر تقویت اراده و دادن انگیزه، دشمنان را نیز متحیر ومرعوب می کند. در عصر حاضر نیز استعمارگران از این تعالیم قرآن به شدت وحشت دارندو سعی بر دور کردن مسلمانان از مفاهیمی چون جهاد و شهادت دارند. امام علی(ع)درباره جهاد می فرمایند:«انّ الجهاد بابٌ من ابواب الجنّه فتحه اللّه لخاصّهاولیاءه ؛ جهاد، دری از درهای بهشت است که خداوند آنرا به روی خواص اولیاء خود بازکرده است»(۵) و حضرت امام خمینی (ره) می فرماید: «ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد.»

با این مقدمه، به بررسی ابعاد جهاد و مرور شخصیت مجاهدان از دیدگاه قرآن کریم می پردازیم در این بحث ازتفسیر گرانقدر نمونه بهره برده ایم.

هنگامی که مسلمانان در مکه بودند مشرکان پیوسته آنها را آزار می دادند. مسلمانانی که مورد شکنجه و اذیت قرارمی گرفتند مرتباً خدمت پیامبر می رسیدند و شکایت می کردند و اذن جهاد می خواستند.اما پیامبر به آنها می فرمود: صبر کنید، هنوز دستور جهاد به من داده نشده است. تااینکه پیامبر از مکه به مدینه هجرت نمود. خداوند آیه ۳۹ سوره حج را نازل فرمود.این آیه که متضمن اذن جهاد است، نخستین آیه ای است که درباره جهاد نازل شده است.خداوند در این آیه می فرماید: «خداوند به کسانی که از طرف دشمنان بر آنها جنگ تحمیل شده است اجازه جهاد داده است، چرا که آنها مورد ستم قرار گرفته اند؛ اذنللّذین یقاتلون بانّهم ظلموا». سپس این اجازه را با وعده پیروزی از سوی خداوندتکمیل کرده، می فرماید: «و خداوند قدرت بر یاری کردن آنها را داراست» مسلمانان باید آنچه در توان دارند در عالم اسباب بکار گیرند و در انتظار یاری خداوند نیزباشند، این همان برنامه ای بود که پیامبر اسلام در تمام مبارزاتش بکار می گرفت وپیروز می شد. در آیه ۱۹۰ سوره بقره نیز خداوند دستور مقاتله و مبارزه با کسانی کهبا مسلمانان می جنگند را صادر کرده و می فرماید: «با کسانی که با شما می جنگند درراه خدا پیکار کنید؛ و قاتلوا فی سبیل اللّه الّذین یقاتلونکم( تعبیر به )فی سبیل اللّه» هدف اصلی جنگهای اسلامی را روشن می سازد که جنگ در منطق اسلام هرگز بخاطرانتقامجویی یا جاه طلبی یا کشورگشایی نیست. بلکه تمام حرکات و رفتار هنگام و بعداز جنگ رنگ خدایی دارد. قرآن کریم در ادامه توصیه به رعایت عدالت، حتی در میدانجنگ و در برابر دشمنان کرده، می فرماید: «از حدّ تجاوز نکنید، چرا که خداوندتجاوزکاران را دوست ندارد». خداوند در آیه بعد با صراحت بیشتری دستور جهاد را بیانکرده و می فرماید: «آنها (همان مشرکانی که از هیچ گونه ضربه زدن به مسلمین خودداری نمی کنند) را هر کجا بیابید به قتل برسانید و از آنجا که شما را (از مکه) بیرونکردند، آنها را بیرون کنید»(۶)

چرا که این یک نوع دفاع عادلانه و مقابله به مثل منطقی است. خداوند در آیه ۱۹۲ همین سوره با اشاره به هدف جهاد در اسلام می فرماید:«با آنها پیکار کنید تا فته از میان برود و دین مخصوص خداباشد» و بعد اضافه می کند: «اگر آنها (از اعتقاد نادرست خود) دست بردارند (مزاحم آنها نشوید زیرا) تعدی جز بر ستمکاران روا نیست؛ و قاتلوهم حتّی لا تکون فتنه ویکون الدّین للّه فان انتهوا فلاعدوان الّا علی الظّالمین». نظیر این تعبیر در جای دیگر نیز آمده است: «و قاتلوهم حتّی لاتکون فتنه و یکون الدّین کلّه للّه فانانتهوا فانّ اللّه بما یعملون بصیر»(۷) در تفسیرهای اهل سنت و تفاسیر مختلف شیعهاز امام صادق (ع) نقل شده است که چنین فرمود:«تأویل و تفسیرنهایی این آیه هنوز فرانرسیده است و هنگامی که قائم ما قیام کند، کسانی که زمان او را درک کنند تأویل اینآیه را خواهند دید، به خدا سوگند در آن موقع، دین محمّد به تمام نقاطی که شب پوششآرام بخش خود را بر آن می افکند خواهد رسید تا در سراسر زمین مشرک و بت پرستی باقینماند». در جای دیگر خداوند می فرماید: «در راه خدا پیکار کنید و بدانید خداوندشنوا و دانااست ؛ و قاتلوا فی سبیل اللّه و اعلموا انّ اللّه سمیعٌ علیم».(۸)

یکی دیگر از آیاتی که در آنبه جهاد امر شده است آیه ۷۵ سوره نساء است. در این آیه دعوت به جهاد بر اساس تحریک عواطف انسانی می باشد. در این آیه خداوند می فرماید: «چرا شما در راه خدا و در راهمردان و زنان و کودکان مظلوم و بی دفاعی که در چنگال ستمگران گرفتار شده اندمبارزه نمی کنید؟ » آیا عواطف انسانی شما اجازه می دهد که خاموش باشید و این صحنه های رقت بار را تماشا کنید؟« و مالکم لاتقاتلون فی سبیل اللّه و المستضعفین منالرّجال و النّساء و الولدان».

در آین آیه شریفه ضمن دعوت به جهاد به یکی از اهداف متعالی جهاد در اسلام نیز اشاره شده است. رهایی و نجات مظلومین در هر جای عالم یکی از وظایف مردان مسلمانی است که قرآن را آویزه گوش خود کرده اند و اگر به این آیه نجات بخش قرآن به معنای واقعی عمل شده بود، در دنیای امروز انسانها اینگونه به استضعاف کشیده نشده بودند. خداوند در آیه بعد برای تشجیع مجاهدان و ترغیب آنها به مبارزه با دشمن و نیز مشخص ساختن صفوف و اهداف مجاهدان میفرماید: «افراد با ایمان در راه خدا و آنچه به سود بندگان خدا است پیکار می کنندولی افراد بی ایمان در راه طاغوت و قدرتهای ویرانگر ؛ الّذین آمنوا یقاتلون فیسبیل اللّه و الّذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطّاغوت»(۹) این آیه نیز تأکیدی دیگربر انگیزه های مجاهدان است. آنگاه که انگیزه جهاد الهی باشد، مجاهدان اجازه هرگونهبرخورد و رفتار حتی در میدان جهاد را ندارند. در هر حال زندگی خالی از مبارزهنیست، منتهی جمعی در مسیر حق و عدّه ای در راه باطل و شیطان پیکار می کنند. خداونددر ادامه آیه با تأکید بر جهاد می فرماید: «با یاران شیطان پیکار کنید و از آنهاوحشت نداشته باشید؛ فقاتلوا اولیاء الشّیطان».

یکی دیگر از آیاتی که در آن خداوند فرمان به جهاد داده است. آیه ۷۸ سوره حج است، «و در راه خدا جهاد کنید و حق جهادش را ادا نمائید، و جاهدوا فی اللّه حقّ جهاده».

در آیه ۷۳ سوره توبه خداوند به پیامبر دستور شدت عمل در برابر کفار و منافقین را داده و می فرماید: «ای پیامبربا کافران و منافقان جهاد کن و در برابر آنها روش سخت و خشن در پیش گیر».

«یا ایّها النّبی جاهدالکفّار و المنافقین واغلظ علیهم» البته طرز جهاد در برابر کفار جهاد همه جانبه ومخصوصاً جهاد مسلحانه است و منظور از جهاد با منافقان انواع و اشکال دیگر مبارزه،غیر از مبارزه مسلحانه است مانند مذمت،توبیخ، تهدید و رسوا ساختن. خداوند علاوه برآنکه به پیامبرش فرمان جهاد می دهد، یکی از وظایف او را تشویق و ترغیب مسلمانان ومؤمنین به جهاد بر می شمارد و می فرماید: «یا ایّها النّبی حرّض المؤمنین علیالقتال ؛ ای پیامبر مؤمنان را به جنگ با دشمن تشویق کن»(۱۰) آیه فوق بیانگر اهمیتتقویت هرچه بیشتر روحیه سربازان می باشد و نیز یک دستور اسلامی به رهبر جامعهاسلامی است. خداوند در ادامه برای تشویق مسلمانان، خود نیز وعده نصرت و یاری داده،می فرماید: )اگر از شما بیست نفر سرباز با استقامت باشند بر دویست نفر غلبه خواهندکرد و اگر از شما صدنفر باشند بر هزار نفر از کافران غلبه می کنند( به این ترتیبمسلمانان نباید منتظر این باشند که از نظر نفرات جنگی با دشمن در یک سطح مساویقرار گیرند بلکه حتی اگر عدد آنها یک دهم دشمن باشد باز وظیفه جهاد بر آنها فرضاست. اما به دنبال دستور سنگین فوق خداوند آنرا چند درجه تخفیف می دهد و می گوید: «هماکنون خداوند به شما تخفیف داد و دانست در میان شما افرادی ضعیف و سست هستند، دراین حال اگر از شما صد نفر سرباز با استقامت باشد بر دویست نفر غلبه می کنند و اگرهزار نفر باشند بر دوهزار نفر به فرمان خدا پیروز می شوند.»(۱۱) یعنی هنگامی که مسلمانان گرفتار ضعف و سستی شوند و در میان آنها افراد تازه کار و ناآزموده باشندمقیاس سنجش همان نسبت دو برابر است. واقعیت این است که در هیچ کدام از جنگهای صدراسلام عدّه و تجهیزات مسلمین برتری بر عده و تجهیزات کفار نداشت و عامل پیروزیآنها، اعتقاد و عزم راسخ مسلمین و نصرت خداوند بود. و این مسأله در مورد جنگ عراقبا ایران نیز صادق بود و ایرانیان در حالی ۸ سال در برابر عراق و تجاوز اوایستادند که تمام ابرقدرتها و دنیا پشت سر عراق بود و نیروی ایمان و امداد الهی بود که ایرانیان را در آخر سربلند کرد.

این همان وعده خداوند استکه می فرماید:«یا ایّها الّذین آمنوا ان تنصروا اللّه ینصرکم و یثبّت اقدامکم ؛ ایکسانی که ایمان آورده اید، اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری می کند و گامهایتانرا استوار می سازد.»(۱۲) و این است وعده نصرت خداوند.

نکته ای که به آن باید توجهداشت این است که برای انسانهای معمولی یک امر طبیعی است که جنگ ولو با دشمن و درراه خدا خوشایند نیست. در جنگ هم اموال و انسانها تلف می شوند و هم جراحتها ومشقات وجود دارد، البته برای عاشقان راه حق و کسانی که در سطح بالایی از معرفتقرار دارند جنگ با دشمنان حق شربت گوارایی است که آنان همچون تشنه کامان به دنبالآن می روند و مسلماً حساب آنها از حساب توده مردم جدا است. خداوند در آیه ۲۱۶ سورهبقره می فرماید:«جنگ (با دشمن) بر شما مقرر شده است، در حالی که از آن اکراهدارید؛ کتب علیکم القتال و هو کرهٌ لکم» و سپس به عنوان یک قانون کلی و اصل اساسیکه حاکم بر قوانین تکوینی و تشریعی خداوند است اشاره کرده و می فرماید: «چه بسا ازچیزی اکراه داشته باشید، در حالی که برای شما خیر است و چه بسا چیزی را دوست داشتهباشید و آن برای شما شرّ است.»

خداوند در آیه ۱۶ سوره توبه مسلمانان را از طریق دیگری تشویق به جهاد کرده، متوجه مسؤولیت سنگین خود در این رابطه می کند که نباید تصور کنید تنها با ادعای ایمان همه چیز درست می شود. بلکه صدق نیت و درستی گفتار و واقعیت ایمان شما در مبارزه با دشمنان، آن هم یک مبارزه خالصانه و دور از هرگونه نفاق روشن می شود. نخست می گوید: آیا گمان کردید شما به حال خودتان رها می شوید و در میدان آزمایش قرار نخواهیدگرفت، در حالی که هنوز مجاهدان شما و همچنین کسانی که جز خدا و پیامبر و مؤمنان محرم اسراری برای خود انتخاب نکرده اند، مشخص نشده اند. در حقیقت جمله فوق دو مطلب را به مسلمانان گوشزد می کند و آن، اینکه تنها با اظهار ایمان کارها سامان نمی یابد و شخصیت اشخاص روشن نمی شود، بلکه با دو وسیله، مردم آزمون می شوند. نخست جهاد در راه خدا و دوم ترک هرگونه رابطه و همکاری با منافقان و دشمنان که اولیدشمنان خارجی را بیرون می راند و دومی دشمنان داخلی را. در جای دیگر خداوند برای تأکید بیشتر می فرماید:«ما قطعاً همه شما را می آزمائیم، تا معلوم شود مجاهدانواقعی و صابران از میان شما کیانند(و مجاهد نماها و منافقان چه کسانی) ؛ ولنبلونّکم حتّی نعلم المجاهدین منکم و الصّابرین»(۱۳)

در آیه ۱۹ سوره محمد موضعگیریهای مختلف «مؤمنان» و «منافقان» در برابر فرمان جهاد روشن می شود. «کسانی که ایمان آورده اند می گویند چرا سوره ای نازل نمی شود» سوره ای که در آن فرمان جهادباشد و تکلیف ما را در برابر دشمنان سنگدل روشن سازد. این وضع حال مؤمنان راستین است. اما «منافقان هنگامی که سوره واضح و روشنی نازل می گردد که در آن سخنی از جنگ است، منافقان بیمار دل را می بینی که همچون کسی که در آستانه مرگ قرار گرفته است (با نگاهی مات و مبهوت و چشمانی که حدقه آنها از کار ایستاده) به تو نگاه می کنند.»

میدان جهاد برای مؤمنان،میدان اظهار عشق به محبوب و میدان پایداری و مقاومت و پیروزی است. و در چنین میدانی ترس معنی ندارد. اما برای منافقان میدان مرگ و نابودی و بدبختی است، میدان شکست و جدایی از لذات دنیا است. میدانی است تاریک و ظلمانی با آینده ای وحشتناک و مبهم!

خداوند در آیه ۷۷ سوره نساءضمن نکوهش کسانی که ابتدا منتظر فرمان جهاد بودند ولی بعد از نزول آیات جهاد، برایشرکت در میدان جهاد مسامحه کردند می فرماید: «راستی شگفت انگیز است حال جمعیتی که در یک موقعیت نامناسب با حرارت و شور عجیبی تقاضا می کردند به آنها اجازه جهادداده شود». و به آنها دستور داده شد که فعلاً خودداری کنید و به خود سازی و انجام نماز و تقویت نفرات خود و ادای زکات بپردازید، اما هنگامی که زمینه از هر جهت آماده شد و دستور جهاد نازل گردید، ترس و وحشت یکباره وجود آنها را فرا گرفت وزبان به اعتراض در برابر این دستور گشودند و صریحاً گفتند: خدایا چرا به این زودیدستور جهاد را نازل کردی؟ چه خوب بود مدتی این دستور به تأخیر می افتاد».

پی نوشت ها:

  1. سوره عادیات، آیات ۵ ـ ۱٫
  2. سوره حج، آیه ۴۰٫
  3. سوره فتح، آیه ۲۹٫
  4. سوره انفال، آیه ۶۰٫
  5. نهج البلاغه، خطبه ۲۷٫
  6. سوره بقره، آیه ۱۹۱٫
  7. همان، آیه ۲۴۴٫
  8. سوره انفال، آیه ۳۹٫
  9. سوره نساء، آیه ۷۶٫
  10. سوره انفال، آیه ۶۵٫
  11. سوره انفال، آیه ۶۶٫
  12. سوره محمد، آیه ۷٫
  13. سوره محمد، آیه ۳۱٫

منبع : سایت قاسمیان.